رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعفرهاب سامانه تحلیل اخبار13 دقیقه مطالعه

فارن پالیسی: تقریباً از هر نظر، ایالات متحده در حال باختن جنگ با ایران است

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، نشریه «فارن پالیسی» در گزارشی به قلم جان هالتی‌وانگر، خبرنگار این نشریه، به بررسی میزان تحقق اهداف اعلام‌شده دولت دونالد ترامپ در جنگ با ایران، از مهار نیروهای همسو با تهران و نابودی توان موشکی و پهپادی گرفته تا تغییر ساختار…

فارن پالیسی: تقریباً از هر نظر، ایالات متحده در حال باختن جنگ با ایران است

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، نشریه «فارن پالیسی» در گزارشی به قلم جان هالتی‌وانگر، خبرنگار این نشریه، به بررسی میزان تحقق اهداف اعلام‌شده دولت دونالد ترامپ در جنگ با ایران، از مهار نیروهای همسو با تهران و نابودی توان موشکی و پهپادی گرفته تا تغییر ساختار قدرت، تضعیف برنامه هسته‌ای و بازگرداندن کنترل بر تنگه هرمز پرداخت و نوشت که با وجود خسارات سنگین واردشده به زیرساخت‌ها و توان نظامی ایران، واشنگتن در دستیابی به بخش مهمی از اهداف راهبردی خود با ناکامی روبه‌رو شده است؛

در حالی که ادامه توان موشکی و پهپادی ایران، پابرجا ماندن ساختار حکومت، ابهام درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده، استمرار اختلال در تنگه هرمز و افزایش هزینه‌های اقتصادی و نظامی جنگ، شکاف میان ادعاهای اولیه کاخ سفید و واقعیت‌های میدانی را برجسته کرده است. در اوایل ماه مارس، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلام کرد که آمریکا پیش‌تر در جنگ علیه ایران «پیروز» شده، اما همچنان باید «کار را تمام کند».

با گذشت چند ماه، در شرایطی که درگیری‌ها در سراسر منطقه تشدید شده و مسیر دیپلماسی نیز به بن‌بست رسیده است، این «کار» همچنان ناتمام باقی مانده و پایانی نیز برای جنگ در چشم‌انداز دیده نمی‌شود. ترامپ روز چهارشنبه گفت «امیدواریم به پایان جنگ نزدیک شده باشیم» و مدعی شد که ایران خواهان دستیابی به توافق است. با این حال، تحولات میدانی با این خوش‌بینی همخوانی چندانی ندارد و شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد تهران برای رسیدن به توافق اشتیاق زیادی دارد.

ایالات متحده در طول این جنگ به برخی موفقیت‌های نظامی دست یافته است، اما در مجموع، این درگیری از منظر راهبردی برای واشنگتن به یک فاجعه تبدیل شده است. جنگ، آسیب‌پذیری‌های جدی ارتش آمریکا را آشکار کرده، نیروهای این کشور را به‌شدت پراکنده و تحت فشار قرار داده، تاکنون حدود ۳۸.۱ میلیارد دلار برای واشنگتن هزینه داشته و همزمان به شکل‌گیری یک بحران جهانی انرژی منجر شده است. این جنگ در داخل آمریکا نیز از محبوبیت بسیار پایینی برخوردار است.

شمار فزاینده‌ای از جمهوری‌خواهان کنگره به طرح‌هایی برای پایان دادن به درگیری رأی می‌دهند و حتی یکی از نمایندگان جمهوری‌خواه کنگره با استناد به نحوه مدیریت جنگ، برای استیضاح پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، اقدام کرده است. با وجود تمام این هزینه‌ها، ایالات متحده در ایران دستاورد بسیار اندکی داشته و در برخی حوزه‌ها حتی شرایط نسبت به آغاز جنگ بدتر شده است. تقریباً بر اساس هر شاخصی ــ از توان ایران برای اعمال قدرت در منطقه از طریق نیروهای نیابتی خود گرفته تا قابلیت‌های نظامی، استحکام حاکمیت و وضعیت برنامه هسته‌ای این کشور ــ آمریکا در حال باختن جنگ است.

علاوه بر این، تهران اکنون ثابت کرده است که می‌تواند تنگه هرمز را برای مدتی طولانی مسدود نگه دارد؛ قابلیتی که ایران سال‌ها از برخورداری از آن سخن می‌گفت، اما پیش از این هرگز آن را در عمل و برای مدت طولانی نشان نداده بود.

گرگوری برو، کارشناس مسائل ایران و تحلیلگر ارشد گروه اوراسیا، در گفت‌وگو با «فارن پالیسی» گفت: «اگر ساعت را به ماه فوریه برگردانید و به آنچه آمریکا اعلام کرده بود در پی دستیابی به آن است نگاه کنید، انکارناپذیر است که ایالات متحده در تحقق اهداف اصلی راهبردی خود شکست خورده است.» متحدان منطقه‌ای هنگامی که ترامپ در اواخر فوریه آغاز عملیات رزمی گسترده علیه ایران را اعلام کرد، گفت یکی از اهداف ایالات متحده این است که اطمینان حاصل کند «نیروهای نیابتی تروریستی دیگر نتوانند منطقه یا جهان را بی‌ثبات کنند و به نیروهای ما حمله کنند.» ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نیز در اوایل ماه مارس گفت واشنگتن در پی از بین بردن «توان ایران برای اعمال قدرت در خارج از مرزهایش، چه امروز و چه در آینده» است.

ترامپ همچنین حدود یک ماه پس از آغاز جنگ، در یک سخنرانی تلویزیونی پربیننده خطاب به مردم آمریکا اعلام کرد که ایالات متحده «به‌طور نظام‌مند در حال از بین بردن توان رژیم [ایران] برای تهدید آمریکا یا اعمال قدرت در خارج از مرزهای خود است.» با این حال، شواهدی وجود ندارد که نشان دهد واشنگتن به این هدف دست یافته است. اینکه جنگ برای ماه‌ها حول نبرد بر سر کنترل تنگه هرمز متمرکز شده ــ آبراهی که هنگام آغاز جنگ باز بود ــ خود نشانه‌ای از تداوم توان تهران برای تأثیرگذاری بر روند تحولات، نه‌تنها در خاورمیانه بلکه در سطح جهانی، به شمار می‌رود.

متحدان منطقه‌ای تهران نیز با گذشت چند ماه از جنگ همچنان تهدیدی جدی محسوب می‌شوند و نقش آنها در تشدید آشوب منطقه‌ای و افزایش قیمت نفت رو به گسترش است. حوثی‌های مورد حمایت ایران در یمن طی ماه جاری پیشروی‌های سرزمینی قابل توجهی در امتداد ساحل دریای سرخ داشته‌اند. این نیروها در جریان یک عملیات سریع و گسترده علیه نیروهای دولت یمن مورد حمایت عربستان سعودی، شهر بندری المخا و جزایر راهبردی از جمله پریم را تصرف کردند. در نتیجه این تحولات، حوثی‌ها عملاً کنترل یک آبراه حیاتی دیگر، یعنی تنگه باب‌المندب، را نیز در اختیار گرفته‌اند.

این تنگه دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند و شبه‌جزیره عربستان را از قاره آفریقا جدا می‌سازد. باب‌المندب حتی پیش از جنگ نیز یکی از مسیرهای کلیدی کشتیرانی جهان بود، اما با بسته شدن تنگه هرمز، اهمیت آن به‌مراتب افزایش یافته است. تهران و حوثی‌ها ماه‌ها هشدار داده بودند که در صورت ادامه جنگ از سوی ایالات متحده، ممکن است تنگه باب‌المندب نیز بسته شود. اکنون آنها در موقعیتی قرار گرفته‌اند که می‌توانند این تهدید را عملی کنند. همزمان، حوثی‌ها و عربستان سعودی نیز بار دیگر وارد تبادل آتش شده‌اند؛

تحولاتی که تنش‌های دیرینه مرتبط با جنگ داخلی یمن را دوباره شعله‌ور کرده است. جنگ داخلی این کشور در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، اما پس از آتش‌بس سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی فروکش کرده بود. اکنون نگرانی‌ها به‌طور فزاینده‌ای در حال افزایش است که یمن در آستانه بازگشت به یک جنگ داخلی تمام‌عیار قرار داشته باشد. عربستان سعودی نیز هفته گذشته ناچار شد خط لوله نفتی شرق به غرب خود به طول ۷۵۰ مایل را پس از آسیب‌دیدن در یک حمله پهپادی به‌طور موقت تعطیل کند.

ریاض این حمله را به شبه‌نظامیان همسو با ایران در عراق نسبت داده و هنوز مشخص نیست این خط لوله چه زمانی دوباره به مدار عملیاتی بازخواهد گشت. این خط لوله نفت خام را از مناطق شرقی عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند و تعطیلی موقت آن بر حدود ۴ درصد از عرضه جهانی نفت اثر گذاشته است. البته برخی دیگر از متحدان منطقه‌ای ایران، از جمله حماس و حزب‌الله ــ که حزب‌الله برای مدت‌ها قدرتمندترین متحد تهران در منطقه محسوب می‌شد ــ اکنون نسبت به چند سال گذشته به‌مراتب ضعیف‌تر شده‌اند.

با این حال، این تضعیف تقریباً به‌طور کامل نتیجه اقدامات اسرائیل در غزه و لبنان بوده است و نمی‌توان آن را مستقیماً به دستاوردهای ایالات متحده در جنگ کنونی نسبت داد. موشک‌های بالستیک و پهپادها دولت ترامپ جنگ علیه ایران را با هدف نابودی توانمندی‌های موشکی بالستیک و پهپادی این کشور نیز آغاز کرد. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در ماه آوریل مدعی شد برنامه موشکی ایران عملاً نابود شده و این کشور «دیگر نمی‌تواند موشک بسازد». دونالد ترامپ نیز بارها ادعا کرده است که ارتش ایران «کاملاً نابود شده» است.

بی‌تردید، توان نظامی ایران در جریان جنگ آسیب‌های قابل توجهی متحمل شده است. از زمان آغاز بمباران‌ها، شماری از فرماندهان ارشد نظامی و اطلاعاتی ایران ترور شده‌اند، بخشی از ظرفیت صنعتی این کشور کاهش یافته و نیروی دریایی متعارف ایران نیز تا حد زیادی آسیب دیده است. با این حال، تداوم توانایی تهران برای انجام حملات موشکی و پهپادی علیه اهداف مختلف در سراسر منطقه نشان می‌دهد که هدف واشنگتن برای از میان بردن این قابلیت‌ها همچنان محقق نشده است.

این وضعیت همچنین نشان می‌دهد که دولت ترامپ در روایت عمومی خود از میزان موفقیت‌های نظامی آمریکا، ابعاد دستاوردهایش را به‌شدت بزرگ‌نمایی کرده است. ارزیابی‌های اطلاعاتی نیز با ادعاهای علنی دولت ترامپ درباره میزان تضعیف توان نظامی ایران همخوانی ندارد. طبق گزارش‌ها، ایران تولید موشک‌های بالستیک را در تأسیسات زیرزمینی از سر گرفته است؛ آن هم پس از آنکه در روزهای نخست جنگ، هزاران حمله آمریکا تأسیسات مربوط به برنامه موشکی و سایت‌های پرتاب ایران را هدف قرار داده بود.

از سوی دیگر، نابودی کامل توان پهپادی ایران از ابتدا نیز هدفی بسیار دشوار به شمار می‌رفت، زیرا این سامانه‌ها نسبتاً ارزان هستند و تولید آنها نیز در مقایسه با بسیاری از سامانه‌های تسلیحاتی پیشرفته، ساده‌تر و سریع‌تر انجام می‌شود. تغییر حکومت اگرچه دولت ترامپ در طول جنگ بارها موضع خود را درباره اینکه سرنگونی حکومت ایران باید یکی از اهداف اصلی درگیری باشد یا نه، تغییر داده است، اما در زمان آغاز جنگ روشن بود که کنار زدن رهبری ایران از جمله اهداف کلیدی کاخ سفید محسوب می‌شد.

ترامپ در ۲۸ فوریه خطاب به مردم ایران گفت: «به مردم بزرگ و پرافتخار ایران می‌گویم که امشب ساعت آزادی شما فرا رسیده است. وقتی کار ما تمام شد، کنترل دولت خود را به دست بگیرید. این دولت در اختیار شما خواهد بود. احتمالاً این تنها فرصت شما برای نسل‌های متمادی خواهد بود.» با وجود کشته شدن شماری از رهبران ارشد ایران، از جمله رهبر پیشین جمهوری اسلامی، ساختار حکومت همچنان پابرجا مانده و از بسیاری جهات حتی سخت‌تر و منسجم‌تر شده است.

گرگوری برو، کارشناس مسائل ایران و تحلیلگر ارشد گروه اوراسیا، معتقد است که اگر تغییر حکومت یکی از اهداف جنگ آمریکا بوده، اقدامات واشنگتن تقریباً نتیجه‌ای کاملاً معکوس به همراه داشته است. او گفت: «تا آنجا که تغییر حکومت یکی از اهداف بود، اقدامات آمریکا تقریباً به‌طور کامل نتیجه معکوس داشته است. حکومت اکنون بیش از گذشته تثبیت شده است. نسبت به جایگاه خود در داخل ایران اعتماد بیشتری دارد و جسورتر شده است.

اکنون ساختار قدرت عمدتاً در اختیار رهبران نظامی و امنیتی قرار دارد که اگرچه عمل‌گرا هستند، اما تقریباً همگی نسبت به غرب خصومت دارند و علاقه‌ای به هیچ‌گونه سازش گسترده‌تر با ایالات متحده یا به‌طور کلی با غرب ندارند.» برنامه هسته‌ای بیش از هر موضوع دیگری، دونالد ترامپ بارها برنامه هسته‌ای ایران را به‌عنوان یکی از اهداف اصلی جنگ مطرح کرده است. رئیس‌جمهور آمریکا در عین حال مدعی شده که ایالات متحده برنامه هسته‌ای ایران را «نابود» کرده است؛ ادعایی که با استدلال خود او برای ادامه جنگ، یعنی جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای، در تناقض قرار دارد.

تردیدی نیست که حملات آمریکا با تخریب بخشی از زیرساخت‌های هسته‌ای و کشته شدن شماری از چهره‌های مهم مرتبط با این برنامه، از جمله دانشمندان ارشد، توان هسته‌ای ایران را عقب رانده است. با این حال، ایران همچنان حدود ۴۴۰ کیلوگرم، معادل ۹۷۰ پوند، ذخیره اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد. کارشناسان بارها تأکید کرده‌اند که تا زمانی که تهران به این ذخایر دسترسی داشته باشد ــ ذخایری که محل دقیق آنها همچنان مشخص نیست ــ نمی‌توان برنامه هسته‌ای ایران را کاملاً خنثی‌شده دانست و نگرانی‌های مرتبط با آن همچنان پابرجا خواهد ماند.

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، این هفته با ابراز نگرانی اعلام کرد که توان نظارتی آژانس بر برنامه هسته‌ای ایران در سال جاری «وخیم‌تر شده است». گروسی گفت: «بیش از شش ماه است که هیچ‌گونه فعالیت راستی‌آزمایی میدانی در ایران انجام نداده‌ایم.» او همچنین تأکید کرد که «بیش از یک سال» از زمانی می‌گذرد که آژانس «تداوم آگاهی» خود درباره ذخایر اورانیوم ایران را از دست داده است.

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی افزود: «نبود اطلاعات آژانس درباره این مواد هسته‌ای و عدم دسترسی به تأسیسات برای راستی‌آزمایی آنها، موضوعی بسیار جدی از منظر اشاعه هسته‌ای است و باید با نهایت فوریت به آن رسیدگی شود.» ترامپ نیز درباره اینکه آیا ایالات متحده باید ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران را بازیابی کند یا نه، مواضع متناقضی اتخاذ کرده است. او در مقاطعی گفته این مواد در نتیجه حملات پیشین آمریکا زیر آوار مدفون شده و دسترسی به آنها دشوار یا غیرممکن است. با این حال، ترامپ در ماه مه گفت: «آن را به دست خواهیم آورد. به آن نیاز نداریم، آن را نمی‌خواهیم.

احتمالاً بعد از اینکه آن را به دست آوردیم نابودش خواهیم کرد، اما اجازه نمی‌دهیم آنها آن را در اختیار داشته باشند.» در همین حال، بر اساس تحلیل تازه مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، تصاویر ماهواره‌ای نشان داده‌اند که در سال ۲۰۲۶ فعالیت‌های ساخت‌وساز در «کوه پیک‌اکس» ــ سایتی که گمان می‌رود با برنامه هسته‌ای ایران مرتبط باشد ــ با یک «افزایش چشمگیر» مواجه شده است. ترامپ هفته گذشته در واکنش به گزارش‌ها درباره این فعالیت‌ها، احتمال اقدام دوباره آمریکا را مطرح کرد و گفت: «متوجه شده‌ایم که در پیک‌اکس مقداری فعالیت در جریان است.

به ایران توصیه می‌کنم بازی درنیاورد، چون در آن صورت مجبور خواهیم شد خیلی سخت به آنها ضربه بزنیم.» با وجود چنین اظهاراتی، رفتار دولت ترامپ بیش از پیش این تصور را تقویت می‌کند که برنامه هسته‌ای ایران در فهرست اولویت‌های کاخ سفید به جایگاه پایین‌تری منتقل شده است. در شرایطی که در پرونده هسته‌ای پیشرفت محسوسی حاصل نشده و اهداف اولیه آمریکا در جنگ نیز در ابعادی گسترده‌تر محقق نشده‌اند، دولت ترامپ توجه خود را به مجموعه‌ای از اهداف دیگر معطوف کرده است. واشنگتن اکنون تلاش می‌کند از طریق فشار اقتصادی، تهران را تحت فشار بیشتری قرار دهد؛

اقدامی که هم شامل محاصره دریایی و هم یک کارزار مالی موسوم به «عملیات طرد اقتصادی» است. هدف این طرح، تشدید انزوای ایران از طریق تحریم‌ها و دیگر اقدامات اقتصادی عنوان شده است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، هنگام اعلام این کارزار در اواخر ماه اوت گفت: «هدف ما قطع کردن هر شریان اقتصادی‌ای است که این رژیم استبدادی را سرپا نگه می‌دارد تا زمانی که تهران کاملاً تنها بماند.» با این حال، رهبری ایران طی چند دهه گذشته در برابر فشارهای اقتصادی ایالات متحده دوام آورده است؛

سابقه‌ای که تردیدهایی جدی درباره میزان اثربخشی این رویکرد ایجاد می‌کند و این پرسش را مطرح می‌سازد که آیا فشار اقتصادی تازه واقعاً قادر خواهد بود محاسبات تهران را تغییر دهد و ایران را در مذاکرات احتمالی آینده به ارائه امتیاز وادار کند یا نه. کنترل هرمز جنگ اکنون در بنیادی‌ترین سطح خود به نبردی بر سر نفت و خطوط کشتیرانی در تنگه هرمز تبدیل شده است. گرگوری برو گفت در حالی که در اوایل ماه اوت روزانه حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کرد، اکنون این رقم به حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز نزدیک شده است.

این افزایش برای ایالات متحده تحولی مثبت محسوب می‌شود و همزمان در شرایطی رخ داده که به نظر می‌رسد محاصره دریایی آمریکا نیز در دستیابی به بخشی از اهداف خود موفق بوده است، زیرا صادرات نفت ایران تقریباً متوقف شده است. با این حال، به گفته برو، حجم تردد از تنگه هرمز همچنان تقریباً یک‌پنجم سطح پیش از جنگ است؛ موضوعی که نشان می‌دهد حفظ همین میزان جریان نیز مستلزم «صرف منابع بسیار قابل توجهی» از سوی آمریکا بوده است.

این سازوکار بر استفاده از نیروی دریایی و تجهیزات هوایی آمریکا برای محافظت از نفتکش‌هایی متکی است که در قالب کاروان‌های کوچک از تنگه هرمز عبور می‌کنند. این سیستم طی ماه گذشته به‌تدریج حجم نفت عبوری از تنگه را افزایش داده و به گفته برو، اگرچه به تأخیر انداختن یک «بحران عمومی» در بازارهای انرژی کمک کرده، اما «ریسک را از بین نبرده است.» بهای نفت خام برنت، شاخص اصلی قیمت جهانی نفت، روز پنجشنبه در محدوده ۱۰۴ دلار قرار داشت. این در حالی است که درست پیش از آغاز جنگ در ماه فوریه، هر بشکه نفت برنت حدود ۷۲ دلار معامله می‌شد.

«فارن پالیسی» از کاخ سفید پرسید آیا ترامپ معتقد است این جنگ در نهایت با نتیجه‌ای مثبت برای ایالات متحده پایان خواهد یافت یا نه. یکی از مقام‌های کاخ سفید که نخواست نامش فاش شود، در پاسخ گفت: «ایران دائماً تماس می‌گیرد و به‌شدت به دنبال توافق است»، اما رئیس‌جمهور «تنها آماده دستیابی به یک توافق خوب با ایران است؛

توافقی که در آن تهران به‌طور دائمی از تمایل خود برای دستیابی به سلاح هسته‌ای صرف‌نظر کند.» این مقام همچنین گفت ترامپ در «شرایط مناسب» آماده گفت‌وگو است، اما در عین حال «هیچ نیازی به مذاکره با ایرانی‌ها ندارد.» او افزود: «برخلاف رؤسای‌جمهور پیشین، رئیس‌جمهور ترامپ اجازه نخواهد داد حکومت ایران او را بازی دهد. رئیس‌جمهور از این وضعیت راضی است که فروپاشی اجتناب‌ناپذیر ایران مسیر خود را طی کند.»

منبع: جماران

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار