حالا متنی را که ترامپ منتشر کرده بود در نظر بگیرید. او گفته بود آمریکا به همه چیزها دسترسی خواهد داشت و این توافق هم مادامالعمر است. البته متن توافق منتشر نشده و ما نمیدانیم چقدر ادعای ترامپ درست است، اما مشکلی که میان گرینلند و دانمارک وجود داشت این بود که آمریکاییها میگفتند ما باید برویم و اینجا را در اختیار بگیریم. در متنی که ترامپ منتشر کرده، مالکیت به آن معنا وجود ندارد ولی به گفته او همه چیزهایی که یک مالک برای اعمال مدیریت خودش نیاز دارد، در اختیار آمریکا قرار گرفته است.
اینکه این ادعا چقدر با واقعیت مطابقت دارد، مشخص نیست و باید متن توافق منتشر شود تا بتوان درباره آن قضاوت کرد، اما این را میدانیم که همین کار را میخواستند با ایران انجام دهند و همین کار را با ونزوئلا هم کردند. این اتفاق درواقع در مسیر همان رویکردی است که ترامپ ایجاد کرده. یعنی تصاحب یا در اختیار گرفتن منابع زیرزمینی کشورهای دیگر. در مورد ایران، این پرونده را در چارچوب همین مسأله میتوان بررسی کرد. توافقی که انجام شده، درواقع میتواند معاملهای برای مهار روسیه و چین در قطب شمال باشد.
ارتباط گرینلند با آن مسیر آبی و مسیری که در نتیجه این تحولات ایجاد میشود میتواند به این معنا باشد که آمریکا در قطب شمال یک نوع سلطه ایجاد کند. روسیه با توجه به همجواری با قطب شمال طبیعتا از حیث دسترسی و همینطور فناوریهایی که در این رابطه ایجاد کرده یک مزیت راهبردی بر ناتو دارد و چینیها هم در هماهنگی با روسیه در حال افزایش حضور خود در این منطقه هستند؛ چنانکه دیدیم اخیرا یک کشتی را از همان مسیر شمالی به سمت انگلیس فرستادهاند. باید توجه داشت که آمریکا در این برهه درگیر افزایش حضور خود در این منطقه است.
آمریکاییها در آنجا پایگاه نظامی داشتهاند، اما به احتمال بسیار زیاد به این تحلیل رسیدهاند که در مقابل روسیه و چین در عرصه راهبردی دچار عقبماندگی شدهاند یا لااقل بهزودی خواهند شد و تلاش برای افزایش دسترسیهای آمریکا در گرینلند اقدامی است جهت جبران این عقبماندگیها.
منبع: جام جم آنلاین


