رویداد۲۴| سه هفته پس از محدودشدن آزمونهای بینالمللی زبان برای ایرانیان، پیامدهای تازه تحریمهای آموزشی امریکا آشکار شده است؛ در کنار افزایش هزینهها و قطعی اینترنت در داخل کشور، «تورهای آزمون» و بازاری غیررسمی شکل گرفته که از ثبتنام ارزی و ترتیبدادن سفر تا راههای پرریسک دورزدن محدودیتها را عرضه میکند. تصمیمی که با هدف فشار بر حکومت ایران گرفته شده، اکنون هزینه خود را از جوانانی میگیرد که برای تحصیل یا کار برنامهریزی کردهاند؛ جوانانی که دسترسیشان به فرصتهای آموزشی، بیش از دانش و شایستگی، به ملیت، محل اقامت و توان مالی وابسته شده است.
تعلیق برگزاری تافل و GRE در ایران و محدودیت دسترسی ایرانیان به آزمونهای دولینگو و PTE، مسالهای فراتر از لغو چند نوبت امتحان ساخته است. داوطلبانی که ماهها برای یک آزمون آماده شدهاند، اکنون باید میان تغییر آزمون، پرداخت هزینه سفر، تهیه مدرک اقامت در کشوری دیگر یا اعتماد به واسطههایی که راههای غیررسمی پیشنهاد میکنند، یکی را انتخاب کنند. تصمیمی که با عنوان تحریم دولت ایران اتخاذ شده، در عمل هزینه خود را از شهروندانی میگیرد که برای تحصیل یا کار در کشوری دیگر برنامهریزی کردهاند؛
هزینهای که برای طبقات کمبرخوردار میتواند به معنای حذف کامل از رقابت آموزشی باشد. صبح روزی که قرار بود گروهی از داوطلبان ایرانی تافل و GRE در حوزههای امتحانی حاضر شوند، بعضی از آنها تازه مقابل در مرکز آزمون فهمیدند امتحانی در کار نیست. ماهها کلاس، آزمون آزمایشی و برنامهریزی براساس مهلت دانشگاه، در چند ساعت به بلاتکلیفی تبدیل شد. برای برخی این اتفاق فقط لغو یک نوبت امتحان نبود؛ نقطهای بود که تمام تقویم مهاجرت تحصیلی آنها را جابهجا کرد. این تصمیم برای داوطلبانی که خارج از تهران زندگی میکنند، هزینه مضاعفی داشت.
بعضی از آنها پیش از اطلاع از لغو آزمون، هزینه رفتوآمد و اقامت را پرداخته و خود را به تهران رسانده بودند. گروهی دیگر نیز فقط چند روز یا چند هفته تا مهلت ارسال مدرک زبان به دانشگاه فاصله داشتند و لغو ناگهانی آزمون، آنها را میان تغییر آزمون، سفر فوری به خارج از کشور یا ازدستدادن دوره پذیرش قرار داد. هما، معلم زبان، یکی از شاگردانش را مثال میزند که از گیلان به تهران آمده بود تا در یک مرکز آزمون امتحان بدهد: «صبح که به سنتر رسید، به او گفتند به دلیل تحریم، آزمون برگزار نمیشود.
آن شنبه من فقط صدای گریه بچههایی را میشنیدم که بعضی از آنها چند هفته بیشتر تا موعد امتحانشان فاصله نداشتند.» اکنون حدود سه هفته از تصمیم دولت امریکا میگذرد و شوک اولیه جای خود را به مرحله تازهای داده است؛ جستوجو برای راههای جایگزین. بخشی از داوطلبان به آزمون دیگری تغییر مسیر دادهاند، بخشی برای سفر به ترکیه، ارمنستان و کشورهای اطراف قیمت میگیرند و گروهی نیز سراغ واسطههایی رفتهاند که وعده میدهند آزمون، سفر و اقامت را یکجا مدیریت کنند. اما هیچکدام از این راهها ساده و بدون هزینه نیست.
تغییر آزمون به معنای جایگزینکردن یک برگه امتحانی با برگهای دیگر نیست. تافل، آیلتس، PTE و دولینگو، هرچند همگی مهارت زبان انگلیسی را میسنجند، ساختار، شیوه نمرهدهی، نوع سوالها، مدیریت زمان و تکنیکهای متفاوتی دارند. داوطلبی که ماهها برای قالب مشخصی آماده شده، ممکن است برای رسیدن به نمره موردنیاز در آزمون دیگر چند ماه زمان و میلیونها تومان هزینه تازه صرف کند. ابهام درباره حدود هر ممنوعیت، چالش دیگری است. محدودیتهای اعمالشده برای آزمونها یکسان نیستند؛
اما در کانالهای مهاجرتی و گروههای داوطلبان، خبرها اغلب با عنوان کلی «ممنوعیت آزمون برای ایرانیان» بازنشر میشوند. در نتیجه، تفاوت میان تابعیت، محل اقامت، محل برگزاری آزمون و مدرک مورد استفاده برای احراز هویت نادیده میماند. بعضی افراد ممکن است براساس اطلاعات ناقص آزمون خود را تغییر دهند یا برای دریافت مدرکی هزینه کنند که اساسا مشکل آنها را حل نمیکند. هما میگوید ترکیب ابهام مقررات با فشار زمانی، فرصت تازهای برای فعالیت واسطهها ایجاد کرده است.
به گفته او، این واسطهها فقط بلیت و اقامت نمیفروشند، بلکه به داوطلب وعده میدهند مرکز مناسب را پیدا کنند، ثبتنام ارزی و بررسی مدارک را انجام دهند و او را پیش از پایان مهلت پرونده به جلسه آزمون برسانند. او توضیح میدهد: «بچهها ابهام زیادی دارند و دنبال گروهی میگردند که به آنها اطمینان بدهد میتوانند برای امتحان بروند و برگردند.» بااینحال، خدمات این واسطهها تعرفه و ضمانت مشخصی ندارد و برخی داوطلبان پس از پرداخت هزینه با بدقولی یا مشکلات دیگری روبهرو شدهاند. به گفته هما، بعضی پیشنهادها از خدمات معمول سفر و ثبتنام فراتر میروند.
او از فعالیت مجموعههایی خبر میدهد که مدعیاند با تغییر نشانی اینترنتی و تنظیمات رایانه، موقعیت داوطلب را کشوری دیگر نشان میدهند تا فرد بتواند از داخل ایران امتحان دهد. هما درباره خطر این راه میگوید: «اگر متوجه شوند فرد برخلاف مقررات عمل کرده، ممکن است حسابش مسدود شود و دیگر نتواند امتحان بدهد.» این ادعاها نشان میدهد محدودشدن مسیرهای رسمی چگونه برخی متقاضیان را به سمت راههایی سوق میدهد که اعتبار و پیامدهای آنها روشن نیست. وقتی یک مجوز تحریمی، مسیر تحصیل را میبندد ریشه تصمیم به ۲۴ آگوست ۲۰۲۶ بازمیگردد؛
روزی که دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری امریکا، OFAC، اعتبار چند مجوز عمومی مرتبط با ایران را بهطور نامحدود معلق کرد. یکی از آنها «مجوز عمومی G» بود که از سال ۲۰۱۴ بخشی از مبادلات دانشگاهی و ارایه خدمات آموزشی به ایران را ممکن میکرد. ناهمگونی مقررات، داوطلب را وارد هزارتویی کرده است که در آن هر آزمون قاعده جداگانهای دارد. یک ایرانی ممکن است بتواند تافل را در ارمنستان بدهد، نتواند با مدرک هویتی ایرانی در دولینگو شرکت کند و برای ثبتنام PTE مجبور باشد اقامت اصلی خود در خارج از ایران را اثبات کند.
این ناهمگونی فقط سردرگمی اداری ایجاد نمیکند؛ موقعیت شهروند ایرانی را به عاملی برای محدودشدن دسترسی به آموزش تبدیل میکند. جوان ایرانی پیش از آنکه توانایی علمی یا مهارت زبانیاش ارزیابی شود، باید از مانعی عبور کند که به مدرک هویتی و محل اقامت او مربوط است. در محدودیت دولینگو حتی خروج از ایران نیز لزوما مشکل را برطرف نمیکند و هویت ایرانی به محدودیتی تبدیل میشود که فرد آن را با خود از مرزی به مرز دیگر میبرد. این تصمیمها زندگی متقاضیان را در وضعیت تعلیق قرار میدهد.
انتخاب شغل، ادامه تحصیل، ازدواج و برنامهریزی مالی بعضی از جوانان به نتیجه آزمون و پرونده مهاجرت گره خورده است؛ اما تغییر ناگهانی مقررات، امکان برنامهریزی را از آنها میگیرد. داوطلب برخوردار میتواند به کشور دیگری سفر کند یا آزمونش را تغییر دهد، اما برای کسی که هزینه کلاس و ثبتنام را با پسانداز یا قرض فراهم کرده، هر تغییر ممکن است پایان مسیر باشد. به این ترتیب، مهاجرت تحصیلی بیش از گذشته به امکانی طبقاتی تبدیل میشود و پیش از دانش زبان، توان مالی خانواده تعیین میکند چه کسی در رقابت باقی بماند.
۹ ماه آموزش، یک تصمیم ناگهانی تبسم برای گرفتن ویزای کاری استرالیا آماده میشد و PTE را انتخاب کرده بود. اواخر اسفند ۱۴۰۴ با وکیل مهاجرت قرارداد بست و طبق برنامه باید ظرف شش ماه مدرک زبانش را میگرفت. ابتدا اختلال و قطعی اینترنت ارتباط او با وکیل را مختل کرد و سپس، زمانی که حدود یک ماهونیم تا امتحان فاصله داشت، خبر رسید که دسترسی ساکنان ایران به PTE محدود شده است. او به «اعتماد» میگوید: «بهطور میانگین ماهی ۱۵ میلیون تومان برای زبان هزینه کردم. در ۹ ماه نزدیک به ۱۰۰ میلیون تومان فقط هزینه کلاسها و آموزش شد.
خودم را به مرحلهای رسانده بودم که یک ماهونیم دیگر امتحان بدهم، اما حالا باید سراغ آیلتس بروم و دوباره از ابتدا آماده شوم.» تغییر از PTE به آیلتس فقط عوضکردن نام آزمون نیست. ساختار سوالها، شیوه ارزیابی مهارت گفتاری، مدیریت زمان و تکنیکهای پاسخگویی یکسان نیست. داوطلبی که ماهها برای قالب یک آزمون آموزش دیده است، ممکن است برای رسیدن به نمره موردنیاز در آزمونی دیگر چند ماه زمان و هزینه تازه صرف کند.
منبع: رویداد 24

