رفتن به محتوای اصلی
سیاسیفرهاب سامانه تحلیل اخبار26 دقیقه مطالعه

نیویورک؛ میان تریبون و تهدید

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، ‌زهره فراهانی: پزشکیان چهارشنبه در خاک کشوری سخنرانی می‌کند که در جنگ علیه ایران مشارکت داشته است. محمود واعظی در گفت‌وگو با «شرق» از ضرورت استفاده از فرصت دیپلماسی می‌گوید و حسین کنعانی‌مقدم، با وجود پذیرش ظرفیت سازمان ملل، معتقد…

نیویورک؛ میان تریبون و تهدید

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

‌زهره فراهانی: پزشکیان چهارشنبه در خاک کشوری سخنرانی می‌کند که در جنگ علیه ایران مشارکت داشته است. محمود واعظی در گفت‌وگو با «شرق» از ضرورت استفاده از فرصت دیپلماسی می‌گوید و حسین کنعانی‌مقدم، با وجود پذیرش ظرفیت سازمان ملل، معتقد است در شرایط فعلی بهتر بود رئیس‌جمهور به نیویورک نمی‌رفت. سفر مسعود پزشکیان به نیویورک پیش از آغاز، بحث‌های متفاوتی در فضای سیاسی ایران برانگیخته است؛ از امید به گشایش دیپلماتیک تا نگرانی درباره امنیت رئیس‌جمهور و احتمال بهره‌برداری ترامپ از این سفر.

در شرایطی که تهران از طریق قطر شروط خود را برای پایان جنگ به واشینگتن منتقل کرده و ترامپ هم‌زمان از احتمال ملاقات و حمله دوباره سخن می‌گوید، پرسش اصلی این است که حضور پزشکیان در سازمان ملل، چه امکانی برای ایران ایجاد می‌کند و این سفر تا چه اندازه می‌تواند به نتیجه‌ای فراتر از یک سخنرانی منجر شود؟

پزشکیان قرار است چهارشنبه پشت تریبون سازمان ملل بایستد؛ در کشوری که چند ماه قبل با ایران وارد جنگ شد. هنوز از تهران پرواز نکرده، اما درباره رفتنش بحث بالا گرفته است. بعضی‌ها از فرصتی برای گفت‌وگو می‌گویند و بعضی دیگر از خطر حضور در خاک آمریکا. حتی نام نیکلاس مادورو دوباره در بحث‌های مربوط به این سفر مطرح شده است. مسعود پزشکیان این بار برای یک سفر معمول دیپلماتیک به نیویورک نمی‌رود؛ دست‌کم در داخل ایران، چنین نگاهی به سفر او وجود ندارد.

رئیس‌جمهور سه‌شنبه ۳۱ شهریور عازم نیویورک می‌شود و چهارشنبه اول مهر، برابر با ۲۳ سپتامبر، در هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی خواهد کرد. دیدار با برخی سران کشورها، ایرانیان مقیم آمریکا و گفت‌وگو با نخبگان و اندیشکده‌ها نیز در برنامه اعلام‌شده سفر قرار دارد. اما آنچه این سفر را به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز سیاست ایران تبدیل کرده، فهرست دیدارها نیست؛ شرایطی است که پزشکیان در آن راهی نیویورک می‌شود. از جنگ 40روزه تا تهدیدهای تازه ترامپ، از محاصره دریایی و فشار اقتصادی تا بحث ادامه مذاکرات، همه اینها همراه رئیس‌جمهور به نیویورک می‌روند.

در داخل کشور نیز اختلاف بر سر سفر او فقط میان موافقان و مخالفان سنتی مذاکره نیست؛ برخی چهره‌هایی که از دیپلماسی دفاع کرده‌اند، این بار درباره ضرورت حضور رئیس‌جمهور در آمریکا تردید دارند و برخی چهره‌های اصولگرا نیز در کنار پذیرش ظرفیت سازمان ملل، درباره خطرات سیاسی و امنیتی سفر هشدار می‌دهند. در نتیجه، ماجرا دیگر به این سؤال محدود نیست که پزشکیان برود یا نرود؛ سؤال این است که او در نیویورک چه امکانی برای تغییر شرایط دارد و آیا زمینه‌ای برای استفاده عملی از آن وجود دارد؟

اختلافی فراتر از موافقان و مخالفان مذاکره

محمدجواد آذری‌جهرمی، وزیر ارتباطات دولت روحانی، از‌جمله کسانی است که در آستانه سفر پزشکیان موضع متفاوتی گرفت. او در صفحه شخصی خود نوشت: کارکرد دیپلماسی گاهی اقتضا می‌کند در برخی اجلاس‌ها و مجامع حضور پیدا نکنیم و در شرایط خاص، دستاورد حضورنداشتن در سطح رئیس‌جمهور می‌تواند بیشتر از حضور در همان سطح باشد. این موضع روز دوشنبه ۳۰ شهریور نیز در رسانه‌ها بازتاب یافت. حرف آذری‌جهرمی از این جهت اهمیت دارد که مخالفتش با سفر را نمی‌توان به مخالفت با اصل دیپلماسی تعبیر کرد؛ او در واقع درباره زمان، سطح و فایده حضور رئیس‌جمهور سؤال می‌کند.

آیا همه فرصت‌های دیپلماتیک الزاما با حضور عالی‌ترین مقام اجرائی کشور به نتیجه بهتری می‌رسند؟ یا گاهی می‌توان همان مسیر را در سطح وزیر امور خارجه دنبال کرد و از حضور رئیس‌جمهور به‌عنوان یک ابزار سیاسی استفاده نکرد؟ در سوی دیگر، مسئله برای برخی جریان‌های سیاسی، چگونگی حضور است. کیهان در آستانه سفر بر ضرورت بیان صریح مواضع ایران درباره آمریکا و اسرائیل تأکید کرده و اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، هشدار داده است‌ نباید در این سفر پیامی ارسال شود که طرف مقابل آن را نشانه ضعف ایران تلقی کند.

در این میان، واکنش‌های شبکه‌های اجتماعی فقط به موضع‌گیری درباره سفر محدود نمانده است؛ بحث امنیت رئیس‌جمهور نیز به یکی از محورهای گفت‌وگو تبدیل شده؛ موضوعی که حسین کنعانی‌مقدم در مصاحبه اختصاصی با «شرق»، به صراحت درباره آن سخن می‌گوید و حتی احتمال اقدام علیه جان پزشکیان را به‌عنوان یک سناریوی نگران‌کننده مطرح می‌کند. این نگرانی با یادآوری سرنوشت نیکلاس مادورو شکل ملموس‌تری پیدا کرده است. نیروهای آمریکایی سوم ژانویه ۲۰۲۶ در عملیاتی نظامی در ونزوئلا، مادورو و همسرش را بازداشت و به آمریکا منتقل کردند.

رویترز در گزارش همان روز جزئیاتی از طراحی و اجرای این عملیات منتشر کرد. با این حال، میان یک نگرانی سیاسی و وجود طرح مشخص امنیتی تفاوت وجود دارد. تا زمان تنظیم این گزارش، شواهد عمومی معتبر درباره برنامه‌ای مشخص برای بازداشت یا ترور پزشکیان در جریان سفر سازمان ملل منتشر نشده است. مقایسه با مادورو نشان‌دهنده یکی از دلایل نگرانی مطرح‌شده است؛ نه سندی که ثابت کند قرار است همان اتفاق در نیویورک تکرار شود. درباره گستردگی این نگرانی نیز باید محتاط بود.

نمونه‌های منتشرشده و اظهارات چهره‌های سیاسی، وجود بحث را نشان می‌دهند، اما بدون بررسی جامع داده‌های شبکه ایکس نمی‌توان آن را نظر اکثریت کاربران یا جامعه ایران دانست.

ترامپِ پارسال، ترامپِ امسال

برای فهمیدن موقعیت پزشکیان در نیویورک، باید به سخنان کسی هم برگشت که امسال دوباره پشت همان تریبون می‌ایستد؛ دونالد ترامپ. رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی سپتامبر ۲۰۲۵ خود در سازمان ملل، از حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران به‌عنوان موفقیتی نظامی سخن گفت و مدعی شد توان غنی‌سازی ایران را از بین برده است. او همچنین خود را عامل پایان جنگ 12روزه ایران و اسرائیل معرفی کرد. در روایت آن روز ترامپ، آمریکا به اهداف مدنظر خود رسیده و جنگ را پایان داده بود. اما سپتامبر ۲۰۲۶ با آن تصویر فاصله دارد.

جنگ تازه‌ای از نهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، رویارویی نظامی ماه‌ها ادامه پیدا کرد و اکنون آمریکا با مسئله‌ای روبه‌روست که فقط به توان نظامی ایران محدود نمی‌شود؛ وضعیت تنگه هرمز، امنیت کشورهای منطقه، صادرات انرژی و هزینه‌های اقتصادی جنگ نیز به بخش مهمی از این بحران تبدیل شده‌اند. رویترز در گزارش ۱۸ سپتامبر، تفاوت فضای امسال با ادعاهای ترامپ درباره پایان جنگ در سال گذشته را بررسی کرده است. ترامپ ۱۷ سپتامبر در گفت‌وگو با آکسیوس از قرارگرفتن در آستانه تصمیمی مهم درباره آینده جنگ سخن گفت و احتمال آغاز دوباره حملات گسترده را مطرح کرد.

او توضیح داد که می‌خواهد در حاشیه سازمان ملل نظر رهبران کشورهای خلیج فارس را درباره مرحله بعدی جنگ بشنود. سه روز بعد اما خبر دیگری منتشر شد. ترامپ در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز، آمادگی مشروط خود را برای ملاقات با پزشکیان مطرح کرد؛ آن‌هم در حالی که تهدیدهای اقتصادی و نظامی علیه ایران را کنار نگذاشته بود. این دو موضع الزاما به معنای تغییر قطعی سیاست آمریکا نیستند.

ترامپ می‌تواند هم‌زمان از فشار نظامی و امکان مذاکره بگوید، اما تا زمانی که پیشنهاد مشخص، دستور کار توافق‌شده یا تغییری در اقدامات عملی واشینگتن دیده نشود، نمی‌توان از آغاز یک مسیر تازه دیپلماتیک به‌عنوان اتفاقی قطعی خبر داد. از طرف دیگر، اعلام آمادگی برای ملاقات با رئیس‌جمهور ایران با برنامه‌ریزی یک دیدار رسمی تفاوت دارد. تا زمان تنظیم این گزارش، ملاقات پزشکیان و ترامپ به‌عنوان برنامه‌ای قطعی اعلام نشده است.

واشینگتن پیش از نیویورک چه می‌گوید؟

آنچه در آستانه سفر پزشکیان در واشینگتن جریان دارد، تنها به اظهارات علنی ترامپ محدود نیست. آکسیوس ۱۶ سپتامبر به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد رئیس‌جمهور آمریکا قصد دارد در حاشیه مجمع عمومی با رهبران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس درباره آینده جنگ با ایران گفت‌وگو کند. در گزارش ۱۷ سپتامبر همین رسانه نیز آمده است که ترامپ می‌خواهد پیش از تصمیم‌گیری درباره مرحله بعدی رویارویی با ایران، مواضع متحدان منطقه‌ای خود را بشنود. این رایزنی‌ها در شرایطی انجام می‌شوند که همکاری‌های نظامی و امنیتی آمریکا با کشورهای منطقه نیز ادامه دارد.

آکسیوس ۱۵ سپتامبر از نشست فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و هشت کشور عربی در آلمان درباره تحولات جنگ و امنیت منطقه خبر داد. ‌در نتیجه، نیویورک برای دولت ترامپ دو کارکرد هم‌زمان پیدا کرده است: رایزنی با متحدان درباره آینده بحران و بازگذاشتن احتمال گفت‌وگو با ایران. اما پشت‌ پرده سیاست آمریکا را نمی‌توان صرفا از کنار هم گذاشتن این دو خبر کشف کرد. برخی گزارش‌ها بر‌اساس گفته‌های منابع آگاه منتشر شده‌اند و بخشی از رایزنی‌ها نیز هنوز به تصمیم رسمی تبدیل نشده است.

آنچه مستند است، ادامه هماهنگی‌های منطقه‌ای واشینگتن در کنار اعلام آمادگی مشروط برای دیپلماسی است.

تهران؛ مذاکره‌ای که هنوز از مسیر میانجی می‌گذرد

در تهران نیز ماجرا پیچیده‌تر از یک پاسخ مثبت یا منفی به ترامپ است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ۲۸ شهریور در گفت‌وگو با الجزیره اعلام کرد تهران شروط خود را برای پایان جنگ از طریق قطر به واشینگتن منتقل کرده و منتظر پاسخ رئیس‌جمهوری آمریکاست. پایان جنگ در همه جبهه‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران و پایان محاصره دریایی، سه شرطی هستند که او به‌طور مشخص نام برده است. این اظهارات نشان می‌دهد مسیر انتقال پیام میان دو کشور متوقف نشده است؛ هرچند انتقال شروط از طریق میانجی با آغاز مذاکره مستقیم یا دستیابی به توافق تفاوت دارد.

همین وضعیت سفر پزشکیان را حساس‌تر می‌کند. ایران پیش از حضور رئیس‌جمهور در نیویورک، خواسته‌های خود را اعلام کرده است. اگر گفت‌وگویی در حاشیه سازمان ملل شکل بگیرد، باید دید چه ارتباطی با این شروط خواهد داشت و آیا طرف مقابل پاسخی مشخص به آنها ارائه کرده است یا نه. از همین‌جا اختلاف نگاه واعظی و کنعانی‌مقدم نیز روشن‌تر می‌شود. واعظی معتقد است دستاوردهای جنگ باید از مسیر مذاکره به امتیازاتی برای آینده کشور تبدیل شود.

کنعانی‌مقدم اما نگران تکرار چرخه‌ای است که به اعتقاد او، در آن‌ مذاکره و آتش‌بس ممکن است به فرصتی برای فشار دوباره آمریکا تبدیل شود.‌ این دو نگاه، با وجود تفاوت سیاسی صاحبان آنها، هر دو به مسئله‌ای مشترک برمی‌گردند: ایران از ادامه این وضعیت چه می‌خواهد و چه توافقی می‌تواند منافع مدنظرش را تأمین کند؟

نیویورک پارسال چه چیزی را تغییر داد؟

پزشکیان سال گذشته نیز پس از یک جنگ به سازمان ملل رفت. این نکته در مقایسه دو سفر مهم است؛ زیرا نمی‌توان گفت سال ۱۴۰۴ یک سفر عادی دیپلماتیک بود و امسال اولین حضور او در شرایط پساجنگ است. رئیس‌جمهور ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵ در مجمع عمومی سخنرانی کرد و در حاشیه اجلاس با مقام‌هایی از‌جمله امانوئل مکرون دیدار داشت. آن زمان، پرونده هسته‌ای و احتمال بازگشت تحریم‌های سازمان ملل از مهم‌ترین مسائل پیش‌روی ایران بود. مکرون نیز پس از دیدار با پزشکیان بر ضرورت رسیدن به راه‌حلی درباره همکاری ایران با بازرسان هسته‌ای تأکید کرد.

اما تلاش‌ها برای به‌تعویق‌انداختن بازگشت تحریم‌ها به نتیجه نرسید. شورای امنیت ۲۶ سپتامبر پیشنهاد روسیه و چین را برای تعویق این فرایند رد کرد و تحریم‌های سازمان ملل دوباره برقرار شدند؛ تصمیمی که ایران، روسیه و چین به اعتبار حقوقی آن اعتراض کردند. این اتفاق یکی از نتایج مشخص سفر سال گذشته است، نه تمام کارنامه آن. ملاقات‌های دیپلماتیک انجام شدند، اما در پرونده بازگشت تحریم‌ها توافق مدنظر تهران حاصل نشد. امسال موضوعات گسترده‌تری مطرح‌ هستند؛

علاوه بر پرونده هسته‌ای و تحریم‌ها، آینده جنگ، امنیت مسیرهای دریایی، آزادسازی دارایی‌های ایران و وضعیت کشورهای منطقه نیز در میان است. تفاوت دیگر به شرایط حضور هیئت ایرانی مربوط می‌شود. وزارت خارجه آمریکا ۱۷ سپتامبر اعلام کرد هیئت اصلی ایران، از‌جمله مسعود پزشکیان و عباس عراقچی، اجازه حضور در مجمع عمومی را دارند، اما تعداد اعضای هیئت کمتر از سال گذشته خواهد بود و محدودیت‌های رفت‌وآمد و خرید نیز اعمال می‌شود.

حبیب‌الله عباسی، مدیرکل روابط‌عمومی دفتر رئیس‌جمهور‌ نیز اعلام کرده برای اعضای تیم رسانه‌ای همراه پزشکیان ویزا صادر نشده و رئیس‌جمهور با هیئتی حداقلی سفر می‌کند. محدودیت تیم رسانه‌ای کاملا مختص امسال نیست و در سفر سال گذشته نیز گزارش‌هایی درباره صادرنشدن ویزای خبرنگاران و عکاسان همراه رئیس‌جمهور منتشر شده بود. بنابراین تفاوت اصلی را باید در مجموع شرایط جنگی، کوچک‌ترشدن هیئت و اهمیت بیشتر روایت رسانه‌ای ایران در وضعیت فعلی جست‌وجو کرد.

نفت پیش از دیپلمات‌ها واکنش نشان داد

یک بعد دیگر این سفر، به بازار انرژی مربوط می‌شود؛ بازاری که برای واکنش به احتمال مذاکره، منتظر برگزاری ملاقات رسمی نمی‌ماند.‌ رویترز ۲۱ سپتامبر گزارش داد بهای نفت به پایین‌ترین سطح 11 روز اخیر رسیده است. امید به پیشرفت دیپلماتیک میان ایران و آمریکا و بهبود نسبی صادرات نفت عربستان از جمله عوامل این کاهش عنوان شده‌اند. قیمت برنت در این گزارش حدود ۱۰۱ دلار و ۷۵ سنت در هر بشکه ثبت شده است. بنابراین حتی سخن‌گفتن از احتمال ملاقات، در کنار دیگر تحولات عرضه نفت، می‌تواند بر انتظارات بازار اثر بگذارد.

اما نمی‌توان تمام تغییرات قیمت را به سفر پزشکیان یا اظهارات ترامپ نسبت داد. کنعانی‌مقدم در مصاحبه با «شرق» از تعبیر «آتش‌بس نفتی» استفاده می‌کند. برداشت او این است که ترامپ ممکن است از کاهش تنش، حتی در سطح رسانه‌ای، برای پایین‌آوردن قیمت انرژی و کاهش فشار سیاسی بر جمهوری‌خواهان استفاده کند. واعظی نیز انتخابات پیش‌روی آمریکا را یکی از عوامل مؤثر بر رفتار دولت ترامپ می‌داند. این تحلیل‌ها در کنار داده‌های بازار اهمیت پیدا می‌کنند، اما هنوز سند مستقلی وجود ندارد که نشان دهد هدف اصلی اعلام آمادگی ترامپ برای ملاقات با پزشکیان، صرفا کاهش قیمت نفت بوده است.

از میناب تا نیویورک، روایت جنگ چه جایگاهی دارد؟

اما یکی از مهم‌ترین موضوعات سفر، نه دیدار احتمالی با ترامپ است و نه نوسان قیمت نفت. پزشکیان در شرایطی پشت تریبون سازمان ملل قرار می‌گیرد که چند روز قبل، یافته‌های تازه‌ای درباره حمله آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب منتشر شده است. هیئت مستقل حقیقت‌یاب سازمان ملل ۱۷ سپتامبر اعلام کرد دلایل معقولی وجود دارد که نشان می‌دهد آمریکا مسئول حمله به دبستان شجره طیبه میناب و مجموعه ورزشی لامرد بوده و این حملات از منظر حقوق بین‌الملل بشردوستانه مصداق جنایت جنگی محسوب می‌شوند.

بر اساس گزارش رویترز، در حمله به مدرسه میناب بیش از ۱۵۰ نفر، از جمله حدود ۱۲۰ کودک، کشته شدند. این هیئت همچنین حمله به مجموعه ورزشی و مناطق مسکونی لامرد را بررسی کرده است. دولت آمریکا یافته‌های هیئت را رد کرده است. این گزارش برای دیپلماسی ایران یک امکان مشخص ایجاد کرده است. رئیس‌جمهوری می‌تواند درباره حمله به مدرسه‌ای پر از کودکان، نه فقط به اظهارات مقام‌های ایرانی، بلکه به یافته‌های یک هیئت مستقل بین‌المللی استناد کند. البته یافته‌های هیئت حقیقت‌یاب به معنای صدور حکم قضائی نهایی علیه آمریکا نیست؛

اما سندی است که می‌تواند در پیگیری حقوقی و دیپلماتیک مورد استفاده قرار گیرد. واعظی و کنعانی‌مقدم هر دو در گفت‌وگوهای اختصاصی با «شرق» بر اهمیت استفاده از تریبون سازمان ملل برای بیان آنچه در جنگ بر مردم ایران گذشته تأکید می‌کنند؛ هرچند درباره ضرورت اصل سفر و نحوه مواجهه با آمریکا اختلاف دارند و این همان نقطه‌ای است که بحث سفر پزشکیان را از احتمال ملاقات با ترامپ فراتر می‌برد. حتی اگر دیداری میان دو رئیس‌جمهور انجام نشود، مسئله استفاده از تریبون سازمان ملل برای بیان مواضع ایران و پیگیری موضوع حملات به غیرنظامیان همچنان باقی است.

محمود واعظی و حسین کنعانی‌مقدم از دو پیشینه سیاسی متفاوت به سفر پزشکیان نگاه می‌کنند. واعظی با تجربه حضور در دولت حسن روحانی، بر استفاده از فرصت‌های دیپلماتیک و تبدیل دستاوردهای نظامی به امتیازات سیاسی تأکید دارد. کنعانی‌مقدم نیز ظرفیت سخنرانی ایران در سازمان ملل را می‌پذیرد، اما معتقد است در شرایط فعلی مخاطرات حضور رئیس‌جمهور در آمریکا باید جدی‌تر در نظر گرفته شود. وجه مشترک سخنان آنها، توجه به موقعیت ایران پس از جنگ است. تفاوت از جایی آغاز می‌شود که باید درباره نحوه استفاده از این موقعیت تصمیم گرفت. «شرق» در دو گفت‌وگوی اختصاصی، نظر آنها را درباره فرصت‌ها و محدودیت‌های سفر رئیس‌جمهور به نیویورک جویا شده است.

واعظی: در این عصر نمی‌توان جنگی را یافت که از طریق دیپلماسی پایان نیافته باشد

محمود واعظی در گفت‌وگو با «شرق» از ضرورت سفر پزشکیان به نیویورک، آینده مذاکرات و رفتار متناقض ترامپ می‌گوید. محمود واعظی با تأکید بر ضرورت حضور رئیس‌جمهوری در مجمع عمومی سازمان ملل معتقد است ضروری است تا جمهوری اسلامی ایران از این فرصت جهت تشریح مواضع خود درباره جنگ، مذاکرات و حقوق ملت ایران استفاده کند. وی تأکید کرد که ضروری است دستاوردهای نظامی ایران به پشتوانه‌ای برای تأمین منافع و کسب امتیازات راهبردی کشور در میز مذاکره تبدیل شود.

از طرف دیگر مخالفان دیپلماسی به‌روشنی تبیین کنند که در غیاب مذاکره، چه مسیر و جایگزین عملی و مؤثری برای تأمین منافع ملی در نظر دارند. محمود واعظی، از چهره‌های حزب اعتدال و توسعه، درباره سفر مسعود پزشکیان به نیویورک و انتقادهایی که در فضای مجازی نسبت به این سفر مطرح شده است، به «شرق» می‌گوید: مجمع عمومی سازمان ملل متحد فرصتی کم‌نظیر برای کشورهاست تا مواضع، دیدگاه‌ها و مطالبات خود را در برابر افکار عمومی جهان تبیین کنند.

اهمیت این اجلاس تنها به تریبون رسمی آن محدود نمی‌شود، بلکه حاشیه‌های دیپلماتیک آن نیز به عرصه‌ای مهم برای گفت‌وگو، رایزنی و دیدار میان مسئولان کشورها تبدیل می‌شود. از همین رو، معمولا دولت‌ها می‌کوشند از این عرصه جهت انتقال پیام سیاسی، گشودن مسیرهای تازه گفت‌وگو و پیگیری منافع ملی خود بهره بگیرند و این ظرفیت مهم دیپلماتیک را از دست ندهند.

او با اشاره به شرایط ایران پس از جنگ ادامه می‌دهد: با عنایت به مجموعه چالش‌های ایران، جنگ‌های پشت سر گذاشته‌شده و فضای سنگین تبلیغاتی که از سوی رسانه‌های غربی و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان شکل گرفته، ضروری است از ظرفیت مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای حضوری قدرتمند، سنجیده و اثرگذار نهایت بهره‌برداری صورت گیرد. این حضور صرفا به سخنرانی شخص رئیس‌جمهور محدود نمی‌شود، بلکه دیدار با رؤسای کشورهای مختلف و رایزنی با شخصیت‌ها، نخبگان و گروه‌های گوناگون نیز بخشی از این رویداد مهم دیپلماتیک است.

هنر دیپلماسی در چنین مقطعی آن است که حضور ایران در نیویورک را به فرصتی برای تبیین مواضع، تشریح واقعیت‌های ایران و تقویت مناسبات و منافع ملی تبدیل کند. واعظی حضور رسانه‌های بین‌المللی در نیویورک را نیز فرصتی برای ایران می‌داند و می‌افزاید: حضور گسترده رسانه‌های بزرگ و اثرگذار جهان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، فرصت دیگری برای تبیین مواضع ایران و انعکاس روایت و دیدگاه‌های صلح‌طلبانه‌ نظام برای افکار عمومی بین‌المللی است.

در چنین شرایطی، سفر آقای دکتر پزشکیان و هیئت همراه به نیویورک فرصتی مهم برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های سیاسی- رسانه‌ای این اجلاس به شکل توأمان است. ضروری است این فرصت با برنامه‌ریزی دقیق و دیپلماسی فعال و پویا همراه شود تا حضور ایران تصویری روشن، مستند و متکی بر منافع ملی از مواضع کشورمان ارائه دهد.

معاون اسبق وزارت امور خارجه درباره موضوعاتی که رئیس‌جمهور باید در سخنرانی‌ها و دیدارهای خود مطرح کند، توضیح داد: طبیعی است که در این سفر بخش مهمی از مواضع ایران به تبیین ابعاد جنگ تحمیلی و تشریح روایت جمهوری اسلامی ایران از پایمال‌کردن حقوق ایران توسط متجاوزان و جزئیات این مناقشه غیرسازنده اختصاص یابد. ضروری است برای افکار عمومی جهان روشن شود که ایران از منظر خود در مقام دفاع از کشور قرار داشته، در مسیر مذاکره حضور داشته و به باور جمهوری اسلامی ایران، روند گفت‌وگو در پی اقدام نظامی طرف مقابل به شکل یک‌طرفه مختل شده است.

همچنین شایسته است تا ابعاد انسانی جنگ و خساراتی که ملت عزیز ایران متحمل شده‌اند، با زبانی مستند، دقیق و قابل فهم برای افکار عمومی بین‌المللی تشریح شود. این فرصت می‌تواند زمینه‌ای فراهم آورد تا روایت ایران به صورت مستقیم و مستند ارائه شود و از شکل‌گیری تصویری یک‌جانبه، سانسور و کارگردانی‌ شده توسط دشمنان جلوگیری شود. او ادامه داد: در کنار این موضوعات، تبیین سیاست‌های منطقه‌ای ایران نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

ایران خواهان روابطی سازنده و مبتنی بر احترام متقابل با کشورهای منطقه است و سیاست خود را بر پرهیز از جنگ و تنش، همراه با حفظ توان دفاعی و صیانت از امنیت ملی، استوار می‌داند. از منظر جمهوری اسلامی ایران، آغاز این جنگ از سوی طرف مقابل به شکل یک‌جانبه صورت گرفت و ایران در جریان جنگ تحمیلی 40روزه با اتکا به ظرفیت‌های بومی دفاعی خود از تمامیت ارضی کشور صیانت کرد.

تثبیت این واقعیت از سوی ایران که در نهایت طرف متجاوز خواهان آتش‌بس شد می‌تواند بخشی از روایت دفاعی کشور در تبیین تحولات این دوره برای افکار عمومی منطقه و جهان باشد.

واعظی با اشاره به تفاهم ۱۴ماده‌ای و روند مذاکرات می‌گوید:

موضوع تفاهم‌نامه ۱۴ماده‌ای، روند مذاکرات و مسائل مرتبط با آن، از جمله آنچه جمهوری اسلامی ایران بدعهدی و عدم پایبندی طرف آمریکایی به تعهدات خود می‌داند، از دیگر موضوعاتی است که می‌تواند در سخنرانی رئیس‌جمهور، گفت‌وگوهای رسانه‌ای و دیدارهای دیپلماتیک ایشان مورد تأکید قرار گیرد. طرح این مباحث، فرصت مناسبی را برای تبیین مواضع ایران، تشریح روند مذاکرات و ارائه روایت کشور از تعهدات و عملکرد طرف‌های مقابل در برابر افکار عمومی داخلی و بین‌المللی فراهم می‌کند.

واعظی در پاسخ به پرسشی درباره نقش دیپلماسی در شرایط کنونی و اینکه آیا تجارب دیپلماتیک می‌تواند برای عبور از وضعیت فعلی راهگشا باشد، می‌گوید: به زعم بنده، هیچ جنگی را نمی‌توان یافت که سرانجام آن به نحوی به عرصه دیپلماسی و تعیین ترتیبات سیاسی منتهی نشود. اکنون چهار سناریو پیش‌روی ما قرار دارد که هریک اقتضائات، پیامدها و الزامات خاص خود را دارد و شایسته است با نگاهی واقع‌بینانه و دور از هیجان، مورد بررسی و گفت‌وگو قرار گیرد.

وی در تشریح این چهار وضعیت توضیح داد: حالت نخست آن است که کشور بار دیگر در معرض حمله قرار گیرد، همان‌گونه که در گذشته چنین رخدادی به وقوع پیوست و تکرار آن نیز منتفی نیست. در چنین شرایطی، صیانت از تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور اقتضا می‌کند ایران از ظرفیت‌های دفاعی خود برای مقابله با تجاوز و حفاظت از منافع ملی بهره گیرد.

او ادامه می‌دهد؛ البته جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش و با تجربیات اندوخته آمادگی لازم برای دفاع از کشور را دارد و در صورت تحمیل جنگ، با اتکا به توانمندی‌های دفاعی خود و حمایت مردم فهیم از ایران عزیز و سرزمین و امنیت ملی صیانت خواهد کرد. حالت دوم، تداوم جنگ است. مقامات جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید کرده‌اند که ایران خواهان ادامه جنگ نیست و ترجیح کشور، حرکت در مسیر کاهش تنش و برقراری ثبات است.

با این حال، در صورت استمرار اقدامات نظامی از سوی طرف مقابل، صیانت از امنیت و منافع ملی اقتضا می‌کند ایران از ظرفیت‌های دفاعی خود برای مقابله با هرگونه تجاوز استفاده کند. به بیان دیگر، ایران آغازگر جنگ نیست، اما در برابر جنگ تحمیلی از توان و ظرفیت لازم برای دفاع از خود برخوردار است. حالت سوم، تسلیم‌شدن است و جمهوری اسلامی ایران در طول سال‌های پس از انقلاب به‌ویژه در کشاکش این تحولات نشان داده است که در برابر فشار و تهدید، مسیر تسلیم را انتخاب نمی‌کند و صیانت از استقلال و منافع ملی را جزئی از اصول اصلی خود می‌داند.

واعظی گزینه چهارم را مذاکره عزتمندانه معرفی می‌کند و می‌افزاید: به زعم بنده، ایران مسیر مذاکره عزتمندانه را برگزیده است. دستاوردهایی که رزمندگان غیور سپاه و ارتش در میدان‌های نبرد به دست آورده‌اند، جان‌فشانی‌ها و شهدایی که ملت ایران تقدیم کرده‌اند و پیروزی‌هایی که حاصل شده است، سرمایه‌های ملی کشور به شمار می‌روند و شایسته است این دستاوردها در عرصه دیپلماسی نیز به پشتوانه‌ای برای تأمین منافع و کسب امتیازات راهبردی در مسیر آینده کشور تبدیل شوند.

مذاکره در این چارچوب، نه نشانه عقب‌نشینی، بلکه عرصه‌ای برای تبدیل و تثبیت توان و دستاوردهای میدان به نتایج سیاسی و منافع پایدار ملی است. او با تأکید بر ضرورت استفاده از دستاوردهای نظامی در عرصه دیپلماسی افزود: تفاهم 4‌1ماده‌ای را می‌توان نشانه‌ای از ظرفیت و قدرت دیپلماسی ایران دانست، چراکه مذاکره و دستیابی به یک چارچوب مورد توافق، خود بیانگر آن است که دیپلماسی نیز می‌تواند در کنار توان دفاعی، به ابزاری برای تأمین منافع ملی تبدیل شود.

آنچه دو رئیس‌جمهور در این چارچوب به امضا رسانده‌اند، از منظر ایران می‌تواند مبنایی برای پیگیری مسیر گفت‌وگو و حل‌وفصل مسائل از طریق سازوکارهای سیاسی باشد. در شرایط کنونی راهکار مؤثر دیگری جز بهره‌گیری از دیپلماسی و مذاکره برای پیشبرد منافع کشور متصور نیست. شایسته است اقلیتی که با اصل مذاکره مخالفت می‌کنند، یک بار به‌صورت روشن تبیین کنند جایگزین عملی و قابل اتکای آنان برای مذاکره چیست؟

اگر گزینه مورد نظر، تداوم جنگ و ورود به چرخه‌ای فرسایشی و بی‌پایان باشد، چنین مسیری نه با الزامات راهبردی و تأمین منافع ملی سازگار است و نه می‌تواند چشم‌اندازی روشن برای آینده کشور ترسیم کند.

حسین کنعانی‌مقدم: اگر جای پزشکیان بودم، به نیویورک نمی‌رفتم

حسین کنعانی‌مقدم درباره سفر مسعود پزشکیان به نیویورک و ظرفیت حضور رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل برای گشودن مسیری تازه در دیپلماسی ایران، به «شرق» می‌گوید: تجربه تاریخی نشان داده است‌ حضور رؤسای‌ جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل و سخنرانی آنها می‌تواند تأثیرگذار باشد. از‌ جمله سخنرانی شهید رجایی که برای دفاع از حقوق ملت ایران و بیان مظلومیت کشور در دوران جنگ انجام و به یک سخنرانی مؤثر و تاریخی تبدیل شد.

او ادامه می‌دهد: حضور آقای پزشکیان نیز می‌تواند فرصتی طلایی باشد تا چهره واقعی انقلاب اسلامی، مظلومیت ملت ایران و همچنین اقتدار کشور در مقابله با رژیم صهیونیستی و آمریکا را برای جهانیان تشریح کند. امروز آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها در حال پیشبرد جنگ روایت‌ها علیه ایران هستند و رئیس‌جمهور می‌تواند از تریبون سازمان ملل برای ایجاد جبهه‌ای قدرتمند در برابر روایت‌های کاذب و دروغینی که علیه ایران مطرح می‌شود، استفاده کند.

کنعانی‌مقدم با اشاره به دیدارهای دیپلماتیک حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل می‌افزاید: رئیس‌جمهور می‌تواند در دیدارهایی که با رؤسای‌ جمهور و مسئولان دیگر کشورها انجام می‌شود، برای حل مسائل و مشکلات ایران و تقویت جایگاه کشور در نظام بین‌الملل تلاش کند. به‌ویژه در موضوع محاصره اقتصادی ایران از سوی آمریکایی‌ها و جنایات جنگی‌ای که در جریان جنگ اخیر مرتکب شده‌اند، این حضور می‌تواند بسیار اثرگذار باشد.

او درباره موضوعاتی که پزشکیان باید در سخنرانی خود مطرح کند، توضیح می‌دهد: رئیس‌جمهور می‌تواند با نشان‌دادن عکس‌ها و تصاویر مربوط به حملات آمریکا و اسرائیل، جنایاتی را که علیه ملت ایران انجام شده به جهانیان نشان دهد؛ از‌ جمله حمله آمریکا به مدرسه میناب و کودکانی که در این مدرسه به شهادت رسیدند، انفجار در ورزشگاه و حملات به دیگر اهداف غیرنظامی. کنعانی‌مقدم تأکید می‌کند: آقای پزشکیان می‌تواند تصویر رهبر شهید انقلاب را نیز به جهانیان نشان دهد و درباره حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به رهبر کشور سخن بگوید؛ شخصیتی مذهبی که مورد احترام جهانیان بود.

رئیس‌جمهور همچنین باید سکوت مجامع بین‌المللی در برابر این جنایات را محکوم کند و از این فرصت برای بیان واقعیت آنچه بر ملت ایران گذشته است، بهره ببرد.

ترامپ به دنبال تله رسانه‌ای و انتخاباتی است

کنعانی‌مقدم با وجود تأکید بر فرصت‌های حضور رئیس‌جمهور در سازمان ملل، نسبت به احتمال بهره‌برداری آمریکا از این سفر هشدار می‌دهد و می‌گوید: باید مراقبت ویژه‌ای صورت بگیرد؛ زیرا به اعتقاد من آمریکایی‌ها به دنبال ایجاد یک تله رسانه‌ای و انتخاباتی هستند. او توضیح می‌دهد: ممکن است با یک ملاقات راهرویی، یک مواجهه رسانه‌ای یا حتی برخی اظهارنظرها، فضایی ایجاد کنند که به کاهش تنش در بازار انرژی آمریکا منجر شود. ترامپ به دنبال این است که از سفر رئیس‌جمهور ایران برای کاهش قیمت نفت در بازار جهانی استفاده کند.

این تحلیلگر سیاسی ادامه می‌دهد: به اعتقاد من، ترامپ چون می‌بیند دیگر در جبهه نبرد نظامی نمی‌تواند به اهداف خود برسد، اکنون به دنبال چیزی است که می‌توان آن را «آتش‌بس نفتی» نامید. این سفر و ملاقات‌های احتمالی می‌تواند باعث کاهش قیمت نفت در بازار جهانی شود و فشار اقتصادی و سیاسی را از روی جمهوری‌خواهان آمریکا بردارد. کنعانی‌مقدم درباره ارزیابی خود از سفر پزشکیان می‌گوید: این سفر هم منافعی دارد و هم مضراتی و نتیجه آن به سیاست، درایت و نحوه مدیریت سفر بستگی دارد.

با وجود تمام فرصت‌هایی که سازمان ملل در اختیار ایران قرار می‌دهد، اگر من در این شرایط بودم، ترجیح می‌دادم به این سفر نروم. او در تشریح علت این موضع تأکید می‌کند: به اعتقاد من، در شرایط جنگی فعلی، این سفر ممکن است به‌گونه‌ای مورد بهره‌برداری قرار گیرد که تأییدی بر اقدامات جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی تلقی شود. ما باید پاسخ خود را در میدان نبرد بدهیم و اجازه ندهیم در پازل ترامپ بازی کنیم. کنعانی‌مقدم سپس به آنچه «پنج راهبرد ترامپ» می‌نامد، اشاره می‌کند و می‌گوید: ترامپ پنج راهبرد را به‌صورت ترکیبی دنبال می‌کند؛ تحریم، تهدید، تحقیر، تطمیع و ترور.

به اعتقاد من باید تلاش کنیم این طرح‌ها را خنثی کنیم و اجازه ندهیم آمریکا از آنها برای پیشبرد اهداف خود علیه ایران استفاده کند. او ادامه می‌دهد: ترامپ اکنون از احتمال شکل‌گیری ملاقات میان رئیس‌جمهور ایران و آمریکا در حاشیه اجلاس سازمان ملل سخن می‌گوید. از سوی دیگر، محدودیت‌هایی نیز برای رئیس‌جمهور و هیئت همراه ایران ایجاد کرده‌اند. مجموعه این شرایط باعث می‌شود من ترجیح بدهم چنین سفری انجام نشود.

امنیت رئیس‌جمهور نباید به خطر بیفتد

کنعانی‌مقدم درباره نگرانی‌هایی که در فضای مجازی نسبت به امنیت پزشکیان در سفر به آمریکا مطرح شده، از‌جمله احتمال تهدید جانی یا اعمال فشار برای امضای توافق، می‌گوید: آقای پزشکیان فردی شجاع، عاقل، بالغ و ریسک‌پذیر است. ایشان حتی حاضر است تا پای شهادت نیز برای دفاع از ملت ایران مجاهدت و تلاش کند. بنابراین بعید می‌دانم اساسا به این حرف‌ها توجهی داشته باشد. او با این حال تأکید می‌کند که مسئله امنیت رئیس‌جمهور، موضوعی فراتر از ویژگی‌های فردی او است و ادامه می‌دهد: مصلحت نظام بسیار مهم است.

رئیس‌جمهور یکی از پایه‌های اصلی مدیریت کشور است و به خطر افتادن او می‌تواند تبعات امنیتی، نظامی و بین‌المللی داشته باشد. بنابراین طبیعی است که درباره این سفر ملاحظات جدی امنیتی وجود داشته باشد.

کنعانی‌مقدم درباره علت نگرانی خود توضیح می‌دهد: ما با ترامپی مواجه هستیم که به کاخ مادورو حمله می‌کند، او را اسیر می‌گیرد و از او امضا می‌گیرد. از طرف دیگر، در جریان جنگ نیز به جلسه شورای عالی امنیت ملی ما حمله شد و خود آقای پزشکیان هم هدف ترور قرار گرفت. بنابراین نمی‌توان چنین ملاحظاتی را نادیده گرفت.

او با اشاره به آنچه «نظریه مرد دیوانه» می‌نامد و آن را به برژینسکی نسبت می‌دهد، می‌گوید: به اعتقاد من ترامپ بر‌اساس همین نظریه عمل می‌کند و ممکن است دست به هر اقدامی بزند. کنعانی‌مقدم در تشریح سناریویی که نسبت به آن ابراز نگرانی می‌کند، ادامه می‌دهد: حتی این احتمال را هم باید در نظر گرفت که اقدامی علیه جان رئیس‌جمهور انجام شود و مسئولیت آن را متوجه سلطنت‌طلبان، منافقین یا دیگر گروه‌های معاند کنند و بخواهند داستانی از این دست بسازند. به همین دلیل معتقدم امنیت رئیس‌جمهور و پیامدهای احتمالی این سفر باید با حساسیت بسیار زیادی بررسی شود.

باید چرخه جنگ، آتش‌بس و مذاکره ترامپ را شکست

کنعانی‌مقدم در بخش دیگری از گفت‌وگو با «شرق»، درباره رفتارهای متناقض ترامپ، از‌جمله تهدید ایران و سپس سخن‌گفتن از مذاکره، معتقد است این رفتارها باید در چارچوب راهبرد کلان رئیس‌جمهور آمریکا بررسی شود. او می‌گوید: راهبرد ترامپ این است که ابتدا جنگ را آغاز کند، سپس به آتش‌بس برسد و بعد موضوع مذاکره را مطرح کند. همان‌طور که دیدیم، در جریان مذاکره نیز به ما حمله شد. این همان چرخه جنگ، آتش‌بس و مذاکره است که به اعتقاد من باید آن را بشکنیم. کنعانی‌مقدم ادامه می‌دهد: ما اکنون این چرخه معیوب را شکسته‌ایم.

به اعتقاد من نه باید آتش‌بس مدنظر ترامپ را بپذیریم و نه مذاکره‌ای را که در چارچوب اهداف او طراحی شده است. پاسخ به جنگ‌افروزی باید در میدان نبرد داده شود. او درباره شروط بازگشت به مذاکرات و نحوه مواجهه با پیشنهادهای آمریکا تأکید می‌کند: اگر دست رد به آتش‌بس مورد نظر ترامپ و حتی آنچه من «آتش‌بس نفتی» می‌نامم، بزنیم و بازگشت به میز مذاکره را منوط به پذیرش شروط ایران کنیم، می‌توانیم این تله مذاکره، آتش‌بس و جنگ را بشکنیم.

کنعانی‌مقدم در پایان می‌گوید: به اعتقاد من، ایران باید مراقب باشد در چرخه‌ای که ترامپ طراحی کرده است، گرفتار نشود و بتواند با حفظ شروط و منافع خود، این راهبرد را خنثی کند و در میدان نیز پیروز باشد.

نیویورک چه چیزی را تغییر خواهد داد؟

پزشکیان چهارشنبه در برابر نمایندگان کشورهای جهان سخنرانی می‌کند. احتمالا درباره جنگ، حمله به مدرسه میناب، تنگه هرمز و شروط ایران برای پایان درگیری سخن خواهد گفت. شاید دیدارهایی انجام شود و شاید احتمال ملاقات با ترامپ، همچنان مهم‌ترین خبر رسانه‌ها باقی بماند. اما وضعیت کشور را نه تعداد ملاقات‌ها به‌تنهایی روشن می‌کند و نه بازتاب یک سخنرانی. ایران پیش از سفر رئیس‌جمهور شروط خود را برای پایان جنگ منتقل کرده است. آمریکا نیز در کنار تهدیدهایش، از احتمال گفت‌وگو سخن می‌گوید.

کشورهای منطقه نگران ادامه درگیری‌ هستند و بازار نفت به کوچک‌ترین نشانه کاهش تنش واکنش نشان می‌دهد. در داخل ایران هم اختلاف بر سر اینکه از این وضعیت چگونه باید عبور کرد، ادامه دارد. از همین رو، پرسش درباره دستاورد سفر فقط متوجه پزشکیان نیست؛ واشنگتن چه پاسخی به شروط تهران خواهد داد؟ کشورهای منطقه در رایزنی‌هایشان چه مسیری را دنبال می‌کنند؟ و آیا کانال‌های ارتباطی موجود می‌توانند به تصمیمی مشخص درباره آینده جنگ منتهی شوند؟ سال گذشته رئیس‌جمهور از نیویورک بازگشت، در حالی که اختلاف بر سر تحریم‌ها حل نشده بود. امسال با پرونده‌ای گسترده‌تر روبه‌رو است؛

پرونده‌ای که آثار آن از روابط خارجی فراتر رفته و به امنیت، اقتصاد و زندگی روزمره مردم رسیده است. چهارشنبه سخنرانی پزشکیان تمام می‌شود، اما پاسخ پرسش اصلی این گزارش آن روز روشن نخواهد شد: از آنچه در نیویورک گفته می‌شود، چه چیزی می‌تواند به تصمیمی عملی درباره آینده ایران تبدیل شود؟

منبع: شبکه شرق

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار