در این کشورها، افراد ابتدا به پزشک خانواده مراجعه میکنند و در صورت نیاز، بر اساس نظر پزشک خانواده به پزشکان متخصص در حوزههای مختلف ارجاع داده میشوند. متاسفانه در کشور ما، بهویژه در شهرهای بزرگ، پزشک خانواده هنوز به شکل مطلوب جا نیفتاده است. یکی از دلایل این موضوع، خود مردم هستند. البته در این زمینه پزشکان و دولت نیز نقش دارند و در مجموع نتوانستهایم پزشک خانواده را در شهرهای بزرگ ایران بهدرستی نهادینه کنیم. این مسئله باعث شده است که افراد در بسیاری از موارد خودشان مستقیما تصمیم بگیرند و بر اساس تشخیص شخصی، به دنبال متخصص موردنظرشان بروند.
در واقع، مردم کمتر به توصیههای پزشک خانواده، پزشک عمومی یا فردی که بهعنوان پزشک معتمد خانواده میشناسند، توجه میکنند و ترجیح میدهند خودشان تعیین کنند که در هر مرحله از درمان به چه تخصص و چه پزشکی مراجعه کنند.مهمترین پیشنیازهای اجرای کامل پزشک خانواده، تامین منابع مالی، ایجاد زیرساختهای لازم، اصلاح نظام بیمهای و همچنین تغییر فرهنگ مراجعه مردم است. همه این عوامل باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا بتوان نتیجه مطلوبتری از اجرای پزشک خانواده گرفت.
از طرف دیگر، دولت نیز باید همکاری و همراهی لازم را داشته باشد و ساختار بیمهها را بهگونهای تنظیم کند که اگر بیماری از طریق پزشک خانواده به پزشک متخصص ارجاع داده شد، مشوقها، تخفیفها و پوششهای بیمهای بیشتری برای او در نظر گرفته شود. این اقدامات میتواند باعث شود افراد جامعه، حتی اگر اطلاعات کاملی درباره جزئیات طرح نداشته باشند، تمایل بیشتری به مراجعه از مسیر پزشک خانواده پیدا کنند. متاسفانه در شرایط فعلی، تفاوت چندانی میان فردی که از طریق پزشک خانواده به پزشک متخصص ارجاع میشود و فردی که مستقیما به متخصص مراجعه میکند، وجود ندارد.
بنابراین، باید زیرساختهای لازم فراهم شود و دولت، فرهنگ عمومی، رسانهها، صداوسیما و مطبوعات نیز در زمینه اطلاعرسانی و فرهنگسازی همکاری کنند تا پزشک خانواده بتواند نقش واقعی خود را ایفا کند.موضوع دیگری که در حوزه خدمات پزشکی مطرح است، بحث هزینههای القایی است. متاسفانه در سیستم درمانی ما مشکلاتی وجود دارد و در برخی موارد هم پزشکان و هم بیماران به سمت دریافت خدمات و داروهای بیشتر سوق پیدا میکنند. برای مثال، ممکن است برای یک بیمار مصرف ۱۰ عدد آنتیبیوتیک تجویز شود، اما بیمار درخواست کند که ۲۰ عدد برای او نوشته شود.
این مسئله، علاوه بر اینکه برای خانوار هزینه ایجاد میکند، برای دولت و نظام بیمهای نیز هزینهبر است. در واقع، این هزینهها در سطح جامعه افزایش پیدا میکنند و هم به بیمهها فشار وارد میشود و هم هزینه بیشتری به مردم تحمیل میکند. اگر افراد یک پزشک خانواده معتمد داشته باشند و روند درمان خود را از طریق او دنبال کنند، بهطور قطع میتوان انتظار داشت بخشی از این هزینهها کاهش پیدا کند. بهنظر میرسد با استفاده صحیح از ظرفیت پزشک خانواده، میتوان هزینههای غیرضروری را کاهش داد و روند درمان را هدفمندتر کرد.
در نهایت، پزشک خانواده زمانی میتواند در جامعه شکل بگیرد و نهادینه شود که مسئولان و دولت نیز همکاری و همراهی جدی در این زمینه داشته باشند و زیرساختها و شرایط لازم برای اجرای آن را فراهم کنند.
منبع: جام جم آنلاین


