جام جم آنلاین – خوزستان، در این نشست، ضمن بررسی تجربه تسیجر از زندگی در میان جوامع عرب شبهجزیره، درباره نگاه او به آزادی، فرهنگ و تمدن، نسبت جامعه بدوی با جهان مدرن، اهمیت این اثر برای شناخت تاریخ اجتماعی و فرهنگی جوامع عرب و نیز دشواریهای ترجمه نامها، اصطلاحات و مفاهیم فرهنگی کتاب بحث شد. تجربه مترجمان در انتقال این روایت به فارسی و موضوع چاپ دوم کتاب نیز از دیگر مباحث مطرحشده بود.
تسیجر و انتخاب زندگی در میان جوامع عرب احمدی سلامیتبار در آغاز سخنان خود با اشاره به ویژگیهای جغرافیایی و اقلیمی شبهجزیره عربستان گفت: این منطقه، به دلیل شرایط طبیعی و شیوه زندگی جوامع ساکن آن، در مقایسه با مناطقی مانند هند، ایران و آفریقا، کمتر موضوع سفرنامهها و گزارشهای تفصیلی قرار گرفته است. به گفته وی، در دورههای پیش از شکلگیری دولتهای جدید در خاورمیانه، گزارشهای دقیق و مستند درباره بخشهایی از شبهجزیره عربستان محدود بود و در مواردی نیز اطلاعات مربوط به این منطقه در حاشیه موضوعات دیگر قرار داشت.
وی با اشاره به حضور شماری از پژوهشگران و مأموران اروپایی در منطقه در سدههای هجدهم و نوزدهم، تفاوت تسیجر را در نوع ارتباط او با جامعه مورد مطالعه دانست. از نگاه سلامیتبار، تسیجر برخلاف افرادی که در قالب مأموریتهای مشخص به منطقه میآمدند، زندگی در میان مردم را آگاهانه انتخاب کرد و تلاش داشت تجربهای نزدیک به زندگی آنان داشته باشد. سلامیتبار گفت: یکی از محورهای مهم در نگاه تسیجر، برداشت او از «آزادی» بود.
تسیجر، به روایت او، جوامع بدوی را در مقایسه با زندگی شهری کمتر مقید به مرزهای سیاسی، تقسیمبندیهای ملی و برخی چارچوبهای تثبیتشده زندگی مدرن میدید. در بیابان، مسئله اصلی برای انسان، زندگی و بقا بود و همین شرایط از نگاه تسیجر امکان تجربه شکل متفاوتی از آزادی را فراهم میکرد.
از تجربه بیابان تا بازتعریف مفهوم زندگی سلامیتبار با اشاره به ارتباط عمیق تسیجر با مردمی که در میان آنان زندگی کرده بود، بیان کرد: نویسنده به تدریج بخشی از عادات و شیوه زندگی آنان را پذیرفت؛ از جمله کنار گذاشتن برخی ابزارها و عادتهای زندگی پیشین خود و همراه شدن با آنان در سفرها و شرایط دشوار. به گفته وی، تسیجر بارها از دوره حضور خود در میان عربهای بیابان به عنوان یکی از مهمترین و خوشترین خاطرات زندگیاش یاد کرده بود. این موضوع از نظر سلامیتبار، تنها یک علاقه شخصی نبود، بلکه با نگاه تسیجر به معنای زندگی ارتباط داشت.
وی توضیح داد: تسیجر زندگی مدرن را با مجموعهای از محدودیتهای زمانی و اجتماعی میسنجید و معتقد بود انسان مدرن به دلیل نقشهای شغلی و اجتماعی، برنامههای ثابت و الزامات روزمره، فرصت کمتری برای تجربه مستقیم زندگی دارد. در مقابل، او در میان جوامع عرب امکان سفر، شکار، تقسیم غذا و زیستن در فضای باز را تجربهای متفاوت میدانست. سلامیتبار افزود: تسیجر در همین چارچوب، نسبت به تغییرات ناشی از ورود مظاهر جدید زندگی به مناطق مورد مطالعه خود نیز نگرانی داشت.
ورود خودرو، تلفن، نفت و مظاهر جدید زندگی، از نگاه او میتوانست شیوه زندگیای را که در میان جوامع بدوی مشاهده کرده بود، دگرگون کند.
جهانبینی تسیجر و اهمیت چالش در زندگی به گفته سلامیتبار، تسیجر دارای جهانبینی مشخصی بود و تجربه زندگی در میان عربها نیز بر همین جهانبینی تأثیر گذاشت. او معتقد بود انسان باید خود را با یک چالش واقعی مواجه کند و زندگی را از طریق تجربه و عبور از دشواریها معنا کند. سلامیتبار برای توضیح این نگاه به تصویری اشاره کرد تسیجر درباره تماشای مسابقه فوتبال بیان کرده بود: فردی که تنها تماشاگر است، شادی و ناراحتی خود را به نتیجه دیگران وابسته میکند؛ در حالی که از نگاه تسیجر، انسان باید خود در میدان زندگی حضور داشته باشد و با چالشهای آن مواجه شود.
وی تأکید کرد: همین جهانبینی در نحوه نگاه تسیجر به جامعه عرب نیز قابل مشاهده است. بنابراین، روایت کتاب را نمیتوان جدا از پیشینه فکری نویسنده و تلقی او از آزادی، زندگی و تجربه انسانی بررسی کرد.
دشواری ترجمه؛ انتقال یک جهان فرهنگی آلبوغبیش نیز تأکید کرد: ارزش کتاب تنها به محتوای سفرنامهای آن محدود نیست و بخشهایی از آن میتواند برای مطالعه تاریخ فرهنگی و اجتماعی جوامع عرب مورد استفاده قرار گیرد. در پایان، موضوع چاپ دوم «شنهای عرب» نیز مطرح شد و بر اهمیت تداوم انتشار این اثر و فراهم بودن امکان دسترسی پژوهشگران و علاقهمندان به آن تأکید شد. این نشست با تأکید بر اهمیت ترجمه و مطالعه منابعی از این دست پایان یافت؛
آثاری که در کنار روایت یک تجربه تاریخی، امکان بررسی دقیقتر فرهنگ، زبان، جغرافیا و شیوههای زندگی جوامع عرب را برای مخاطب فارسیزبان فراهم میکنند. سلامیتبار در ادامه به سابقه علاقه خود به «شنهای عرب» اشاره کرد و گفت: این اثر از حدود سالهای ابتدایی دهه ۱۳۸۰ مورد توجه او بوده است. به گفته او، در طول این سالها تلاشهایی برای ترجمه کتاب انجام شده بود و در نهایت ترجمه اثر با پیگیری او و همکاری انجام گرفت.
او مهمترین چالش ترجمه را انتقال جهانبینی تسیجر به مخاطب فارسیزبان دانست و افزود: مترجم در چنین اثری تنها با واژهها مواجه نیست، بلکه باید منطق و زمینه فرهنگی روایت را نیز منتقل کند. سلامیتبار توضیح داد: نام قبایل، مناطق، شهرها و اصطلاحات جغرافیایی بخش مهمی از دشواری ترجمه را تشکیل میدادند. بسیاری از نامها در طول چند دهه تغییر کردهاند و جغرافیای توصیفشده در کتاب نیز در مواردی بیشتر بر اساس قبایل و قلمرو آنان شکل گرفته است تا تقسیمات شهری و روستایی.
به همین دلیل، برای مقابله با این دشواریها از مطالعات تکمیلی و سفرنامهها و ترجمههای پیشین استفاده شده است. او تأکید کرد: مترجم چنین اثری باید علاوه بر تسلط زبانی، با فرهنگ و تاریخ جامعه مورد مطالعه نیز آشنا باشد؛ زیرا ترجمه لفظی برخی اصطلاحات میتواند بخشی از معنای فرهنگی آنها را از بین ببرد.
تجربه ترجمه و شناخت زمینه فرهنگی صالح آلبوغبیش نیز با اشاره به سابقه علاقه خود به کتاب گفت: «شنهای عرب» برای او تنها یک اثر ترجمهای نبوده و ترجمه آن حاصل علاقهای طولانیمدت بوده است. او توضیح داد: پیش از انجام این ترجمه، تلاشهایی برای برگردان کتاب صورت گرفته بود و در نهایت این کار با همکاری احمدی سلامیتبار دنبال شد. آلبوغبیش یکی از دشواریهای مهم ترجمه را نامها و اصطلاحات خاص کتاب دانست. به گفته او، نام قبایل، شهرها و مناطق جغرافیایی و همچنین اصطلاحات مرتبط با شیوه زندگی، نیازمند شناخت دقیق زمینه فرهنگی بودند.
تغییر برخی نامها در طول زمان نیز کار مترجم را دشوارتر کرده بود. او گفت برای حل این مسائل، علاوه بر مراجعه به منابع تکمیلی، از مطالعات و سفرنامههای مرتبط استفاده شده است. به اعتقاد او، آشنایی مترجم با فرهنگ عربی در چنین ترجمهای اهمیت دارد؛ زیرا برخی مفاهیم و اصطلاحات تنها در بستر فرهنگی خود معنای دقیق پیدا میکنند.
فرهنگ، شعر و معنای تمدن سلامیتبار در بخش دیگری از سخنان خود به نگاه تسیجر درباره مفهوم فرهنگ و تمدن پرداخت و گفت: زندگی در میان جوامع عرب موجب شد نویسنده برخی برداشتهای رایج درباره جوامع بدوی را مورد بازنگری قرار دهد. به گفته او، تسیجر تمدن را مفهومی یکبعدی و خطی نمیدانست و معتقد بود یک جامعه میتواند متناسب با شرایط تاریخی و محیطی خود، شکل خاصی از زندگی و دستاورد فرهنگی را ایجاد کند. از این منظر، شعر، زبان، ادبیات و فرهنگ شفاهی نیز بخشی از دستاوردهای تمدنی محسوب میشوند.
سلامیتبار در همین زمینه به توجه تسیجر به شعر و زبان عربی اشاره کرد و ادامه داد: نویسنده در توصیفهای خود از اذان و تلاوت قرآن نیز به ویژگیهای صوتی و ادبی زبان عربی توجه داشته است. به گفته او، تسیجر با وجود پیشینه مسیحی خود، از تأثیر آوای قرآن و شیوه بیان عربی سخن گفته و این تجربه را در روایت خود ثبت کرده است.
پیوندهای فرهنگی با عربهای ایران آلبوغبیش در بخش دیگری از سخنان خود، به اهمیت برخی موضوعات مطرحشده در کتاب برای شناخت عربهای ایران اشاره کرد. به گفته او، جغرافیا در شکلگیری فرهنگ و برخی ویژگیهای زبانی و اجتماعی نقش دارد و میان جوامعی که در محیطهای مشابه زندگی میکنند، میتوان برخی پیوندهای فرهنگی را مشاهده کرد. او به موضوعاتی مانند گویش، پوشش، روابط قبیلهای، مهماننوازی، شیوه زندگی و برخی سنتهای اجتماعی اشاره کرد و گفت این مباحث میتواند برای مطالعه عربهای خوزستان، بوشهر و هرمزگان نیز قابل توجه باشد.
سلامیتبار نیز با اشاره به توصیفهای تسیجر از زندگی قبایل، پوشش، روابط اجتماعی، شعر و دیگر عناصر فرهنگی، «شنهای عرب» را منبعی قابل توجه برای شناخت بخشی از تاریخ اجتماعی جوامع عرب در دورهای پیش از تحولات گسترده ناشی از نفت و تغییرات جدید اجتماعی دانست. او همچنین تأکید کرد: شناخت دقیق فرهنگ، زبان و تاریخ جوامع عرب، بهویژه در کشورهای پیرامون ایران، برای مطالعات منطقهای اهمیت دارد و منابع فارسی درباره برخی از این جوامع همچنان محدود است.
«شنهای عرب»؛ روایتی برای مطالعه تاریخ اجتماعی در بخش پایانی نشست، سخنرانان بر اهمیت کتاب به عنوان روایتی از تجربه مستقیم یک نویسنده خارجی در میان جوامع عرب تأکید کردند. سلامیتبار تصریح کرد: روایت تسیجر باید در چارچوب جهانبینی و موقعیت او به عنوان یک ناظر بیرونی خوانده شود؛ با این حال، تجربه طولانیمدت او در میان مردم، اطلاعات قابل توجهی درباره شیوه زندگی و مناسبات اجتماعی آن دوره در اختیار مخاطب قرار میدهد.
منبع: جام جم آنلاین



