جوان آنلاین: تنش میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در شرایطی وارد مرحلهای تازه شده است که نحوه رفتار این نهاد و کشورهای غربی در قبال پرونده هستهای ایران، بیش از گذشته بر آینده همکاریها سایه انداخته است؛ از درخواست برای دسترسی به تأسیسات آسیبدیده و فشارهای سیاسی در شورای حکام گرفته تا اختلاف بر سر حدود و چگونگی ادامه همکاریها. در چنین شرایطی، بحث درباره آینده حضور ایران در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) دیگر صرفاً یک موضوع نظری نیست، بلکه به یکی از گزینههای مورد بحث در مواجهه با روندهای کنونی تبدیل شدهاست؛
موضوعی که سه نماینده مجلس در گفتوگو با «جوان»، هر یک از زاویهای متفاوت، اما در یک چارچوب مشترک، ابعاد آن را تشریح کردهاند. در این نگاه، نقطه آغاز تصمیمگیری، نه یک تصمیم شتابزده برای خروج، بلکه رفتار طرف مقابل و میزان پایبندی سازوکارهای بینالمللی به تعهدات و قواعد خود است.
حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با اشاره به فشارهای فزاینده امریکا و کشورهای غربی و درخواست برای بازرسی از مراکز آسیبدیده، وضعیت کنونی را به یک بنبست در همکاری ایران و آژانس مرتبط دانسته و تأکید کردهاست که تداوم این روند میتواند ایران را به بازنگری در برخی رویکردهای هستهای و حتی بررسی گزینه خروج سوق دهد. او در عین حال تصریح کرده که درباره تصمیم نهایی نمیتوان پیشبینی مشخصی ارائه کرد و این موضوع در اختیار مجلس و منوط به بررسی شرایط است.
روحالله لکآبادی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، اما خروج از NPT را نه یک اقدام فوری، که ابزاری راهبردی میداند که باید زمان استفاده از آن با محاسبه دقیق انتخاب شود. از نگاه او، اختلاف اصلی بر سر اصل در اختیار داشتن این گزینه نیست، بلکه بر سر زمان و شرایط استفاده از آن است؛ به همین دلیل خروج را «گام آخر» توصیف میکند و بر این نکته تأکید دارد که هر تصمیمی در این زمینه باید با سنجش منافع کشور و آثار احتمالی آن اتخاذ شود.
سالار ولایتمدار، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز از زاویهای دیگر بر تعلیق همکاری تمرکز دارد و آن را واکنشی به عملکرد طرف مقابل میداند. در این دیدگاه، تعلیق همکاری میتواند بهعنوان یک پیام و ابزار فشار مورد استفاده قرار گیرد، بدون آنکه الزاماً به معنای عبور از مبانی اعلامشده ایران درباره سلاح هستهای باشد. ولایتمدار تأکید میکند که جمهوری اسلامی ایران بر اساس مبانی فقهی خود قائل به جواز استفاده از سلاح هستهای نیست و در عین حال، تعلیق همکاری را پاسخی به شرایطی میداند که از نگاه او، طرف مقابل در انجام وظایف خود ایجاد کردهاست.
برآیند این سه دیدگاه را میتوان در یک محور مشترک خلاصه کرد: آینده همکاری ایران با NPT و آژانس، در خلأ تصمیمگیری نمیشود و رفتار طرف مقابل در شکلگیری گزینههای پیشروی تهران نقش اساسی دارد. در این چارچوب، از بازنگری و بررسی گزینههای مختلف سخن گفته میشود، خروج بهعنوان یک ابزار قابل استفاده در شرایط مناسب مطرح است و تعلیق همکاری نیز بهعنوان سطحی از واکنش مورد تأکید قرار میگیرد.
بنابراین، آنچه در کانون این دیدگاهها قرار دارد، بیش از آنکه اعلام یک تصمیم نهایی باشد، تأکید بر این است که مسیر آینده همکاری هستهای ایران، با تحولات رفتار آژانس و نحوه مواجهه غرب با پرونده ایران ارتباط مستقیم دارد. آنچه در ادامه میخوانید، حاصل این گفتوگوها با حسن قشقاوی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، روحالله لکآبادی عضو کمیسیون بهداشت مجلس و سالار ولایتمدار عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است که میخوانیم. نقش آژانس در ماندن یا خروج ایران از ان. پی.
تی حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در گفتوگو با «جوان» بنبست کنونی میان ایران و آژانس را نتیجه فشارهای فزاینده امریکا و کشورهای غربی و درخواست برای بازرسی از تأسیسات آسیبدیده عنوان کرد و هشدار داد تداوم این روند میتواند ایران را به بازنگری در برخی رویکردهای هستهای و حتی بررسی گزینه خروج از آژانس سوق دهد. قشقاوی در پاسخ به اینکه تهدید خروج ایران از ان. پی.
تی بر چه مبنایی شکل گرفته و چه رابطهای با احتمال بازنگری در دکترین هستهای ایران دارد گفت: تهدید خروج از آژانس فعلاً در همین حد مطرح است و اساساً بر مبنای رفتار و عملکرد آژانس شکل گرفته است. زیرا عملکرد آژانس و کشورهای اروپایی و امریکا، عملاً بهگونهای است که ایران را به این سمت میبرد که بخواهد در آینده در دکترین خود تجدیدنظر کند. البته این به معنی آن نیست که ایران به دنبال بمب اتم باشد، زیرا درباره فتوای رهبر جدید و دیدگاه ایشان در این زمینه باید در شرایط مقتضی اظهارنظر شود.
فتوای رهبر شهید وجود دارد و رهبر جدید نیز در شرایط مقتضی مشخص خواهند کرد که آیا بر نظر حضرت والدشان باقی هستند یا دیدگاه دیگری دارند. اما زمانی که فشار از هر لحاظ و بهطور غیرمنطقی بر ایران وارد میشود، در واقع بنبستی ایجاد میشود که آژانس و کشورهای غربی خودشان برای آینده همکاری ایران با آژانس ایجاد میکنند.
بهعنوان مثال، گزارشی که آقای گروسی ارائه کرده و همچنین قطعنامهای که بر مبنای آن در شورای حکام صادر شده است، در کنار تلاش شورای حکام برای اینکه به هر شکل ممکن، حتی علیرغم مخالفت چین و روسیه، موضوع را به شورای امنیت ببرد و علیه ایران قطعنامه بگیرد، نمونهای از همین روند است. البته تا زمان حاضر، این تلاش در این زمینه ناموفق بوده است. اصل خواسته آژانس و این کشورها از ایران این است که پایگاهها و مراکز بمبارانشده در اختیار ناظران و بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار بگیرند.
به گفته قشقاوی، درخواست آژانس برای بازرسی از پایگاهها و مراکز بمبارانشده با موانع حقوقی، پروتکلی و عملیاتی روبهرو است. وی در ابتدا با ذکر این نکته که این درخواست مبنای پروتکلی ندارد، ادامه داد: آژانس در تمام اقداماتی که انجام میدهد، بر اساس یک پروتکل مشخص و مورد قبول جامعه بینالمللی عمل میکند. برای نخستین بار در تاریخ بشر، یک مرکز غنیسازی در حال فعالیت مورد بمباران قرار گرفته است. این اقدام کاملاً غیرقانونی و محکوم است؛ هم از نظر قواعد بینالمللی و هم از نظر قواعد و مقررات مرتبط با آژانس.
در چنین شرایطی، درخواست برای بازرسی همان محلی که بمباران شده، از نظر فیزیکی نیز با مشکلات جدی مواجه است. محلی که بر اثر بمباران به تلی از خاک و آوار تبدیل شده، درهای آن مسدود شده، شرایط تهویه آن مشخص نیست و احتمال وجود آلودگیهای محیطزیستی در آن وجود دارد، طبیعتاً امکان دسترسی عادی و ایمن را ندارد. در چنین شرایطی، ورود بازرسان آژانس نیز با موانع جدی و عملیاتی مواجه خواهد بود و عملاً امکانپذیر نیست. از همه مهمتر، مبنای پروتکلی چنین بازرسیای مشخص نیست. هیچ پروتکل مشخصی برای بازرسی از مناطق بمبارانشده وجود ندارد.
اساساً پیشبینی نشده بود که یک کشور عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای، یعنی انپیتی، مورد حمله و بمباران قرار بگیرد یا مراکز غنیسازی آن مورد حمله نظامی واقع شوند. علاوه بر این، نه پروتکل مشخصی برای چنین شرایطی وجود دارد و نه امکان عملیاتی لازم برای انجام این بازرسیها فراهم است. با این حال، ایران به دلیل عدم همکاری در انجام کاری که از اساس با ابهامات و موانع قانونی مواجه است، در معرض قطعنامه شورای حکام قرار میگیرد.
حتی در صورت تمایل ایران برای همکاری با بازرسان آژانس، محدودیتهای ناشی از مصوبه مجلس نیز وجود دارد و نمیتوان انتظار داشت که قانون راهبردی مجلس نادیده گرفته شود یا از آن تخطی صورت بگیرد. از یک سو، امریکا و برخی کشورهای غربی خود را ملزم به رعایت قواعد و پروتکلهای مشخص نمیدانند، اما از سوی دیگر ایران را به رعایت قواعدی الزام میکنند که اصلاً قانونی نیست و نانوشته است. در حال حاضر، بر اساس قواعد و پروتکلهای موجود و همچنین طبق کنوانسیون حقوق معاهدات، کشور میزبان یک نهاد بینالمللی باید برای اعضای آن نهاد امکان ورود و فعالیت فراهم کند و ویزا صادر شود.
با این حال، برای رئیس سازمان انرژی اتمی ایران ویزا صادر نمیشود. مجموع این موارد نشاندهنده یک وضعیت بنبست از سوی امریکا و آژانس بینالمللی اتمی است. افکار عمومی نیز با مشاهده چنین شرایطی بهطور طبیعی این مسئله را مطرح میکند که چگونه ممکن است یک نهاد بینالمللی، از یک سو ایران را به دلیل همکاری بر اساس یک پروتکل موجود مورد ملامت قرار دهد و از سوی دیگر، در شرایطی که امکان اجرای همان همکاریها نیازمند رعایت قواعد و الزامات متقابل است، مانع از ورود یا دریافت ویزای مسئولان ایرانی شود.
قشقاوی با تأکید بر اینکه بنبست کنونی در همکاری ایران و آژانس، تحت تأثیر عوامل یادشده بوده ادامه داد: در شرایط فعلی، درباره اینکه در ادامه چه تصمیمی گرفته خواهد شد، نمیتوان پیشبینی مشخصی ارائه کرد. این موضوع در اختیار مجلس است و بر اساس گزارشهای موجود، طرحهای مختلفی نیز در دست بررسی قرار دارد. با این حال، باید توجه داشت که شکلگیری این وضعیت تحت تأثیر عملکرد آژانس، رویکردهای یکجانبهگرایانه و سوءاستفاده از حتی اساسنامه آژانس توسط امریکا، کشورهای اروپایی و آقای گروسی قرار گرفتهاست.
در خصوص فشارهای فزاینده آژانس نیز باید توجه داشت که فشارهای امریکا در این روند نقش اصلی را دارد و تمرکز ویژه بر موضوع بازرسیها نیز از همین منبع صورت میگیرد. قشقاوی در انتها در پاسخ به اینکه هدف آژانس از تمرکز برای بازدید تأسیسات آسیبدیده ایران چیست، اظهار داشت: از یک نگاه خوشبینانه، ممکن است هدف اعلامشده، شناسایی محل نگهداری چند کیلوگرم مواد غنیشده باشد. با این حال، این نگرانی نیز مطرح است که اطلاعات بهدستآمده در جریان بازرسیها بتواند برای شناسایی محل این مواد مورد استفاده قرار گیرد و در مرحله بعد، زمینه حمله و بمباران مجدد فراهم شود.
در واقع، از این منظر، تهدیدهای موجود کاملاً روشن به نظر میرسند. آژانس ابزار فشار غرب به ایران روحالله لکآبادی، نماینده مردم درود و ازنا در مجلس و عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس هم، ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، با توجه به وتوی روسیه و چین را بیش از آنکه یک اقدام حقوقی باشد، تلاشی برای فشار روانی و اقتصادی بر ایران دانست. به گفته وی، عضویت در NPT برای ایران دستاوردی نداشته و خروج از آن باید بهعنوان ابزاری هوشمند، در زمان مناسب و همراه با اقدامی تعیینکننده، در اختیار کشور باشد.
وی در این گفتوگو اظهار داشت: اگر پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شود، چند نکته را باید در نظر گرفت. نخست اینکه باید دید شورای امنیت در مواجهه با این پرونده چه تصمیمی خواهد گرفت. با توجه به مواضع کنونی روسیه و چین، به احتمال زیاد این دو کشور با هرگونه تصمیمی که علیه ایران در شورای امنیت مطرح شود، مخالفت کرده و آن را وتو خواهند کرد. بنابراین، ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، بیش از آنکه بخواهد از نظر حقوقی فضای جدیدی علیه ایران ایجاد کند، به دنبال شکل دادن به یک فضای روانی علیه کشور است.
ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت ممکن است برخی پالسهای اقتصادی ایجاد کند و بر تورم یا فضای اقتصادی کشور تأثیر بگذارد. به نظر میرسد امید امریکا از اقداماتی از این دست، ایجاد فشار روانی و اقتصادی در داخل ایران است. به این معنا که این اقدامات بتواند زمینه افزایش تورم، ایجاد نگرانی در میان مردم و حتی شکلگیری رفتارهایی مانند احتکار را فراهم کند. نکته نخست همین است که ارجاع پرونده به شورای امنیت، از نظر حقوقی الزاماً اتفاق خاصی را رقم نمیزند.
با توجه به شرایط کنونی روابط روسیه و چین با اروپا و امریکا نیز پیشبینی میشود این دو کشور، به دلیل تقابل جدی خود با غرب، با تصمیمات مورد نظر اروپا و امریکا همراهی نکنند و آنها را وتو کنند. در نتیجه، به نظر نمیرسد اتفاق خاصی در پرونده هستهای ایران در شورای امنیت رخ دهد. نکته بعدی این است که به نظر من، موضوع خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) باید بهعنوان یک ابزار در اختیار جمهوری اسلامی ایران باشد. من حتی در زمانی که گروسی به تعهدات خود عمل نکرد، در نطقی مطرح کردم که میتوانیم موضوع خروج از NPT را کلید بزنیم.
باید توجه داشت که عضویت در NPT هیچ مزیتی برای ما تا به حال نداشته است. یکی از مهمترین مزایای عضویت این است که کشورهای عضو باید از دانش و فناوری هستهای کشورها حمایت کنند و به آنها در مسیر رشد و توسعه این فناوری کمک کنند. همچنین باید از حقوق هستهای اعضا حمایت و حفاظت شود. لکآبادی حضور ایران در این ان. پی.
تی را دارای هزینههای گزاف دانست و ادامه داد: متأسفانه ما در NPT حضور داریم، محدودیتهای آن را میپذیریم و به تعهدات خود عمل میکنیم، ولی نکته قابل تأمل این است که عملاً از امتیازات و حقوقی که عضویت در این پیمان برای ما در نظر گرفته است، برخوردار نیستیم. گروسی، رئیس آژانس اتمی، مانند یک جاسوس برخورد میکند و اطلاعات ما را در اختیار رژیم صهیونیستی و امریکا قرار میدهد. این همان پیچیدگی و شرایطی است که ما در آن قرار داریم؛ بنابراین باید این نکته را در نظر داشته باشیم که از امروز، عضویت در این چارچوب عملاً ارزش چندانی برای ما ندارد.
با این حال، به نظر من خروج از NPT باید بهعنوان یک ابزار در اختیار ما باشد، درست مانند تنگه هرمز. ما سالها بیان داشتیم و تهدید میکردیم که این قابلیت را داریم که تنگه هرمز را ببندیم، اما آن را نمیبستیم و این قابلیت بهعنوان یک ابزار در اختیار ما بود تا روز موعود فرا برسد. امروز تنگه هرمز بسته شده و رژیم حقوقی آن تغییر کرده است و این وضعیت برای همیشه تغییر خواهد کرد. به معنایی تنگه هرمز دیگر به شرایط حقوقی پیش از جنگ بازنخواهد گشت. در مورد NPT نیز باید به همین روش هوشمندانه عمل کنیم.
باید رفتار ما نسبت به حضور در NPT یا خروج از آن، رفتاری هوشمندانه باشد تا بتوانیم بیشترین استفاده را از این ابزار ببریم. به نظر من، خروج از NPT در موضوع هستهای میتواند گام آخر باشد. البته از نظر من، اگر قرار باشد از NPT خارج شویم، این خروج باید با یک اقدام تعیینکننده، از جمله آزمایش هستهای یا بمب هستهای، همراه باشد. در غیر این صورت، اساساً خروج از NPT به تنهایی نمیتواند هدف مورد نظر را محقق کند.
لکآبادی در راستای تبیین تغییر دکترین هستهای و چگونگی آن گفت: در حال حاضر نیز اگر قرار باشد درباره تغییر دکترین هستهای صحبت کنیم، باید توجه داشت که بر اساس فتوای رهبر معظم انقلاب و امام شهید ما، فعلاً از نظر شرعی اجازه داشتن بمب اتم را نداریم. مسئله، فناوری یا دانش فنی آن نیست، بلکه دانشمندان ما به فناوری و دانش لازم برای این کار دست یافتهاند، اما برای چنین اقدامی باید از رهبر معظم انقلاب اجازه وجود داشته باشد که چنین اجازهای در حال حاضر وجود ندارد.
امروز مقام معظم رهبری، بهعنوان یک مرجع تقلید و همچنین فرمانده کل قوا، بر این نظر هستند که چنین اتفاقی نباید رخ دهد. با این وجود، استفاده از اختیار خروج از NPT باید بهعنوان یک ابزار در اختیار ما باشد. باید این حق را برای خودمان قائل باشیم که از NPT خارج شویم و زمانی از این معاهده خارج شویم که بیشترین دستاورد را برای کشور داشته باشد. بهطور جمعی، همه کارشناسان ما و همه سیاسیونی که در حوزه هستهای اطلاعات و شناخت کافی دارند، میدانند که ایران از حضور در NPT عملاً دستاوردی نداشته است. این معاهده عایدهای به ایران اضافه نکرده است.
بنابراین، خروج از NPT میتواند برای کشور یک دستاورد باشد، اما به شرط آنکه از این ابزار در زمان مناسب استفاده شود. در واقع، خروج از ان. پی. تی به مثابه تیری در چله کمان است که باید آن را در زمانی رها کرد که به هدف اصابت کند. اختلافنظر میان کارشناسان نیز، بیشتر درباره زمانبندی این اقدام است. بحث این است که آیا خروج از NPT میتواند در شرایط فعلی، چه در حوزه جنگ و چه در موضوع هستهای، اثرگذاری مؤثری داشته باشد یا اینکه ممکن است نتیجه عکس بدهد و به جای آنکه برگ برندهای برای کشور باشد، خداینکرده همان برگ برندهای را که در اختیار داریم از دست بدهیم.
تمام اختلافنظری که درباره NPT وجود دارد، به همین مسئله بازمیگردد. وگرنه اصل موضوع این است که این معاهده و سازوکار آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای ما دستاوردی نداشته است. رئیس آژانس، رافائل گروسی، برای ما مانند یک جاسوس عمل کرد و در ادامه نیز هیچ حفاظتی از تأسیسات هستهای ما صورت نگرفت. در عوض هنگامی که تأسیسات و پایگاههای هستهای ما بهطور غیرقانونی و تجاوزکارانه مورد اصابت و بمباران قرار گرفتند، NPT و سازوکارهای مرتبط با آن که میبایست از فعالیتها و تأسیسات هستهای ما حفاظت میکردند، برعکس عمل کردند و آن را نادیده گرفتند.
به هر حال، تصمیم درباره خروج از NPT نبایستی هیجانی باشد. در اصل این اقدام باید کاملاً هوشمندانه باشد و با بررسی کارشناسانه منافع کشور را بهطور کلی مد نظر بگیرد. تعلیق همکاری، فریادی رساتر از خروج سالار ولایتمدار، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، نیز با اشاره به جنایات گسترده غرب و با تأکید بر اینکه وضعیت قانون جنگل بر جهان حاکم است، معتقد است که ایران در پاسخ به رفتارهای آژانس و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، تعلیق همکاری با NPT را فریادی رساتر از خروج از آن توصیف کرد.
وی با اشاره به تهدید محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و نماینده مقام معظم رهبری در این شورا، این تهدید را ناشی از رفتار غرب در جهان و بهویژه در خصوص پرونده هستهای ایران دانست و گفت: جنایات و کشتارهایی که غرب به راه میاندازد، سبب میشود که ملتها احساس خطر و ناامنی کنند. در چنین شرایطی، هر کشوری برای دفاع از خود ناچار است تدبیری بیندیشد و ممکن است بسیاری از کشورها به سمت اقداماتی بروند که اساساً به آنها رضایت ندارند. در رابطه با موضوع خروج از NPT نیز نکتهای وجود دارد.
زمانی که مجلس شورای اسلامی تصویب کرد و اکنون نیز این تصمیم در حال اجراست که ارتباطات ما تعلیق شود، در واقع این اقدام نوعی فریاد بود. رسانههای محترم باید این فریاد را تکرار کنند و از خود بپرسند آیا ما همچنان به نفس فلسفه تشکیل NPT، یعنی جلوگیری از اشاعه سلاحهای کشتار جمعی، پایبند هستیم یا خیر. ما این وسیلهای را که حیات بشر را به صورت جمعی به خطر میاندازد، به رسمیت نمیشناسیم و تمام کسانی را هم که چنین سلاحهایی در اختیار دارند، محکوم میکنیم. ما حق داشتن چنین سلاحی را که میتواند بشر را به صورت جمعی مورد تهدید قرار دهد، برای خود قائل نیستیم.
اما در حال حاضر ارتباطات خود را تعلیق کردهایم. معنای این تعلیق چیست؟ معنایش این است که دنیا و آنهایی که مدعی پایبندی به این اصول هستند، خودشان باعث این تعلیق شدهاند. ولایتمدار، اثر و فریاد این اقدام را بالاتر از خروج از NPT دانست و بیان داشت:، چون ما بر اساس مبانی فقهی خود، اساساً نسبت به سلاح هستهای قائل به جواز نیستیم و آن را حرام میدانیم. تمام مبانی سیاستهای ما نیز مبتنی بر فتوای مقام معظم رهبری است؛ بنابراین قصدی نداریم که در این خصوص ورود پیدا کنیم. اگر چنین فتوایی وجود نداشت، ما هیچ مانعی بر سر راه خود نمیدیدیم و نخواهیم دید.
ما آنقدر مستقل، مقتدر و باصلابت هستیم که اگر تشخیص دهیم چنین اقدامی لازم است، توان انجام آن را داریم. اما از نظر فقهی و اعتقادی، چنین اعتقادی نداریم. اگر عدهای این موضوع را درک نمیکنند، مشکل از جهل خودشان است. بنابراین، تعلیق همکاری ما با NPT بهترین پاسخ به این افراد است و این وضعیت را همچنان ادامه خواهیم داد تا آنها وظایف خود را انجام دهند. ما منکر توانایی جوانان خود نیستیم.
از نظر فنی، دانش و تمام مواد و فرمولها و قواعد لازم، همه این ظرفیتها در اختیار فرزندان بزرگ و برومند ایران قرار دارد، اما، چون از نظر اعتقادی به استفاده از این سلاحها باور نداریم، چنین کاری را انجام نخواهیم داد. بنابراین، ما NPT را با این روش مورد تنبیه قرار دادهایم و این اقدام را تا زمانی که آنها به وظایف خود عمل نکنند، ادامه خواهیم داد.
منبع: جوان آنلاین



