کافیست ترامپ در تروث سوشال حرفی در مورد ایران بزند یا در سخنرانی های گاه و بیگانه تعریضی به ایران داشته باشد، کاملا فضای رسانه ای و سیاسی ایران را تحت تاثیر قرار می دهد. جریان تندرو در ایران بیشتر از هر طیفی تحت تاثیر مطالب ترامپ قرار می گیرد تا حدی که یکبار رییس مجلس را عصبانی کردند و او با عتاب گفت: حرف های ترامپ را قرقره نکنید. دونالد ترامپ روز گذشته بار دیگر درباره ایران سخن گفت؛
این بار از قرار گرفتن در «موضع تصمیمگیری» و وقوع «اتفاقات بسیار بزرگ» در آینده نزدیک حرف زد و در عین حال از احتمال دیدار با مسعود پزشکیان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل سخن گفت، او در ادامه بیان کرد؛ تمایل دارم با رئیس جمهور ایران در سازمان ملل دیدار کنم! ترامپ در شرایطی از مذاکره و دیدار سخن میگوید که همزمان، گزینه نظامی را نیز روی میز نگه داشته است. طی هفتههای گذشته تنش بین ایران و امریکا به اوج رسیده، محاصره دریایی و فشار اقتصادی را تشدید کرده و گزارشهای تازه نیز از بررسی حملات جدید حکایت دارد.
در همین روز، مقامهای ایرانی نیز نسبت به احتمال حمله تازه آمریکا هشدار دادهاند. بنابراین نباید میان «تهدید» و «پیشنهاد مذاکره» تناقضی فرض کرد که الزاماً وجود ندارد. هر دو میتوانند بخشی از یک سیاست فشار باشند؛ سیاستی که هدف آن قرار دادن طرف ایران در موقعیتی است که دائماً به اظهارات و تصمیمات واشنگتن واکنش نشان دهد و خلاقیت و قدرت تحلیل را از دست بدهد. اینجاست که یک خطای مهم ممکن است در داخل ایران شکل بگیرد: اینکه تمام فضای سیاسی کشور را به یک سؤال تقلیل دهیم؛ با ترامپ دیدار کنیم یا نکنیم؟ یک جریان بگوید دیدار نکنید، جریان دیگری بگوید حتماً دیدار کنید؛
عدهای آن را نشانه قدرت بدانند و عدهای دیگر نشانه عقبنشینی و ضعف. در چنین شرایطی، بدون آنکه متوجه باشیم، زمین بازی را خودمان به جایی منتقل کردهایم که ترامپ تعیین کرده است و مجددا دوگانه جدید به دوگانه های قبلی اضافه کنیم دوگانه موافقین دیدار با ترامپ و دوگانه مخالفین دیدار با ترامپ! طبیعتا مسائل ایران و امریکا ریشه ای تر و کلان تر از آن هستند که با دیدار دو رئیس جمهور اتفاق خاصی در میان این دو کشور بیفتد اما نکته اصلی نه دیدار و نه حتی مذاکره ایران و امریکاست مسئله این است که فضای سیاسی ایران نباید تحت تاثیر کلام رئیس جمهور امریکا قرار بگیرد.
طبیعتا موضوع مذاکره و یا توافق مدت هاست روی میز شعام و وزارت امورخارجه وجود دارد و مسئولین ارشد نظام در این خصوص تصمیم نهایی را خواهند گرفت اما در شرایط فعلی بدیهی است که نباید وحدت و انسجام جامعه را با دوگانه های ساخته و پرداخته کاخ سفید مورد مناقشه قرار داد. ترامپ بارها نشان داده که از ابزار رسانه برای ساختن فضای سیاسی، کاهش قیمت نفت و.. استفاده میکند. او امروز از مذاکره سخن میگوید و فردا از حمله؛ از یک طرف احتمال دیدار را مطرح میکند و از طرف دیگر درباره تصمیمهای بزرگ نظامی حرف میزند.
گزارشهای ماههای گذشته نیز نشان میدهد که در محاسبات واشنگتن، فشار اقتصادی و نظامی و احتمال شکلگیری ناآرامی در داخل ایران در کنار یکدیگر دیده شدهاند. حتی در آغاز جنگ، گزارشهایی درباره امید مقامهای آمریکایی و اسرائیلی به ایجاد شورش داخلی در ایران منتشر شده بود. پس در چنین شرایطی، مهمترین وظیفه فعالان سیاسی داخل ایران شاید این باشد که دنبال حرف ترامپ راه نیفتند. علی الخصوص جریانی که خود را انقلابی و ضدامریکایی می داند باید نسبت به کلام ترامپ بی توجه باشد این بهترین راه مقابله با بازی های روانی و رسانه ای ترامپ است.
بعد از هر اظهار نظر ترامپ فضای سیاسی ایران یا به رد کردن هر چه او گفته می پردازد و یا پیشنهاد او را فرصتی تاریخی تلقی می کند در حالی که دشنام و تعریف ترامپ یکی است و باید نسبت به آن بی توجه بود. دنبال حرف ترامپ راه نیفتادن به این معنی است که اجازه ندهید ترامپ دستور کار سیاسی در ایران را تعیین کند. این دقیقاً همان چیزی است که باید از آن پرهیز کرد. ایران (حاکمیت، دولت و جریانات سیاسی) باید دستور کار خودش را داشته باشد، نه اینکه تا مدت ها وقت، انرژی و تمرکز مسئولین و فعالان سیاسی ایران متوجه توییت، مصاحبه یا سخنرانی ترامپ باشد.
در شرایطی که کشور همزمان با فشار اقتصادی، محاصره، تهدید نظامی و «خواهیم دید چه خواهد شد» های ترامپ با روبهروست، حفظ تمرکز اجتماعی و سیاسی اهمیت مضاعف دارد. هدف هر سیاست خارجی مؤثر، در نهایت باید تأمین منافع مردم ایران باشد؛ نه اینکه سیاست داخلی کشور را به دنبال خود بکشاند. ترامپ میتواند هر روز درباره ایران حرف بزند. میتواند از توافق بگوید، تهدید کند، وعده دیدار بدهد یا از «ناوگان عظیم در راه ایران» سخن بگوید اما نباید اجازه داد هر جمله او، یک مسئله جدید برای سیاست داخلی ایران بسازد. مسئله ایران، ترامپ نیست؛
مسئله ایران، تصمیمی است که ایران برای منافع خودش میگیرد. شاید در این مقطع، یکی از مهمترین نشانههای استقلال سیاسی همین باشد: دنبال ترامپ راه نیفتیم، مسیر خودمان را پیدا کنیم.
منبع: جماران



