رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعفرهاب سامانه تحلیل اخبار11 دقیقه مطالعه

یمن؛ جبهه‌ای بیرون از اسرائیل، اما درون محاسبات نتانیاهو

چگونه یک جنگ در دوردست‌های دریای سرخ، از مسیر امنیت، اطلاعات و سیاست داخلی به محاسبات اسرائیل راه می‌یابد؟ برای کارشناسان علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، مطالعه اسرائیل تنها به شناخت ساختار رسمی دولت، ارتش و نهادهای امنیتی این کشور محدود نمی‌شود؛ بخش مهمی از…

یمن؛ جبهه‌ای بیرون از اسرائیل، اما درون محاسبات نتانیاهو

چگونه یک جنگ در دوردست‌های دریای سرخ، از مسیر امنیت، اطلاعات و سیاست داخلی به محاسبات اسرائیل راه می‌یابد؟ برای کارشناسان علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، مطالعه اسرائیل تنها به شناخت ساختار رسمی دولت، ارتش و نهادهای امنیتی این کشور محدود نمی‌شود؛ بخش مهمی از فهم راهبردی اسرائیل در لایه‌ای شکل می‌گیرد که در آن اندیشکده‌ها، کارشناسان امنیتی، روزنامه‌نگاران تخصصی و رسانه‌های جریان اصلی درباره تهدیدها، فرصت‌ها و گزینه‌های سیاست خارجی و امنیتی بحث می‌کنند. از همین رو، رصد منظم اندیشکده‌ها و مطبوعات شاخص اسرائیلی را باید بخشی از «رصد راهبردی» خاورمیانه دانست؛

زیرا این منابع نه الزاماً بیانگر موضع رسمی دولت، بلکه بازتاب‌دهنده مناظره‌ای هستند که در درون جامعه سیاسی، امنیتی و نظامی اسرائیل جریان دارد. ارزش این رصد زمانی بیشتر آشکار می‌شود که یک موضوع واحد از چند زاویه اسرائیلی دنبال شود؛ زیرا تفاوت در انتخاب سوژه، ادبیات، بازیگران برجسته‌شده و حتی نوع پرسش‌هایی که هر رسانه مطرح می‌کند، می‌تواند نشانه‌ای از شکاف‌ها و تفاوت‌های موجود در ادراک تهدید و تعریف منافع اسرائیل باشد. در چنین چارچوبی، مطالعه روزانه رسانه‌هایی مانند Haaretz / هاآرتص و The Jerusalem Post / جروزالم‌پست صرفاً پیگیری خبرهای اسرائیل نیست؛

بلکه مطالعه بخشی از «محیط فکری و رسانه‌ای» است که در آن سیاست‌های اسرائیل درباره ایران، یمن، عربستان، آمریکا و دیگر بازیگران منطقه‌ای تفسیر، نقد یا توجیه می‌شود. در خاورمیانه‌ای که جبهه‌های جنگ دیگر الزاماً بر روی نقشه‌های نظامی با خطوط روشن از یکدیگر جدا نمی‌شوند، فاصله جغرافیایی میان یمن و اسرائیل لزوماً به معنای فاصله راهبردی نیست. دریای سرخ، باب‌المندب، خلیج فارس و مدیترانه شرقی اکنون در منظومه‌ای از تهدیدهای متقاطع به یکدیگر متصل شده‌اند؛

جایی که یک حمله پهپادی در جنوب شبه‌جزیره عربستان می‌تواند بر محاسبات امنیتی ریاض، واشنگتن و تل‌آویو اثر بگذارد و یک همکاری اطلاعاتی، حتی اگر هنوز در سطح گزارش‌های رسانه‌ای باقی مانده باشد، معنایی فراتر از یک تبادل داده پیدا کند. اهمیت رصد رسانه های شاخص زمانی روشن‌تر می‌شود که دو گزارش نزدیک به هم (به لحاظ انتشار زمانی ) درباره تحولات یمن را کنار یکدیگر قرار دهیم. هاآرتص در گزارش آموس هارل در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶، بحران یمن را از زاویه رابطه میان جبهه حوثی‌ها، محاسبات امنیتی اسرائیل و ملاحظات سیاسی بنیامین نتانیاهو بررسی می‌کند؛

در حالی که جروزالم‌پست در گزارش ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶، فشار فزاینده بر عربستان سعودی از سوی حوثی‌ها و دیگر تهدیدهای منطقه‌ای را در مرکز توجه قرار می‌دهد. این تفاوت، دقیقاً همان نقطه‌ای است که رصد رسانه‌ای را به یک ابزار تحلیلی تبدیل می‌کند: یک رویداد واحد می‌تواند در یک رسانه عمدتاً از دریچه محاسبات سیاسی ـ امنیتی اسرائیل و در رسانه‌ای دیگر از منظر آرایش منطقه‌ای، آسیب‌پذیری عربستان و مناسبات قدرت در خلیج فارس و دریای سرخ دیده شود.

بنابراین، قرار دادن این دو روایت در کنار یکدیگر نه برای تعیین برتری یکی بر دیگری، بلکه برای آشکار کردن دو زاویه متفاوت از نگاه اسرائیلی به یک بحران منطقه‌ای اهمیت دارد؛ زاویه‌ای که از درون اسرائیل به «کارکرد سیاسی و امنیتی» بحران می‌نگرد و زاویه‌ای که آن را در متن گسترده‌تر «فشار منطقه‌ای بر متحدان و رقبای اسرائیل» قرار می‌دهد. همین دوگانگی می‌تواند نقطه عزیمت مناسبی برای یک فیچر درباره دو تمایل موجود در مطبوعات اسرائیل و نحوه بازتاب بحران یمن و نقش بازیگران منطقه‌ای در این دو روایت باشد.

تحولات روزهای اخیر یمن نیز نشان داده است که پیشروی حوثی‌ها در امتداد ساحل دریای سرخ، فقط مسئله‌ای داخلی برای یمن نیست؛ این تحول به امنیت عربستان، باب‌المندب، انرژی و کشتیرانی بین‌المللی گره خورده است.آموس هارل، تحلیلگر نظامی و دفاعی هاآرتص، در گزارش ۱۸ سپتامبر خود بر یک تمایز مهم انگشت می‌گذارد: مقام‌های دفاعی اسرائیل تأکید دارند که جنگ یمن، جنگ اسرائیل نیست؛ اما از نگاه هارل، استمرار این منازعه می‌تواند در محاسبات سیاسی بنیامین نتانیاهو اهمیت پیدا کند.

عنوان گزارش نیز همین دوگانگی را برجسته می‌کند: جنگی که از نظر نظامی متعلق به اسرائیل نیست، اما می‌تواند در محیط سیاسی ـ امنیتی نخست‌وزیر اسرائیل کارکرد داشته باشد. این گزاره، تحلیل یک روزنامه‌نگار است و نباید آن را به موضع رسمی ارتش اسرائیل یا اثبات یک انگیزه سیاسی نسبت داد. جغرافیای جنگ تغییر کرده است مسئله اصلی شاید از همین‌جا آغاز شود: اگر جنگ را صرفاً بر اساس محل شلیک موشک و استقرار نیرو تعریف کنیم، یمن جنگ اسرائیل نیست؛ اما اگر جنگ را بخشی از یک محیط امنیتی درهم‌تنیده بدانیم، تصویر تغییر می‌کند.

حوثی‌ها در سال‌های گذشته توانسته‌اند از یک بازیگر عمدتاً داخلی یمن به نیرویی تبدیل شوند که بر امنیت دریایی و محاسبات قدرت‌های منطقه‌ای اثر می‌گذارد. پیشروی اخیر آنان در امتداد ساحل دریای سرخ و فشار بر مسیر باب‌المندب، اهمیت این تحول را دوچندان کرده است. گزارش‌های اخیر رویترز نیز از تصرف مناطق و نقاط راهبردی نزدیک این آبراه و افزایش فشار بر عربستان خبر می‌دهند. باب‌المندب در این میان فقط یک تنگه جغرافیایی نیست؛ بخشی از شریان ارتباطی میان اقیانوس هند، دریای سرخ و کانال سوئز است.

بنابراین هرگونه تغییر پایدار در موازنه قدرت در این منطقه، می‌تواند از سطح یک درگیری محلی فراتر رود و به مسئله‌ای برای تجارت جهانی، انرژی و امنیت دریایی تبدیل شود. به همین دلیل است که یمن، حتی در زمانی که در مرکز توجه رسانه‌های جهانی قرار ندارد، در محاسبات امنیتی واشنگتن، ریاض و تل‌آویو باقی می‌ماند. از میدان جنگ به میدان اطلاعات این همان نقطه‌ای است که لایه دوم ماجرا ظاهر می‌شود: اطلاعات.

جروزالم پست در ۱۵ و ۱۶ سپتامبر گزارش داد که اسرائیل و عربستان درباره کمک اطلاعاتی به ریاض برای مقابله با حوثی‌ها گفت‌وگو کرده‌اند و سنتکام در این روند نقش میانجی داشته است. در گزارش جروزالم پست، این ادعا به «دیپلمات‌های منطقه‌ای» و منابع ناشناس نسبت داده شده است. بنابراین آنچه در دست داریم، یک گزارش رسانه‌ای درباره یک همکاری احتمالی یا در حال شکل‌گیری است، نه سند علنی یک توافق اطلاعاتی سه‌جانبه. با این حال، بخش قابل توجه ماجرا این است که همکاری اطلاعاتی ـ حتی در سطح محدود ـ منطق متفاوتی با ورود مستقیم به جنگ دارد.

اطلاعات می‌تواند بدون اعزام نیرو، بدون اعلام اتحاد رسمی و حتی بدون پذیرش عمومی یک رابطه امنیتی، بر تصمیمات عملیاتی اثر بگذارد. تعیین محل پرتاب، مسیر حرکت، الگوی حملات پهپادی یا موشکی و ارزیابی ظرفیت‌های یک بازیگر مسلح، همگی می‌توانند بخشی از زنجیره‌ای باشند که میان «دفاع»، «بازدارندگی» و «عملیات» قرار می‌گیرد. در اینجا باید میان سه سطح تفاوت گذاشت: نخست، آنچه منابع رسانه‌ای درباره همکاری می‌گویند؛ دوم، آنچه مقام‌های رسمی درباره تبادل اطلاعات میان آمریکا و عربستان تأیید کرده‌اند؛ و سوم، ادعای مشخص درباره مشارکت اسرائیل در این سازوکار.

درباره سطح دوم، گزارش رویترز در ۱۴ سپتامبر از دیدار محمد بن سلمان با فرمانده سنتکام و حمایت اطلاعاتی و کمک در زمینه هدف‌یابی از سوی واشنگتن خبر داده است. اما سطح سوم همچنان عمدتاً متکی بر گزارش‌های دیپلماتیک و منابع ناشناس است. این تمایز کوچک در ظاهر، از نظر روزنامه‌نگاری اهمیت اساسی دارد؛ زیرا در خاورمیانه، مرز میان «همکاری امنیتی»، «هماهنگی اطلاعاتی» و «اتحاد نظامی» می‌تواند به‌سرعت در روایت‌های سیاسی جابه‌جا شود. عربستان میان حوثی‌ها، ایران و آمریکا ریاض اکنون در موقعیتی قرار گرفته که مسئله یمن برای آن فقط بازگشت به یک جنگ قدیمی نیست.

گزارش جروزالم پست از فشار هم‌زمان حوثی‌ها از جنوب و نگرانی درباره تهدیدهای دیگر منطقه‌ای حکایت دارد. رویترز نیز گزارش کرده است که پیشروی حوثی‌ها، ضعف نیروهای هم‌پیمان عربستان و دسترسی آنان به تجهیزات برجای‌مانده، نگرانی‌های امنیتی تازه‌ای برای ریاض ایجاد کرده است. اما واکنش عربستان به این فشارها یکدست نیست. در قبال ایران، بنا بر گزارش جروزالم پست، ریاض همچنان ملاحظات مربوط به آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی را در محاسبات خود لحاظ می‌کند؛ در برابر حوثی‌ها، رویکرد نظامی مستقیم‌تری اتخاذ کرده است.

هم‌زمان، تلاش ریاض برای دریافت حمایت آمریکا نشان می‌دهد که مسئله اصلی فقط توان نظامی نیست؛ بلکه اعتماد به معماری امنیتی‌ای است که عربستان طی سال‌های گذشته بر پایه رابطه با واشنگتن بنا کرده است. در چنین شرایطی، حتی گزارش یک همکاری اطلاعاتی با اسرائیل نیز واجد معنای ژئوپلیتیکی می‌شود. این لزوماً به معنای شکل‌گیری یک اتحاد رسمی عربستان و اسرائیل نیست؛ بلکه می‌تواند نشان‌دهنده این واقعیت باشد که تهدیدهای مشترک، در برخی حوزه‌های محدود، بازیگرانی را به همکاری سوق می‌دهد که در سطح سیاسی هنوز روابطی بسیار پیچیده دارند.

اسرائیل و سیاست چندجبهه‌ای اما پرسش مهم‌تر برای تل‌آویو در جای دیگری قرار دارد: آیا هر جبهه جدید الزاماً باید جبهه نظامی اسرائیل باشد تا بر سیاست داخلی اسرائیل اثر بگذارد؟ تحلیل هارل بر همین نقطه متمرکز است. استدلال او این نیست که اسرائیل در یمن وارد جنگ شده است؛ بلکه از این منظر است که استمرار مجموعه‌ای از جبهه‌ها می‌تواند محیط سیاسی و امنیتی دولت نتانیاهو را شکل دهد. گزارش هارل، این وضعیت را در آستانه انتخابات اسرائیل مورد توجه قرار می‌دهد و مدعی است که نتانیاهو خواهان باقی ماندن شمار بالایی از جبهه‌های فعال است.

این بخش باید همچنان به‌عنوان تحلیل هارل باقی بماند، نه به‌عنوان اثبات یک انگیزه سیاسی از سوی نتانیاهو. اهمیت این بحث در مفهوم گسترده‌تر «امنیتی‌شدن» نهفته است. در سیاست اسرائیل، امنیت صرفاً یکی از حوزه‌های سیاست خارجی نیست؛ بلکه به‌طور طبیعی با سیاست داخلی، بحث بودجه دفاعی، بسیج اجتماعی، رابطه دولت و ارتش و ادراک عمومی از تهدید پیوند می‌خورد. هنگامی که شهروندان احساس کنند کشور در محاصره مجموعه‌ای از تهدیدها قرار دارد، موضوع امنیت می‌تواند بر بسیاری از دیگر مسائل سیاسی سایه بیندازد. این امر به خودی خود اثبات نمی‌کند که دولت عمداً به دنبال تداوم جنگ‌هاست؛

اما توضیح می‌دهد چرا تعداد و استمرار جبهه‌ها می‌تواند در فضای سیاسی اهمیت پیدا کند. ارتش یک چیز می‌گوید، سیاست چیز دیگری می‌بیند یکی از ظرافت‌های گزارش هارل همین تفکیک میان نگاه نظامی و محاسبه سیاسی است. مقام دفاعی می‌تواند بگوید یمن جبهه مستقیم اسرائیل نیست و در عین حال یک تحلیلگر سیاسی ـ نظامی بررسی کند که تداوم جنگ یمن چه اثری بر محیط امنیتی اسرائیل می‌گذارد. این دو گزاره الزاماً متناقض نیستند. در واقع، یکی از ویژگی‌های جنگ‌های معاصر همین است که «جبهه» فقط با حضور سربازان تعریف نمی‌شود.

یک جبهه می‌تواند برای دستگاه اطلاعاتی مهم باشد، برای نیروی دریایی اهمیت داشته باشد، برای دیپلماسی پیامد ایجاد کند و در عین حال از منظر فرماندهی نظامی، عملیات مستقیم اسرائیل تلقی نشود.این همان جایی است که مفهوم جنگ از مرزهای سنتی خود عبور می‌کند. جنگ روایت‌ها؛ جایی که اطلاعات به سیاست تبدیل می‌شود در چنین محیطی، روایت نیز به یک میدان امنیتی تبدیل می‌شود. گزارش درباره همکاری اسرائیل و عربستان، صرف‌نظر از اینکه دامنه واقعی آن در نهایت چه اندازه باشد، خود بخشی از فضای ادراکی منطقه است.

انتشار چنین خبری می‌تواند به مخاطبان مختلف پیام‌های متفاوتی منتقل کند: به عربستان، نشانه‌ای از دسترسی احتمالی به توان اطلاعاتی جدید؛ به اسرائیل، تصویری از گسترش شبکه همکاری‌های امنیتی؛ به آمریکا، تأکیدی بر نقش فرمانده سنتکام به‌عنوان واسط؛ و به حوثی‌ها، هشداری درباره پیچیده‌تر شدن محیط اطلاعاتی آنان. اما همین‌جا باید از یک دام تحلیلی پرهیز کرد: هر خبر اطلاعاتی، عملیات روانی نیست و هر همکاری امنیتی نیز لزوماً بخشی از یک نقشه پنهان نیست. تحلیل حرفه‌ای باید میان «اثر احتمالی یک روایت» و «هدف قطعی سازندگان آن روایت» تفاوت بگذارد.

از این منظر، گزارش‌های رسانه‌ای درباره همکاری اطلاعاتی اسرائیل و عربستان را می‌توان هم به‌عنوان خبر و هم به‌عنوان داده‌ای درباره فضای امنیتی منطقه مطالعه کرد؛ اما نمی‌توان بدون شواهد مستقل، انگیزه‌های پشت انتشار آنها را قطعی دانست. خاورمیانه در عصر جبهه‌های سیال آنچه در یمن در حال وقوع است، در نهایت مسئله‌ای بزرگ‌تر از رابطه اسرائیل و عربستان یا حتی منازعه حوثی‌ها و ریاض را پیش روی خاورمیانه قرار می‌دهد: مرز جبهه‌های امنیتی دیگر مانند گذشته ثابت نیست. جنگ می‌تواند در یمن جریان داشته باشد، اما اثر آن در عربستان ظاهر شود؛

اطلاعات آن از مسیر سنتکام عبور کند؛ اسرائیل در سطحی محدود در محاسبات اطلاعاتی آن قرار گیرد؛ و پیامدهایش به بازار انرژی و کشتیرانی جهانی برسد. در چنین محیطی، جغرافیای جنگ و جغرافیای اثرگذاری جنگ دو چیز متفاوت‌اند. بحران انسانی نیز نباید از این تصویر حذف شود. گزارش رویترز در ۱۸ سپتامبر از حداقل ۱۱۲ هزار آواره داخلی در موج اخیر خشونت‌ها و فرار نزدیک به سه هزار نفر به سمت جیبوتی خبر داد. بنابراین هر تحلیل ژئوپلیتیکی از یمن که فقط آن را به صفحه شطرنج رقابت ایران، عربستان، آمریکا و اسرائیل تقلیل دهد، بخش مهمی از واقعیت را از دست می‌دهد.

در نهایت، شاید اهمیت یمن برای اسرائیل دقیقاً در این نکته باشد که این جنگ لزوماً جنگ اسرائیل نیست. ارزش تحلیلی آن در همین فاصله نهفته است: یک منازعه می‌تواند بدون آنکه به جبهه رسمی یک کشور تبدیل شود، بر ادراک تهدید، همکاری اطلاعاتی، مناسبات منطقه‌ای و حتی محاسبات سیاست داخلی آن کشور اثر بگذارد. خاورمیانه امروز بیش از آنکه مجموعه‌ای از جنگ‌های جداگانه باشد، شبکه‌ای از جبهه‌های به‌هم‌پیوسته است؛ جبهه‌هایی که گاهی با موشک و پهپاد تعریف می‌شوند، گاهی با اطلاعات و گاهی با روایت. پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که «چه کسی در کجا می‌جنگد؟»؛

پرسش دشوارتر این است که یک جنگ، حتی بیرون از مرزهای رسمی یک کشور، چگونه می‌تواند وارد محاسبات امنیتی و سیاسی آن کشور شود؟

منبع: جماران

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار