رپرتاژ آگهی: همین تغییر، مفهوم خرید برق را نیز برای مدیران صنعتی عوض کرده است. تا چند سال قبل، برق برای بسیاری از بنگاهها خدمتی بود که از شبکه دریافت و در پایان ماه هزینه آن پرداخت میشد؛ اما امروز تصمیم درباره منبع تأمین، زمان قرارداد و سهم منابع جایگزین میتواند به اندازه تصمیم درباره مواد اولیه اهمیت داشته باشد. مسئله دیگر صرفاً پیدا کردن ارزانترین کیلوواتساعت نیست؛ مسئله، کاهش هزینه کل انرژی در کنار کنترل ریسک توقف تولید است.
وقتی هزینه واقعی برق از قبض بیشتر میشود
در تحلیل اقتصادی انرژی صنایع، تمرکز صرف بر مبلغ صورتحساب میتواند تصویر ناقصی ایجاد کند. هزینه واقعی برق برای یک واحد تولیدی باید علاوه بر تعرفه، هزینه خاموشی، راهاندازی مجدد تجهیزات، افت راندمان، ضایعات محصول نیمهساخته و حتی جریمه تأخیر در تحویل را نیز دربر بگیرد.
در مصوبه تعرفه برق مشترکان صنعتی سال ۱۴۰۵، متوسط نرخ قراردادهای تبدیل انرژی ۱۴ هزار و ۴۲۰ ریال به ازای هر کیلوواتساعت مبنای محاسبات قرار گرفته است. در چنین فضایی، مدیر مالی کارخانه دیگر نمیتواند انرژی را صرفاً یک ردیف ثابت در بودجه ببیند؛ انرژی به متغیری تبدیل شده که باید برای آن سناریو طراحی شود.
بورس انرژی؛ برق هم وارد معادله مدیریت خرید شد
یکی از تغییرات مهم بازار، افزایش نقش سازوکارهای رقابتی در تأمین انرژی صنایع است. خرید برق از بورس به واحدهای صنعتی امکان میدهد تأمین انرژی را فعالتر مدیریت کنند؛ قیمتها را مقایسه کنند، دوره تحویل را بسنجند و بخشی از نیاز آینده را متناسب با برنامه تولید سامان دهند.
با این حال، حضور در بازار بهتنهایی به معنای مدیریت ریسک نیست. کارخانهای با بار ثابت، یک مجموعه سهشیفته و واحدی با مصرف فصلی، الزاماً نباید استراتژی یکسانی داشته باشند. منحنی بار، دیماند، ساعات اوج مصرف و امکان جابهجایی زمان تولید تعیین میکنند چه نوع قراردادی از نظر اقتصادی مناسبتر است.
قرارداد مستقیم؛ ابزار دیگری برای پیشبینیپذیری
در برخی صنایع، ثبات هزینه و اطمینان از چارچوب تأمین از دستیابی به پایینترین قیمت روزانه مهمتر است. خرید برق دوجانبه در چنین شرایطی میتواند بخشی از راهبرد تأمین باشد؛ زیرا امکان توافق با تأمینکننده یا نیروگاه در قالب قرارداد مشخص را فراهم میکند و تصویر روشنتری از هزینه انرژی در یک دوره زمانی میدهد.
البته قیمت پایه تنها معیار تصمیم نیست. هزینه ترانزیت، انحراف مصرف، مازاد یا کسری انرژی، دوره تسویه و شرایط تحویل باید در محاسبه وارد شوند. تفاوت میان قرارداد مناسب و نامناسب، گاهی نه در نرخ اولیه بلکه در همین هزینههای جانبی پنهان است.
برق سبز؛ از مسئولیت محیطزیستی تا مدیریت ریسک
توسعه تابلوی برق سبز، انرژی تجدیدپذیر را برای صنایع از یک انتخاب صرفاً محیطزیستی فراتر برده است. برای بخشی از مشترکان، برق سبز میتواند در کنار الزامات قانونی، ابزاری برای متنوعسازی منابع تأمین و کاهش مواجهه با برخی محدودیتهای مدیریت مصرف باشد.
در اینجا نیز مقایسه صرف قیمت هر کیلوواتساعت کافی نیست. اگر تأمین یک منبع گرانتر بتواند از چند ساعت توقف یک خط با ارزش افزوده بالا جلوگیری کند، معیار درست «هزینه کل تأمین انرژی و عدمالنفع تولید» خواهد بود.
تولید در محل؛ چه زمانی سرمایهگذاری توجیه دارد؟
مسیر دیگر برای کاهش وابستگی تکمنبعی، تولید برق در محل است. نیروگاه خورشیدی، مولد مقیاس کوچک، CHP و در برخی کاربردها ذخیرهساز باتری میتوانند بخشی از سبد انرژی کارخانه را تشکیل دهند؛ اما این سرمایهگذاری باید بر اساس الگوی واقعی مصرف انجام شود.
برای کارخانهای با زمین یا سقف مناسب و بار روزانه قابلتوجه، خورشیدی میتواند بخشی از مصرف را پوشش دهد. در واحدهایی که همزمان به برق و حرارت نیاز دارند، CHP ممکن است معادله متفاوتی ایجاد کند. ذخیرهساز نیز زمانی معنا پیدا میکند که ارزش کاهش پیک یا پشتیبانی بار حیاتی، هزینه سرمایهگذاری آن را توجیه کند.
استراتژی جدید صنایع؛ سبد انرژی به جای یک منبع
تجربه ناترازی نشان داده است که پاسخ پایدار الزاماً انتخاب یک روش و کنار گذاشتن سایر روشها نیست. راهکار اقتصادیتر میتواند ساخت یک سبد تأمین باشد؛ سبدی که در آن شبکه سراسری، بازار برق، قراردادهای نیروگاهی، برق سبز و تولید در محل هرکدام سهم مشخصی داشته باشند.
وابستگی کارخانه به یک مسیر تأمین را کاهش دهد؛
هزینه انرژی را برای دورههای آینده قابل پیشبینیتر کند؛
مدیریت پیک و برنامه تولید را بهبود دهد؛
میان «قیمت انرژی» و «امنیت تأمین» توازن ایجاد کند.
امنیت انرژی؛ متغیر جدید رقابت صنعتی
تا زمانی که برق فراوان و قابل پیشبینی بود، امنیت انرژی کمتر در مرکز تصمیمهای مدیریتی قرار میگرفت. شرایط جدید این معادله را تغییر داده است. اکنون واحدی که پیش از فصل محدودیت، مصرف خود را تحلیل و منابع تأمین را متنوع کند، قدرت بیشتری برای حفظ برنامه تولید و کنترل بهای تمامشده خواهد داشت.
نقطه شروع، خرید یک تجهیز یا امضای فوری یک قرارداد نیست. ابتدا باید مشخص شود هر ساعت توقف تولید چه هزینهای دارد، کدام بارها حیاتیاند، چه بخشی از مصرف قابلیت جابهجایی دارد و هر سناریوی تأمین چه هزینه و ریسکی ایجاد میکند.
در همین نقطه است که مجموعههایی مانند برقآپ میتوانند نقش عملیاتی داشته باشند؛ از تحلیل الگوی مصرف و مقایسه روشهای تأمین گرفته تا انتخاب ترکیب مناسب بازار برق، قراردادهای نیروگاهی، برق سبز و تولید در محل. ارزش این خدمات زمانی مشخص میشود که هدف، فروش یک روش مشخص نباشد و مسئله اصلی، طراحی اقتصادیترین سبد انرژی برای هر کارخانه باشد.
برای صنایع، پرسش آینده احتمالاً این نیست که آیا دوباره محدودیت انرژی رخ میدهد یا خیر؛ پرسش مهمتر این است که اگر محدودیت رخ داد، چه میزان از تولید کارخانه همچنان قابل حفظ خواهد بود و این تابآوری با چه هزینهای به دست میآید.
تولید محتوای بخش «وب گردی» توسط این مجموعه صورت نگرفته و انتشار این مطلب به معنی تایید محتوای آن نیست.
منبع: دنیای اقتصاد



