رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعفرهاب سامانه تحلیل اخبار5 دقیقه مطالعه

حزب‌الله پس از جنگ

محمداحسان عبداللهی‌فرد حزب‌الله لبنان امروز در نقطه‌ای ایستاده که توصیف آن صرفاً با دوگانه «قدرت یا ضعف» چندان راهگشا نیست. این گروه علیرغم آسیب های سال‌های گذشته،همچنان یک بازیگر مهم سیاسی و اجتماعی در لبنان باقی مانده است. اکنون پرسش این است که پس از…

محمداحسان عبداللهی‌فرد

حزب‌الله لبنان امروز در نقطه‌ای ایستاده که توصیف آن صرفاً با دوگانه «قدرت یا ضعف» چندان راهگشا نیست. این گروه علیرغم آسیب های سال‌های گذشته،همچنان یک بازیگر مهم سیاسی و اجتماعی در لبنان باقی مانده است. اکنون پرسش این است که پس از مجموعه تحولات اخیر، چه جایگاهی برای قدرت نظامی، سیاسی و اجتماعی این گروه در ساختار آینده لبنان باقی خواهد ماند. جنگ اخیر، توازن میان حزب‌الله و دولت لبنان را تغییر داده است. پیش از این، حزب‌الله توانسته بود سلاح را بخشی از معادله امنیتی لبنان و در عین حال بخشی از هویت سیاسی خود تعریف کند.

اکنون اما دولت لبنان، با حمایت کشورهای عربی و غربی، بر ضرورت انحصار تصمیم جنگ و صلح و کنترل سلاح در اختیار نهادهای رسمی تأکید می‌کند. اتحادیه عرب نیز در ماه سپتامبر از تلاش دولت لبنان برای گسترش حاکمیت انحصاری دولت و محدودکردن تصمیمات امنیتی به ارتش و نیروهای رسمی حمایت کرده است. در مقابل، حزب‌الله همچنان با اصل خلع سلاح کامل خود مخالفت می‌کند. استدلال این گروه این است که تا زمانی که اسرائیل در بخش‌هایی از خاک لبنان حضور دارد و حملات ادامه دارد، واگذاری کامل توان نظامی نمی‌تواند امنیت کشور را تضمین کند.

این موضع، مسئله خلع سلاح را از یک موضوع صرفاً داخلی به بخشی از مناقشه بزرگ‌تر لبنان و اسرائیل تبدیل کرده است؛ زیرا اسرائیل نیز خروج کامل از جنوب لبنان را به مسئله خلع سلاح حزب‌الله پیوند زده است. همین پیوند، یکی از مهم‌ترین موانع دستیابی به یک توافق پایدار است. در چارچوب مذاکرات مورد حمایت آمریکا، قرار است خروج نیروهای اسرائیلی، استقرار ارتش لبنان و ترتیبات مربوط به سلاح حزب‌الله در کنار یکدیگر بررسی شود.

با این حال، دور بعدی مذاکرات که قرار بود در سپتامبر در رم برگزار شود به اکتبر موکول شده و اختلاف‌های اصلی درباره مسائل سرزمینی و امنیتی همچنان پابرجاست. در سطح میدانی نیز جنوب لبنان همچنان مهم‌ترین عرصه سنجش قدرت دو طرف است. عملیات اسرائیل در منطقه علی‌الطاهر نشان داد که حتی پس از توافق‌های کاهش تنش، زیرساخت‌ها و مواضع حزب‌الله در جنوب همچنان در معرض حملات قرار دارند. ارتش اسرائیل مدعی شده است که نیروهای حزب‌الله را از مجموعه‌ای از تونل‌های زیر این ارتفاعات خارج کرده؛ رویترز نیز گزارش داده که این منطقه از مهم‌ترین نقاط مورد مناقشه میان دو طرف بوده است.

اهمیت علی‌الطاهر فقط به یک موقعیت جغرافیایی محدود نمی‌شود. این منطقه به دلیل اشراف بر بخش‌هایی از جنوب لبنان، در محاسبات دفاعی و تهاجمی دو طرف اهمیت دارد. بنابراین عملیات اسرائیل را می‌توان در چارچوب تلاش برای کاهش عمق عملیاتی حزب‌الله در نزدیکی مرز ارزیابی کرد. با این حال، تبدیل موفقیت‌های میدانی به یک تغییر پایدار در ساختار امنیتی لبنان، مسئله‌ای بسیار دشوارتر است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که حذف یک موضع یا انهدام یک زیرساخت الزاماً به معنای حذف یک بازیگر ریشه‌دار سیاسی و اجتماعی نیست.

در این میان، نقش ارتش لبنان اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است. دولت بیروت تلاش دارد با افزایش استقرار ارتش در جنوب، حاکمیت رسمی را تقویت کند. اما ارتش لبنان با محدودیت‌های مالی، تجهیزاتی و نهادی روبه‌روست و دولت نیز نمی‌خواهد روند خلع سلاح به رویارویی مستقیم با بخش مهمی از جامعه لبنان تبدیل شود. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد ارتش در برخی مناطق جنوبی عملیات جمع‌آوری سلاح و تثبیت کنترل عملیاتی خود را دنبال کرده، اما این روند الزاماً به معنای آغاز یک عملیات فراگیر و اجباری برای خلع سلاح حزب‌الله نیست. این تفاوت بسیار مهم است.

میان «افزایش حضور ارتش» و «خلع سلاح حزب‌الله» فاصله قابل توجهی وجود دارد. اولی می‌تواند بدون برخورد مستقیم با حزب‌الله انجام شود، اما دومی مستلزم حل یک مسئله عمیق‌تر درباره رابطه میان دولت، جامعه شیعی و ساختار امنیتی حزب‌الله است. به همین دلیل، دولت لبنان تلاش کرده است تا حد امکان از مسیری تدریجی حرکت کند؛ مسیری که هم حاکمیت دولت را افزایش دهد و هم مانع تبدیل اختلاف بر سر سلاح به یک بحران داخلی شود. عامل دیگر، آینده حضور بین‌المللی در جنوب لبنان است.

مأموریت یونیفل در پایان سال ۲۰۲۶ با وضعیت نامعلومی روبه‌روست و بحث درباره شکل مأموریت آینده، همزمان با نگرانی از ایجاد خلأ امنیتی در جنوب جریان دارد. خروج نیروهای حافظ صلح در شرایطی که اسرائیل همچنان در بخش‌هایی از جنوب حضور دارد و مسئله سلاح حزب‌الله حل نشده، می‌تواند یکی از متغیرهای مهم مرحله بعد باشد. در چنین شرایطی، آینده حزب‌الله بیش از آنکه به یک نبرد نظامی واحد وابسته باشد، به نتیجه یک معادله پیچیده سیاسی بستگی دارد.

اگر مذاکرات لبنان و اسرائیل بتواند درباره خروج نیروهای اسرائیلی، استقرار ارتش لبنان و ترتیبات امنیتی جنوب به توافق برسد، زمینه برای فشار بیشتر بر حزب‌الله جهت تغییر وضعیت نظامی آن فراهم خواهد شد. اما اگر مذاکرات شکست بخورد و حضور نظامی اسرائیل در جنوب ادامه پیدا کند، استدلال حزب‌الله درباره ضرورت حفظ سلاح همچنان برای بخشی از محیط سیاسی و اجتماعی لبنان قابل طرح خواهد بود. در این میان، ایران نیز همچنان یک متغیر مهم است. رابطه تهران و حزب‌الله فقط یک رابطه نظامی نیست.

با این حال، میزان توانایی ایران برای بازسازی ظرفیت نظامی حزب‌الله، به شرایط منطقه‌ای و داخلی ایران و همچنین محدودیت‌های ناشی از جنگ و فشارهای بین‌المللی وابسته است. بنابراین نمی‌توان آینده حزب‌الله را صرفاً بر اساس میزان کمک خارجی یا تعداد سلاح‌های باقی‌مانده سنجید. در نهایت، مسئله لبنان امروز بازتعریف رابطه میان «مقاومت»، «حاکمیت» و «امنیت» است. حزب‌الله می‌کوشد جایگاه سیاسی و اجتماعی خود را حفظ کند و در برابر خلع سلاح کامل مقاومت کند؛ دولت لبنان در پی آن است که تصمیم جنگ و صلح را به نهادهای رسمی بازگرداند؛

اسرائیل خواهان کاهش توان نظامی حزب‌الله در نزدیکی مرزهای خود است و بازیگران خارجی نیز تلاش می‌کنند ترتیبی ایجاد شود که از بازگشت جنگ جلوگیری کند. از این منظر، آینده حزب‌الله نه با یک عملیات نظامی و نه با یک تصمیم سیاسی واحد تعیین خواهد شد. آنچه در ماه‌های آینده اهمیت دارد، نحوه تبدیل توازن نظامی جدید به یک ترتیبات سیاسی پایدار است. اگر چنین ترتیبی شکل نگیرد، لبنان ممکن است همچنان در وضعیتی باقی بماند که در آن نه حزب‌الله کاملاً خلع سلاح شده و نه دولت توانسته است به انحصار کامل تصمیم امنیتی دست پیدا کند.

این همان منطقه خاکستری است که آینده حزب‌الله و ساختار سیاسی لبنان در آن رقم خواهد خورد.

منبع: شبکه شرق

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار