به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، راضیه مهرابی کوشکی استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)، درباره «جغرافیای فرهنگی» با بیان اینکه جغرافیا به معنای « نوشتن زمین» است، اظهار کرد: جغرافیای انسانی علم مطالعه تأثیر متقابل انسان و محیط و همچنین مطالعه الگوهای پراکندگی پدیدههای انسانی روی سطح زمین است. وی با اشاره به مفهوم «فضا» در جغرافیای انسانی افزود: فضا زمانی شکل میگیرد که محیط فیزیکی با معانی، تجربهها و ردهای انسانی پر شود؛ بنابراین فضا یک پدیده اجتماعی ـ فرهنگی است و میتواند اشکال آنلاین و آفلاین داشته باشد.
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) همچنین «منظر» را بخشی از فضا دانست که دیده، حس و تفسیر میشود و گفت: منظر نه طبیعت خالص است و نه صرفاً ساخته انسان؛ بلکه حاصل دیالوگ همیشگی میان فرهنگ و طبیعت است. مهرابی کوشکی با بیان اینکه جغرافیای فرهنگی به جای توصیف صرف مناظر به دنبال کشف چگونگی ساخت معنا در مکانهاست، تصریح کرد: در این حوزه باید بررسی شود چه کسی، چرا و چگونه معانی یک مکان را میسازد. هدف نیز از بین بردن فاصله میان «نمایش» فضا و «تجربه» فضاست.
وی فرهنگ را از عناصر مهم در مطالعه جغرافیای فرهنگی دانست و اظهار داشت: فرهنگ مجموعهای از باورها و ارزشهاست که به زندگی روزمره افراد یک جامعه معنا میدهد و در قالب اطلاعات و نمادها قابل مشاهده و ارزیابی است. این استاد دانشگاه با اشاره به تفاوت برداشتها از مفهوم فرهنگ در سنتهای مختلف فکری بیان کرد: در جغرافیای انسانی، فرهنگ نحوه زندگی و مشابهتهای رفتاری است که یک جمع را از سایر گروههای انسانی متمایز میکند و فرهنگ را باید در گروه مورد بررسی قرار داد.
مهرابی کوشکی فرهنگ را «نیروی سیال جامعه» توصیف کرد و افزود: فرهنگ دارایی فردی نیست و میتواند رسمی و ملی یا غیررسمی، فولکلور و عامیانه باشد. همچنین فرهنگ مقولهای نسبی و سیاسی است. وی در ادامه به عناصر تشکیلدهنده فرهنگ اشاره کرد و گفت: ارزشها و اعتقادات، آداب و رسوم، عرف و سنتها، هنجارها، نظام حقوقی، سمبلها و زبان از جمله عناصر تشکیلدهنده فرهنگ هستند. زبان نیز دربرگیرنده گفتار و نوشتار و همچنین زبان بدن است.
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با تأکید بر اهمیت مطالعه جغرافیای فرهنگی خاطرنشان کرد: این حوزه از شناخت و توصیف الگوهای شکلگیری معناها در یک مکان آغاز میشود و در ادامه به تفسیر و فهم معناها از بطن تجربههای مردم میرسد و میتواند با نقد و پیدا کردن روابط قدرت و نابرابری، زمینه تغییر، سیاستگذاری و بازطراحی را فراهم کند.
مهرابی کوشکی همچنین با اشاره به پیوند جغرافیای فرهنگی و جغرافیای سیاسی، بر اهمیت مطالعه مناطق حیاتی از منظر قدرت تأکید کرد و منابع طبیعی، نمادها و ارزشهای هویتبخش، گذرگاههای حیاتی، عواید اقتصادی و نفوذ و رقابت قدرتهای فرامنطقهای را از جمله مؤلفههای مرتبط با مناطق حیاتی برشمرد. وی در بخش دیگری از مباحث خود، به دیدگاههای مختلف درباره رابطه فرهنگ و محیط پرداخت و توضیح داد: در مکتب جبرگرایی محیطی، بر نقش تعیینکننده محیط طبیعی در توزیع و توسعه فرهنگ تأکید میشود؛
در مقابل، مکتب امکانگرایی معتقد است فرهنگ صرفاً تحت تأثیر محیط نیست، بلکه میتواند به صورت فعالانه محیط را وفق داده و تغییر دهد و رابطه فرهنگ و محیط تعاملی و دوسویه است. این استاد دانشگاه با اشاره به دیدگاه مکتب برکلی و کارل ساور درباره «منظر فرهنگی» افزود: منظر فرهنگی محصول تعامل میان منظر طبیعی و فعالیتهای فرهنگی انسان است. منظر طبیعی بستری است که فرآیندهای طبیعی آن را شکل دادهاند و انسان با استفاده از فناوری، اعتقادات و سازمان اجتماعی خود آن را تغییر میدهد و به منظر فرهنگی تبدیل میکند.
مهرابی کوشکی در ادامه، زبان، دین، رسانههای گروهی، نقش رو به تغییر زنان در عصر جدید و جهانیشدن را از جمله موضوعات مهم در جغرافیای فرهنگی برشمرد و گفت: مطالعه جغرافیای فرهنگی میتواند حوزههایی همچون پراکندگی جغرافیایی زبانها، فرایند پخش زبان، ژئوپلیتیک زبان، توزیع فضایی ادیان و مذاهب، رابطه دین و قلمروسازی، تعارضات میان ادیان و تمدنها، کارکردهای استراتژیک رسانهها و ابعاد فرهنگی جهانیشدن را دربرگیرد.
وی همچنین جغرافیای فرهنگی را مرتبط با موضوع توسعه دانست و مباحثی همچون حکومتها و ساختارهای سیاسی، فناوری، آسیبهای فرهنگی فضا، تأخر فرهنگی و فرهنگ تخریب را از موضوعات قابل بررسی در این حوزه عنوان کرد. استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) در تشریح جغرافیای فرهنگی ایران نیز به ابعاد اکولوژیک فرهنگ در ایران، زبان فارسی، دین، عناصر و ویژگیهای جغرافیای فرهنگی ایران و ابعاد جغرافیای فرهنگ سیاسی در کشور اشاره کرد.
منبع: رسانیوز



