رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعفرهاب سامانه تحلیل اخبار14 دقیقه مطالعه

ملکه‌های سایه‌نشین؛ زنانی که در تاریخ میانه ایران نقش‌های جدی داشتند

در سه قرن سرنوشت‌ساز تاریخ میانه ایران - از سلجوقیان تا خوارزمشاهیان و ایلخانان - زنان نه تماشاگر حاشیه‌ای، بلکه بازیگران اصلی بحران‌های جانشینی بودند؛ مادرانی که پسران خردسال را بر تخت نشاندند، همسرانی که وزیران مقتدر را برکنار کردند و خاتون‌هایی که با یک…

ملکه‌های سایه‌نشین؛ زنانی که در تاریخ میانه ایران نقش‌های جدی داشتند

در سه قرن سرنوشت‌ساز تاریخ میانه ایران – از سلجوقیان تا خوارزمشاهیان و ایلخانان – زنان نه تماشاگر حاشیه‌ای، بلکه بازیگران اصلی بحران‌های جانشینی بودند؛ مادرانی که پسران خردسال را بر تخت نشاندند، همسرانی که وزیران مقتدر را برکنار کردند و خاتون‌هایی که با یک اردوگردانی، نتیجه جنگ قدرت را عوض کردند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تاریخ سیاسی ایران میانه را غالباً با نام پادشاهان، وزیران، فرماندهان و جنگ‌های جانشینی روایت کرده‌اند؛ اما پشت بسیاری از این رخدادها، زنانی حضور داشتند که گاه با حمایت از یک مدعی تاج‌وتخت، گاه با اداره املاک و شبکه‌های درباری، گاه با میانجی‌گری و ائتلاف‌سازی و گاه حتی با ورود مستقیم به عرصه نظامی، مسیر قدرت را تغییر دادند. پژوهشی درباره نقش زنان در بحران‌های جانشینیِ سه حکومت سلجوقی، خوارزمشاهی و ایلخانی نشان می‌دهد که زنان در این دوره‌ها صرفاً بازیگران حاشیه‌ای نبودند؛ آنان در بزنگاه‌هایی حساس، به کنشگرانی اثرگذار در سیاست تبدیل شدند.

مقاله «تحلیل مقایسه‌ای نقش زنان در بحران‌های جانشینی در تاریخ میانه ایران؛ سلجوقیان، خوارزمشاهیان و ایلخانان» نوشته الهام معتمدنیا و محبوبه شرفی، با تکیه بر منابع تاریخی، نقش زنان را در یکی از پیچیده‌ترین عرصه‌های سیاست پیشامدرن بررسی کرده است؛ بحران جانشینی و انتقال قدرت.

چرا جانشینی همیشه بحران است؟

انتقال قدرت بخش عمده‌ای از روایت‌های تاریخی فارسی را به خود اختصاص داده است. اگر تاریخ را فقط شرح دوره‌های فترت و آشوب بدانیم، به همان میزان باید آن را بیان بازتولید دوره‌های ثبات دانست.

پرسش مقاله ساده و ماندگار است، از آن دست پرسش‌هایی که کهنه نمی شود: در دوره حکومت های سلجوقی، خوارزمشاهی و ایلخانی، زنان در بحران های جانشینی چگونه نقش‌آفرینی کردند؟ موضوع جانشینی در دولت‌های بزرگ، همواره مسئله‌ای فراتر از تعیین نام جانشین بوده است. دربار، سپاه، خاندان سلطنتی، وزیران، امیران، نیروهای مذهبی و گروه‌های محلی، هر یک در این فرایند سهم و منفعتی داشتند. در چنین ساختاری، مادران شاهزادگان، همسران سلاطین و خاتون‌های بانفوذ، به‌ویژه هنگامی که وارث تاج‌وتخت کودک یا کم‌تجربه بود، می‌توانستند به مرکز تصمیم‌گیری نزدیک شوند.

این پژوهش نشان می‌دهد که موقعیت زنان در این سه حکومت یکسان نبود؛ با این حال، در هر سه دوره، زنان توانستند به‌ واسطه پیوندهای خانوادگی، برخورداری از ثروت و املاک، ارتباط با فرماندهان و دیوانیان، و در برخی موارد به دلیل سنت‌های سیاسی ترک و مغول، در تحولات جانشینی نقشی جدی ایفا کنند.

بحران جانشینی؛ لحظه‌ای که توازن قدرت برهم می‌خورد

انتقال قدرت در نظام‌های پادشاهی، در ظاهر معمولاً بر پایه وراثت انجام می‌شد؛ اما در عمل، تعیین جانشین به‌ندرت روندی روشن، قطعی و بدون منازعه بود. وجود چند شاهزاده، رقابت همسران و مادران آنان، اختلاف امیران، قدرت سپاه و جایگاه وزیران باعث می‌شد مرگ یک سلطان، آغاز دوره‌ای از ائتلاف‌سازی، کشمکش و گاه جنگ داخلی باشد.

در ایران میانه، سنت‌های ایرانی، اسلامی، ترکی و مغولی بر نظام سیاسی اثر گذاشته بودند. از یک سو، اندیشه ایرانشهری بر نظم شاهی، تداوم فرمانروایی و ضرورت حفظ ثبات تأکید داشت. از سوی دیگر، در سنت‌های ایلی و قبیله‌ای ترک و مغول، روابط خویشاوندی، قدرت نظامی، اتحاد قبایل و جایگاه خاندان حاکم اهمیت فراوان داشت.

همین ترکیب، به زنانِ خاندان سلطنتی جایگاهی ویژه می‌داد. آنان فقط مادر یا همسر سلطان نبودند؛ بلکه اغلب واسطه ارتباط میان خاندان‌ها، صاحبان املاک گسترده، حامیان گروه‌های سیاسی و در مواردی صاحب نفوذ مستقیم در سپاه و دستگاه اداری به شمار می‌آمدند.

مقاله معتمدنیا و شرفی تأکید دارد که منابع تاریخیِ سنتی، معمولاً سیاست را عرصه مردان تصویر می‌کنند و از زنان اغلب هنگامی سخن می‌گویند که حضورشان به بحران، رقابت یا رخدادی غیرعادی گره خورده باشد. بنابراین، کم‌ بودن نام زنان در منابع، الزاماً به معنای بی‌اثری آنان نیست. برعکس، بررسی دقیق رخدادهای جانشینی نشان می‌دهد بسیاری از آنان در مقاطع حساس، نقشی فراتر از تصویر رایج داشته‌اند.

سلجوقیان: از آلتون جان تا ترکان خاتون؛ وقتی حرم، دیوان را فتح کرد

نبرد دندانقان در ۴۳۱ قمری و شکست غزنویان، نقطه عزیمت قدرت گیری و شکل گیری امپراتوری بزرگ سلجوقیان بود. یک سال پس از کسب پیروزی بزرگ، القائم بامرالله خلیفه عباسی، مشروعیت سلطنت طغرل را پذیرفت و فرمان داد تا خطبه به نام او خوانده شود. طغرل به عنوان پایه‌گذار امپراتوری با اتکا بر ائتلاف قدرتمند قبیله‌ای و خاندان‌های محلی، بسیاری را مطیع کرد یا از میان برد و بغداد را هم تابع نیروی قدرتمند خود ساخت.

با شکل‌گیری قدرت سلجوقیان، سنت‌های سیاسی ترک به‌ صورت گسترده‌تری وارد ساختار حکمرانی ایران شد. در این سنت، زنان خاندان حاکم، به‌ویژه خاتون‌ها، در مقایسه با الگوهای محدودترِ رایج در برخی جوامع شهری، امکان حضور بیشتری در امور سیاسی و خانوادگی داشتند. سلجوقیان برای تثبیت قدرت خود، هم به مشروعیت مذهبیِ خلافت عباسی نیاز داشتند و هم به حمایت نیروهای نظامی و قبایل ترک‌تبار. این دولت بر ائتلاف‌های خانوادگی، اقتدار امیران و دیوان‌سالاری ایرانی تکیه داشت. در چنین فضایی، زنان دربار می‌توانستند از طریق پیوندهای خویشاوندی و حمایت از شاهزادگان، در رقابت‌های سیاسی اثرگذار شوند.

یکی از نمونه‌های مهم، نقش آلتون خاتون، همسر طغرل بیک، در رخدادهای سیاسی آغازین سلجوقی است. براساس روایت‌های تاریخی، او تنها همسر سلطان نبود؛ بلکه در برخی مسائل سیاسی و اجتماعی نظر می‌داد و در ماجرای کشمکش‌های مربوط به ابراهیم ینال، برادر ناتنی طغرل، نقش داشت. اهمیت آلتون خاتون تنها در نزدیکی خانوادگی‌اش با سلطان نبود؛ املاک، پیوندهای سیاسی و جایگاه او در دربار، بر توان اثرگذاری‌اش می‌افزود.

پژوهش مورد اشاره، حضور آلتون خاتون را نمونه‌ای از زنانی می‌داند که در شرایط بحرانی، می‌توانستند در تصمیم‌گیری و جهت‌دهی به ائتلاف‌ها مؤثر باشند. هرچند بخش عمده اطلاعات درباره او از منابعی به دست آمده که عمدتاً به روایت مردان درباری و مورخان وابسته‌اند، اما همین داده‌ها نیز نشان می‌دهد که خاتون‌ها گاه در سطحی فراتر از حرم‌سرا یا خانواده نقش ایفا می‌کردند.

طغرل برای نظرات او ارزش قائل بود و گاهی قضاوت در امور سیاسی – اجتماعی را به وی ارجاع می داد. وصیت عجیب او نیز اهمیتش را نشان می دهد؛ به گفته منابع، قبل از وفات به همسرش وصیت کرد جهت تحکیم قلمروی خویش با دختر خلیفه ازدواج کند، حتی اموال خود را برای آن دختر به ارث گذاشت. آلتون خاتون دارای املاک زیادی در عراق بود، شامل روستاها و قصبات و زمین های بسیار که برای اداره آن وزیری مخصوص وجود داشت. با ازدواج طغرل و دختر خلیفه در سال ۴۵۴، این دارایی‌ها در اختیار او قرار گرفت. وظیفه اداره املاک خاتون را وزیر برعهده می‌گرفت؛ قدرتی که حتی مقام وزارت را تحت‌الشعاع قرار می‌داد و نشان می‌داد همسر طغرل چگونه بر تنش‌ها و منازعات سیاسی اثرگذار بود.

پس از مرگ طغرل و جانشینی آلب ارسلان، زنان موقعیت ممتاز خود را حفظ کردند. مورخانی همچون ظهیرالدین نیشابوری و راوندی به نقش مادر آلب ارسلان توجه داده‌اند. اما اوج نقش‌آفرینی زنان در دوره ملکشاه سلجوقی است. اگر شبکه‌های قدرت آن عصر را مدنظر قرار دهیم، زنان نیز یکی از گروه های موثر در ساختار قدرت بودند. به جرأت می‌توان گفت این دوره یک عصر زرین برای نقش‌آفرینی زنان بود.

ترکان‌خاتون؛ چهره‌ای اثرگذار در بحران پس از ملکشاه

اگر بخواهیم از یکی از برجسته‌ترین زنان سیاست‌ورز دوره سلجوقی نام ببریم، بدون تردید باید به ترکان خاتون، همسر ملکشاه سلجوقی، اشاره کرد. نقش او در بحران جانشینی پس از مرگ ملکشاه، نمونه‌ای روشن از پیوند قدرت خانوادگی، شبکه درباری، وزارت و نیروی نظامی است.

ملکشاه فرزندان متعددی داشت و همین مسئله، رقابت بر سر جانشینی را پیچیده می‌کرد. ترکان خاتون می‌کوشید فرزند خود، محمود، را به سلطنت برساند؛ در حالی که برکیارق، فرزند دیگر ملکشاه، از حمایت بخشی از نیروهای سیاسی و نظامی برخوردار بود. این رقابت در شرایطی رخ داد که ساختار دولت سلجوقی نیز پس از سال‌ها تمرکز نسبی، در آستانه شکاف قرار داشت.

ترکان خاتون برای پیشبرد هدف خود، تنها به جایگاه مادری تکیه نکرد. او با تاج‌الملک ابوالغنائم، یکی از رجال بانفوذ دربار، ائتلاف کرد و در برابر خواجه نظام‌الملک، وزیر مشهور ملکشاه، قرار گرفت. منابع تاریخی از رقابت شدید این دو جریان در دربار سلجوقی یاد کرده‌اند؛ رقابتی که مسئله جانشینی را از یک اختلاف خانوادگی به بحرانی در سطح دولت تبدیل کرد.

نویسنده سلجوقنامه می‌نویسد: «ترکان خاتون می‌خواست که تاج‌الملک ابوالغنائم فارسی را بر نظام‌الملک برکشد و سلطان را بر آن می‌داشت که وزارت به او دهد و بدین جهت همواره تقبیح صورت نظام‌الملک در خلوت می‌کرد تا سلطان را بر او متغیر گردانید» (ظهیری نیشابوری، ۱۳۳۲: ۳۳-۳۲).

در برخی منابع، ترکان خاتون به دلیل تلاش برای کنار زدن نظام‌الملک و حمایت از تاج‌الملک چهره‌ای منفی یافته است. با این حال، تحلیل تاریخی باید میان داوری اخلاقی منابع و واقعیت مناسبات قدرت تفاوت بگذارد. ترکان خاتون در محیطی فعالیت می‌کرد که بازیگران مرد نیز با ائتلاف، حذف رقیب، بهره‌گیری از سپاه و جلب حمایت نخبگان برای کسب قدرت رقابت می‌کردند. بنابراین، نقش او را باید در چارچوب سیاست درباری آن دوره فهمید.

پس از مرگ ملکشاه، ترکان خاتون توانست با جلب حمایت بخشی از دربار و دریافت تأیید خلافت برای خطبه‌خوانی به نام محمود، برای مدتی قدرت را در اختیار بگیرد. اما این موفقیت پایدار نماند. رقابت با برکیارق، اختلاف میان امیران و پیچیدگی‌های نظامی، دولت سلجوقی را وارد دوره‌ای از جنگ و بی‌ثباتی کرد.

سرنوشت ترکان خاتون نشان می‌دهد که زنان دربار می‌توانستند در ساختن ائتلاف‌های سیاسی مؤثر باشند، اما تداوم قدرت آنان به توان حفظ حمایت نظامی، دیوانی و خانوادگی وابسته بود.

دو ترکان‌خاتون، دو سرنوشت

دولت خوارزمشاهی در شرایطی شکل گرفت که میراث سلجوقیان، رقابت‌های منطقه‌ای و فشار قدرت‌های همسایه درهم آمیخته بود. هرچند خوارزمشاهیان مدتی توانستند قلمروی خود را گسترش دهند، اما ساختار قدرت آنان نیز از منازعات خانوادگی و بحران جانشینی دور نماند.

خوارزمشاه عنوانی عمومی برای امرا و سلاطین مستقل خوارزم بود. قطب‌الدین محمد به عنوان اولین خوارزمشاه حکمرانی را از سلاطین سلجوقی دریافت کرد و سی سال تابع آنان ماند و حتی سلطان سنجر را در جنگ ها همراهی کرد ایل ارسلان (۵۶۸-۵۵۱) می‌خواست وابستگی خوارزمشاهیان را به حکومت سلجوقی قطع کند اما شکست خورد. مرگ او باعث جنگ جانشینی میان دو فرزندش سلطانشاه و علاءالدین تکش شد. اما در این منازعه یک زن نقش اساسی داشت؛ واقعیتی که نشان می‌دهد جایگاه زنان در میان خوارزمشاهیان تفاوتی با سلجوقیان نداشت.

ترکان خاتون همسر ایل ارسلان در نخستین بحران به ایفای نقش پرداخت. وقتی ایل ارسلان در ۵۶۷ درگذشت، سلطانشاه با پشتیبانی ترکان خاتون شاه خوارزم شد. صغر سن موجب شد امور در اختیار خاتون قرار گیرد. اما تکش پسر دیگر که فرزند زن دیگری بود، ادعای سلطنت کرد. تکش به قراختاییان پناه برد و در برابر خراج، حمایت نظامی گرفت. ترکان خاتون و سلطانشاه به خراسان گریختند و از ملک آی آبه سردار سنجر کمک خواستند (شبانکاره‌ای، همان: ۱۳۷). اما آی آبه شکست خورد و کشته شد و آنان از میدان گریختند. تکش تعقیب‌شان کرد و ترکان خاتون را به قتل رساند؛ سلطانشاه نیز به غوریان پناه برد.

خاتون قربانی اصلی بحران بود؛ هرچند تا لحظه آخر ایستاد و جان خود را بر سر حمایت نهاد اما نتوانست پایان را به نفع خود رقم زند.

تکش که همسر پدر را کشته بود، خود با مداخله زن دیگری با همین لقب مخالفتی نداشت. این زن دوم، ترکان خاتون همسر مقتدر سلطان تکش است که نامش به‌ویژه در ارتباط با تهاجم مغولان بازتاب گسترده دارد. او در عهد همسرش نفوذ فوق العاده داشت و در کار سلطنت شریک بود؛ تا آن‌جا که به گفته منابع قصد جان سلطان را کرد: «یلبار چون به علاقه سلطان به کنیزکی وقوف یافت او را در حمام گرم حبس کرد، چنان‌که اگر امرا نرسیده بودند جان می سپرد».

او زنی خوش‌گذران بود و به گفته جوینی در نهان «مجالس عیش و طرب داشت». بی‌جهت نیست برخی منابع متقدم او را «زن منحوسه» و پژوهشگرانی همچون گروسه «زن مخوف» نامیده‌اند؛ زنی از قدرتمندترین زنان تاریخ میانه که قدرتش در دوره فرزندش هم‌ارز قدرت او بود. درواقع ترکان خاتون و پسرش دو سلطان در یک اقلیم بودند.

به گفته منابع، او از آغاز پادشاهی سلطان محمد در تمامی امور شریک بود و حتی قدرت برتری داشت. بخش عمده سپاه از قبیله قنقلی بودند؛ قبیله‌ای از ترکان قفچاق که خاتون منسوب به آن‌ها بود. در حکومت‌های قرون میانه قدرت نظامی بازوی اصلی قدرت بود و از همین روست نقش او پررنگ بود.

در موضوع جانشینی سلطان محمد، او علنا وارد منازعه شد. سه فرزند – جلال‌الدین منکبرنی، غیاث‌الدین پیرشاه و رکن‌الدین – آماده جانشینی بودند. سلطان به فرزند بزرگ جلال‌الدین رغبت داشت، اما به دلیل مخالفت مادرش از ولیعهدی او صرف نظر کرد و فرزند دیگرش اوزلاغ شاه را برگزید. اما با تحولات پس از تهاجم مغول، اوزلاغ را عزل و جلال‌الدین را جانشین ساخت. جلال‌الدین که فرزند همسر دیگر بود به‌شدت مورد مخالفت ترکان خاتون قرار گرفت، هرچند مخالفت‌ها مانع سلطنتش نشد. با حمله مغول، ظاهرا خاتون دستگیر شد و نقش تاریخی او برای همیشه پایان یافت.

ایلخانان؛ عصر برابری؟ وقتی خاتون‌ها اردو و خزانه مستقل داشتند

با حمله مغول و تشکیل حکومت ایلخانی در ایران، ساختار سیاسی و اجتماعی کشور دگرگون شد. سنت مغولی، در مقایسه با بسیاری از الگوهای رایج در دولت‌های اسلامیِ پیشین، برای زنانِ خاندان حاکم امکان حضور بیشتری در اداره امور قبیله، املاک، مناسبات سیاسی و حتی امور نظامی فراهم می‌کرد.

پژوهشگران یادشده معتقدند که زنان مغول، به‌ویژه خاتون‌ها، در مقایسه با زنان سلجوقی و خوارزمشاهی، در مواردی اختیار و نفوذ گسترده‌تری داشتند. این تفاوت به سنت‌های کوچ‌نشینی و قبیله‌ای مغول بازمی‌گشت؛ سنتی که در آن زنان در اداره خانواده، جابه‌جایی‌های بزرگ، مدیریت اموال، روابط میان قبایل و امور اردوگاهی نقش فعالی داشتند…

در دوره ایلخانان، خاتون‌ها می‌توانستند صاحب اردو، املاک، خدم و حشم مستقل باشند؛ در جلسات و تصمیم‌گیری‌ها مشارکت کنند؛ از مراکز مذهبی و خیریه حمایت کنند و در رقابت‌های سیاسی نقش داشته باشند. نمونه‌هایی از این زنان در منابع با نام‌هایی چون دوقوز خاتون، اورقینه خاتون، الجای خاتون و بولغان خاتون آمده است.

خاتون‌ها درحقیقت در امور مملکتی با شوهران سهیم بودند؛ نه‌تنها وقتی خوانین ساده بودند، بلکه پس از بسط قدرت که کارشان از حیطه ایل فراتر رفت، کار خاتون‌ها نیز گسترش یافت. اکثر خاتون‌های مغول حداقل یک سال از عمر خود را نایب‌السلطنه بوده‌اند. آنان در تعیین ایلخان نقش اساسی داشتند و همچون سلجوقیان سعی در به تخت نشاندن فرزندان داشتند. عباس اقبال می‌نویسد: «پس از انتخاب ایلخان در ظاهر شاید زمان نیابت ملکه‌ها خاتمه می‌یافت ولی عملا قدرت در دست او باقی می‌ماند. اگر سلطان به واسطه بیماری قادر به کشورداری نبود مادر می‌توانست رسما کارها را در ید قدرت گیرد».

اباقا، تکودار و نقش الجای‌خاتون

یکی از نمونه‌های مهم در بحران‌های جانشینی ایلخانی، رقابت میان مدعیان پس از مرگ اباقاخان است. در این دوره، مسئله جانشینی تنها یک اختلاف خانوادگی نبود؛ امیران مغول، گروه‌های نظامی، وابستگان دربار و گرایش‌های مذهبی نیز در آن دخیل بودند.

الجای‌خاتون، همسر اباقا، پس از مرگ او در روند رقابت‌های جانشینی نقش داشت. منابع نشان می‌دهند که او در کشمکش میان احمد تکودار و ارغون، از نیروهای سیاسی و خانوادگی خود بهره گرفت. حمایت از یک مدعی، ارتباط با اردو و جلب پشتیبانی امیران، از ابزارهای اثرگذاری خاتون‌ها در چنین شرایطی بود.

در این دوره، زنان دربار ایلخانی می‌توانستند بر انتخاب جانشین اثر بگذارند، اما نتیجه نهایی همچنان به ائتلاف‌های نظامی و توان مدعیان در جلب حمایت امیران وابسته بود. به همین دلیل، نقش زنان را نباید به «قدرت مطلق» تعبیر کرد؛ آنان درون شبکه پیچیده قدرت فعالیت می‌کردند و موفقیت‌شان تابعی از مناسبات گسترده‌تر بود.

مقایسه سه دوره؛ سه الگو، یک منطق ماندگار

بررسی مقایسه ای نشان می‌دهد زنان در هر سه دوره بخشی اصلی از فرایند انتقال قدرت بودند. آنان به واسطه نفوذ خود به محض آغاز فرایند، به عنوان نیروی موثر وارد عمل می شدند. این نیرو گاهی خود عامل بروز بحران بود، چنان که پس از مرگ ملکشاه دیده شد، و گاهی در بحران نقش‌آفرینی می‌کرد، مانند دوره احمد تکودار و ارغون.

گزارش منابع نشان می‌دهد میزان حضور و جایگاه زنان در سلجوقیان و خوارزمشاهیان یکسان بوده است، چراکه طبقات حاکم در هر دو از سنت‌های قبیله‌ای ترکی الهام می‌گرفتند، هرچند تحت تاثیر اسلام محدود شده بود. اما مغولان با وجود اشتراک فرهنگی با ترکان، در باورهای مذهبی و جایگاه زنان تفاوت جدی داشتند. زنان مغول بسیار قدرتمند بودند و نه‌تنها در هنگامه بحران بلکه در بسیاری از مسائل سیاسی و نظامی به عنوان کارگزاران اصلی ساختار قدرت عمل می‌کردند.

در عصر سلجوقی: زنان در مقام همسر و مادر، از طریق ائتلاف با وزیران (ترکان‌خاتون-تاج‌الملک) و کنترل خزانه و اقطاع، بحران می‌ساختند یا حل می‌کردند. قدرت آنان غیررسمی اما تعیین‌کننده بود.

در عصر خوارزمشاهی: همان الگو تکرار شد اما با تکیه قبیله‌ای پررنگ‌تر (قنقلی‌ها پشت ترکان‌خاتون). انحصار قبیله و دخالت مادر شاه، انعطاف جانشینی را از بین برد و در برابر تهدید خارجی مرگبار شد.

در عصر ایلخانی: قدرت زنان نهادی شد؛ اردوی مستقل، ثروت مستقل، نیابت سلطنت و حضور در لشکر. آنان نه فقط مادر، بلکه حکمران بودند.

بازخوانی تاریخ؛ زنان، بازیگران فراموش‌شده سیاست

نتیجه اصلی این مطالعه آن است که تاریخ جانشینی در ایران میانه، بدون در نظر گرفتن نقش زنان، تصویری ناقص از سازوکار قدرت ارائه می‌دهد. زنان دربار، به‌ویژه خاتون‌ها، در تعیین جانشین، ایجاد ائتلاف، بسیج منابع، حمایت از نیروهای سیاسی و گاه مهار یا تشدید بحران‌ها نقش داشتند.

ترکان خاتون سلجوقی در رقابت پس از مرگ ملکشاه، ترکان خاتون خوارزمشاهی در معادلات پیچیده دولت خوارزمشاهی، و خاتون‌های ایلخانی در اداره اردوها و رقابت‌های سیاسی، نمونه‌هایی از زنانی‌اند که حضورشان بر روند تاریخ اثر گذاشت.

بازخوانی این تجربه تاریخی، یک نکته ماندگار را یادآوری می‌کند؛ قدرت فقط در تاج‌وتخت، سپاه و دیوان خلاصه نمی‌شود؛ شبکه‌های خانوادگی، مالکیت اقتصادی، اعتبار اجتماعی، توان مذاکره و مهارت ائتلاف‌سازی نیز در ساختن یا تغییر دادن قدرت نقش دارند. زنان ایران میانه، با وجود محدودیت‌های زمانه، در بسیاری از این عرصه‌ها حضور داشتند و بخشی از تاریخ سیاسی ایران را شکل دادند.

منبع: تحلیل مقایسه‌ای نقش زنان در بحران های جانشینی در تاریخ میانه ایران (سلجوقیان، خوارزمشاهیان و ایلخانان)، الهام معتمدی‌نیا محبوبه شرفی

منبع: خبرآنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار