در میان اختناق سنگین پادگان سامرا و نظارت مداوم جاسوسان عباسی، امام عسکری علیه السلام راهکاری شگفتانگیز برای پیوند دین با سفره مردم ارائه داد؛ شیوهای که در آن کرامت انسانی پیش از نیاز مادی پاس داشته میشد.
مبلغ – سرویس هنر و فرهنگ: این روزها اگر پای صحبتهای مردم بنشینید، ملموسترین و جدیترین دغدغهای که از زبان هر کسی میشنوید، مسئله گرانی، نوسان بازار و اضطراب معیشتی است. شرایط اقتصادی جهان معاصر و فشارهای روانی ناشی از آن، گاهی آدمها را به نقطهای میرساند که حس میکنند زیر بار سنگین مشکلات خرد میشوند. در چنین اوضاعی، وقتی گفتگو از دین و پیشوایان دینی به میان میآید، مردم بیش از آنکه به دنبال تحلیلهای فلسفی پیچیده یا توصیه به صبر انفعالی باشند، نیازمند لمس مهر، دستگیری واقعی و دیدن راهکارهایی هستند که آبروی آنها را در برابر تنگناهای زندگی حفظ کند.
برای درک بهتر این موضوع باید نگاهی به سامرای قرن سوم هجری انداخت. سامرا در آن دوران شهر پادگانی و مخوفی بود که تشکیلات عباسی آن را صرفا برای زیر نظر داشتن شیعیان و به ویژه محصور کردن امام حسن عسکری علیه السلام طراحی کرده بود. محله عسکر، محل مستقر شدن سپاهیان بود و امام در دل همین محله نظامی، تحت تدابیر شدید امنیتی زیست میکرد. مردم و شیعیان عادی حتی برای دیداری کوتاه با امام مجبور بودند لباس فروشندگان دورهگرد، سبزیفروشان یا روغنفروشان را به تن کنند تا بتوانند از برابر دیدبانان حکومتی بگذرند.
در چنین شرایطی که تورم، فقر ناشی از حاکمیت ستمگر و ناامنی بر زندگی مردم سایه انداخته بود، امام عسکری علیه السلام الگویی از رافت و کرامت را به نمایش گذاشت که نه فقط نیاز مادی، بلکه روح و آبروی انسانها را ترمیم میکرد.
یکی از حکایتهای بسیار ملموس و تکاندهنده در سیره ایشان که در منابع معتبر تاریخی نقل شده، داستان مردی از شیعیان است که دچار تنگدستی شدیدی شده بود. او چند روز بود که برای خانواده خود حتی نان خالی هم نداشت و فشار معیشت او را خسته کرده بود. خودش میگوید از شدت استیصال و ناامیدی، قطعه نان خشکی را که در خانه مانده بود برداشت، به راه افتاد و با خود گفت به سراغ امام میروم اما حیا میکنم که مستقیما دست نیاز دراز کنم یا فقر خود را به زبان بیاورم.
او در مسیر حرکت به سمت خانه امام، در دلش آرزو کرد که کاش امام بدون اینکه او دهان باز کند و عزتش شکسته شود، فرجی برایش حاصل کند. وقتی به نزدیکی محلی رسید که امام از آنجا عبور میکرد، در میان جمعیت ایستاد. امام عسکری علیه السلام سوار بر مرکب از کنار او گذشت، لحظهای ایستاد، نگاهی پر از مهر به او کرد و بدون اینکه حرفی از نیاز یا فقر بزند، کارگزار خود را صدا زد و بستهای به او داد تا به آن مرد برساند.
وقتی مرد بسته را گشود، دید در کنار سکههای طلا و نقره، نامهای است که امام در آن نوشته بود هرگاه تنگدست شدی، حیا مکن و از ما بخواه، اما هیچگاه غرور و عزت خود را در برابر دیگران مخدوش نساز. این برخورد ملموس نشان میدهد که امام پیش از آنکه کیسه مال را ببخشد، آبرو و شخصیت آن انسان را بازسازی کرد.
در جامعه امروز ما نیز مواجهه با افتادگان و نیازمندان دچار آسیبهای بزرگی شده است. ما بارها در شبکههای اجتماعی ویدیوهایی از خودنمایی در انفاق و تظاهر به نیکی را میبینیم؛ افرادی که برای جلب توجه و پسند کاربران، دوربین به دست میگیرند و در حال دادن یک بسته معیشتی به یک خانواده نیازمند، چهره شکسته و شرمسار آنها را به تصویر میکشند. این رفتار فرسنگها با منطق اخلاقی شیعه و سیره اهل بیت فاصله دارد. امام عسکری علیه السلام به ما یاد میدهد که کرامت انسانی خط قرمز دینداری است.
اگر کمکی صورت میگیرد، باید به گونهای باشد که حتی دست چپ از دست راست مطلع نشود، چه برسد به اینکه آبروی یک خانواده در فضای مجازی چوب حراج بخورد. در روایتی دیگر آمده است که فردی ناامید و بدهکار به سامرا آمد تا از امام کمک بگیرد. او بدهی سنگینی داشت و طلبکاران او را تهدید به زندان کرده بودند. امام عسکری علیه السلام او را به حضور پذیرفت، پیش از آنکه او سفره دلش را پهن کند و گریه سر دهد، مبلغی بسیار بیشتر از بدهیاش به او پرداخت کرد و فرمود با بخشی از این، بدهیات را بده و با مابقی آن کاسبی کوچکی راه بینداز تا دیگر محتاج کسی نشوی.
این یعنی نگاه امام صرفا یک مسکن لحظهای نبود، بلکه توانمندسازی و امیدبخشی پایدار به آینده را هدف میگرفت.
امروز بسیاری از جوانان در مواجهه با مشکلات مسکن، ازدواج و اشتغال دچار نوعی اضطراب عمیق هستند. این اضطراب گاهی پایههای آرامش روانی و ایمان آنها را هدف قرار میدهد. سیره امام عسکری علیه السلام به مسئولان، خیران و همه صاحبان تریبون یادآوری میکند که برای حفظ دینداری مردم، باید سفره و معیشت آنان را پاس داشت. نمیتوان به مردم صرفا توصیه به صبر کرد اما نسبت به گرانیهای کمرشکن و بیعدالتی در توزیع منابع بیتفاوت بود.
امام عسکری علیه السلام در همان شهر سامرا، شبکهای سرآمد از وکلا را سازماندهی کرده بود که یکی از وظایف اصلیاش شناسایی فقرا و خانوادههای آبرومند در دورترین نقاط سرزمینهای اسلامی، از قم و نیشابور تا مدینه و یمن بود. اموال و وجوهات شرعی به جای اینکه راکد بماند، به سرعت در قالب حمایتهای مالی به سفرههای خالی محرومان منتقل میشد. این مدیریت هوشمندانه باعث شده بود که شیعیان علیرغم خفقان شدید خلافت عباسی، احساس تکیهگاه داشته باشند و بدانند امامشان آنها را در بنبستهای زندگی تنها نمیگذارد.
رو خانواده در فضای مجازی چوب حراج بخورد. در روایتی دیگر آمده است که فردی ناامید و بدهکار به سامرا آمد تا از امام کمک بگیرد. او بدهی سنگینی داشت و طلبکاران او را تهدید به زندان کرده بودند. امام عسکری علیه السلام او را به حضور پذیرفت، پیش از آنکه او سفره دلش را پهن کند و گریه سر دهد، مبلغی بسیار بیشتر از بدهیاش به او پرداخت کرد و فرمود با بخشی از این، بدهیات را بده و با مابقی آن کاسبی کوچکی راه بینداز تا دیگر محتاج کسی نشوی. این یعنی نگاه امام صرفا یک مسکن لحظهای نبود، بلکه توانمندسازی و امیدبخشی پایدار به آینده را هدف میگرفت.
امروز بسیاری از جوانان در مواجهه با مشکلات مسکن، ازدواج و اشتغال دچار نوعی اضطراب عمیق هستند. این اضطراب گاهی پایههای آرامش روانی و ایمان آنها را هدف قرار میدهد. سیره امام عسکری علیه السلام به مسئولان، خیران و همه صاحبان تریبون یادآوری میکند که برای حفظ دینداری مردم، باید سفره و معیشت آنان را پاس داشت. نمیتوان به مردم صرفا توصیه به صبر کرد اما نسبت به گرانیهای کمرشکن و بیعدالتی در توزیع منابع بیتفاوت بود.
امام عسکری علیه السلام در همان شهر سامرا، شبکهای سرآمد از وکلا را سازماندهی کرده بود که یکی از وظایف اصلیاش شناسایی فقرا و خانوادههای آبرومند در دورترین نقاط سرزمینهای اسلامی، از قم و نیشابور تا مدینه و یمن بود. اموال و وجوهات شرعی به جای اینکه راکد بماند، به سرعت در قالب حمایتهای مالی به سفرههای خالی محرومان منتقل میشد. این مدیریت هوشمندانه باعث شده بود که شیعیان علیرغم خفقان شدید خلافت عباسی، احساس تکیهگاه داشته باشند و بدانند امامشان آنها را در بنبستهای زندگی تنها نمیگذارد.
روایتهای ملموس دیگری نیز وجود دارد که نشان میدهد رافت امام عسکری علیه السلام حتی فراتر از پیروان و یاران خاص جریان داشت. در یکی از سالها در سامرا خشکسالی شدیدی رخ داد؛ کشاورزان و عم از او دیده نمیشود، چه بگوییم؟ این توانایی دگرگونسازی دلها با اهرم اخلاق و محبت، همان گمشدهای است که امروز جامعه ما برای مهار پرخاشگریهای اجتماعی و اصطکاکهای شهری به آن نیاز دارد.
اگر امروز میخواهیم آموزههای امام عسکری علیه السلام را در متن زندگی اجتماعی پیاده کنیم، باید از همین گامهای عینی آغاز نماییم: انصاف در کسبوکار، هواداری از همسایه کمبضاعت، مدارا با مستاجران در دورههای تورم، نهادینهکردن الگوی انفاق آبرومندانه و بیسرصدا، و تشکیل هستههای محلی برای پشتیبانی از جوانان. نان خشک در سیره امام عسکری علیه السلام نمادی از نهایت فقر و استیصال، و طبق طلا نمادی از گشایش و کرامت است؛ اما پیوند این دو، نه تحقیر نیازمند، بلکه دستگیری جوانمردانه و مراقبت از عزت مومن است.
درک سیره امام عسکری علیه السلام برای انسان امروز، راهگشای رهایی از یأس و اضطراب معیشتی است. وقتی میبینیم امام معصوم در دشوارترین محاصرههای سامرا از حل مشکلات مردم و دمیدن روح امید به جان جامعه دریغ نکرد، درمییابیم که بنبستی برای کنشگری خیرخواهانه وجود ندارد. میتوان با پیروی از آن راهبلد مهربان، بار سنگین زندگی را برای یکدیگر سبکتر کرد و جامعه را با عطر مدارا و محبت عسکری آرامش بخشید.
منبع: خبرآنلاین



