قاسم قصیر نویسنده و کارشناس سیاسی لبنانی متخصص در جنبشهای اسلامی است. دارای مدرک کارشناسی ارشد در مطالعات اسلامی ـ مسیحی از دانشگاه قدیس یوسف بیروت است و رساله دکترای خود را درباره خشونت دینیِ تکفیری ارائه کرده است. او در بسیاری از روزنامهها، مجلات و وب سایتهای لبنانی و عربی از جمله روزنامه النهار، السفیر، المستقبل، الحیات، الشرق الاوسط، العرب قطر، مجله الامان و مجله النور الجدید به عنوان کارشناس سیاسی، تحلیل ها و مقالات زیادی به رشته تحریر در آورده است.از او کتابی در باره گفتمان سیاسی و فکری حزب الله در فاصله سال های 1982 تا 2016 منتشر شده است.
او فرزند محیط شیعیِ حامی حزبالله است و در نخستین لحظات آغاز مقاومت حزب علیه اسرائیل، به این مقاومت پیوست. چهل سال را در میان حلقههای نزدیک به حزب گذرانده است، رهبران آن را میشناسد و خانواده او به هسته تاریخی حزب الله تعلق دارد. قاسم قصیر در سالهای اخیر نقش «سفیر» فرهنگی و رسانهای حزبالله را ایفاء کرده است. نزدیکی او به رهبران حزب و محیط پیرامون آن، اطلاعاتی را که برای ارائه تحلیل درباره حزب، بر اساس یک رویداد یا یک سخنرانی، نیاز دارد، در اختیارش قرار داده است.
این تحلیلها به دلیل متانت و آرامشی که قاسم قصیر از آن برخوردار است، ویژگی خاصی دارند و همین امر به او اجازه داده است حتی در رسانههایی که با حزب الله مخالف هستند نیز بنویسد. این ویژگیای است که به ندرت در میان دیگر نویسندگان لبنانی دیده میشود. افزون بر این، قصیر در دو زمینه دینی و دنیوی فردی پرتلاش است: رساله دکترا درباره حزب الله، تخصص در جنبشهای اسلامی معاصر، راهاندازی و احیای تریبونهای گفتگو، در کنار آشنایی عمیق با دین و پایبندی به آن از وی چهره ای خاص و قابل احترام در میان کارشناسان سیاسی لبنانی ساخته است.
وی این بررسی تاریخی را به درخواست مترجم به رشته تحریر درآورده است و از آنجایی که مترجم در بخشی از این روایت های تاریخی حضور داشته است، بر تطبیق بخش های مهمی از آن با تاریخ روابط لبنان و ایران و چگونگی تشکیل حزب الله شهادت می دهد. وی به گونه ای این نوشتار را تنظیم کرده است که هر فصل از فصول آن را می توان مبنایی جدید بر روایت های تاریخی از روابط ایران و لبنان و تولد حزب الله قرار داد.
این متن تحلیلی – تاریخی مفصل برگرفته از گفتوگوی تفصیلی دکتر قاسم قصیر با برنامه تلویزیونی لبنانی فضای مجازی «روایت دوم» است (که در اردیبهشت 1405 پخش شده است) که در آن درباره نقش ایران در لبنان، روابط لبنان و ایران پیش از انقلاب امام خمینی(رحمه الله علیه)، تولد حزب الله و ماهیت رابطه حزب و ایران بر پایه تجربه شخصی و اطلاعات قابل توجه تاریخی سخن گفته است.
از این رو، محتوای آن را میتوان سندی فکری و تاریخی دانست که توسط پژوهشگری همراه و ناظر بر تحولات تدوین شده و میتواند به بازخوانی گذشته، فهم بهتر حال و ترسیم چشم اندازهای آینده در منطقهای که همواره در حال ساختن تاریخ است، کمک کند. این گفتگوی تلویزیونی اینترنتی به درخواست مترجم به صورت مکتوب و مفصل تر و دقیق تر درآمده است و لذا تفاوت هایی با اصل گفتگوی قاسم قصیر(از حیث تشریح و توضیحات عناوین بحث) با برنامه «روایت دوم» دارد.
ممکن است برخی کارشناسان در چنین شرایط دشواری بر این باور باشند که پرداختن به موضوعات فکری یا تاریخی در اولویت نیست، زیرا مردم درگیر جنگ و پیامدهای آن هستند. با این حال، این موضوع از اهمیت فراوانی برخوردار است و لازم است برای روشن شدن واقعیتها و تبیین درست مسائل، به آن پرداخته شود و مبنایی جدید برای نقد وبررسی روایت های تاریخی روابط ایران ولبنان قرار گیرد.
ریشههای روابط در قرن شانزدهم و دوران دولت صفوی حدود چهار یا پنج ماه پیش، هنگامی که بحث درباره روابط دیپلماتیک میان لبنان و ایران مطرح شد و برخی از مخالفین سیاسی ایران در لبنان خواستار قطع این روابط شدند، به یاد دارم که «مؤسسه مطالعات بینالمللی» در بیروت نشستی درباره روابط ایران و لبنان برگزار کرد. در این نشست، افرادی همچون دکتر عدنان منصور،سفیر اسبق لبنان در ایران و وزیر پیشین امور خارجه لبنان، یعقوب الصراف، وزیر پیشین، دکتر دلال عباس و شماری دیگر از شخصیتهای سیاسی و دانشگاهی لبنان حضور داشتند.
امید ما این بود که در آن نشست به پیشینه تاریخی این روابط پرداخته شود. در آنجا سخنان یعقوب الصراف توجه مرا جلب کرد. وی در سخنرانی خود، تاریخ روابط ایران و لبنان را حتی به دوران حضور ایرانیان باستان در این منطقه و روزگار بختالنصر نسبت داد و تأکید کرد که نقش ایران در لبنان پدیدهای جدید نیست، بلکه حضوری است که ریشه در هزاران سال تاریخ دارد و روابط میان این سرزمینها و ملتها ماهیتی عمیقاً تاریخی دارد.
اگر بخواهیم از دوره دولت صفوی آغاز کنیم ( که از اهمیت ویژهای برخوردار است ) باید یادآور شویم که دولت صفوی در مقطعی از تاریخ خود، عمدتاً دارای جمعیتی سنی مذهب بود. همچنین گفته میشود که فرمانروایان این دولت دارای پیوندها و ریشههایی در قلمرو عثمانی بودند. در پی اختلافات سیاسی و نظامی با حکومت عثمانی، از آن جدا شدند و دولت صفوی را بنیان نهادند.
برای ایجاد تمایز مذهبی و عقیدتی از دولت عثمانی و نیز بهره برداری سیاسی از این تفاوت، صفویان به تدریج ساختار مذهبی حکومت خود را دگرگون کردند و دولت صفوی را از یک حکومت با اکثریت سنی به حکومتی با اکثریت شیعه تبدیل نمودند. و برای تقویت این بُعد اعتقادی و تاریخی، صفویان از شماری از علمای شیعه که در مناطق مختلف، به ویژه در جبل عامل و منطقه بقاع لبنان، با شرایط دشوار و فشارهای مذهبی و سیاسی رو به رو بودند، بهره گرفتند.
به همین دلیل، تعدادی از علمای جبل عامل به قلمرو دولت صفوی مهاجرت کردند و نقش بسیار مهمی در گسترش مکتب اهل البیت(ع) و نیز در شکلگیری دستاوردهای علمی برجسته ای ایفا کردند که آثار برخی از آنها تا امروز نیز باقی مانده است. یکی از مشهورترین این شخصیتها شیخ بهاءالدین عاملی بود. گفته میشود که ریشه خانوادگی او ممکن است به بعلبک در منطقه بقاع باز گردد، هرچند به طور معمول به جبل عامل در جنوب لبنان منسوب میشود. به نظر من شایسته است پژوهشی مستقل درباره او انجام شود؛
زیرا وی تنها یک فقیه نبود، بلکه دانشمند، مهندس و اندیشمندی برجسته بود که تأثیر عمیقی بر تاریخ علمی و فرهنگی ایران و جهان اسلام گذاشت. تا امروز در شهر اصفهان مسجدی به نام مسجد شیخ بهایی وجود دارد که گفته میشود در طراحی آن ویژگیهای مهندسی خاصی به کار رفته است؛ از جمله اینکه صدای اذان بدون استفاده از بلندگو در سراسر مسجد شنیده میشود. همچنین طرحهایی در زمینه انتقال و گرم سازی آب به او نسبت داده شده و اختراعات و نوآوریهای متعددی به نام او ثبت شده است که شرح آنها مجالی گستردهتر میطلبد.
صفویان همچنین از محقق کرکی، یکی از برجسته ترین علمای شیعه، برای گسترش و تثبیت فقه شیعه بهره بردند. این بخش از تاریخ اهمیت فراوانی دارد، زیرا نشان میدهد علمای جبل عامل در شکلگیری دولت صفوی و تقویت تشیع نقشی اساسی ایفا کردند. تأثیر آنان تنها به ایران محدود نماند، بلکه از طریق همین عالمان، آموزههای تشیع به سرزمینهایی همچون هند، اندونزی، پاکستان و افغانستان نیز راه یافت. از این رو نباید تصور کرد که تشیع صرفاً به ایران یا برخی کشورهای عربی محدود بوده است؛ بلکه با یک پیشینه تاریخی گسترده و شبکهای وسیع از تأثیرات فرهنگی و مذهبی رو به رو هستیم.
( مترجم: از جمله علمای بزرگ شیعه که در منطقه جبل عامل لبنان به دنیا آمدند می توان از شهید اول و شهید ثانی یاد کرد. شهید اول متولد روستای جزین در جنوب لبنان است. محمد بن جمال الدین مکی عاملی(۷۳۴-۷۸۶ق ) مشهور به شهید اول از فقیهان شیعه در قرن هشتم قمری است. وی شاگرد فخرالمحققین بود و افرادی چون فاضل مقداد نزد او شاگردی کردند. شهید اول در «فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت» متبحر بود و به کشورهای مختلف اسلامی سفر کرد و از بزرگانی اجازه اجتهاد و نیز اجازه روایت دریافت نمود. وی صاحب کتاب فقهی معروف اللمعه الدمشقیه است.
او به دست مخالفان شیعه و پس از یکسال اسارت در قلعه شام به شهادت رسید. زینالدین بن علی بن احمد عاملی جُبَعی( ۱۳ شوال ۹۱۱ هجری قمری- ۱۵ رمضان ۹۶۵ یا ۹۶۶ هجری قمری)، معروف به شهید ثانی، از علما و دانشمندان برجسته شیعی و از افراد سرشناس در علم فقه شیعه است. زینالدین شهید ثانی در روز ۱۳ شوال سال ۹۱۱ هجری قمری، برابر ۲۷ اسفند ۸۸۴، در دهکدهٔ جُبَع (یا جباع) جبل عامل لبنان، در یک خاندان اهل فقه، به دنیا آمد و در ۹۶۶ قمری، برابر ۹۳۸ خورشیدی، در سفر مکه به امر سلطان سلیمان یکم بازداشت شد و بعد از ۴۰ روز کشته شدهاست. ) ترجمه و مقدمه:علی منتظری
منبع: جام جم آنلاین



