رویداد۲۴| روزنامه خراسان در مطلبی با بررسی مفهوم «طیف خاکستری» در جامعه، این گروه را نه نشانه بیتفاوتی یا فقدان تعلق، بلکه بخشی از صداهای میانی جامعه دانسته است؛ شهروندانی که درباره مسائل مختلف بر اساس تجربه زیسته، عملکرد مسئولان و میزان اقناعکنندگی روایتهای رسمی قضاوت میکنند. خراسان در این مطلب بر ضرورت توجه بیشتر به این بخش از جامعه تأکید کرده و نوشته است که جلب اعتماد آنان نیازمند شناخت دغدغهها و زبان زندگی روزمره آنهاست.
این روزنامه همچنین رسانه ملی را یکی از مهمترین عرصههای ارتباط با این گروه دانسته و بر ضرورت حضور صداها، روایتها و چهرههای متنوعتر در برنامههای صداوسیما تأکید کرده است. روزنامه خراسان در ابتدای این مطلب درباره تعبیری که در ادبیات سیاسی و رسانهای برای بخشی از جامعه استفاده میشود، نوشته است: «در ادبیات سیاسی و رسانهای، معمولاً از بخشی از جامعه با عنوان «طیف خاکستری» یاد میشود؛
تعبیری که گاه ممکن است بهاشتباه، بیتفاوتی یا فقدان تعلق را به ذهن متبادر کند.» این روزنامه نزدیک به قالیباف در ادامه تأکید کرده است که این بخش از جامعه را میتوان «صداهای میانی» نامید؛ شهروندانی که الزاماً در چارچوب مخاطبان ثابت و همیشگی پیامهای رسمی قرار ندارند، اما بر اساس شرایط و تجربههای خود درباره مسائل مختلف تصمیم میگیرند.
خراسان در توضیح این نگاه نوشته است: «آنان درباره هر مسئله، متناسب با تجربه زیسته، کیفیت عملکردها، شیوه مواجهه مسئولان و میزان اقناعکنندگی روایتها داوری میکنند.» سرمایه اجتماعی در میان صداهای میانی خراسان اهمیت این گروه را فراتر از یک دستهبندی رسانهای دانسته و تأکید کرده است که بخشی از سرمایه اجتماعی و امید عمومی جامعه در میان همین گروه قرار دارد.
این روزنامه اصولگرا نوشته است: «اهمیت این گروه در آن است که بخش مهمی از سرمایه اجتماعی، امید عمومی و ظرفیت شکلگیری تفاهم ملی در میان آنان قرار دارد.» به نوشته خراسان، برای جلب اعتماد این طیف نمیتوان صرفاً به تکرار پیامهایی که مخاطبان همیشگی رسانههای رسمی با آنها آشنا هستند، اکتفا کرد. این روزنامه معتقد است شناخت زبان، دغدغهها و اقتضائات زندگی روزمره این افراد اهمیت بیشتری دارد.
در ادامه این مطلب آمده است: «جلب اعتماد این طیف، بیش از آنکه به تکرار پیامهای آشنا نیازمند باشد، در گرو فهم زبان، دغدغهها و اقتضائات زندگی روزمره آنان است.» خراسان سپس نتیجه گرفته است که حکمرانی فرهنگی باید علاوه بر ارتباط با مخاطبان همراه، برای گفتوگو با کسانی که هنوز خود را در چارچوب روایتهای رسمی تعریف نکردهاند نیز برنامه داشته باشد. بخش اصلی انتقاد خراسان متوجه عملکرد رسانه ملی است. این روزنامه با اشاره به عنوان و مأموریت صداوسیما، بر ضرورت انعکاس دیدگاههای متنوع جامعه در برنامههای این رسانه تأکید کرده است.
خراسان نوشته است: «این ضرورت درباره رسانه ملی اهمیتی دوچندان دارد. رسانهای که در عنوان و مأموریت خود «ملی» و به تعبیر رهبرشهید، به مثابه «دانشگاه عمومی» است، باید بتواند تصویر و صدای طیفهای گوناگون جامعه را در قاب خود جای دهد.» این روزنامه در ادامه تأکید کرده است که برنامهسازی برای مخاطبان وفادار، به تنهایی نمیتواند هدف مرجعیت رسانهای را محقق کند.
در این مطلب آمده است: «تولید برنامه صرفاً برای مخاطب وفادار، هرچند ضروری است، برای تحقق مرجعیت رسانهای کفایت نمیکند.» خراسان: شهروند با سلیقه متفاوت هم باید رسانه ملی را متعلق به خود بداند روزنامه خراسان در ادامه پیشنهاد کرده است که رسانه ملی دامنه روایتها، چهرهها و موضوعات مورد استفاده خود را گسترش دهد تا مخاطبانی با سلایق متفاوت نیز احساس کنند این رسانه بخشی از جامعه آنها را نمایندگی میکند.
این روزنامه نوشته است: «رسانه ملی باید چنان گسترهای از روایتها، چهرهها، قالبها و موضوعات را عرضه کند که شهروند دارای سلیقه متفاوت نیز آن را متعلق به خود بداند.» خراسان در ادامه بر بازنمایی مسائل واقعی جامعه و شنیدن پرسشهایی که ممکن است پاسخ آنها برای رسانه رسمی دشوار باشد تأکید کرده و نوشته است که بهرسمیت شناختن تفاوت میان نسلها نیز میتواند به افزایش دامنه نفوذ رسانه ملی کمک کند.
در متن این روزنامه آمده است: «بازنمایی مسائل واقعی مردم، شنیدن پرسشهای دشوار، بهرسمیتشناختن تفاوت نسلها و پرهیز از تقسیم جامعه به دوگانههای سادهساز، میتواند دامنه نفوذ و قدرت اقناع رسانه را افزایش دهد.» خراسان بخش دیگری از مطلب خود را با عنوان «صداهای میانی را بشنویم» منتشر کرده و در آن تأکید کرده است که توجه به این بخش از جامعه به معنای کنار گذاشتن اصول مورد نظر رسانه رسمی نیست. این روزنامه نوشته است: «توجه به صداهای میانی، عدول از اصول نیست؛
بلکه تدبیری برای گسترش دایره مخاطبان همان اصول است.» خراسان در ادامه بر اهمیت شیوه انتقال پیام در کنار محتوای آن تأکید کرده و نوشته است که نحوه بیان یک موضوع میتواند در میزان پذیرش آن در جامعه نقش داشته باشد. در این مطلب آمده است: «گاه شیوه بیان یک حقیقت، به اندازه خود آن حقیقت در پذیرش اجتماعیاش نقش دارد.» این روزنامه همچنین حکمرانی فرهنگی را نیازمند تبدیل ارزشهای مشترک به تجربهای ملموس و عمومی دانسته و تأکید کرده است که کسانی که هنوز مخاطب ثابت روایت رسمی نیستند، نباید به حاشیه جامعه رانده شوند.
خراسان: صداهای خارج از روایت رسمی را باید وارد گفتوگو کرد در بخش پایانی مطلب، روزنامه خراسان بر ضرورت گفتوگو با گروههایی تأکید کرده که هنوز در دایره مخاطبان ثابت رسانه رسمی قرار نگرفتهاند.
این روزنامه نوشته است: «در این مسیر، آنان که هنوز مخاطب ثابت روایت رسمی نشدهاند، نه حاشیه جامعه، بلکه یکی از مهمترین میدانهای گفتوگو و سرمایهگذاری فرهنگیاند.» خراسان در پایان با استفاده از تعبیری استعاری درباره ضرورت گسترش دایره مخاطبان و ایجاد احساس تعلق عمومی نوشته است: «رسانه و حکمران خردمند، پیش از آنکه این صداها را از دور نظاره کند، راه گفتوگو با آنان را میگشاید؛
زیرا استحکام خانه، تنها به همراهی نزدیکترین اعضا نیست، بلکه به احساس تعلق همه کسانی وابسته است که زیر سقف آن زندگی میکنند.» به این ترتیب، روزنامه خراسان در این مطلب، «طیف خاکستری» را بخشی از جامعه معرفی کرده که الزاماً در تقابل با روایت رسمی قرار ندارد، اما مخاطب دائمی آن نیز نیست و بر اساس عملکردها و تجربههای خود قضاوت میکند. این روزنامه در همین چارچوب، افزایش تنوع در روایتها، چهرهها و موضوعات رسانه ملی و توجه به مسائل واقعی جامعه را راهی برای افزایش دامنه مخاطبان و قدرت اقناع صداوسیما دانسته است.
منبع: رویداد 24



