رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریفرهاب سامانه تحلیل اخبار3 دقیقه مطالعه

کارنامه سیاه یک بازیگر خودفروخته/ اشکان خطیبی؛ از «رحم نکنید» تا التماس برای چند دلار

اشکان خطیبی، بازیگری که روزگاری نامش با سریال‌های پرمخاطب تلویزیونی و حضور در برنامه‌های شاخص صداوسیما گره خورده بود، امروز به چهره‌ای تبدیل شده است که نه با هنرش، بلکه با مواضع سیاسی ضدایرانی و التماس‌های مالی برای گذران زندگی شناخته می‌شود.

کارنامه سیاه یک بازیگر خودفروخته/ اشکان خطیبی؛ از «رحم نکنید» تا التماس برای چند دلار

اشکان خطیبی که با نقش «شیرزاد ملک» در سریال «خاتون» به اوج شهرت رسید و در پروژه‌های دولتی متعددی از جمله «تهران پلاک یک» حضور داشت، از امکانات و توجه ویژه نظام هنری ایران بهره‌مند شد. خطیبی در «خندوانه» داوری می‌کرد و مدیریت یکی از مهم‌ترین سالن‌های تئاتر پایتخت را در اختیار داشت. او دقیقاً در نقطه‌ای که می‌توانست با استفاده از این موقعیت، صدای هنر متعهد و انسانی باشد، مسیر دیگری را انتخاب کرد.

پس از خروج از ایران در اسفند ۱۴۰۱، خطیبی نه‌تنها قدردان مردم و کشوری که او را به شهرت رساند نبود، بلکه به یکی از تندروترین به‌اصطلاح چهره‌های اپوزیسیون خارج‌نشین تبدیل شد. اوج خیانت او در جریان ناآرامی‌های دی‌ماه بود؛ زمانی که هزاران کیلومتر دورتر از ایران، در اکانت ایکس خود نوشت: «دست خالی نرید تو خیابون، رحم نکنید» و در پستی دیگر خطاب به معترضان نوشت: «مامور دستتون افتاد بهش رحم نکنید؛ چون اونا بهتون رحم نخواهند کرد».

او که خود را هنرمند می‌نامید، از پشت صفحه نمایش، جوانان ایرانی را به خشونت و درگیری مسلحانه تحریک می‌کرد و همزمان از موفقیت‌آمیز بودن عملیات تروریستی در تهران خبر می‌داد. این‌ها لغزش کلامی نبود، الگویی ثابت از نفرت‌پراکنی و تجویز خشونت از راه دور بود که هزینه‌اش را مردم ایران با جان و مال خود پرداختند. خطیبی همچنین با الفاظ رکیک و توهین‌آمیز به مقدسات اسلامی و شخصیت‌های مذهبی، مرز میان انتقاد و خیانت را به‌طور کامل پشت سر گذاشت. اکنون اما همان فرد، پس از چهار سال زندگی در فقر و سرگردانی، با انتشار ویدئوهایی از مردم ایران درخواست کمک مالی می‌کند.

او اعتراف کرده است که «چهار سال است مانند یک مستمند زندگی می‌کند» و حتی ساعت مچی‌اش را برای تأمین هزینه‌ها فروخته است. او صندوقی برای جذب کمک‌های مالی راه‌اندازی کرد، اما به اعتراف خودش به بن‌بست رسید، چراکه «بسیاری از ایرانیان دیگر حاضر نیستند بهای خوشگذرانی چنین افرادی را بپردازند».

این یک پارادوکس بزرگ است که کسی که در روزهای سخت، مردم را به خیابان‌ها کشاند و از آن‌ها خواست «رحم نکنند»، حالا همان مردم را به کمک مالی فرامی‌خواند. او حتی از بی‌پولی و نداشتن اجاره‌بهای خانه می‌گوید و از ایرانیان می‌خواهد که هزینه زندگی‌اش را تأمین کنند.

هنر، پیش از هر چیز، تجلی انسانیت، همدلی و مسئولیت‌پذیری در قبال جامعه است. کسی که در بزنگاه تاریخی، به‌جای ایستادن در کنار مردم، آن‌ها را به سمت خشونت و نابودی سوق داد و سپس در امنیت کامل، از دستاوردهای مادی نظام هنری ایران بهره برد و پشت کرد، نه هنرمند است و نه شایسته اعتماد مردم.

خطیبی و امثال او تصور کردند با حضور در چند برنامه خارجی و مصاحبه با رسانه‌های برون‌مرزی می‌توانند مردم ایران را با خود همراه کنند، غافل از آنکه مردم ایران کشورشان را دوست دارند و هنرمندان اصیل خود را می‌شناسند، نه کسانی که در لحظه خطر پشت کردند و حالا برای پول، دست به دامان همان مردمی شده‌اند که به آن‌ها توهین کردند. مردم ایران، هنرمندانی را می‌خواهند که دردشان، درد مردم باشد، نه کسانی که در پی منافع شخصی، وطن را قربانی مطامع خود کردند. انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری میزان

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار