استقلال برای چه محتوایی؟
این همان نکته بعدی است که گویی از نظر زمانی یک فاصلهای بین استقلال و انواع محتواها وجود دارد، لیکن در حقیقت وقتی دو امام و همه پیروان مؤمنشان میگفتند استقلال و وقتی همه مخالفان خط امام از مسلمانان لیبرال مثل مرحوم بازرگان تا دیکتاتورهایی با نقاب لیبرالهای حریص به قدرت به هر قیمت مانند بنی صدر تا گروههایی با نقاب آزادیخواهی و محتوای دیکتاتوری فاشیستی و توتالیتریستی فرقهای مثل رجوی که آماده بود برای قدرت کفش صدام را هم برق بیاندازد چه رسد اروپا و آمریکا و حزب وابسته به بلوک شرق همچون حزب توده و حتی و همه گروههای چپ و راست، مسلمان و شبه سوسیالیست شبه لیبرال و شبه کمونیست چه امت و آرمان مستضعفان، چه خلق مسلمان و چه فدایی و پیکار….
وقتی اینان میگفتند استقلال یک کلمه مستعمل با تصورات ذهنی گوناگون را بیان میکردند که در عمل استقلال برایشان دروغی بود جهت فریب و کسب قدرت.
اما آن نیرو که برابر همه قدرتها و شیطان بزرگ برای فرمان حق متعال، ایستاده بود و هدف نخستش اجرای قسط در وسع بشر، خدمت به مستضعفان و مردم بیپناه و نشر ایمان و بپا داشتن جامعهای اهل ایمان و سالم رها از سلطه باطل و اشراف حرامخوار و غارتگر و شکوفایی استعدادهای ملت برای بدوش کشیدن بار ضرورتهای زندگی واقعا عزتمند و مستقل و پذیرش مسئولیت برپا کردن یک زندگی شرافتمند، مولد، پیشرو در دانش و فناوری و فرهنگ و بزرگی و قدرت اخلاقی بود امام ره بود.
عشق او خدا بود و این عشق هستی را مملو از محبت پاک و عبودیت حق میخواست و حز پرودگار یکتا به قدرتی سر فرود نمیآورد و اسیر شرک و کدخدایی و نفس پلید و ابلیس ملعون نبود. او در مقام خالص و مخلص عبد استقلال از غیر خدا را طلب میکرد و آزمون رهایی از نفس و شیاطین جنی و انسی را سند بندگی پروردگار یکتا میدانست. ایستادگی او برابر آمریکا و کسب استقلال حقیقی، اجرای، فرمان الهی، نشر عبودیت حق و عدالت و اجازه ندادن به نامحرمان و حرمخواران و الیگارشها به تصاحب قدرت بود. همه ملت حلالخوار از میلیونها مستضعف تا کارخانهدار و تاجر و مدیر و رئیس جمهور و وکیل و وزیر….
را به ظلم ستیزی و خدمت وکار و تلاش و قدرت خودباوری برای برپا داشتن زندگی رها از بیعدالتی و استکبار و دروغ و تبعیض و استثمار و بردگی و تفرعن و ستم مادی و فکری فرا خواند و برابر دو قدرت ایستاد و ایران را در جهان به بزرگترین شرافت الهی نه زرپرستی و عشرت سامری بالا برد و عزیز کرد. تثبیت این امر ایستادگی تنها پایه پیشرفت حقیقی و زندگی سالم و بهرمندی همگانی از مواهب الهی است.
ایستادن جدی برابرسلطه ابلیس و شیطان بزرگ و ناتوان واقعی امریکا از سیطره و تسلیم اولین شرط دستیابی به آن جامعه سالم و حرکت به سمت وعده قطعی خداوند یعنی عدل جهانی موعودعج در زمین به امامت حجت بن الحسن العسکری منتقم خون حسین علیه اسلام، سید الشهدا و یعنی انتقام کل ظلم در تاریخ بشری تا امروز است. اما امروز چه کسانی در راه امام ره و ادامه دهنده ان راه، راه امام شهید برابر شیطان بزرگ ایستادهاند واز استقلال و ایران دفاع میکنند؟
و چه کسانی به طمع قدرت ومقام و مکنت و ثروت، و طمع صلح دروغین به طعمهها و ابزارهای شیطان بزرگ بدل شدهاند که بارها گفتم این صلح فریب و اسم مستعار تسلیم است؟ اینان هر که باشند و هستند سربازان عملیات فرآیندی شیطان برای سلطه و براندازی و استحاله نظام جمهوری اسلامی و محتوای دینی آن و تحریف و فریب به سود اغنیای حرامخوار و و نفی خواست و کوشش آن برای اجرای فرامین الهی جهت عبودیت و عدالت و خدمت به مردم و میلیونها مستضعف هستند. معنای جنگ حق و باطل امروز در ایران این است.
ایستادگی علیه استکبار جهانی و داخلی و نقابداران در خدمت انواع فساد و در رأس همه بانکداری غارتگر و خونخوار و تجارت سیاه و الیگارشی تباهکار و تهیکننده جیب مستضعفان و 80 درصد ایرانی و دشمنان مقاومت جهان اسلام و بندگی خدا، نه شیطان! ☆☆☆☆☆ امروز در آغاز سده سوم مقاومت مردم مبعوث در خیابان، ویژگی هر طرف جنگ حق و باطل چگونه است و رهنامه، رهبرد و رهکنش هرجبهه و ویژگی عملیات فرآیندی شیطان برای استحاله و تهی کردن نظام الهی از حقیقتش و بکارگیری عملیات چند سویه برای پایان دادن به انقلاب توحیدی امام خمینی (قده) چیست؟
جبهه مقاومت، سه ولی فقیه و همراهان خالص سه امام بزرگوار یعنی مردم مخلص و مومن و شهدای نامور و گمنام دلسپرده به امام زمان عج و یاریگر نائب و جانشین در قدرتش چه وضعی دارند؟ اهل ایستادگی از پیروان عالم ربانی، مجدد عصر، امام خمینی قده، همچون شهید مطهری، مرحوم منتظری پیش از افتادن بدام نفاق منافقان و مهدی هاشمی و نهضت آزادی، شهید بهشتی تا همراهان و جانشین برحق امام خمینی ره، یعنی امام شهید، (قده)، یارانش که همان یاران امام راحل بودهاند از مردم و شهدا سلیمانی ومغنیه و سیدحسن نصرالله و رمضانی وضیف و رئیسی و سلامی و حاجیزاده و….
تا مدافعان جنگ رمضان و شهید لاریجانی و مردم مبعوث در خیابان و حزب الله و انصارالله و عدالتخواهان جهان مدافع ایران و….، چه مسیری را به پیش بردهاند مواضعشان چه بوده و مردم به کجا رسیدهاند، چه میخواهند، تسلیم با نام صلح؟ و جبهه ضد انقلاب اسلامی، از آمریکا و اروپا تا اذنابشان در خارج از کشور تا نیروها غربگرا و فعالان نفی راه مقاومت در درون حکمرانی و احزاب و سازمانهای سکولار و…. چه طرحی را پیش میبرند. معنای عملیات فرآیندی شیطان بزرگ چیست؟ ☆☆☆☆ رفتارهای چندکاره اغوا برای براندازی انسان، از ویژگیهای شیطان است.
در شیاطین انسی این رفتارها به عملیات فرآیندی، روندی زنجیرهای از اقدامات ترکیبی و نه فقط اغوا و تحریک، بدل میشود. شیطان بزرگ، قویترین عفریت تاریخ بشریت، تا امروز است.
اگر ابلیس برای اغوا با انبیا و اولیا و عرفا صالحین و صدقین و محسنین و مو منین اهل ورع کشتی گرفته، امروز خوب میداند چه کند، او همه تجربیاتش را برای عمل در اختیار هم پیمانان انسانیاش قرار داده و طرحهای اجرایی شیطان بزرگ، چون چاقوی سوئیسی دایره وار گشوده میشود و از هر ابزارش کاری بر میاید، ضمنا شگرد فرآیندی و روند تکمیلی توطئههایش همواره طوری طراحی شده که از دوسو برد نصیبش کند، یعنی وقتی هدف نزدیک برآورده نشد، و عملیات از سوی مظلوم به ناکامی موضعی کشانده شد و شکست خورده و تمام شده محسوب میشود، در اصل تمام نشده و مقدمه پیشرفت بعدی است. مثالی میزنم.
شیطان در ایران انقلاب اسلامی، شدیدترین تهاجم تصور ناپذیرش را شکل داد. انچه از بیرون و عملیات فیزیکال و ظاهری، جنگ و کودتا و تحریم و کشتارو ترور در ایران و منطقه، شاهدش بودهایم سطحیترین لایه جنگ آمریکا با انسان ایرانی است. امریکا فرعون مستکبری است که ادعا میکند من خدا هستم و با خدا میجنگد ونمی داند خود ابزار ناچیر خدا برای تفکیک آدمیت و بندگی مینوی از بهیمیت و شیطنت اهریمنی و دوزخی است. مثالی از جنگ پیچیده و فرآیندی شیطان بزرگ میزنم. به افزودن طرح فرآیندی استحاله به طرح روند براندازی دقت کنیم.
اولا آمریکا هر عملیات سرنگونی و کودتای شکست خورده را تبدیل کرده است به یک زمینه تازه جهت بهرهبرداری از نیروها و نتیجه مخرب عملیات کودتایی، اغتشاشی، تحریمی، تروریستی جهت یک پروژه تازه. و دوم آن که همزمان استحاله از درون را پیش برده است. مثلا از همه انرژی براندازی شکست خورده منافقین و بنی صدر و نیروهایش، خانواده اعدامیان منافق و انرژی شکاف اجتماعی برای شورش دهه هفتاد استفاده کرد.
و با افزوده آن ساختار شکنیها برای انقلاب رنگی ۸۸ بهره برد و از نیروی بازمانده برای گسترش ناخشنودی و افزودن به جمع شیطان زدگان غرب پرست ضد استقلال و آزادی و عدالت و از تجمیع این فریب با ناراضی تراشی حاصل ظلم معیشتی و سیاستهای ضد مردمی و فشار الیگارشیک بر فقرای دهها میلیونی و تبلیغ تسلیم با نام مستعار دوستی و صلح وپیمان برجام در دهه نود، فضای شورشی معترضان تحت رهبری شیطان، و از همه این جنگ ترکیبی سخت افزاری و نرمافزاری و اقتصادی و فرهنگی و بهره مندی از فضای مجازی و مطبوعات زنجیرهای آشوبهای ۱۴٠٠به بعد بالاخره شهادت شهید رئیسی و شبه کودتای ۱۸ و ۱۹دی۱۴٠۴و جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان وشهادت امام شهید و فرماندهان و رژیم چنج ترامپیزاده شد.
از احزاب و نیروها و رسانههای مزدور خارج و تجزیه طلبان و سلطنت طلبان و منافقان و چپ و راست خائن و ایران اینتر نشنال و بیبی سی ورسانههای انگلیس و آمریکا و اسرائیل تا نیروهای ستون پنجم داخلی این سازمانها و نیروهای غربگرای درون حکمرانی و بیانیههای کمیته سیاسی جبهه اصلاحات و مطبوعات زنجیرهای وسارندگی و روحانی وقائم پناه وظریف و مرعشی و هاشمیها و الیگارشی فاسد و اراستیها و بانکداری تبهکارو باندهای مافیایی و تجارت سیاه…. برای استحاله خزنده و رژیم چنج نامحسوس و بر باد دادن دستاوردهای استقلال و ایستادگی در دیپلماسی تسلیم طلب و تنفس مصنوعی ترامپ سود جست.
منظورم مطلق مذاکره نیست بلکه سیمای زبونی و ذلت وضعف در حکمرانی است ـ
اکنون معلوم است اهل مقاومت و اهل تسلیم کدام صف را در واقعیت تشکیل میدهند. باقی کار به دست مردم است که با رأی و عمل وپایداری و اطاعت و راه سه ولی فقیه چه مسیری را برای آینده برمی گزینند. استقلال دروغین و بیمحتوا و سلطه مجدد شیطان و تجزیه ایران، یا راه خرد و شجاعت و آزادی امامان پاک و عاقل و مخلص و عارف به حق و رشد و شکوفایی وقدرت الهی و سعادت دو دنیا!
راهی که روشن و تابان پیش چشم جهان است و هیچ کافر و مسلمان و چپ و راستی، حتی حاکمان کنونی آمریکا، سربلندی، پیروزی، ایستادگی، شرافت،، تاب آوری ایران را منکر نمیشوند، تمام دنیا این بزرگینگی و دیگرگونگی از کشوری ذلیل و اسیر آمریکا و کودتایی، به کشوری برخاسته و مدافع استقلال و آزادی و عدالت و ارزشهای انسانی را حاصل انقلاب اسلامی، رهبری دو فقیه، بیدار ایرانیان تحت تعالیم اسلام میدانند اما حقیقت آن است که همه ایرانیان و حتی حکمرانان در ایران با بندگی حق تعالی و انگیزه قرآنی و هدایت عترت، در این دفاع عظیم شرکت نکردند.
یعنی در همان ۲۲بهمن ۵۷ کسانی در اتقلاب شرکت داشتند، باوجود آن که اکثریت قاطع مردم پیرو امام ره بودند، نیروهای اندک شمار سیاسی مطامع خود را داشتند که یا اختلافشان را نهان میکردند و یا بزودی با بروز مطامعشان از انقلاب در همان آغاز گستند. جدا از آن بخش که در همان زمان شروع وپیروزی انقلاب اسلامی، در ستیز با آن بودند، نیروهایی هم طی این ۴۷ سال برابر انقلاب ایستادهاند.
علت دشمنی نوکران آمریکا و سلطنت طلبان و سرمایه سالاران درخدمت آمریکا با امام خمینی و انقلاب اسلامی و علل جنگشان را با جمهوری اسلامی را همه میدانند اما نهانکارانبسیار پیچیدهتر دست به نفی ایستادگی برابر شیطان زدند. همینطوردر انقلاب پ جنگ، تجزیه طلبان تحت هدایت امریکا و اسرائیل و اولین نیروهایی بودهاند به سود امریکا مقابل انقلاب ایستادند، ازکمونیستهای برانداز و منافقین و نهضت آزادی و روشتفکران غربگرا و شرقگرا تا اصلاح طلبان غربگرای کنونی در همین مسیر براندازی و استحاله پیش رفتند. ظاهرا اولین دستههای جدا شده از انقلاب اسلامی همین سه دسته اخیر بودند.
آنان مطامعی داشتند که پس از سرنگونی دیکتاتوری شاه بروز کرد ومایه جداییشان از انقلاب اسلامی شد. مثلا نگرش غربگرای نهضت آزادی حتی در آغاز، قیام علیه شاه را بینتیجه میدانست و باور نداشت که میتوان رژیم شاه را به سبب حمایت آمریکا این فرعون متفرعن و ابر قدرت قهار، سرنگون کرد.
وقتی نهضت امام به بیداری ملی بدل شد، و سرنگونی مسجل شد، انان در همین حد سقوط دیکتاتوری شاه تغییر را پذیرفتند وبه سبب نگاه و مشی سیاسی ومنافع عینی و مادی نظام سرمایه داری و، نزدیکی با ابر قدرت آمریکا و تقابل آمریکا با ابر قدرت شوروی که او را دشمن اصلی میدانستند چون دارای نظام سرمایه داری دولتی و ضد سرمایه داری خصوصی بود، حاضر به هیچ اقدامی علیه سلطه غرب نشدند و به سبب اساس تضاد انقلاب اسلامی با سلطه استکباری که در رأسش آمریکا بود و عدم پذیرش سرپرستی شیطان بزرگ اولین گروهی بودندکه از انقلاب جدا شدند.
همزمان کمونیستهای رادیکال به سبب سرشت دینی انقلاب و همزمان نفوذ لیبرالهای غربگرا دومین گروهایی بودند که از انقلاب اسلامی جدا شده و برابرش ایستادند. بعدها نزدیکی آشکار بسیاری از آنان به غرب وامریکا صحت نگاه امام ره را به آنان که کمونیست آمریکایی میخواندشان اثبات نمود. حزب کمونیست، کومله، کردهای کمونیست، پیکار، فداییها گروهای خط سه کم و بیش به آغوش غرب افتادند و حتی ابزار آمریکا شدند. و به مدافعان دموکراسی آمریکایی و اروپایی بدل گشتند.
منافقین همزمان گروه دیگری بود که وحشیانه و با حرص کسب قدرت به هر قیمت ایستاد و به فرقهای مافیایی خدمتگزار صدام و بالاخره آمریکا و اسرائیل بدل شد. و آزمندی بنی صدر وجاه طلبی او را بدام این فرقه اوداخت. هر چند شهید دیالمه بنی صدر را از اول چون روحانی امروز پروزه سازمان سیا و موساد تعریف میکرد.
از این به بعد جنگ شیطان بزرگ با انقلاب و جمهوری اسلامی ایران واساسا با رهبری امام خمینی و خط و ربط و راه و بیدارگری این عبد خالص و اغوا ناپذیر تغییرکرد، بعنی جدا از سرنگونی ظاهری، به براندازی معنوی، نیروهای انقلاب و همراهان امام ره و فتح حکمرانی بوسیله نفوذ در روح، نگاه، ایمان و جایگاه مسیولان در درون حکمرانی توجه جدی نمود. و رشد شیطنت جریان رسمی منافقان در بیرون را به افزوده تازهای ارتقا داد و آن مدیریت نفاق درونی و تبدیل آن به عامل ایکس همدستی با شیطان بزرگ و استحاله شیطانی انقلاب بود.
پس روند براندازی مجاهدین تعطیل نشد بلکه نقش تازهای یافت و آن روند انقلاب رنگی، گیم داعش، و سپس اغتساشات و کودتای خبابانی با زمینهسازی دولت غربگرا ی روحانی و حمایت اصلاح طلبان وبحرانسازی اقتصادی، فساد الیگارشی و بانکداری و….
بود و آن نقش روندی را طی کرد وکار تنفس مصنوعی مکرر ترامپ و به دلار ۲۳٠هزار تومانی و زمینهسازی خفه کردن صدای خیابان با دروغ اقلیت، سرکوب رسانهملی و بیاهمیت کردن نقش ولی فقیه و تنگنای سدید معیشتی مردم به یود واردات کالاهای اوکس وسط جنگ و دزدیدن آخرین سکه از حبیب مردم، برای تحریک و شورش افکنی آتی کشید حال معلوم است چه کسانی ایستادهاند و چه کسانی ضد مقاومت و تسلیم طلبند.
بحرانسازی اقتصادی، فساد الیگارشی و بانکداری و….
بود و آن نقش روندی را طی کرد وکار تنفس مصنوعی مکرر ترامپ و به دلار ۲۳٠هزار تومانی و زمینهسازی خفه کردن صدای خیابان با دروغ اقلیت، سرکوب رسانهملی و بیاهمیت کردن نقش ولی فقیه و تنگنای شدید معیشتی مردم به سود واردات کالاهای لوکس وسط جنگ و دزدیدن آخرین سکه از حبیب مردم، برای تحریک و شورش افکنی آتی کشید حال معلوم است چه کسانی ایستادهاند و چه کسانی ضد مقاومت و تسلیم طلبند: همان بانکداری که با خلق پول دچار با دکردگی شد و تورمش بجای گلوی تذامپ گلوی مردم را میفشرد، همان تاجرانی که پول میگیرند تا ایران را پر از کالاهای لوکسی کنند که بیست درصد هم قدرت خریدش را ندارند و سفره مردم با تورم تحمیلی کارش به نان و پنیر و عدم توان خرید دارو رندگی با قرض انباشت شده میکشد و…..
و اهل مقاومت همچنان همین اسلام و مردم مبعوث در خیابان و ملت استقلال طلب تحت فرمان ولی فقیه و البته با ستون استوار سپاه و نیروهای نظامی هستند.
منبع: جام جم آنلاین



