به گزارش جام جم آنلاین در هفته گذشته، دکتر شاهین آخوندزاده، معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت، در شبکه اجتماعی خودش تصویری منتشر کرد که روی دیگر ماجرای جنگ علیه موجودیت کشور را نشان داد؛ تصویری که از خطای عدم دسترسی هنگام ارسال مقاله به مجله معتبر بینالملی برای پژوهشگران ایرانی خبر میداد. او در اینباره اینطور نوشت: «برای مجله نوروسایکوبایولوژی، مقالهای آماده ارسال کردم.
به محض آغاز ارسال مقاله، با این صفحه مواجه شدم که ایرانیها و چند کشور دیگر به دلیل تحریم حتی نمیتوانند از این داشبورد، به این مجله مقاله ارسال کنند.» در واقع سیستم ارسال مقاله برای تمام آیپیهایی که از ایران بود، توسط نرمافزار آمریکایی مسدود شده بود. انگار دیگر بمباران و تحریمهای دارویی و هدف قرار دادن دانشگاهها و پژوهشگاهها کافی نبوده است؛ چنانکه امروز راه برای ارسال مقالات علمی دانشجویان و پژوهشگران هم بسته شده است.
اتفاقی که نه فقط زحمات روزها و ماهها تلاش و تحقیق و خاک آزمایشگاه خوردن و دانشجویان را بر باد میدهد، بلکه میتواند تاثیر چشمگیری در توقف روند صعودی جایگاه علمی کشور در عرصههای مختلف داشته باشد. علمی که اگر روز به روز پیشرفت نکند، در نهایت، آسیب آن، دامنگیر مردم عادی جامعه در بیمارستانها، صنعت، فناوری و… خواهد شد. تقابل زیر ساخت آمریکایی با کاربر ایرانی!مجله نوروسایکوبایولوژی که سیستم ارسال مقالاتش به روی کاربران ایرانی بسته شده است، مجلهای متعلق به انتشاراتی شناختهشده در سوئیس است؛
کشوری که شاید به نظر خیلیها نماد بیطرفی است و ناشری که ادعای ترویج آزاد دانش را دارد. اما در دنیای امروز، ناشران بزرگ علمی، مدیریت پورتالهای ثبتنام، ارتباط با نویسندگان و خدمات خود را به شرکتهای ارائهدهنده سیستمهای مدیریت آمریکایی مثل Salesforce میسپارند. پس در چنین شرایطی، چه اتفاقی میافتد؟ این سکوی زیرساختی آمریکایی با رصد آیپی، پیش از آنکه متنی خوانده یا فایلی آپلود شود، درگاه را قفل میکند و پیامی سرد روی مانیتور به پژوهشگر ایرانی نشان میدهد؛
پیامی با این مضمون که: «برای رعایت قوانین کنترل صادرات و مقررات تحریمی وزارت بازرگانی و خزانهداری آمریکا، دسترسی به این برنامه از کشورهایی نظیر ایران پشتیبانی نمیشود.»، اما قربانی این تحریم بیرحمانه، نه نظامیان و سیاستمداران، بلکه در درجه اول جامعه عمومی ایران است که نمیتواند به خدمات به روز جهان در عرصه پزشکی، خدماتی، فناوری و… دسترسی داشته باشد و در مرحله بعد هم پژوهشگری است که تمام عمر تحصیلش را صرف پژوهش در حوزهای خاص کرده است و حالا نمیتواند آن را در مجامع بینالمللی ارائه بدهد.
مقالهای که در این پلتفرم خاص، میتوانست درباره درمان یک اختلال عصبی یا بیماری مزمن نوشته شده باشد؛ مقالهای که نه سیاسی بود و نه خطرناک برای جهان!
جنگی بدون بمب و آتش«این دیگر تحریم علمی نیست؛ جنگ علمی است.» این را را دکتر آخوندزاده، معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت میگوید؛ چرا که این اتفاق برای پژوهشگر ایرانی، تنها مواجهه با یک خطای نرمافزاری نیست؛ بلکه اتفاقی است که ابعاد دیگر جنگ علیه وجودیت ایران را روشن میکند. در این جنگ، جنگندهای وجود ندارد، جایی آتش نمیگیرد، بمبی پرتاب نمیشود، اما با مسدود کردن گلوگاههای انتشار دانش، پژوهشگران یک کشور در انزوای ساختگی قرار میگیرند تا تولیدات علمی آنها در آمارهای جهانی بازتاب پیدا نکند.
به نظر میرسد که در جهان امروز، علم، به جای آنکه پلی میان ملتها باشد، در گرههای پیچیده منافع ژئوپلیتیک به گروگان گرفته شده است. واقعیت این است که مسأله صرفا چاپ نشدن چند صفحه مقاله نیست؛ اما وقتی درگاههای انتشار مقالات و دسترسی، به سامانههای تحقیقاتی مسدود میشوند، مسئله ایجاد یک توقف ساختاری و فرسایش خاموش در بدنه علمی کشور است. در چنین شرایطی، محقق ایرانی از بازخوردهای داوران تراز اول جهان برای ارتقای کیفی روشها و محتوای علمی محروم میماند و پژوهشگران به جای حرکت رو به جلو در مرزهای دانش، درگیر چرخش در چرخههای تکراری میشوند.
یکی از بدیهیترین تبعات دسترسی نداشتن به پلتفرمهای بینالمللی، ورود کشور به فاز توقف علمی است؛ آنقدر که درمانهای نوین بیماریهای صعبالعلاج مانند اختلالات اعصاب، سرطانها و بیماریهای خودایمنی و… را به شدت کند و پرهزینه خواهد کرد. اغراق نیست اگر بگوییم که ادامه چنین روندی، میتواند بر تخت بیمارستانها و نسخههای دارویی اثر بگذارد. در واقع وقتی دست پژوهشگر در تبادل روشهای روز بسته باشد، تاوان این انزوا را نه در مقالات، بلکه مردم جامعه در فرآیند درمان، تاخیر در بومیسازی داروهای حیاتی و دیگر ابعاد صنعیت و فناوری و خدماتی و… پرداخت خواهند کرد.
جنگ با علم ایران، جنگ با بشریت استبه نظر میرسد که ایجاد محدودیت برای اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی در ثبت مقالات علمی، فراتر از یک خطای فنی یا تحریم ساده است؛ چنانکه به گفته دکتر حامد نیکونهاد، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، این رفتار را باید در چارچوب جریانی از جهالت مدرن به رهبری ایالات متحده تحلیل کرد. نیکونهاد معتقد است: «آنها از پیشرفتهای علمی و اقتدار ایران واهمه دارند و میترسند که این مدل موفق، یعنی پیشرفت خیرهکننده ایران آن هم با وجود دههها تحریم و اتکا به عزم ملی، شناخته و دیده شود.
آنها صدای پژوهشگران ما را خاموش میکنند تا این الگو برای سایر ملتها تکثیر نشود. این همان نگرانی عمیق جریان استکبار است که در لفافهای از ادبیات به ظاهر علمی، در محافل سیاسی و غیرسیاسی به خورد دنیا داده میشود.». اما در نهایت، اینطور که عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی میگوید، اثری که این رفتار ضدانسانی با خود به همراه دارد، آسیبی است که بیشتر از ایران، متوجه خود بشریت است. او ادامه میدهد: «علم، مرز جغرافیایی ندارد و دستاوردهای انسانی باید در خدمت تمام جهان باشد؛
بنابراین وقتی محقق ایرانی را از ثبت مقالاتش محروم میکنند، در واقع دستاوردهای علمی که متعلق به بشریت است را بلوکه کردهاند. این یک تحریم بشری است؛ چرا که جامعه علمی و مردم دنیا را از دستاوردهای علمی ایران محروم میکند.»
پژوهشگران ایرانی دلسرد نمیشوند از نظر دکتر حامد نیکونهاد در گفتوگو با جام جم، اغراق نیست اگر بگوییم میخواهند پژوهشگر ما را از هویت و ایرانی بودن خود شرمنده کنند، او را دلسرد کنند و به سمتی سوق دهند که با عناوین جعلی و پرچم ملیتهای دیگر مسیر علمیاش را طی کند. اما بدیهی است که هیچ ایرانی آزاده و عزتمداری، تن به چنین خواستهای نمیدهد؛
چنانکه پیش از این هم اساتید و پژوهشگران شریف ما، تا امروز تسلیم چنین فشارهایی نشدهاند.»در نهایت، هرچند این محدودیتها در کوتاهمدت ممکن است سختیهایی در حوزههای پژوهشی ایجاد کند، اما در بلندمدت، انگیزه پیشرفت را در نسل جوان ما دوچندان خواهد کرد. به باور دکتر نیکونهاد، این فشارها، روحیه خودباوری را تقویت میکند و جوانان ما را بیش از پیش متقاعد میسازد که مبنای این دشمنی، نه مقالات علمی، بلکه هراس از هویت و استقلال ایرانی است.
منبع: جام جم آنلاین



