به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، اگر چند سال پیش کسی میخواست شعر بخواند، احتمالاً مسیرش به کتابفروشی و قفسه شعر ختم میشد. امروز اما کافی است تلفن همراهش را باز کند. از یک بیت عاشقانه در یک صفحه شخصی تا شعرهایی که همراه موسیقی و تصویر در شبکههای اجتماعی منتشر میشوند، شعر همهجا هست. با این حال، همین حضور پررنگ لزوماً به معنی فروش بیشتر کتاب شعر نیست. مسئله شاید این نباشد که مردم دیگر شعر نمیخوانند؛ آنها شعر را جور دیگری میخوانند. شعر از قالب کتاب بیرون آمده و در میان محتوای روزمره فضای مجازی قرار گرفته است.
مخاطب میتواند یک شعر را ببیند، بخواند، برای کسی بفرستد و چند دقیقه بعد سراغ محتوای دیگری برود؛ بدون اینکه حتی نام شاعر یا کتاب را دنبال کند. این اتفاق، رابطه قدیمی میان شاعر، شعر و کتاب را هم تغییر داده است. کتاب، شعر را در یک مجموعه کنار هم قرار میدهد. مخاطب با چندین شعر یک شاعر مواجه میشود و به تدریج با زبان و جهان او آشنا میشود. در فضای مجازی اما انتخاب با مخاطب است؛ ممکن است فقط یک بیت یا چند سطر را ببیند و همان برایش کافی باشد. حمید هنرجو، شاعر و نویسنده، این سرعت را یکی از مشکلات فضای مجازی میداند.
به گفته او، شبکههای اجتماعی به نوعی میانبر تبدیل شدهاند و مخاطب را به دریافت سریع محتوا عادت دادهاند. در این فضا، یک متن هنوز فرصت جاافتادن پیدا نکرده، محتوای بعدی از راه میرسد. از نگاه هنرجو، این روند میتواند فرصت تأمل و ماندگاری شعر را کمتر کند. او حتی معتقد است این تغییر فقط به مخاطب محدود نمانده و روی شیوه شعر گفتن هم اثر گذاشته است. گاهی یک نفر تحت تأثیر یک اتفاق یا احساس، متنی را مینویسد و همان لحظه منتشر میکند.
هنرجو میگوید چنین نوشتهای بیشتر یک واکنش لحظهای است و نباید آن را با شعری که پشت آن مطالعه، بازنگری و کار فکری وجود دارد، یکی دانست. اما آرش شفاعی، شاعر، تغییر رسانه شعر را الزاماً اتفاقی منفی نمیداند. او یادآوری میکند که شعر همیشه در یک قالب ثابت نمانده است. زمانی شعر رسانهای شفاهی داشت و مردم آن را از راه شنیدن دریافت میکردند. بعد از گسترش صنعت چاپ، کتاب به رسانه اصلی شعر تبدیل شد و حالا فضای مجازی مرحله دیگری از این تغییر را رقم زده است. از نگاه شفاعی، فضای مجازی حتی دسترسی به شعر را بیشتر کرده است.
شاعر میتواند بدون واسطه شعرش را منتشر کند و مخاطب هم خیلی سریع به آن دسترسی پیدا کند. بنابراین، اگر امروز مردم کمتر کتاب شعر میخرند، نمیتوان گفت به همان نسبت از شعر فاصله گرفتهاند. اینجا یک تفاوت مهم شکل گرفته است: مخاطب شعر با خریدار کتاب شعر یکی نیست. ممکن است شعری هزاران بار دیده و بازنشر شود، اما همان مخاطبان برای خرید مجموعه شعر شاعر اقدام نکنند. فضای مجازی، هزینه و دردسر دسترسی به شعر را تقریباً از بین برده است؛ مخاطب میتواند بخش بزرگی از نیاز خود را رایگان و فوری دریافت کند. البته وضعیت کتاب شعر فقط به فضای مجازی مربوط نیست.
هنرجو از مشکل دیگری هم میگوید: انتشار کتابهایی که گاهی پیش از چاپ، بررسی جدی ادبی و فنی روی آنها انجام نمیشود. به گفته او، در بعضی موارد شاعر پس از چاپ کتاب، خودش باید دنبال فروش و توزیع آن برود. در چنین شرایطی، حتی اگر مخاطب علاقهمند به شعر باشد، رسیدن کتاب مناسب به دست او آسان نیست. شفاعی هم مسئله را بزرگتر از بازار شعر میبیند. او معتقد است وقتی نسل جدید از کودکی با لذت کتابخواندن آشنا نشود، نمیتوان انتظار داشت در بزرگسالی برای خرید کتاب شعر صف ببندد.
از نظر او، مشکلات نشر شعر بخشی از مشکل کلی کتابخوانی است و ریشه آن را باید در آموزش و پرورش و عادتهای مطالعه جستوجو کرد. بنابراین، آنچه امروز در شعر اتفاق افتاده، بیشتر از آنکه حذف شعر باشد، جابهجایی جای شعر است. در واقع، شعر امروز میان دو رسانه ایستاده است؛ کتاب، با فرصت تأمل و ماندگاری بیشتر و فضای مجازی، با سرعت، دسترسی و امکان ارتباط مستقیم با مخاطب. مسئله شاید نه حذف یکی به نفع دیگری، بلکه پیدا کردن نسبت تازهای میان این دو باشد.
فضای مجازی توانسته شعر را سریعتر و گستردهتر به دست مردم برساند، اما هنوز این پرسش باقی است که چگونه میتوان این مخاطب گذری را از صفحه تلفن همراه به کتاب رساند و مواجهه کوتاه با شعر را به تجربهای ماندگار تبدیل کرد.
منبع: رسانیوز



