تحلیل اربعین 1448 قمری با نگاهی به خانواده و رسانه با گذشت بیش از یک دهه از شروع مراسم اربعین، در زمان حاضر شاهد تثبیت یک آیین جدید در فرهنگ شیعی هستیم که در کنار بسیاری از سنن جا افتاده جایگاه مهمی در زیست معنوی یک فرد مذهبی یا حتی کم تر مذهبی باز کرده است. اربعین دیگر یک مراسم هیجانی حاصل از فوران سالها سرکوب و خفقان رژیم بعث نیست، بلکه بیشتر پاسخ گوی بسیاری نیازهای یک انسان شیعه در عصر حاضر است.
در اربعین دو ایده ی اصلی مذهب تشییع یعنی عاشورا و ظهور به صورت های مختلفی از فرم برگزاری مراسم تا انگیزه های شرکت کنندگان و رسانه ها و منبرهای سخنرانان و مداحان موضوع و محل پرداخت است.،گویی زائر اربعین با یک سفر چند روزه بسیاری از اعتقادات و باورهای خود را در قالب های مختلفی تجربه و مرور می کند. اگر این انگاره را بپذیریم که بسیاری از مفاهیم دینی در دوران معاصر به طبع نو شدن بسیاری از ساحات زندگی، نو شده اند مقوله ی زیارت و سفر مذهبی نیز دست خوش این تغییر بوده است.مفهوم سرزمین مقدس در دسترس شده است و تکرارپذیر.
اربعین دیگر صرفا یک سفر آفاقی شبیه سفر حج برای رسیدن به یک رشد معنوی یا عمیق تر کردن تجربه معنوی نیست، بسیاری از پارامترهای اقتصادی، سیاسی، رسانه ای و بین المللی هر کدام در جنبه ای از این سفر یا تاثیر گذار هستند یا مشغول به بهره برداری و استفاده از این رویداد بزرگ هستند. در سبک زندگی بسیاری از اقشار کم برخوردار جامعه ایرانی، اربعین را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک سفر زیارتی به مقصدی مذهبی در کشوری دیگر تلقی کرد؛ بلکه این سفر، در تجربه زیسته آنان، نوعی بسته کامل از زیارت، فراغت، معاشرت و مواجهه با فضایی متفاوت از زندگی روزمره است.
اربعین برای این گروهها، اگرچه در ظاهر با جابهجایی جغرافیایی و عبور از مرزهای ملی همراه است، اما در سطحی عمیقتر، فرصتی برای فاصله گرفتن موقت از فشارها و محدودیتهای اقتصادی زندگی روزمره فراهم میکند. ویژگی مهم این سفر، کاهش یا حذف بسیاری از هزینههایی است که معمولاً سفر را به تجربهای پرهزینه و دستنیافتنی برای اقشار کمدرآمد تبدیل میکند؛ از هزینه اقامت و خوراک گرفته تا دسترسی به برخی خدمات درمانی و رفاهی. از این منظر، اربعین نوعی «اقتصاد متفاوت سفر» را پیش روی زائر قرار میدهد؛
اقتصادی که در آن بخش قابلتوجهی از نیازهای اساسی مسافر از طریق شبکهای از خدمات و مناسبات جمعی و داوطلبانه تأمین میشود. از همین رو، تجربه اربعین را میتوان فراتر از یک سفر مذهبی، بهمثابه نوعی «وقفه اجتماعی و روانی» در زندگی روزمره فهم کرد؛ وقفهای که به فرد امکان میدهد برای مدتی از فشارهای ناشی از مشکلات معیشتی، هزینههای فزاینده زندگی و دغدغههای اقتصادی فاصله بگیرد.
در این معنا، اربعین برای بخشی از جامعه، نه صرفاً مقصدی برای زیارت، بلکه تجربهای از رهایی موقت از الزامات اقتصادی زندگی روزمره و حضور در فضایی جمعی است که در آن الگوهای دیگری از مصرف، مهماننوازی، مشارکت و همبستگی اجتماعی تجربه میشود.
در مسیر پیاده روی و بسیاری از مواکب و اطراف حرم ها خانواده های زیادی از اقشار ضعیف را مشاهده می کنیم که با بچه های کوچک خانواده و حتی بزرگسالان دارای رنج کهن سالی درمراسم اربعین شرکت می کنند و از هم نشینی و صحبت با آنها متوجه می شویم که بسیاری از آنها چندین سال است که در این مراسم شرکت می کنند و یک برنامه ریزی منظم از قبل تا زمان انجام آن دارند. اربعین یکی از قویترین نمونههای معاصر «مناسک گذار» و همبستگی آیینی است.
در جهانی که اغلب بر محور رقابت، مصرف و جدایی ساخته شده، این راهپیمایی موقتاً منطق دیگری را زنده میکند: منطق بخشش، تحمل رنج مشترک، و تعلق به چیزی بزرگتر از فرد و ملت. نه اینکه مشکلات واقعی جامعه را حل کند، اما برای میلیونها نفر تجربهای ملموس از امکان زندگی متفاوت فراهم میآورد؛ تجربهای که بسیاری پس از بازگشت، سعی میکنند تکههایی از آن را در زندگی روزمرهشان نگه دارند.
در لایه ی غیر مجازی ماجرای اربعین بسیاری از مشاهدات قاب نمی شوند و هر تجربه منحصربفرد برای تجربه کننده، به صورت فردی باقی می ماند اما حضور رسانههای مدرن (بهویژه اینستاگرام، تیکتاک، تلگرام و تا حدی ایکس) در فضای اربعین واقعیتی غیرقابلانکار و رو به گسترش است. آمارها نشان میدهد حجم تولید محتوا حول اربعین هر سال عظیم است: میلیونها پست و ریلز، میلیاردها بازدید، و مصرف چندین هزار ترابایت داده فقط در شهرهای مقدس عراق.
برای فهم بیشتری از لایه ی مجازی سفر اربعین به سه لایه از این عنصر توجه می کنیم این سه لایه با هم همپوشانی دارند و نمیتوان آنها را کاملاً از هم جدا کرد. ۱. بازنمایی واقعیت زیارت بخش بزرگی از محتوا هنوز «بازنمایی» تجربه است. زائران عادی، خانوادهها، خادمان موکبها و حتی برخی بلاگرهای مذهبی، لحظات واقعی مسیر را ثبت میکنند: صفهای غذا، کمک به سالمندان، گریه در حرم، خستگی پاها، مهماننوازی عراقیها. این محتواها اغلب خودجوشاند و کارکرد مستندسازی و انتقال حس دارند.
بسیاری از مخاطبان از طریق همین ویدئوها برای اولین بار با عظمت جمعیت، رایگان بودن خدمات و فضای همبستگی آشنا میشوند. شبکههای اجتماعی در اینجا نقش «گسترشدهنده تجربه» را بازی میکنند و اربعین را از یک مناسک محلی/منطقهای به پدیدهای قابلمشاهده و جهانی تبدیل کرده اند. ۲. جهتدهی و شکلدهی به مفهوم زیارت بلاگرها و اینفلوئنسرها فقط آینه نیستند؛ آنها قاب میسازند. انتخاب زاویه دوربین، موسیقی پسزمینه، کپشن احساسی یا حماسی، فیلتر رنگ، و حتی نوع پوشش و ژست، روایت را هدایت میکند.
برخی محتواها عمداً بر جنبههای عاطفی و «عاشقانه» تمرکز میکنند (اشک، آغوش، نور طلایی حرم)، برخی بر حماسی بودن و مقاومت، و برخی بر سادگی و خدمت. این انتخابها ناخودآگاه یا آگاهانه اولویتها را جابهجا میکنند. ۳. لوکیشن دیده شدن و اقتصاد توجه اینجا نقد جدیتری مطرح است و در سالهای اخیر صدای آن بلندتر شده. بخشی از بلاگرها (بهخصوص در حوزه لایفاستایل مذهبی، حجاباستایل و سفر) اربعین را دقیقاً مثل بقیه لوکیشنها مصرف میکنند: جایی برای تولید محتوای جذاب، رشد فالوئر، و گاهی تبلیغ غیرمستقیم.
گزارشهای رسانهای و واکنشهای کاربران به «عبا و چادر مدلدار»، کیف و کفش لوکس، ژستهای حسابشده در مقابل پرچمها یا موکبها، و اولویت دادن به فیلمبرداری حتی اگر سد معبر شود، اشاره دارند. در این حالت، مسیر نجف–کربلا تبدیل به استودیوی موقت میشود و منطق «اقتصاد توجه» بر منطق زیارت غالب میگردد. نقد اصلی این است که جوهره اربعین (سادهزیستی، خدمت بیچشمداشت، تعلیق موقتی سلسلهمراتب و خودنماییو تظاهر) با این نوع تولید محتوا در تضاد قرار میگیرد. جمع بندی نهایی اربعین هنوز کاملاً «تسخیر» نشده است.
هسته اصلی (میلیونها زائر عادی و خادمان عراقی) همچنان بر اساس انگیزههای دینی و انسانی حرکت میکند و بسیاری از محتواهای مردمی همچنان اصیل باقی ماندهاند. با این حال، نفوذ منطق پلتفرمها غیرقابلانکار است. الگوریتمها محتوای احساسی، بصری و «قابلاشتراک» را پاداش میدهند، بنابراین حتی روایتهای مذهبی هم به سمت فرمی سوق پیدا میکنند که لایک و ریلز را بیشتر کند. نتیجه عملی این است که تجربه اربعین برای نسل جدید دو لایه شده: لایه زیسته (روی زمین) و لایه بازنماییشده (روی صفحه). این دو لایه روی هم تأثیر میگذارند؛ گاهی همدیگر را تقویت میکنند و گاهی تحریف.
بهطور خلاصه، شبکههای اجتماعی هم بازنمایی میکنند، هم جهت میدهند و هم تا حدی اربعین را به لوکیشن محتوا تبدیل کردهاند. نسبت این سه بسته به نوع بلاگر، مخاطب هدف و سال متفاوت است، اما روند کلی به سمت پررنگتر شدن لایه سوم حرکت کرده است. این پدیده نه کاملاً منفی است (چون دسترسی و آگاهی را بالا برده) و نه بیخطر (چون میتواند عمق معنوی را سطحی کند). پرسش اصلی این است که جامعه زائران و خادمان تا چه حد میتوانند مرز بین «روایت کردن تجربه» و «مصرف کردن تجربه برای دیده شدن» را حفظ کنند.
منبع: جماران



