نخستین تجربه درمان مبتنی بر آرانای به بهبود وضعیت یک مرد مبتلا به بیماری نادر نورونهای حرکتی منجر شد.
به گزارش حیات به نقل از ایسنا، درمانهای هدفمند ژنتیکی میتوانند برای درمان افراد دیگری که به انواع نادر بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک ALS مبتلا هستند نیز مورد استفاده قرار گیرند.
به نقل از نیچر، یک مرد مبتلا به نوع نادری از بیماری نورونهای حرکتی، یک سال پس از آنکه نخستین فرد دریافتکننده دارویی شد که برای هدف قرار دادن جهش ژنتیکی عامل بیماری او طراحی شده است، بهبود علائم را تجربه کرده و همچنان به فعالیت خود به عنوان پزشک ادامه میدهد.
پژوهشگران میگویند این نتایج اولیه امیدوارکننده است و میتواند زمینه را برای توسعه درمانهای بیشتر برای بیماریهای تخریبکننده عصبی ناشی از جهشهای ژنتیکی نادر فراهم کند.
این مرد به نوعی از بیماری نورونهای حرکتی مبتلا بود که به آرامی پیشرفت میکرد و علت آن جهشی نادر بود که موجب تجمع پروتئین و در نهایت مرگ نورونهای حرکتی میشود. او تحت درمان با نوعی درمان مبتنی بر آرانای موسوم به الیگونوکلئوتیدهای آنتیسنس قرار گرفت.
برخلاف ژندرمانیهای معمول که با تغییر ژنهای فرد برای درمان بیماریهای ژنتیکی عمل میکنند، درمان با الیگونوکلئوتیدهای آنتیسنس از رشتههای کوتاه ماده ژنتیکی برای هدف قرار دادن آرانای تولید شده توسط ژن استفاده میکند و به این ترتیب میزان تولید پروتئین را کاهش میدهد.
استیو ووچیچ، متخصص مغز و اعصاب و پژوهشگر اسکلروز جانبی آمیوتروفیک در دانشگاه سیدنی استرالیا، این نتایج را «نخستین گام هیجانانگیز» توصیف میکند، اما میگوید هنوز برای مشخص شدن اینکه این درمان میتواند روند بیماری را متوقف کند یا به درمان قطعی منجر شود، زود است. برای پاسخ به این پرسش، بیمار باید دو تا سه سال دیگر تحت نظر باشد و این دارو نیز روی افراد بیشتری آزمایش شود.
فلور گارتون، پژوهشگر بیماریهای عصبی در دانشگاه کوئینزلند در بریزبن استرالیا، معتقد است درمانهای آنتیسنس میتوانند در آینده به یکی از روشهای درمانی مهم برای بسیاری از مبتلایان به اسکلروز جانبی آمیوتروفیک تبدیل شوند.
حدود پنج تا ۱۰ درصد از مبتلایان به اسکلروز جانبی آمیوتروفیک دارای یک جهش ژنتیکی شناخته شده هستند. به گفته گارتون، به نظر میرسد درمانهای آنتیسنس از نظر ایمنی قابل قبول باشند و بتوان آنها را برای افرادی با جهشهای ژنتیکی شایع، جهشهای نادر یا حتی جهشهایی که تنها در یک فرد دیده میشوند، توسعه داد. همچنین این روش میتواند برای افرادی که بیماری آنها حاصل چندین جهش ژنتیکی است، مورد استفاده قرار گیرد.
نشانههای اولیه امیدوارکننده
اسکلروز جانبی آمیوتروفیک موجب مرگ نورونهای حرکتی در مغز و نخاع میشود و در نتیجه علائمی مانند ضعف عضلانی، دشواری در صحبت کردن و فلج پیشرونده ایجاد میکند. بیشتر مبتلایان در نهایت به دستگاه تنفس مصنوعی نیاز پیدا میکنند و مرگ اغلب بر اثر نارسایی تنفسی رخ میدهد.
در حال حاضر درمان قطعی برای اسکلروز جانبی آمیوتروفیک وجود ندارد و گزینههای درمانی نیز محدود هستند. میانگین امید به زندگی پس از تشخیص این بیماری حدود دو تا پنج سال است.
بیماری این فرد ناشی از جهشی در ژن CHCHD10 است؛ ژنی که جهشهای آن در کمتر از یک درصد افرادی که اسکلروز جانبی آمیوتروفیک ارثی دارند، مشاهده میشود.
این ژن پروتئینی را رمزگذاری میکند که به عملکرد صحیح میتوکندریها یعنی اندامکهایی که انرژی مورد نیاز سلولها را تولید میکنند، کمک میکند. نقص در این ژن میتواند به میتوکندریها آسیب بزند و تصور میشود در مرگ نورونها نقش داشته باشد.
این بیمار بین ماه آوریل ۲۰۲۴ تا آوریل ۲۰۲۵، در مجموع ۶ دوز از دارو را در فضای اطراف نخاع دریافت کرد؛ سه دوز ۵۰ میلیگرمی و پس از آن سه دوز ۷۵ میلیگرمی.
بر اساس گزارش پژوهشگران، او هیچ عارضه جانبی جدی را تجربه نکرد. همچنین هیچ نشانهای از افت شناختی در او مشاهده نشد؛ عارضهای که در برخی مبتلایان به اسکلروز جانبی آمیوتروفیک دیده میشود.
یک سال پس از نخستین دوز، سطح خونی پروتئین زنجیره سبک نوروفیلامنت (NfL) در بدن او کاهش یافت و به محدوده طبیعی رسید. این پروتئینها در اثر آسیب نورونها تولید میشوند و به همین دلیل بهعنوان یک نشانگر زیستی برای بررسی روند پیشرفت اسکلروز جانبی آمیوتروفیک مورد استفاده قرار میگیرند.
ووچیچ میگوید این کاهش میتواند نشانهای از آن باشد که درمان توانسته است از نورونهای مغزی بیمار محافظت کند.
امتیازهای به دستآمده در آزمایشی که مهارتهای حرکتی، تنفس و عملکرد عصبی را ارزیابی میکند نیز بهبود یافت. سایر شاخصهای مربوط به تنفس و عملکرد شناختی نیز ثابت باقی ماندند.
البته برخی مبتلایان به اسکلروز جانبی آمیوتروفیک ممکن است حتی بدون درمان، بهبودهای کوتاهمدتی در علائم خود تجربه کنند. با این حال، بیورن اوسکارسون، یکی از نویسندگان مطالعه و متخصص مغز و اعصاب در کلینیک مایو در جکسونویل فلوریدا، میگوید بهبود پایدار بدون درمان، اتفاقی نادر است.
درمانهای آنتیسنس پیش از این نیز برای هدف قرار دادن جهشهای ژنتیکی شایعتر عامل اسکلروز جانبی آمیوتروفیک توسعه یافتهاند، اما ساخت این درمانها دستکم یک دهه زمان برده است.
در مقابل، توسعه داروی هدفمند علیه جهش CHCHD10 تنها سه سال طول کشید.
اوسکارسون میگوید اینکه بتوان دارویی را برای هدف قرار دادن جهش ژنتیکی یک فرد مشخص توسعه داد، آن را روی حیوانات آزمایش کرد و در طول عمر همان فرد به او رساند، اتفاقی شگفتانگیز بوده است.
آینده درمانهای شخصیسازی شده
اوسکارسون میگوید این دارو به دستکم هشت فرد دیگر که آنها نیز دارای جهش در ژن CHCHD10 هستند، در قالب یک کارآزمایی بالینی داده شده است.
او میگوید این روش برای بخش کوچکی از بیماران «یک تحول بزرگ» محسوب میشود.
گروه پژوهشی قصد دارد پیگیری این بیمار را ادامه دهد و مجوز افزایش دوز دارو را نیز دریافت کرده است.
افرادی که تحت درمان با داروهای آنتیسنس قرار میگیرند، برای حفظ غلظت مناسب دارو در سلولهای بدن خود به درمان مداوم نیاز دارند.
ووچیچ تأکید میکند که برای اثبات اثربخشی پایدار این درمان، هنوز باید نتایج در مطالعاتی با دوره پیگیری طولانیتر و تعداد بیشتری از بیماران تکرار شود.
او اشاره میکند که در کارآزمایی یک درمان آنتیسنس دیگر که جهش متفاوتی عامل اسکلروز جانبی آمیوتروفیک را هدف قرار میدهد، ۳۶ ماه پس از آغاز درمان طول کشید تا مزایای آن در قدرت عضلانی آشکار شود.
گارتون نیز میگوید هنوز کارهای بیشتری لازم است تا روند تولید درمانهای آنتیسنس سریعتر و ارزانتر شود و خود داروها نیز اثربخشی بیشتری پیدا کنند.
او همچنین اشاره میکند که جهشهای ژن CHCHD10 میتوانند باعث بیماریهای دیگری مانند زوال عقل نیز شوند؛ بنابراین ممکن است افراد مبتلا به این بیماریها نیز در آینده از درمانهای آنتیسنس بهرهمند شوند.
منبع: حیات



