رفتن به محتوای اصلی
اقتصادیفرهاب سامانه تحلیل اخبار6 دقیقه مطالعه

معجزه تایوانی؛ راز پایداری تایوان در برابر فشارهای چین | چگونه یک جزیره کوچک به غول نیمه‌هادی جهان تبدیل شد؟

به گزارش اقتصادنیوز، در دهه ۱۹۵۰ میلادی، زمانی که دولت ملی‌گرای چین (جبهه ملی موسوم به کومینتانگ) پس از شکست در جنگ داخلی -در مقابل کمونیست‌ها- به جزیره تایوان عقب‌نشینی کرد، کمتر کسی تصور می‌کرد این سرزمین کوهستانی و کم‌وسعت بدون داشتن منابع طبیعی چندانی، به…

معجزه تایوانی؛ راز پایداری تایوان در برابر فشارهای چین | چگونه یک جزیره کوچک به غول نیمه‌هادی جهان تبدیل شد؟

به گزارش اقتصادنیوز، در دهه ۱۹۵۰ میلادی، زمانی که دولت ملی‌گرای چین (جبهه ملی موسوم به کومینتانگ) پس از شکست در جنگ داخلی -در مقابل کمونیست‌ها- به جزیره تایوان عقب‌نشینی کرد، کمتر کسی تصور می‌کرد این سرزمین کوهستانی و کم‌وسعت بدون داشتن منابع طبیعی چندانی، به یکی از پیشرفته‌ترین اقتصادهای جهان تبدیل شود. در آن دوران، درآمد ناخالص داخلی به ازای هر نفر در تایوان حدود ۱۹۶ دلار بود که رقمی بسیار پایین و حتی کمتر از برخی کشورهای بسیار فقیر آن زمان به شمار می‌رفت.

اقتصاد جزیره کاملاً متکی بر کشاورزی، به‌ویژه کشت برنج و نیشکر بود و بخش عمده‌ای از مردم در فقر به سر می‌بردند. اما طی چند دهه، تایوان از یک جامعه سنتی کشاورزی به یکی از «چهار ببر اقتصادی آسیا» و سپس به قلب تپنده فناوری جهان تبدیل شد. خبر مرتبط آمریکا، اروپا یا چین؛ کدام مدل برای اقتصاد ایران درس بیشتری دارد؟ | سه تجربه و یک پرسش اساسی؛ ثروت را چه کسی می‌سازد؟

اقتصادنیوز: اگر اقتصاد چین را به عنوان یک نظام اقتصادی در کنار دو الگوی اصلی و رقیب دیگر در دنیا، یعنی الگوی نظام اقتصادی ایالات متحده آمریکا و الگوی دولت‌های رفاه اروپایی قرار دهیم، این سه نظام اقتصادی، چه شباهت‌ها یا تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟ نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی این کشور در فاصله دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ به‌طور میانگین بیش از ۹ درصد ثبت شد، پدیده‌ای شگفت‌انگیز که ناشی از گذار مرحله‌به‌مرحله از اصلاحات ارضی اولیه، جایگزینی واردات، توسعه صنایع سبک متکی بر صادرات، و در نهایت تمرکز بر صنایع سنگین و فناوری‌های پیشرفته بود.

اصلاحات ارضی و حرکت به سمت راهبرد صادراتی مرحله نخست این جهش، اصلاحات ارضی موفقی بود که در ابتدای دهه ۱۹۵۰ تحت عنوان «زمین به کشاورز» اجرا شد و زمین‌های اربابان را میان روستاییان تقسیم کرد. این کار باعث شد بهره‌وری کشاورزی رشد کند، سرمایه‌های انباشته‌شده از بخش کشاورزی به سمت سرمایه‌گذاری در صنایع کوچک هدایت شود و نیروی کار مازاد روستایی جذب کارخانه‌های جدید گردد.

در دهه ۱۹۶۰، تایوان با ایجاد مناطق ویژه صادراتی مانند منطقه کائوسیونگ، راهبرد صادرات‌محور را پیش گرفت که طی آن با بهره‌گیری از نیروی کار ارزان و آموزش‌دیده، کالاهای مصرفی سبک تولید و به بازارهای جهانی صادر می‌شد. ورود سرمایه‌گذاری خارجی و ارز حاصل از صادرات، بستر لازم را برای مرحله بعدی تحول فراهم ساخت. در دهه ۱۹۷۰ و با بروز بحران‌های نفتی، دولت تایوان با اجرای ده پروژه بزرگ زیربنایی، شبکه راه‌ها، بندرگاه‌ها، فرودگاه‌ها و صنایع مادر نظیر فولاد و پتروشیمی را نوسازی کرد تا زیرساخت‌های کشور توان تحمل صنایع سنگین‌تر و پیچیده‌تر را داشته باشند.

ین چیا کان (Yen Chia-kan)، نخست‌وزیر وقت تایوان در حال سخنرانی در مراسم افتتاحیه منطقه پردازش صادرات کائوسیونگ در تاریخ ۳ دسامبر ۱۹۶۶ ورود به دنیای فناوری‌های نوین مقطع تاریخی مهم که تایوان را از سایر کشورهای در حال توسعه متمایز کرد، تصمیم راهبردی دولت در انتهای دهه ۱۹۷۰ برای ورود به دنیای فناوری‌های نوین و ساخت نیمه‌هادی‌ها بود. ایجاد پارک صنعتی-فناوری «شینچو» در سال ۱۹۸۰ و تأسیس مؤسسه‌های تحقیقاتی مانند «ایتری» (ITRI) بستری ساخت تا دانشمندان و مهندسان تایوانیِ تحصیل‌کرده در غرب به کشور بازگردند.

در همین دوران، مدل کسب‌وکار بی‌نظیر شرکت ساخت نیمه‌هادی‌های تایوان (TSMC) متولد شد؛ مدلی که بر اساس آن، شرکت فقط تراشه‌های طراحی‌شده توسط سایر کمپانی‌ها را تولید می‌کرد و با آن‌ها وارد رقابت در طراحی نمی‌شد. این استراتژی تایوان را به غول مطلق صنعت نیمه‌هادی تبدیل کرد، به‌طوری که امروزه بیش از ۶۰ درصد کل نیمه‌هادی‌های جهان و بالای ۹۰ درصد پیشرفته‌ترین تراشه‌های به‌کاررفته در هوش مصنوعی و تلفن‌های هوشمند در این جزیره تولید می‌شوند.

امروزه تولید ناخالص داخلی تایوان به مرز ۸۰۰ میلیارد دلار نزدیک شده و درآمد سرانه آن از ۳۲ هزار دلار گذشته است، که از نظر شاخص برابری قدرت خرید، حتی از برخی کشورهای اروپایی نیز بالاتر قرار می‌گیرد. راه مجزا در شرق آسیا؛ دو نظام اقتصادی متفاوت در دو سوی تنگه تایوان در اغلب بررسی‌های اقتصادی درباره تایوان، خواه یا ناخواه، بحث چین نیز به میان می‌آید.

در حالی که چین از حدود سال ۱۹۷۸ با اصلاحات دنگ شیائوپینگ به سمت سرمایه‌داری دولتی حرکت کرد و در آن حزب کمونیست تسلط کاملی بر شرکت‌های بزرگ دولتی، سیستم بانکی و بازار سرمایه دارد، تایوان الگویی بر پایه اقتصاد آزاد، پویایی بخش خصوصی، شرکت‌های کوچک و متوسط (SMEها)، بازار رقابتی و حاکمیت قانون را توسعه داده است.

در تایوان بیش از ۹۷ درصد بنگاه‌های اقتصادی را شرکت‌های کوچک و متوسط تشکیل می‌دهند که انعطاف‌پذیری بالایی در برابر نوسانات بازار جهانی دارند، در حالی که در چین شرکت‌های عظیم دولتی یا غول‌های فناوری متکی بر حمایت و کنترل حزب حاکم، ستون‌های اصلی اقتصاد هستند. علاوه بر این، شفافیت مالی، استقلال قوه قضاییه، حفاظت قوی از حقوق مالکیت و جامعه باز در تایوان، ساختار سرمایه‌گذاری مطمئنی ایجاد کرده که با مداخله‌های ناگهانی دولت در اقتصاد چین متضاد است.

زندگی زیر سایه همسایه قدرتمند موفقیت اقتصادی تایوان در بستری از پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک و تهدیدهای مداوم سیاسی شکل گرفته است. چین، تایوان را بخشی از خاک خود می‌داند و همواره فشار سیاسی و نظامی شدیدی برای الحاق مجدد آن اعمال می‌کند. پس از خروج تایوان از سازمان ملل در سال ۱۹۷۱ و قطع روابط رسمی دیپلماتیک اکثر کشورها مانند آمریکا با تایوان در دهه ۱۹۷۰، این جزیره در انزوای دیپلماتیک قرار گرفت. اما تایوان توانست از توانمندی اقتصادی و به‌ویژه صنعت نیمه‌هادی خود به‌عنوان یک سپر استفاده کند.

این موقعیت انحصاری در زنجیره تامین جهانی باعث شده تا هرگونه درگیری نظامی در تنگه تایوان یا آسیب به کارخانه‌های تراشه‌سازی آن، کل اقتصاد جهان را با رکود مواجه کند و همین امر، انگیزه‌ای قوی برای قدرت‌های غربی از جمله ایالات متحده ایجاد کرده تا امنیت و ثبات این جزیره را حفظ کنند. روابط اقتصادی دو سوی تنگه تایوان تناقض آمیز و دارای پیچیدگی‌های عمیقی است. از یک سو، چین بزرگ‌ترین شریک تجاری تایوان است و سرمایه‌گذاران تایوانی صدها میلیارد دلار در کارخانه‌های سرزمین اصلی چین سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

از سوی دیگر، وابستگی اقتصادی شدید به چین می‌تواند به ابزاری برای فشار سیاسی پکن بر تایپه‌ تبدیل شود. به همین دلیل، دولت‌های اخیر تایوان با اجرای سیاست‌هایی موسوم به «حرکت به سمت جنوب»، تلاش کرده‌اند تا با انتقال سرمایه‌گذاری‌ها به کشورهای جنوب و جنوب شرق آسیا و همچنین آمریکا و اروپا، تمرکز تجاری خود را متنوع سازند و خطر وابستگی به چین را کاهش دهند. اقتصاد تایوان در جریان بحران مالی ۲۰۰۸ و پاندمی کووید 19 با وجود محدودیت‌های بین‌المللی، رشد اقتصادی مثبت و دور از انتظاری را تجربه کرد.

پایداری اقتصاد تایوان اثبات کرد که ساختار اقتصادی این جزیره تا چه حد مقاوم و متکی بر نوآوری مداوم است. امروز و آینده تایوان تایوان در حال حاضر در نقطه‌ای ایستاده است که چالش‌های جدیدی آینده آن را تهدید می‌کنند. نرخ رشد پایین جمعیت و پیر شدن جامعه، کمبود منابع انرژی پایدار برای کارخانه‌های متراکم و پرمصرف نیمه‌هادی، و از همه مهم‌تر، تنش‌های پردامنه سیاسی میان واشنگتن و پکن که جزیره را در مرکز یک رقابت تکنولوژیک و نظامی بزرگ قرار داده است، تنها بخشی از دشواری‌های پیشِ روی تایوان هستند.

هم‌زمان، فشار قدرت‌های غربی برای انتقال بخشی از کارخانه‌های تراشه‌سازی تایوان به خارج از خاک این جزیره جهت کاهش مخاطرات ژئوپلیتیک، نشان می‌دهد که دستاوردهای صنعتی چطور می‌توانند به معادلات امنیت بین‌المللی گره بخورند. تجربه‌های چند دهه گذشته نشان داده است که انعطاف‌پذیری ساختاری، سرمایه‌گذاری مستمر روی علم و حوزه تحقیق و توسعه و همچنین توانایی تبدیل چالش‌های جغرافیایی به فرصت‌های اقتصادی، اصلی‌ترین ابزارهایی بوده‌اند که این جزیره کوچک را در طوفان‌های سیاسی شرق آسیا زنده و پیشرو نگه داشته‌اند.

منبع: دنیای اقتصاد

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار