، محمد مهدی اکبرزاده فعال رسانه ای در خصوص بزرگداشت استاد شهریار، شاعر فاخر ایران اسلامی در یادداشتی نوشت: بیستوهفتم شهریورماه، تنها سالروز درگذشت یک شاعر نیست؛ روزی است که نام «شهریار» بار دیگر در تقویم فرهنگ و ادب ایران زنده میشود؛ شاعری که توانست میان زبان فارسی و ترکی آذری پلی ماندگار بسازد و از تجربههای شخصی، عشق، عرفان، مذهب، مردم و تاریخ، شعری بسازد که هنوز پس از دههها برای مخاطب امروز تازگی دارد.
محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به شهریار، شاعری بود که زندگی پرفرازونشیبش از شکستهای عاطفی و تنهایی تا ایمان، مردمداری و همراهی با تحولات اجتماعی و انقلاب اسلامی، در شعرش بازتاب یافت؛ شاعری که به تعبیر رهبر انقلاب، باید او را «حکیم» نامید. از بهجت تا شهریار محمدحسین بهجت تبریزی در سال ۱۲۸۵ خورشیدی در تبریز متولد شد؛ کودکی و نوجوانی او در فضای فرهنگی آذربایجان و در خانوادهای اهل فرهنگ سپری شد. علاقه او به شعر از همان سالهای نخست زندگی شکل گرفت و بعدها این علاقه چنان در وجودش ریشه دواند که مسیر زندگیاش را تغییر داد.
شهریار برای ادامه تحصیل راهی تهران شد و در دارالفنون به تحصیل پرداخت و سپس وارد مدرسه طب شد؛ اما زندگی برای او مسیری متفاوت از پزشکی رقم زده بود. شعر، موسیقی و هنر چنان جایگاهی در وجود او داشت که سرانجام مسیر حرفهای پزشکی را ادامه نداد و ادبیات به اصلیترین عرصه زندگیاش تبدیل شد. تخلص «شهریار» نیز بعدها به نامی ماندگار در ادبیات ایران تبدیل شد؛ نامی که امروز نه فقط یادآور یک شاعر، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی ایرانیان است. زندگی شهریار البته همواره آرام و بدون فراز و نشیب نبود.
تجربههای عاطفی، ناکامیها، دوری از زادگاه، تنهایی و فراز و فرودهای اجتماعی، هر یک بخشی از جهان درونی او را شکل دادند. همین تجربهها سبب شد شعر شهریار تنها مجموعهای از واژههای موزون نباشد، بلکه بازتابی از زندگی واقعی انسانی باشد که رنج، عشق، امید و ایمان را با تمام وجود تجربه کرده است. شهریار؛ شاعر دو زبان و دو فرهنگ یکی از مهمترین ویژگیهای شهریار، توانایی شگفتانگیز او در سرودن شعر به دو زبان فارسی و ترکی آذری است.
او در زبان فارسی به یکی از چهرههای برجسته شعر معاصر تبدیل شد و در زبان مادری خود نیز اثری آفرید که جایگاه ویژهای در ادبیات آذربایجان دارد. «حیدربابایه سلام» را میتوان مهمترین اثر ترکی شهریار دانست؛ منظومهای که در آن شاعر به خاطرات کودکی، طبیعت، مردم و فضای روستایی زادگاهش بازمیگردد. این اثر تنها یک منظومه محلی نیست؛ بلکه تصویری شاعرانه از فرهنگ، خاطرات و زیست مردم آذربایجان است و از همین رو فراتر از مرزهای جغرافیایی، مورد توجه قرار گرفته است. در سوی دیگر، شعر فارسی شهریار نیز گسترهای وسیع دارد؛
از غزلهای عاشقانه و عارفانه تا شعرهای مذهبی، اجتماعی و ملی. «علی ای همای رحمت» از مشهورترین سرودههای مذهبی اوست و «آمدی جانم به قربانت» نیز از شناختهشدهترین غزلهای عاشقانه او به شمار میرود. شهریار در قالبهای مختلف شعری نیز طبعآزمایی کرد؛ قصیده، غزل، مثنوی، قطعه، رباعی و حتی شعر نیمایی در کارنامه او دیده میشود، هرچند غزل بیش از دیگر قالبها با نام او گره خورده است. چرا شعر شهریار همچنان زنده است؟ شاید یکی از مهمترین دلایل ماندگاری شهریار، ارتباط مستقیم شعر او با احساسات عمومی مردم باشد.
او از مفاهیمی سخن گفت که تاریخ مصرف ندارند: عشق، مادر، وطن، ایمان، دلتنگی، مرگ، امید، معنویت و خاطره. زبان شعر او در بسیاری از آثار، پیچیده و دور از دسترس نیست. حتی زمانی که از مفاهیم عرفانی و مذهبی سخن میگوید، تلاش میکند ارتباط خود را با مخاطب حفظ کند. همین ویژگی باعث شده است شعر شهریار از محافل تخصصی ادبیات خارج شود و وارد حافظه عمومی جامعه شود. در واقع، شهریار توانست میان «شعر فاخر» و «شعر مردمی» پیوند ایجاد کند؛ بدون آنکه برای نزدیکشدن به مردم از ظرفیتهای هنری شعر فاصله بگیرد.
شهریار و انقلاب اسلامی بخش دیگری از زندگی ادبی شهریار به سالهای پس از انقلاب اسلامی بازمیگردد. او در این دوره نیز نسبت به رویدادهای اجتماعی و سیاسی زمانه خود بیتفاوت نماند و اشعاری درباره انقلاب، دفاع مقدس، شهدا و موضوعات مرتبط با جامعه سرود. بر اساس خاطرات علیاصغر فردی، از شاگردان و نزدیکان شهریار، این شاعر در سالهای پس از انقلاب برای موضوعات مختلفی از جمله دفاع مقدس، خانواده شهدا، بسیج، سپاه، بنیاد شهید و دیگر موضوعات مرتبط با فضای انقلاب شعر سروده است.
همچنین در همین روایت آمده است که شهریار علاقه داشت به جبهههای جنگ برود و در جمع رزمندگان حضور پیدا کند. این بخش از زندگی شهریار نشان میدهد که شعر برای او تنها وسیلهای برای بیان عواطف شخصی نبود؛ بلکه در دورههای مختلف، نسبت خود را با جامعه و اتفاقات پیرامونش نیز پیدا میکرد. شهریار در محضر رهبر شهید انقلاب یکی از بخشهای قابل توجه در زندگی متأخر شهریار، ارتباط او با رهبر شهید، آیتالله سیدعلی خامنهای است؛ ارتباطی که ابعاد ادبی و عاطفی نیز داشت.
بر اساس روایتهای منتشرشده، آشنایی و ارتباط نزدیکتر میان این دو چهره از سالهای پیش از رهبری آیتالله خامنهای آغاز شد و در ادامه، دیدارهایی میان آنان شکل گرفت. شهریار علاقه ویژهای به ایشان داشت و در موارد مختلف اشعاری را به ایشان تقدیم کرد. در یکی از دیدارهای مشهور، شهریار در حضور رهبر شهید شعرخوانی کرد و بخشی از اشعار خود را ارائه داد. تصاویر و فیلمهایی از این دیدار نیز در سالهای بعد منتشر شده است. یکی از اشعار تقدیمی شهریار به آیتالله خامنهای نیز مربوط به سال ۱۳۶۶ است که دستخط شاعر بر روی آن باقی مانده است.
این اسناد و خاطرات، بخشی از رابطه ادبی میان دو چهره فرهنگی و سیاسی آن دوره را نشان میدهد. چرا رهبر شهید انقلاب شهریار را «حکیم» میدانست؟ در روایتهایی که از سخنان شهید آیتالله سیدعلی خامنهای درباره شهریار منتشر شده، تأکید ویژهای بر جایگاه ادبی و معنوی این شاعر دیده میشود. در یکی از این روایتها، شهریار نه صرفاً یک شاعر، بلکه «حکیم» توصیف شده است؛ تعبیری که نشان میدهد جایگاه او فراتر از مهارت در وزن و قافیه و صنایع ادبی ارزیابی شده است. این نگاه را میتوان با توجه به گستره موضوعات شعر شهریار نیز بررسی کرد. شعر او تنها به عشق زمینی محدود نمیشود؛
عرفان، مذهب، اخلاق، انسان، وطن، مردم و مسائل اجتماعی نیز در آثارش حضور پررنگ دارند. از همین منظر، شهریار را میتوان شاعری دانست که شعر برای او راهی برای اندیشیدن درباره انسان و جهان بود؛ شاعری که تجربه شخصی را با تجربه جمعی پیوند میزد. «علی ای همای رحمت»؛ شعری فراتر از یک سروده مذهبی در میان آثار شهریار، شعر «علی ای همای رحمت» جایگاه ویژهای دارد. این شعر در طول دههها بارها خوانده و بازخوانی شده و ابیاتی از آن در حافظه عمومی ایرانیان باقی مانده است. اهمیت این شعر فقط در مضمون مذهبی آن نیست؛
بلکه شهریار توانسته است ارادت خود به امیرالمؤمنین(ع) را در قالب زبانی عاطفی و قابل فهم برای عموم بیان کند. همین پیوند میان عاطفه، موسیقی کلام و مضمون دینی، سبب ماندگاری آن شده است. شهریار و مفهوم ایران در کنار اشعار عاشقانه و مذهبی، مفهوم وطن نیز در شعر شهریار جایگاه خاصی دارد. ایران برای او تنها یک جغرافیا نیست؛ مجموعهای از خاطرات، فرهنگ، زبان، مردم و تاریخ است. در این میان، قرار گرفتن شعر فارسی و ترکی در کارنامه او نیز اهمیت فرهنگی ویژهای دارد. شهریار نشان داد که میتوان به زبان مادری عشق ورزید و همزمان در زبان فارسی نیز به قلههای ادبی رسید.
این ویژگی، او را به یکی از چهرههای مهم پیونددهنده فرهنگهای ایرانی تبدیل کرده است. آخرین فصل زندگی شهریار در سالهای پایانی عمر همچنان به شعر و ادبیات وفادار ماند. سرانجام در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ در تهران درگذشت و پیکر او در مقبرهالشعرای تبریز به خاک سپرده شد. سالروز درگذشت او بعدها به عنوان «روز شعر و ادب فارسی» نامگذاری شد؛ تصمیمی که جایگاه شهریار را در حافظه رسمی فرهنگی ایران تثبیت کرد. اما شهریار با مرگ از میان نرفت. شعر او همچنان در کتابها، مدرسهها، دانشگاهها، محافل ادبی، برنامههای فرهنگی و میان مردم خوانده میشود. شهریار؛
روایت یک شاعر، روایت یک ملت شهریار را نمیتوان تنها با یک وجه از زندگیاش شناخت. او هم شاعر عشق است، هم شاعر ایمان؛ هم شاعر تبریز و آذربایجان است و هم شاعر ایران؛ هم با زبان فارسی شاهکار آفریده و هم با زبان ترکی آذری اثری ماندگار خلق کرده است. شاید راز ماندگاری او همین چندوجهیبودن باشد. شهریار در شعرش از خود سخن گفت، اما آنقدر به تجربههای مشترک انسانی نزدیک شد که «منِ شاعر» او به «ما»ی مخاطبان تبدیل شد. امروز، بیش از سه دهه پس از درگذشت شهریار، هنوز نام او در میان نامهای بزرگ شعر معاصر ایران میدرخشد.
او شاعری بود که از دل رنج و عشق، از دل خاطره و ایمان، و از دل زبان و فرهنگ، شعری ساخت که مرزهای زمان و جغرافیا را پشت سر گذاشت. و شاید به همین دلیل است که هر سال در بیستوهفتم شهریور، هنگامی که نام «روز شعر و ادب فارسی» به میان میآید، پیش از هر چیز نام شهریار در ذهن ایرانیان زنده میشود؛ شاعری که خود بخشی از شعر ایران شد.
منبع: خبرگزاری موج



