رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریفرهاب سامانه تحلیل اخبار5 دقیقه مطالعه

دولت این ملک سخن راست بس

بیست‌وهفتم شهریور، روز ملی شعر و ادب فارسی در تقویم فرهنگی ایران، فرصتی سالانه برای بازاندیشی در میراثی ملی و تمدنی است، برای ملتی که قرن‌ها با شعر زیسته، با حکمت و فلسفه اندیشیده و با زبان فارسی، تجربه های تاریخی و جهان‌بینی خود را روایت کرده است.

دولت این ملک سخن راست بس

این روز با نام استاد شهریار، شاعر بلندآوازه معاصر، پیوند خورده است؛ شاعری هم عصر که در زمان حیاتش، آوازه شعر او از مرزهای جغرافیایی گذشت و نشان داد که شعر، هنگامی که از سرچشمه عاطفه و حقیقت انسانی تراویده باشد، مخاطب خود را در هر سرزمین و فرهنگی مییابد. اما روز ملی شعر و ادب فارسی، علاوه بر ملت ایران، نزد دیگر میراث داران اصیل و دیرینه زبان و ادب فارسی، از خراسان بزرگ و فرارود تا شبه‌قاره هند و آناتولی، به عنوان سرمایهای هویتی و تمدنی، مغتنم است.

فارسی دوستان و فارسی دانانِ این خطّه، در جاودانگی این زبان خوش طنین و انتقال مفاهیم انسانیِ جاری در ادبیات فارسی، سهمی چشمگیر داشتهاند. زبان فارسی در گستره این جغرافیای فرهنگی، تنها زبان سخن گفتن نبود؛ زبان شور و عشق، ستایش و نیایش، حکمت و معرفت و یکی از مهم‌ترین پل‌های ارتباط میان فرهنگ ها و اندیشه ها بود. از همین منظر، مفهوم «ایران فرهنگی» را باید فراتر از یک مفهوم جغرافیایی نگریست. ایران فرهنگی به گستره خاطره‌ها، آداب و آیین‌ها و سخنان و اندیشه‌هایی اشاره دارد که طی هزاره ها در پهنه‌ای وسیع شکل گرفته و در ذهن و زبان مردمان این نواحی بالیده‌اند.

زبان و ادب فارسی یکی از مهم‌ترین رشته‌های پیونددهنده این میراث معنوی است؛ شاید راز ماندگاری ادبیات فارسی نیز در همین باشد که با وجود ریشه‌داشتن در تاریخ و جغرافیایی مشخص، به مسائل مشترک انسانی تعلق دارد. سخن فردوسی حکایت از هویت، خرد و ایستادگی دارد؛ سعدی از اخلاق و انسان‌دوستی؛ حافظ از عشق و آزادگی؛ مولانا از جست‌وجوی حقیقت و یافتن خویشتن خویش؛ عطار از سفر روح در طلب معنا و نظامی از اخلاق و ظرایف جهان انسانی سخن میگوید. بیان این فضایل بوده است که سخن بزرگان شعر و ادب فارسی را ارزشمند و ماندگار کرده است.

چنان که نظامی در فضیلت «سخن» گفته است: صدرنشین تر ز سخن نیست کس دولت این ملک سخن راست بس از این رو آثار ادبی، صرفاً یادگارهای تاریخی یک ملت نیستند؛ مایه سروری و صدرنشینی اندیشه و عامل قدرت و هویت مردمان این خطّه هستند؛ هر قطعه ادبی دریچه ای است که از روزن آن می‌توان به افقی از تجربه مشترک بشری نگریست. در روزگاری که افراد جامعه بشری، از یک سو به واسطه فناوری به یکدیگر نزدیک‌تر شده اند و از سوی دیگر با سوءتفاهم‌ها و گسست‌های فرهنگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، چنین میراثی می‌تواند کارکردی تازه پیدا کند.

ادبیات فارسی ظرفیت آن را دارد که زبان گفت‌وگوی فرهنگ‌ها باشد. نه از آن رو که فرهنگ یا ادبیاتی را بر فرهنگ دیگر برتری دهیم، بلکه از آن رو که این ظرفیت را داشته که در خطّه وسیعی از جغرافیای جهان، همزیستی و آمیختگی فرهنگی را در خود حفظ کند. در این میان، معرفی زبان و ادبیات فارسی به غیرفارسی‌زبانان به ویژه در حوزه تمدنی زبان فارسی اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. آموزش زبان فارسی نباید صرفاً به انتقال ساخت‌های دستوری و واژگان محدود بماند؛ زیرا زبان، اگر از فرهنگ و ادبیات خود جدا شود، بخش مهمی از جان و جهان خویش را از دست می‌دهد.

زبان‌آموزی که فارسی می‌آموزد، می‌تواند از طریق این زبان با جهانی از تصاویر، ظرایف فکری، روایت‌ها، مفاهیم و ارزش‌های انسانی آشنا شود؛ جهانی که در آن شعر، نه آرایه‌ای برای زیبایی سخن، بلکه شیوه‌ای برای اندیشیدن به هستی است. از این رو، گسترش آموزش زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه‌ها و مراکز علمی جهان، بخشی از یک نگاه جامع به معرفی میراث فرهنگی و تمدنی است. البته جهانی‌شدن ادبیات فارسی تنها با افزایش شمار زبان‌دانان یا ترجمه آثار ادبی تحقق نمی‌یابد؛

مخاطب جهانی امروز نیازمند آن است که ادبیات فارسی را در محیطی تعاملی و زنده، در دنیای معاصر کشف کند و طعم لذایذ ادبی را بر کامِ جان بچشد. باید بتوان فردوسی را نه فقط به عنوان یک حماسه سرای کهن، بلکه در نسبت با مفهوم خرد و هویت انسان معاصر معرفی کرد؛ حافظ را نه فقط به عنوان غزل‌سرایی بزرگ، بلکه به مثابه انسانی که روایت حقیقت عشق و آزادگی را رندانه زیسته است و مولانا را نه صرفاً یک شاعر عارف، بلکه اندیشمندی معرفی کرد که پرسش‌ از انسان و معنای زندگی را حتی تا امروز پاسخ میدهد. شهریار نیز حلقه‌ای ارزشمند در اتصال زنجیره بلند شعر کهن و معاصر فارسی است؛

شاعری که در جهان معاصر ظهور یافت، اما سخنش ریشه‌ در ژرفای سنت ادبی ایران دارد. یاد او در این روز، فرصتی است برای آنکه دریابیم سنت ادبیات فارسی، میراثی ایستا نیست؛ اگر درست شناخته و معرفی شود، می‌تواند در هر عصر، با زبان و نیازهای همان عصر، دوباره زاده شود. روز ملی شعر و ادب فارسی، فرصت بزرگداشت جهانی از معناست که در کالبد کلمات فارسی خانه کرده است. جهانی که از حماسه تا غزل، از حکمت تا عرفان و از عشق تا اخلاق، روایت‌های گوناگونی از انسان و هستی را در خود جای داده است. این میراث، متعلق به گذشته نیست؛ امانتی است برای آینده و فرصتی برای گفت‌وگوی فرهنگ‌ها.

بیست‌وهفتم شهریور را به همه شاعران، نویسندگان، استادان، پژوهشگران، دانشجویان، فارسی‌آموزان و دوستداران زبان و ادب فارسی در ایران و سراسر جهان صمیمانه شادباش می‌گویم؛ به امید آنکه شعر و ادب فارسی همچنان چراغی روشن برای شناخت متقابل ملت‌ها، گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و جست‌وجوی معنا در جهان معاصر باشد.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار