به گزارش جام جم آنلاین؛ در آستانه ۱۷ و ۱۸ سپتامبر، سالگرد عملیات انفجار پیجرها در لبنان، شبکه پرستیوی مستند هفتقسمتی «ابزار کشتار و تروریسم» را روی آنتن میبرد؛ مجموعهای به کارگردانی رضوان مرتضی و تهیهکنندگی Blue House Film که سراغ یکی از پیچیدهترین وجوه جنگهای امروز رفته است: نقش فناوری در عملیات نظامی و اطلاعاتی. اهمیت دیدن این مستند، فقط به درک ابعاد و پیامدهای عملیات انجامشده در لبنان محدود نمیشود.
از خرداد سال گذشته، تحولات جنگی و امنیتی تحمیلشده بر کشورمان بیش از گذشته این پرسش را پیش روی ما گذاشته است که فناوریهایی که برای ارتباط، انتقال اطلاعات و انجام امور روزمره ساخته شدهاند، چگونه میتوانند در شرایط جنگی به بخشی از یک عملیات نظامی و اطلاعاتی تبدیل شوند. «ابزار کشتار و تروریسم» از همین نقطه، یعنی انفجار پیجرها، وارد موضوع میشود؛ اما دامنه پرسشهایش به یک وسیله ارتباطی محدود نمیماند.
وقتی «چه اتفاقی افتاد؟» کافی نیست گاهی یک اتفاق آنقدر عجیب است که برای فهمیدن آن، دانستن «چه اتفاقی افتاد» کافی نیست؛ باید پرسید چطور ممکن شد؟ انفجار پیجرها در لبنان، در نگاه اول یک خبر است؛ اتفاقی با یک زمان، مکان و مجموعهای از قربانیان و تصاویر. اما وقتی همین حادثه به موضوع یک مستند تبدیل میشود، سؤالهای دیگری شکل میگیرد: مسیر ورود این تجهیزات چه بوده است؟ چگونه میتوان به یک شبکه ارتباطی نفوذ کرد؟ چه اطلاعاتی از ابزارهای ارتباطی قابل دسترسی است؟ و اساساً فناوری چگونه میتواند از یک ابزار ارتباطی به بخشی از یک عملیات نظامی تبدیل شود؟
اینجاست که ماجرای پیجرها از یک حادثه مشخص فراتر میرود و به نقطه شروع پرسشهایی درباره جنگ فناورانه تبدیل میشود. در معرفی این مجموعه، موضوعاتی مانند مسیر انتقال و استفاده از پیجرها، نفوذ اطلاعاتی به شبکههای ارتباطی، استفاده از تلفنهای هوشمند و تجهیزات غیرنظامی در عملیات نظامی، نقش هوش مصنوعی و الگوریتمها در جمعآوری اطلاعات و شناسایی اهداف و پیامدهای انسانی و میدانی جنگ در غزه و لبنان مطرح شده است. این مسیر نشان میدهد که پیجر در این مستند قرار نیست نقطه پایان باشد؛
بلکه میتواند آغاز ورود به لایههای پنهانتر جنگی باشد که فناوری در آن نقشی جدی پیدا کرده است.
از پیجر تا هوش مصنوعی شاید جذابترین بخش این موضوع، همین فاصلهای باشد که میان «پیجر» و «هوش مصنوعی» وجود دارد؛ دو فناوری که در نگاه اول چندان به هم مربوط به نظر نمیرسند. پیجر یک ابزار ارتباطی قدیمیتر است و هوش مصنوعی در نقطه مقابل، یکی از پیشرفتهترین فناوریهای عصر حاضر محسوب میشود. اما وقتی هر دو را در چارچوب جنگ اطلاعاتی بررسی کنیم، یک وجه مشترک آشکار میشود: اطلاعات و فناوری به بخش مهمی از فرایند شناسایی، ارتباط و عملیات تبدیل شدهاند.
از این زاویه، «ابزار کشتار و تروریسم» موضوعی را مطرح میکند که فقط به متخصصان فناوری یا کارشناسان نظامی مربوط نیست. تلفن همراه، پیامرسان، تجهیزات ارتباطی و ابزارهای الکترونیکی برای بخش بزرگی از مردم بخشی عادی از زندگی روزمرهاند. بنابراین سؤال درباره اینکه همین فناوریها در یک محیط جنگی چه کارکرد دیگری پیدا میکنند، میتواند برای مخاطب عمومی نیز قابل لمس باشد. یعنی موضوع دیگر فقط این نیست که در یک میدان جنگ چه اتفاقی برای یک پیجر افتاده است؛
سؤال این است که در جهانی که تقریباً همه ما با چند وسیله الکترونیکی به شبکههای ارتباطی متصل هستیم، امنیت این ابزارها چه معنایی پیدا میکند؟
چرا نام رضوان مرتضی مهم است؟ برای شناخت فضای این پروژه، نگاهی به برخی آثار پیشین رضوان مرتضی نیز میتواند مفید باشد. او در مستندهایی درباره تجارت کاپتاگون در بستر جنگ سوریه، گسترش داعش و پیامدهای آن و همچنین پیوندهای تاریخی و سیاسی ایرلند و فلسطین، سراغ موضوعاتی رفته که یک پدیده مشخص را به زمینه گستردهتری از مسائل منطقهای و اجتماعی پیوند میدهند. این سابقه میتواند زمینهای برای شناخت رویکرد او به سوژه جدید باشد؛ با این حال، درباره نحوه اجرای این رویکرد در «ابزار کشتار و تروریسم» باید قضاوت را به تماشای خود مجموعه سپرد.
آنچه از اطلاعات منتشرشده درباره این مستند میتوان دریافت، این است که قرار است مخاطب از یک حادثه مشخص، یعنی انفجار پیجرها، به پرسشهای گستردهتری درباره فناوری و جنگ برسد.
پرسشی که به زندگی روزمره ما نزدیک است مسئله فقط این نیست که در میدانهای جنگ چه فناوریهایی به کار گرفته میشوند. مسئله دیگر این است که مرز میان ابزار نظامی و ابزار غیرنظامی تا چه اندازه تغییر کرده است. وقتی تلفن همراه میتواند هم وسیله ارتباط، دوربین، ابزار موقعیتیابی و محل ذخیره اطلاعات باشد، وقتی الگوریتمها میتوانند حجم بزرگی از داده را تحلیل کنند و وقتی شبکههای ارتباطی به بخش جداییناپذیر زندگی تبدیل شدهاند، امنیت فناوری دیگر موضوعی صرفاً تخصصی نیست.
از این منظر، «ابزار کشتار و تروریسم» میتواند مخاطب را وادار کند هنگام نگاه کردن به فناوریهای اطراف خود، پرسش دیگری هم داشته باشد: آیا ابزارهای روزمره ما فقط همان چیزی هستند که برای آن طراحی شدهاند؟
یک نگرانی در حاشیه شاید تماشای چنین مستندی، یک نگرانی ملموستر را هم به ذهن بیاورد. امروز در برخی صفحات و فروشگاههای آنلاین، تجهیزات الکترونیکی با قیمتهایی بسیار پایینتر از نمونههای رسمی و شناختهشده عرضه میشوند؛ محصولاتی که منشأ و مسیر تأمین آنها همیشه برای مصرفکننده روشن نیست. این مسئله به معنای خطرناک بودن چنین محصولاتی نیست، اما ماجرای انفجار پیجرها نشان داد که در شرایط حساس امنیتی، زنجیره تأمین و اصالت تجهیزات ارتباطی و الکترونیکی موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. از این منظر، نظارت دقیقتر بر واردات، توزیع و فروش تجهیزات الکترونیکی و روشن بودن منشأ آنها میتواند بخشی از الزامات پیشگیرانه در حوزه امنیت باشد.
پیدا کردن سؤالهای تازه «ابزار کشتار و تروریسم» را میتوان از زاویه یک حادثه مشخص دید؛ ماجرای انفجار پیجرها در لبنان. اما موضوع آن در همین حادثه متوقف نمیشود. فناوری چه نقشی در جنگهای امروز دارد؟ اطلاعات چگونه به ابزار قدرت تبدیل میشود؟ هوش مصنوعی و الگوریتمها چه جایگاهی در عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی پیدا کردهاند؟ و مرز میان ابزار زندگی روزمره و ابزار جنگی کجاست؟ شاید برای همین، تماشای این مجموعه صرفاً دنبال کردن روایت یک حادثه نباشد. ممکن است مخاطب با یک اتفاق وارد مستند شود، اما با مجموعهای از سؤالها از آن بیرون بیاید.
منبع: جام جم آنلاین



