پشت تصویر زمینهای ترکخورده، رودخانههای خشکیده و چاههایی که دیگر به آب نمیرسند، بحرانی انسانی جریان دارد که کمتر دیده میشود. تغییرات اقلیمی زن و مرد نمیشناسد؛ اما در جهانی که دسترسی زنان و مردان به زمین، درآمد، آموزش و قدرت تصمیمگیری برابر نیست، هزینه بحران هم میان آنها برابر تقسیم نمیشود. اعداد از همین نابرابری خبر میدهند. برآوردهای مورد استناد سازمان ملل نشان میدهد زنان و کودکان هنگام وقوع بلایا تا ۱۴ برابر بیشتر از مردان در معرض خطر مرگ قرار میگیرند.
برخی گزارشهای سازمان ملل همچنین سهم زنان و دختران از جمعیت جابهجاشده بر اثر پیامدهای تغییر اقلیم را تا ۸۰ درصد برآورد کردهاند. اما شاید تکاندهندهترین عدد، نه درباره مرگ که درباره «زمان» باشد. یونیسف میگوید زنان و دختران جهان روزانه حدود ۲۰۰ میلیون ساعت صرف جمعآوری آب میکنند؛ ۲۰۰ میلیون ساعت در هر روز. در خانوارهایی که آب در محل زندگی در دسترس نیست نیز مسئولیت آوردن آب عمدتاً بر دوش زنان و دختران قرار دارد. یعنی هرچه آب دورتر میشود، بخشی از زندگی آنها نیز در مسیر رسیدن به آن از دست میرود؛ زمانی که میتوانست صرف تحصیل، اشتغال یا استراحت شود.
بحران وقتی به زمین کشاورزی میرسد، نابرابری دیگری آشکار میشود. زنان حدود ۴۳ درصد نیروی کار کشاورزی در کشورهای درحالتوسعه را تشکیل میدهند، اما سهم بسیار کمتری از مالکیت زمین و دسترسی به منابع تولید دارند. یعنی بسیاری از زنانی که از زمین زندگی میگیرند، هنگام نابودی محصول، ابزار اقتصادی کمتری برای مقابله با بحران دارند. این اعداد در جهان به زندگیهای واقعی تبدیل شدهاند.در شاخ آفریقا، خشکسالیهای پیدرپی و نابودی دام و معیشت، زنان و دختران را با فشار مضاعف تأمین آب، ناامنی غذایی و جابهجایی مواجه کرده است.
در کنیا و اتیوپی، گزارشها از افزایش آسیبپذیری دختران در برابر ترک تحصیل و ازدواج زودهنگام در شرایطی حکایت دارند که خشکسالی با فقر و فروپاشی معیشت ترکیب میشود. در سومالی نیز آوارگی ناشی از خشکسالی، زنان و دختران را در سکونتگاههای موقت با خطر بیشتر خشونت جنسیتی و دشواری دسترسی به خدمات سلامت روبهرو کرده است. در سوی دیگر جهان، بنگلادش با چهره متفاوت همین بحران مواجه است. بالا آمدن سطح دریا، سیلاب و شورشدن منابع آب شیرین، زندگی زنان مناطق ساحلی را دشوارتر کرده است.
در هند نیز گرمای شدید و تنش آبی، فشار بیشتری بر زنان روستایی وارد میکند که هم در کشاورزی کار میکنند و هم بخش بزرگی از مدیریت آب خانوار بر دوش آنهاست. و ایران بیرون از این نقشه نیست. یک پژوهش علمی درباره خشکسالی و شکاف جنسیتی در ایران نشان داده است که در سال ۲۰۱۱ بیش از ۸۰ درصد زنان کشور در مناطق گرفتار خشکسالی شدید و بسیار شدید زندگی میکردند؛ در سال ۲۰۱۶ نیز این رقم بیش از ۷۵ درصد بود. خشکسالی میتواند از همینجا یک زنجیره را به حرکت درآورد: آب کمتر، محصول کمتر، درآمد کمتر، فقر بیشتر و در نهایت مهاجرت.
پژوهشهای ایرانی نیز نشان دادهاند که خشکسالی، مهاجرت و فشار اقتصادی میتوانند در کنار عوامل اجتماعی و فرهنگی، آسیبپذیری دختران در برابر ازدواج زودهنگام را افزایش دهند. پس بحران فقط این نیست که یک چاه خشک میشود.بحران آنجاست که خشکشدن همان چاه، درآمد یک خانواده را از بین میبرد؛ مهاجرت را آغاز میکند؛ کار بدون مزد زن را بیشتر میکند و میتواند آموزش، سلامت و امنیت دختران را تحت فشار قرار دهد.تغییر اقلیم نابرابری جنسیتی را خلق نکرده است؛ اما روی همان نابرابریهای قدیمی سوار میشود و آنها را عمیقتر میکند.
زمین برای همه خشک میشود؛اما همه به یک اندازه هزینه تشنگی زمین را نمیپردازند.
منبع: آوش



