رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعفرهاب سامانه تحلیل اخبار4 دقیقه مطالعه

پایان نیرو‌های فرامنطقه‌ای در امنیت خلیج‌فارس

اگرچه بحث نشست عمان صرفا به مسیر دریایی و امنیت تنگه هرمز مربوط می‌شود، اما می‌تواند نوعی تمرین درباره امکان تأمین امنیت منطقه بدون حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای باشد.

پایان نیرو‌های فرامنطقه‌ای در امنیت خلیج‌فارس

در موضوع امنیت منطقه خلیج‌فارس نیز باید پرسید آیا این امنیت باید صرفا توسط کشور‌های منطقه تأمین شود، با مشارکت قدرت‌های فرامنطقه‌ای تأمین شود یا این‌که مسئولیت اصلی آن بر‌عهده قدرت‌های فرامنطقه‌ای باشد. برای پاسخ به این پرسش، لازم است مروری کوتاه بر راه‌حل‌هایی داشته باشیم که در گذشته برای مسأله امنیت منطقه‌ای ارائه شده و نتایج حاصل از آنها را بررسی کنیم. در یک دهه منتهی به وقوع انقلاب اسلامی در ایران، نظام امنیت منطقه‌ای خلیج‌فارس بر مبنای آنچه بعد‌ها «دکترین دو ستون نیکسون» نام گرفت، شکل گرفته بود.

در فضای نظام دوقطبی آن دوره که یک قطب آن غرب به رهبری ایالات متحده بود، ایران و عربستان سعودی، با توجه به مناسبات سیاسی خود با غرب، دو متحد اصلی آمریکا در منطقه محسوب می‌شدند. ایالات متحده پس از تجربه جنگ ویتنام و تحمل تلفات سنگین، برای تأمین امنیت متحدان خود در مناطق مختلف جهان، به این نتیجه رسید که به‌جای مداخله مستقیم و گسترده، مسلح‌کردن و محور قرار دادن یک یا دو کشور هم‌پیمان در هر منطقه را در دستورکار قرار دهد و خود نقش پشتیبانی، لجستیکی و حمایتی را بر‌عهده بگیرد. در منطقه خلیج‌فارس، این نقش به ایران و عربستان سعودی واگذار شد.

ایران، به‌ویژه در دوره محمدرضا پهلوی، نقش اصلی و سخت‌افزاری این نظام امنیتی را بر‌عهده داشت و به‌عنوان «ژاندارم منطقه» یا به تعبیر دیگر، ژاندارم آمریکا در منطقه، مسئولیت مهمی در تأمین امنیت بر‌عهده گرفته بود. در مقابل، عربستان سعودی بیشتر نقش نرم‌افزاری این نظام امنیتی طراحی‌شده توسط آمریکا را ایفا می‌کرد. بنابراین، پیش از انقلاب اسلامی، امنیت منطقه بر دو ستون ایران و عربستان سعودی و با حمایت و پشتیبانی ایالات متحده آمریکا، به‌عنوان یک قدرت فرامنطقه‌ای، تعریف شده بود و این نظام تا زمان وقوع انقلاب اسلامی به کار خود ادامه داد.

با وقوع انقلاب اسلامی، به دلیل ماهیت ضدآمریکایی و ضداستکباری نظام جدید و همچنین سابقه مداخلات گسترده آمریکا در ایران در دوران شاه، ایران عملا از اردوگاه غرب خارج شد. در نتیجه، خلأ امنیتی در منطقه به وجود آمد و برای پر کردن این خلأ، چند اقدام در دستور کار قرار گرفت. ایالات متحده از دکترین عدم مداخله مستقیم که پس از جنگ ویتنام مورد تأکید قرار گرفته بود فاصله گرفت و نیرو‌های واکنش سریع و قابلیت مداخله سریع را در دستور کار قرار داد.

از سوی دیگر، کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس نیز شورای همکاری خلیج‌فارس را تشکیل دادند که عملا قرار بود جایگزین نظام امنیتی دو ستون نیکسون شود. همزمان، آمریکا و کشور‌های منطقه، در راستای تضعیف ایران انقلابی، از رژیم صدام حمایت کردند تا این کشور بتواند با تحمیل یک جنگ تمام‌عیار، ایران را تضعیف کند و زمینه برای شکل‌گیری نظم امنیتی جدید فراهم شود. با این حال، این راهبرد با موفقیت همراه نشد؛ زیرا صدام نتوانست در جنگ علیه ایران به پیروزی برسد و در واقع، نتیجه حاصل‌شده با هدف اولیه این سیاست در تعارض قرار گرفت.

پس از آن، آمریکایی‌ها تلاش گسترده‌ای برای تأمین امنیت کشور‌های منطقه انجام دادند و حضور نظامی خود را در منطقه افزایش دادند. استقرار گسترده پایگاه‌های نظامی آمریکا نیز به یکی از پایه‌های نظم امنیتی منطقه تبدیل شد. با این حال، جنگی که طی حدود ۱۶ تا ۱۹ ماه گذشته به ایران تحمیل شده است، بار دیگر نشان داد که این روش نیز نتوانسته راه‌حل مناسبی برای مسأله امنیت منطقه‌ای ارائه دهد. بنابراین، منطقی نیست راه‌حلی را که پیش‌تر آزموده شده و نتیجه مطلوبی به همراه نداشته است، دوباره به نام عقلانیت بیازماییم. مسأله امنیت منطقه به راه‌حلی جدید نیاز دارد؛

راه‌حلی که در آن، براساس تجربه گذشته، همه کشور‌های منطقه در تأمین امنیت مشارکت داشته باشند و برای هر یک از آنها جایگاه مشخصی تعریف شود. در این چارچوب، کشور‌هایی مانند ایران، عراق و یمن از‌جمله بازیگران مؤثر در نظم امنیتی منطقه هستند و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. البته هر یک از بازیگران می‌توانند متناسب با وزن و ظرفیت خود، در این نظام جایگاه داشته باشند. در میان کشور‌های منطقه نیز ایران و عربستان سعودی، با توجه به سابقه و جایگاه خود، می‌توانند نقش اصلی را در یک نظام امنیتی جدید ایفا کنند.

بر این اساس، می‌توان از شکل‌گیری نوعی امنیت مشارکتی با محوریت ایران و عربستان سعودی سخن گفت. البته درخصوص میزان و نوع حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای، میان دیدگاه‌های کشور‌های منطقه تفاوت وجود دارد. دیدگاه ایران بر این است که نیرو‌های خارجی نباید در تأمین امنیت منطقه مداخله و نقشی داشته باشند. در مقابل، عربستان سعودی به احتمال زیاد بر این اصرار خواهد داشت که نقش پررنگی به نیرو‌های فرامنطقه‌ای داده شود. اینجاست که روی آن باید بحث و مذاکره جدی کرد و ناکارآمدی چندین باره این مدل را به طرف مقابل تذکر داد.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار