به تعبیر دقیقتر، ایشان امام را نه صرفا بهعنوان یک معلم آموختهشده بلکه به مثابه منبع معرفتی و روش استنتاج برای مواجهه با مسائل مستحدثه مینگرند. این انطباق، در لایههای زیرین فکری و بهویژه در حوزه رهبری فرهنگی ریشه دوانده است. در تحلیلهای دانشگاهی وقتی از انطباق فکری سخن میگوییم، منظور کپیبرداری از فتاوا یا تکرار شعارها نیست بلکه بهمعنای وحدت در پیشفرضهای بنیادین هستیشناختی و انسانشناختی است.
در بیانات ایشان این نکته کاملا مشهود است که رهبری شهید هنگام استناد به امام، هرگز دنبال توجیه یک تصمیم از پیش گرفتهشده نیستند بلکه امام را منبع ثقل فکری و قطبنمای استنباط میدانند. ایشان معتقدند امام خمینی (ره) یک روششناسی به نام اسلام ناب محمدی و فقه پویا را بنیان نهاد؛ بنابراین ارجاع مکرر به امام درواقع ارجاع به آن روششناسی حل مسأله است. این انطباق عملی، به ایشان این جسارت فکری را داده است که در مواجهه با پدیدههای نوظهور مانند اینترنت، هنر مدرن، یا تحولات ژئوپلیتیک بدون آنکه از خط امام خارج شوند، اجتهاد در حرکت داشته باشند.
اینجاست که باید به نکته کلیدی رهبری فرهنگی بهعنوان ستون فقرات این انطباق بپردازیم. بزرگترین دستاورد امام خمینی (ره) پیش از آنکه یک دولت تأسیس کند یا یک ارتش بسازد چه بود؟ امام یک انقلاب فرهنگی در ذهن و قلب ایرانیان و جهان ایجاد کرد. او سوژه انقلابی را ساخت و روح «ما میتوانیم» را در کالبد یک جامعه مأیوس دمید. از این منظر، تمام ارجاعات رهبر شهید به امام، در حقیقت یک کنش فرهنگی راهبردی است. ایشان بهخوبی میدانند که اگر حافظه تاریخی و گفتمان فرهنگی امام در جامعه کمرنگ شود، آن سوژه انقلابی فرو میریزد و ما با یک بحران هویت مواجه خواهیم شد؛
بنابراین زنده نگهداشتن نام و یاد امام، از منظر ایشان یک ضرورت صرفا سیاسی نیست بلکه حیاتیترین پروژه فرهنگی برای حفظ روح تمدنساز انقلاب است. تمام تصمیمات سیاسی سخت ایشان، در سایه همین محافظت از هسته فرهنگی امام معنا پیدا میکند. بهعنوان یک مشاهدهگر نزدیک در محافل فرهنگی باید به یک ظرافت کمتر دیدهشده یعنی نحوه بازخوانی فرهنگی ایشان از شخصیت امام اشاره کنم.
در بسیاری از دیدارهای ادبی و هنری، وقتی رهبر شهید یا امام شهید انقلاب از امام سخن میگویند، صرفا به جنبههای فقهی یا سیاسی ایشان نمیپردازند بلکه عمدا بر ظرافتهای هنری، اشعار دوران جوانی و درک عمیق امام از لطایف روحی جوانان تاکید میکنند. به یاد دارم در جلساتی که بعضا درباره فرسایش یا افول انگیزههای انقلابی در برخی آثار هنری بحث میشد، ایشان بهجای یک رویکرد سلبی و دستوری، از ذوق لطیف امام و نگاه زیبایىشناختی ایشان به مقوله عشق و معنویت یاد میکردند.
این روایتگری نشان میدهد ایشان میکوشند چهره امام را از یک شخصیت صرفا خشک سیاسی به یک الگوی جامع فرهنگی و سبک زندگی ارتقا دهند. این دقیقا همان هنر رهبری فرهنگی است. یعنی ترجمه یک میراث بزرگ به زبان هنر، ادبیات و سبک زندگی روز جامعه. پس باید با قاطعیت باور داشت که این رابطه فراتر از یک دلبستگی شخصی شاگرد به استاد است. ما با یک انطباق کامل معرفتی، گفتمانی و عملی روبهرو هستیم.
رهبر شهید، خودشان را ادامه همان روح واحد در یک بستر تاریخی جدید میدانند، اما اگر بخواهیم عصاره این انطباق را برای نسل جوان و نخبگانی تبیین کنیم، باید بگوییم مدل رهبری ایشان، مدیریت بر مدار امام نیست بلکه تولید مجدد فهم امام در هر عصر است. ایشان به نسل جوان میآموزند امام خمینی (ره) یک پدیده موزهای متعلق به دهه ۴۰ و ۵۰ نیست بلکه یک منبع جوشان فرهنگی است که هنوز برای حل بحرانهای هویتی، سبک زندگی و تمدنی انسان معاصر حرف نو دارد. درک این انطباق فکری، کلید رمزگشایی از تمام استراتژیهای فرهنگی و سیاسی امروز نظام است.
منبع: جام جم آنلاین



