به گزارش برنا، ارزش متوسط هر تراکنش در تهران تقریباً سه برابر این گروه از استانهاست. با این حال، کارشناسان معتقدند این فاصله را نمیتوان بهتنهایی به معنای سه برابر بودن قدرت خرید یا رفاه خانوارهای تهرانی دانست؛ چراکه تورم، سطح قیمتها، ترکیب کالا و خدمات، تمرکز فعالیتهای اقتصادی و حتی نوع تراکنشها، همگی در شکلگیری این عدد نقش دارند. یک عدد بزرگ، یک روایت پیچیده میانگین ارزش هر تراکنش، در نگاه اول شاخصی ساده به نظر میرسد، اما پشت این عدد مجموعهای از متغیرهای اقتصادی قرار دارد.
وقتی متوسط یک تراکنش در تهران به یک میلیون و ۲۵۷ هزار تومان میرسد، نمیتوان از این رقم نتیجه گرفت که خانوار تهرانی در خریدهای روزمره خود بهطور متوسط چنین مبلغی هزینه میکند. میانگین، بهویژه در دادههای تراکنشی، میتواند تحت تأثیر خریدهای بزرگ قرار گیرد. خرید کالاهای گرانقیمت، پرداختهای شرکتی، خدمات تخصصی و تراکنشهایی با مبالغ بالا میتوانند میانگین را افزایش دهند. بنابراین، این شاخص بیشتر از آنکه تصویری مستقیم از «هزینه روزمره خانوار» باشد، تصویری از ارزش اسمی تراکنشهای ثبتشده در شبکه پرداخت ارائه میکند.
با وجود این ملاحظه آماری، فاصله تهران با میانگین کشور آنقدر قابلتوجه است که نمیتوان از کنار آن عبور کرد. اختلاف حدود ۵۶۲ هزار تومانی تهران با میانگین کشوری، نشان میدهد ساختار اقتصادی پایتخت در شبکه پرداخت نیز با بخش بزرگی از کشور تفاوت محسوسی دارد. تهران در قله ارزش تراکنشها در میان استانها، تهران با میانگین حدود یک میلیون و ۲۵۷ هزار تومان در صدر قرار دارد. پس از تهران، مازندران با حدود ۸۵۰ هزار تومان و یزد با حدود ۷۸۶ هزار تومان در میان استانهای دارای ارزش بالاتر تراکنش قرار میگیرند.
قرار گرفتن مازندران در رتبههای بالای جدول را میتوان در کنار ویژگیهای اقتصادی و گردشگری این استان تحلیل کرد. حضور گردشگران، خریدهای مرتبط با اقامتگاهها و ویلاها و ارتباط اقتصادی گسترده با تهران میتواند بخشی از تفاوت الگوی تراکنش در این استان را توضیح دهد. یزد نیز به دلیل برخورداری از فعالیتهای صنعتی، معدنی و اقتصادی متنوع، ساختار متفاوتی نسبت به بسیاری از استانهای کشور دارد. بنابراین، جایگاه استانها در این جدول الزاماً فقط به سطح درآمد خانوارها مربوط نمیشود و باید مجموعهای از عوامل اقتصادی را در نظر گرفت.
در میانه جدول نیز استانهایی مانند اصفهان، قم، البرز، کرمان و فارس در محدودهای نزدیکتر به میانگین کشوری قرار میگیرند؛ موضوعی که نشان میدهد شکاف اصلی بیشتر در دو سر جدول خود را نمایان میکند. وقتی عدد تهران به سه برابر برخی استانها میرسد در انتهای جدول، استانهایی مانند سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد، خراسان شمالی، خراسان جنوبی و ایلام قرار دارند؛ استانهایی که میانگین ارزش تراکنش در آنها حدود ۴۳۴ هزار تومان عنوان شده است. مقایسه این رقم با تهران، فاصلهای تقریباً سهبرابری را نشان میدهد.
اما این فاصله را نباید مستقیماً معادل شکاف سهبرابری در درآمد یا رفاه خانوارها دانست. ساختار اشتغال، سهم فعالیتهای رسمی از اقتصاد، ترکیب کسبوکارها، سطح قیمتها، حجم خریدهای بزرگ و حتی میزان استفاده از روشهای مختلف پرداخت میتواند بر این شاخص اثرگذار باشد. با این حال، کارشناسان معتقدند چنین اختلافی میتواند یکی از نشانههای تفاوت در عمق فعالیت اقتصادی و گردش پول میان مناطق مختلف کشور باشد؛ بهویژه زمانی که این دادهها در کنار شاخصهایی مانند درآمد، اشتغال، سرمایهگذاری و تولید منطقهای بررسی شوند.
چرا تهران جلوتر است؟ یکی از مهمترین عوامل را باید در تمرکز اقتصادی تهران جستوجو کرد. پایتخت محل استقرار بخش بزرگی از شرکتهای بزرگ، بانکها، نهادهای مالی، بنگاههای خدماتی و مراکز تصمیمگیری اقتصادی است. همین تمرکز، حجم قابلتوجهی از فعالیتهای مالی و تجاری را در تهران جمع کرده است. در نتیجه، شبکه پرداخت تهران فقط بازتابدهنده خریدهای خانوارها نیست؛ بلکه بخشی از فعالیتهای اقتصادی، تجاری و خدماتی نیز در این شبکه ثبت میشود. عامل دوم، تفاوت سطح قیمتهاست.
بخشی از رقم بالاتر تراکنشها میتواند ناشی از این باشد که کالا و خدمات مشابه در تهران با قیمت بالاتری عرضه میشوند. به همین دلیل، افزایش ارزش اسمی یک تراکنش لزوماً به معنای افزایش قدرت خرید نیست. اگر قیمت یک کالا ۵۰ درصد افزایش پیدا کند، مصرفکننده برای خرید همان کالا باید مبلغ بیشتری بپردازد؛ حتی اگر درآمد واقعی وی تغییری نکرده باشد. تهران همچنین از نظر تنوع خدمات و کالاهای گرانقیمت با بسیاری از شهرهای کشور تفاوت دارد.
خدمات تخصصی، رستورانها، مراکز تفریحی، فروشگاههای بزرگ، خدمات درمانی و آموزشی و بازار کالاهای بادوام، همگی میتوانند ارزش متوسط تراکنش را افزایش دهند. بنابراین بخشی از تفاوت مشاهدهشده در دادههای شاپرک را باید نتیجه تفاوت در ترکیب سبد مصرف و ساختار اقتصادی مناطق دانست. تورم، متغیری که نباید از آن غافل شد یکی از مهمترین نکاتی که هنگام تحلیل این آمار باید مورد توجه قرار گیرد، تورم است. افزایش ارزش اسمی تراکنشها در یک اقتصاد تورمی الزاماً به معنای افزایش قدرت خرید نیست.
اگر قیمت کالاها و خدمات افزایش پیدا کند، مبلغ تراکنش نیز بهطور طبیعی بزرگتر میشود. بنابراین برای ارزیابی دقیقتر، باید رشد ارزش تراکنشها را در کنار نرخ تورم و تغییرات درآمد واقعی خانوارها بررسی کرد. به گفته کارشناسان، اگر ارزش اسمی تراکنشها با سرعتی کمتر از تورم افزایش پیدا کند، نمیتوان آن را نشانه رونق مصرف دانست. در چنین شرایطی ممکن است خانوارها حتی با پرداخت مبالغ اسمی بالاتر، مقدار کمتری کالا و خدمات خریداری کنند.
شاپرک، آینهای از اقتصاد رسمی و کارتی دادههای شاپرک یکی از منابع مهم برای بررسی رفتار پرداخت در اقتصاد ایران است، اما نباید آن را معادل کل اقتصاد خانوار دانست. این دادهها عمدتاً رفتار پرداخت در شبکه رسمی پذیرندگان و کارتخوانها را نشان میدهد و نمیتواند تمام مبادلات نقدی، غیررسمی یا سایر روشهای پرداخت را پوشش دهد. با این حال، گستردگی شبکه پرداخت باعث میشود دادههای شاپرک برای شناسایی تفاوتهای منطقهای اهمیت داشته باشد. نکته کلیدی نیز همینجاست؛
ارزش کل تراکنشهای یک استان تا حد زیادی تحت تأثیر جمعیت و اندازه اقتصاد آن قرار دارد، اما میانگین ارزش هر تراکنش زاویه متفاوتی برای تحلیل ارائه میکند. این شاخص نشان میدهد اندازه متوسط مبالغ ثبتشده در هر پرداخت در مناطق مختلف چگونه با یکدیگر تفاوت دارد. تهرانیها بیشتر خرج میکنند یا گرانتر میخرند؟ پاسخ این پرسش را نمیتوان تنها از یک شاخص استخراج کرد. احتمالاً هر دو عامل در این تفاوت نقش دارند. از یک سو، تمرکز مشاغل تخصصی و درآمدهای بالاتر در پایتخت میتواند به شکلگیری سبد مصرفی متفاوت منجر شود.
از سوی دیگر، هزینه بالاتر کالا و خدمات نیز باعث میشود خانوار برای خرید یک محصول یا دریافت یک خدمت، مبلغ بیشتری پرداخت کند. در واقع، رقم یک میلیون و ۲۵۷ هزار تومان را باید ترکیبی از سطح قیمتها، نوع کالا و خدمات، ساختار درآمدی، اندازه فعالیت اقتصادی و ویژگیهای شبکه پرداخت دانست؛ نه یک شاخص مستقل برای اندازهگیری رفاه. شکاف تراکنشها چه پیامی برای اقتصاد ایران دارد؟ شکاف میان تهران و برخی استانهای کمبرخوردار، در صورت تداوم و تأیید در کنار سایر شاخصهای اقتصادی، میتواند نشانهای از تمرکز بالای فعالیت اقتصادی در کشور باشد.
تمرکز سرمایه، فرصتهای شغلی، خدمات تخصصی و بنگاههای بزرگ در پایتخت، خود میتواند به جذب بیشتر نیروی کار و سرمایه منجر شود. در مقابل، استانهایی که از فرصتهای اقتصادی کمتری برخوردارند، با گردش مالی پایینتر و محدودیت بیشتر در ایجاد مشاغل با درآمد بالا مواجه میشوند. این چرخه در بلندمدت میتواند به تشدید مهاجرت نیروی کار، تمرکز جمعیت و افزایش فشار بر زیرساختهای شهری تهران منجر شود.
نسخه کاهش شکاف، از توزیع سرمایه تا توسعه منطقهای کارشناسان معتقدند کاهش شکاف اقتصادی میان استانها صرفاً با سیاستهای حمایتی کوتاهمدت امکانپذیر نیست و به تقویت زیرساختهای تولید، سرمایهگذاری و اشتغال در مناطق مختلف کشور نیاز دارد. ایجاد فرصتهای شغلی پایدار، توسعه زیرساختهای حملونقل و دیجیتال، تسهیل سرمایهگذاری، تقویت کسبوکارهای محلی و ایجاد زنجیرههای تولید در استانهای کمتر برخوردار میتواند به افزایش گردش اقتصادی در این مناطق کمک کند. در چنین شرایطی، هدف سیاستگذار نباید صرفاً پایین آوردن فاصله یک عدد آماری باشد؛
بلکه باید به دنبال کاهش ریشههای ساختاری تفاوت در درآمد، اشتغال، سرمایهگذاری و فرصت اقتصادی میان مناطق مختلف کشور باشد. یک عدد، فراتر از رفاه دادههای شاپرک تصویری قابلتوجه از تفاوت ارزش تراکنشهای کارتی در استانهای ایران ارائه میدهد. تهران با میانگین حدود یک میلیون و ۲۵۷ هزار تومان در برابر میانگین حدود ۶۹۵ هزار تومان در کشور قرار گرفته و فاصله آن با استانهایی که میانگین حدود ۴۳۴ هزار تومان دارند، به نزدیک سه برابر میرسد. اما این ارقام را نباید بهتنهایی مترادف با رفاه یا قدرت خرید دانست.
تورم، تفاوت قیمتها، سطح درآمد، ساختار اقتصادی، نوع خریدها و تمرکز فعالیتهای تجاری همگی در شکلگیری این شکاف نقش دارند. با این حال، همین اعداد یک پرسش مهمتر را پیش روی اقتصاد ایران قرار میدهند: چرا بخش قابلتوجهی از ارزش و گردش مالی کشور همچنان در پایتخت متمرکز است؟ پاسخ به این پرسش نه در یک عدد، بلکه در مجموعهای از شاخصهای درآمد، اشتغال، سرمایهگذاری، تولید و هزینه زندگی نهفته است. آمار تراکنشها تنها یکی از آینههایی است که این تفاوت ساختاری را به تصویر میکشد.
منبع: خبرگزرای برنا


