رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعفرهاب سامانه تحلیل اخبار5 دقیقه مطالعه

تغییر راهبردی در معادلات منطقه؛ از تنگه هرمز تا باب‌المندب

کنترل تنگه باب‌المندب از طرف ارتش یمن درست در زمانی که تنگه هرمز از طرف ایران مدیریت می‌شود، تغییری بسیار عمیق در معادلات منطقه به‌شمار می‌رود و نگرانی بسیاری را برای واشنگتن و متحدان آن ایجاد کرده است.

تغییر راهبردی در معادلات منطقه؛ از تنگه هرمز تا باب‌المندب

نیرو‌های ارتش یمن، بندر المخا و همچنین جزیره میون مشرف به تنگه باب‌المندب را به کنترل خود درآورده‎اند؛ این امر به ارتش یمن کنترل کامل سواحل دریای سرخ یمن را می‌دهد. کنترل ارتش یمن بر باب‌المندب، عربستان را در معرض خطر قرار می‌دهد؛ خط لوله شرق به غب عربستان در سراسر این کشور که برای دور زدن تنگه هرمز ساخته شده است، در ساحل دریای سرخ که اکنون ارتش یمن آن را اداره می‌کند، خاتمه می‌یابد. تحولی که چند هفته پیش صرفا یک فرضیه استراتژیک بود، اکنون به یک واقعیت در میدان تبدیل شده است؛

پیشروی سریع ارتش یمن در امتداد ساحل غربی، در تلاشی برای کنترل المخا، ذباب و جزیره میون (یا پریم) در دهانه باب‌المندب، نشان‌دهنده یک تغییر کیفی در ماهیت درگیری یمن است؛ تغییری که نمی‌توان آن را صرفاً به‌عنوان یک نبرد دیگر در یک جنگ طولانی‌مدت در نظر گرفت. کنترل چنین خطوط کشتیرانی، قدرت نفوذ بر یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های جهان برای تجارت و انرژی را می‌دهد. به گزارش «mecouncil»، این موضوع به پویایی جدیدی اشاره دارد که می‌تواند جبهه دیگری را در درگیری گسترده‌تر آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران باز کند؛

ایران تنگه هرمز و باب‌المندب را نه به‌عنوان جبهه‌های جداگانه، بلکه به‌عنوان دو قطب یک میدان نبرد دریایی واحد می‌بیند که از طریق آنها می‌تواند به‎طور همزمان از شرق و غرب بر اقتصاد جهانی فشار وارد کند. تصویرسازی آمریکا و غرب از بحران دریای سرخ -عمدتاً به‌عنوان مسئله‌ای مربوط به ارتش یمن و آزادی دریانوردی در طول سال‌ها به‌طور فزاینده‌ای پرهزینه بوده است. اهمیت اقتصادی جهانی این دو تنگه به‌طور فزاینده‌ای آشکار شده است؛ پیش از وقوع رویارویی آمریکا و ایران، آنها به‌عنوان مجرایی برای حدود ۳۰ درصد از نفت دریایی جهان عمل می‌کردند.

برآوردهای اداره اطلاعات انرژی واشنگتن (EIA) نشان می‌دهد که در نیمه اول سال ۲۰۲۵، از کل حجم تجارت جهانی نفت از طریق دریا که حدود ۷۹.۸ میلیون بشکه در روز بود، حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز از طریق تنگه هرمز و ۴.۲ میلیون بشکه در روز از طریق باب‌المندب عبور کرده است. امروزه، این ارقام به طرز چشمگیری تغییر کرده‌اند؛ جریان نفت خام از طریق تنگه هرمز در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۶ به حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافت، در حالی که رقم باب‌المندب به حدود ۸.۱ میلیون بشکه در روز افزایش یافت، زیرا دریای سرخ به‌عنوان یک جایگزین جزئی عمل کرد.

در حالی که تسلط ارتش یمن بر صنعا به آنها اقتدار داخلی می‌دهد و کنترل آنها بر بندر حیاتی حدیده، یک خروجی دریایی فراهم می‌کند، کنترل المخا، ذباب و میون، نفوذ آنها را به سطح کاملاً متفاوتی رسانده است.

بیشتر بخوانید: باب‌المندب در کانون معادلات؛ تلاقی نبرد یمن با رویدادهای کلان منطقه‌ای و تقابل با آمریکا معادله هرمز؛ دیپلماسی تهران و مداخله‌جویی‌های آمریکا

این امر آنها را به‎عنوان یک بازیگر استراتژیک محوری قرار می‌دهد که قادر است با دستیابی به سلاح‌های پیشرفته و تقویت توانایی خود برای تهدید یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های جهان -ارتباط بین اقیانوس هند، دریای سرخ، کانال سوئز و مدیترانه- وضع موجود را تغییر دهد.

نشانه‌هایی وجود دارد که ارتش یمن توانایی‌های فزاینده‌ای برای نظارت بر ترافیک دریایی، هدف قرار دادن کشتی‌ها، مین‌گذاری و پرتاب موشک و پهپاد دارد و هزینه‌های امنیتی، بیمه‌ای و اقتصادی قابل‌توجهی را بر حمل‎و‎نقل دریایی تحمیل می‌کند که در حق بیمه بالاتر، کاهش ترافیک، تغییر مسیرهای دریایی و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و انرژی آشکار می‌شود.

در این مرحله، ارتش یمن به دنبال گسترش جغرافیایی به خودی خود نیست، بلکه، آنها به دنبال تثبیت یک واقعیت جدید در صحنه میدانی و تثبیت کنترل خود به گونه‌ای است که به آنها اجازه دهد در هرگونه مذاکره آینده در مورد یمن، دریای سرخ یا عربستان از موضعی کاملاً متفاوت وارد شوند و دامنه خود را تغییر دهند. به گزارش واشنگتن پست، دنیس سیترینوویچ، متخصص ایران در موسسه مطالعات امنیتی در تل‌آویو و تحلیلگر سابق اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی، گفت: این یک دستاورد استراتژیک بزرگ و تقریباً بی‌سابقه برای ایران و یمن است؛

دقیقاً در زمانی که تهران در تلاش است تا هزینه اقتصادی رویارویی خود را با آمریکا افزایش دهد، پیشروی نیروهای یمنی به ایران اهرم فشار اضافی عظیمی می‌دهد. طبق آمار سال ۲۰۲۳ منتشر شده توسط سازمان ملل، حدود ۸.۷ درصد از تجارت دریایی جهان از تنگه باب‌المندب عبور می‌کند و این تنگه را به یکی از شلوغ‌ترین نقاط گلوگاهی برای حمل‌و‌نقل دریایی تبدیل می‌کند؛ این شامل ۲۰ درصد سهم خودرو‌ها و کانتینرها، ۱۵ درصد فرآورده‌های نفتی و ۱۳ درصد نفت خام می‌شود. این تنگه که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند، در باریک‌ترین نقطه خود حدود ۱۸ مایل عرض دارد؛

باب‌المندب از غرب با جیبوتی و اریتره و از شرق با یمن هم‌مرز است. جزیره پریم به‌طور طبیعی تنگه را برای تردد به دو کانال تقسیم می‌کند؛ کشتی‌های عبوری کالا‌های فله، کالا‌های تولیدی و انرژی را حمل می‌کنند و باعث می‌شوند اختلال در این تنگه پیامد‌های جهانی داشته باشد. عربستان، متحد کلیدی آمریکا در منطقه‌ای که دریای سرخ در ساحل غربی و خلیج فارس در شرق آن قرار دارد، به معنای واقعی کلمه در این میان گرفتار شده است.

اکنون، کنترل تنگه هرمز از طرف ایران و باب المندب از طرف ارتش یمن، می‌تواند به تهران اجازه دهد از جبهه‌های متعدد برای افزایش فشار بر واشنگتن استفاده کند. علاوه بر این، جنگ ایران و افزایش شدید قیمت انرژی، بار سنگینی را برای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و متحدان جمهوری‌خواه او در کنگره، کمتر از دو ماه مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای ایجاد کرده است. انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری میزان

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار