شاگردان مکتب روح الله- 39
به گزارش جماران، امیر حاجامینی، پنجم دی ۱۳۴۰، در روستای علیشار از حوالی ساوه به دنیا آمد. در کودکی همراه خانواده به تهران آمد و دوران نوجوانی و جوانی خود را در این شهر گذراند. پدرش، نظرعلی، سال ۱۳۵۶ و زمانی که امیر نوجوان بود، بر اثر بیماری سرطان از دنیا رفت. امیر تحصیلاتش را تا دیپلم ادامه داد و در سالهای جوانی، در کنار کار و زندگی روزمره، حضوری فعال در مسجد داشت. با آغاز نهضت انقلاب اسلامی، به فعالیتهای انقلابی پیوست و پس از آغاز جنگ تحمیلی، بهعنوان نیروی داوطلب بسیجی راهی جبهه شد.
در جبهه نیز بیش از آنکه به دنبال نام و جایگاه باشد، بر اخلاص و کار برای خدا تأکید داشت. از شهرت گریزان بود و به همرزمانش میگفت: «اگر کار را برای خدا بکنی، تو را عزیز میکند.» تواضع او در میان همرزمانش زبانزد بود؛ تا جایی که در روایتی از دوران حضورش در جبهه آمده است، خاک پوتین رزمندگان را بر پیشانی خود میمالید و میگفت: «من خاک پای شما هستم.» امیر حاجامینی سرانجام دهم اسفند ۱۳۶۵، در عملیات کربلای ۵ و منطقه شلمچه، بر اثر اصابت خمپاره به شهادت رسید. اما داستان او در همانجا تمام نشد. احسان رجبی، عکاس جوان جنگ، در همان روز در منطقه حضور داشت.
پس از شهادت حاجامینی و چند تن از همرزمانش، قرار بود برای حفظ روحیه رزمندگان روی پیکر شهدا گونی کشیده شود. رجبی وقتی به پیکر حاجامینی رسید، نتوانست از کنار چهره او بگذرد؛ پیشانیبند «یا حسین»، عکس امام خمینی(ره) بر سینه و چهره شهید، توجه او را جلب کرد. او دوربینش را برداشت و عکسی برای مادر شهید ثبت کرد؛ عکسی که سالها بعد، به یکی از ماندگارترین تصاویر شهدای دفاع مقدس تبدیل شد و چهره امیر حاجامینی را برای نسلهای بعد جاودانه کرد. * این تصاویر توسط ai بازسازی شده است.
منبع: جماران


