مهاجرت حضرت عبدالعظیم(ع) را باید در چارچوب یک مأموریت پنهان و هدایتشده از سوی ولایت ارزیابی کرد تا ارتباط با کانونهای جمعیتی وفادار در فلات مرکزی برقرار بماند و شبکه وکالتی را ایجاد کند.
خبرگزاری مهر، سرویس دین، حوزه و اندیشه، عصمت علی آبادی: حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) نه تنها بهعنوان یک محدث ثقه، بلکه بهعنوان فقیهی صاحبنظر و بازوی توانمند ائمه(ع) در دوران اختناق شناخته میشود. حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی (ع) است که با چهار واسطه، از نوادگان حضرت علی (ع) محسوب میشود، همین انتساب از دلایل شهرت این شخصیت عظیم علمی، فرهنگی و جهادی در بین مردم شد و وی را یکی از مهمترین راویان شیعه که بسیاری از احادیث معصومین را ثبت و به نسلهای بعدی منتقل کرده، می دانند.
دوران زندگی او مصادف با فشارهای حکومت بنیعباس علیه شیعیان بود و به همین دلیل مدتی را به صورت پنهانی در میان مردم مدینه، بغداد و سامرا زندگی کرد. در روایات آمده است که ملاقات حضرت عبدالعظیم (ع) با امام هادی (ع) به خلیفه وقت گزارش داده میشود و این امر سبب شده تا خلیفه دستور تعقیب و دستگیری ایشان را صادر کند. حضرت نیز برای رهایی از زندان، به صورت ناشناس اقدام به رفت و آمد در شهرها و نقاط مختلف کرده تا سرانجام به شهرری میرسند.
در آن دوران، شهر ری یکی از معتبرترین و مهمترین سرزمینهای شیعهنشین بود و همین امر سبب شد تا عبدالعظیم حسنی (ع)، آن بلاد را برای سکونت انتخاب کنند تا اینکه در سن ۷۹ سالگی دار فانی را وداع گفتند.
از آنجا که در احادیث و روایات فضائل آثار و برکات فراوانی برای زیارت امام حسین (ع) بیان شده است و ائمه نسبت به زیارت حضرت تاکید فراوان داشتند و از جهتی در زمانه حکومت عباسیان، خطرهایی از سوی حکومت وقت شیعیان را تهدید می کرد، امام هادی (ع) به منظور پیشگیری از این خطرها فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم را با زیارت امام حسین (ع) برابر دانسته است. به تعبیری روشنتر، زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) برای کسانی که آمادگی خطر پذیری برای زیارت امام حسین (ع) را داشته باشند، پاداشی معادل زیارت آن حضرت دارد و حرم حضرت عبدالعظیم (ع) شعبهای از حرم سیّد الشهدا (ع) است، و این خود، فضیلتی بزرگ و حاکی از جایگاه بلند عبدالعظیم در نزد اهل بیت «علیهم السّلام» دارد.
چهارم ربیعالثانی مصادف با میلاد حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) امام زاده واجبالتعظیم تهران در شهر ری است. در همین راستا، با حجتالاسلام «امیرعلی حسنلو»، استاد حوزه علمیه، به گفتگو نشستیم؛ گفتگویی که در آن با بررسی پیوند وثیق ایشان با امام هادی(ع) و تحلیل اقدام استراتژیک وی در «عرضه عقاید»، به بررسی چگونگی تبدیل شدن او به فقیه صاحبنظر مورد تأیید امام و نقش وی در استمرار سنت فکری شیعه پرداخته شده است.
موقعیت علمی و جایگاه روایی حضرت عبدالعظیم(ع) حسنی در میان اصحاب ائمه متأخر به ویژه امام جواد و امام هادی علیهماالسلام چگونه ارزیابی میشود و چه عواملی ایشان را به عنوان یکی از برجستهترین راویان عصر خود متمایز میکند؟
تبار والای حضرت عبدالعظیم(ع) حسنی و پیوند نسبی ایشان با امام حسن مجتبی (ع) زمینهساز بستری تربیتی و معرفتی شد که وی را از نخستین دهههای حیات در مجاورت انوار هدایت ائمه اطهار قرار داد. توفیق درک محضر امام رضا، امام جواد و امام هادی (ع) فرصتی کمنظیر برای ایشان فراهم ساخت تا علوم و معارف ناب نبوی و علوی را بیواسطه از سرچشمههای عصمت دریافت کند و به یکی از ژرفاندیشترین راویان خاندان رسالت بدل شود.
در سنجههای علم رجال و ارزیابی راویان، حضرت عبدالعظیم(ع) از جایگاهی بیبدیل برخوردار است؛ بزرگانی همچون نجاشی، شیخ طوسی و ابنقولویه او را به ورع، تقوا، امانتداری و فقاهت ستودهاند. اعتماد خللناپذیر دانشمندان کهن به روایات او ناشی از دقت حیرتانگیز در گزینش اسناد و نقل الفاظ احادیث بود، به گونهای که هرگز نشانی از تسامح یا ورود شائبههای کلامیِ زمانه در نصوص روایی ایشان مشاهده نمیشود.
جایگاه ایشان فراتر از یک راوی عادی و گردآورنده احادیث بود؛ عبدالعظیم(ع) حسنی فقیهی صاحبنظر، مجتهدی بصیر و متکلمی زبردست به شمار میرفت که احادیث را بر پایه مقتضیات جامعه اسلامی تحلیل و ارائه میکرد. کثرت احادیث نقلشده از ایشان در موضوعات گوناگون فقهی، تفسیری، اخلاقی و مناسک عبادی نشان میدهد که وی مرجعی فراگیر برای پرسشهای مؤمنان و واسطهای امین میان مکتب اهلبیت(ع) و متن جامعه بوده است.
یکی از درخشانترین گواهیها بر رتبه رفیع ایشان، کلام صریح امام هادی (ع) است که در مواجهه با او تعبیر ولایت و پیوند حقیقی را به کار بردند. اطلاق چنین عباراتی از سوی امام معصوم تنها بیانگر وثاقت نقلی نیست، بلکه از انطباق کامل عمل، خرد و سیره عملی حضرت عبدالعظیم(ع) با منظومه هدایت اهلبیت(ع) حکایت دارد و درجهای از کمال باطنی را پیش چشم میگذارد که نصیب کمتر راوی و صحابی شده است.
تجلی بارز موقعیت علمی ایشان را میتوان در ارجاع مستقیم شیعیان از سوی ائمه به وی مشاهده کرد؛ آنگاه که امام هادی (ع) فردی چون اباحماد رازی را برای حل گرههای فقهی و معرفتی به حضرت عبدالعظیم(ع) هدایت میفرمایند. این شیوه تفویض و ارجاع در عصر انسداد ارتباط با معصوم، جایگاهی همسنگ یک مفتی و فقیه جامعالشرایط به ایشان میبخشد و صلاحیت تام او را در استنباط و بیان احکام شرعی اثبات میکند.
میراث مکتوب بر جای مانده از وی نظیر کتاب خطب امیرالمؤمنین و کتاب یوم و لیله گواه دیگری بر نظاممندی کوششهای علمی او در حفظ سنت علوی است. او رسالت خود را در ثبت و صیانت از سخنان اصیل ولایت میدانست و با گزینش دقیق روایات در آن دوران پرآشوب، نقشی محوری در امتداد سنت ناب فکری شیعه به نسلهای پسین محدثان و راویان ایفا کرد.
اقدام مشهور حضرت عبدالعظیم(ع) در عرضه عقاید خود بر امام هادی (ع) چه پیامها و دلالتهای معرفتی برای جامعه تشیع به همراه داشت و این شیوه در تثبیت منظومه فکری شیعه در عصر بحرانهای کلامی چه نقشی ایفا کرد؟
عصر امام هادی (ع) یکی از ملتهبترین دورههای تاریخ اسلام از حیث تلاطمهای فکری، نفوذ فلسفههای بیگانه و پیدایش مکاتب کلامی انحرافی مانند جبر، تفویض و مجسمه بود. در این فضای بحرانی که جریانهای مختلف در پی مصادره مفاهیم دینی بودند و بدعتها باورهای مؤمنان را تهدید میکرد، نیاز به ترسیم مرزبندیهای روشن میان تفکر اصیل ولایی و قرائتهای بدعتآمیز بیش از هر زمان دیگری احساس میشد.
در چنین فضایی، حضرت عبدالعظیم(ع) حسنی با وجود بهرهمندی از والاترین مدارج علمی و کلامی، دست به کنشی نمادین، روشنگر و عمیق زد و اصول عقاید خود را در برابر امام معصوم عرضه کرد. این رفتار پیش از هر چیز، تجلی تواضع بیحد یک فقیه راستین در پیشگاه ولایت و نشاندهنده نیاز همیشگی عقل بشر به هدایت حجت بالغه الهی بود تا مبادا دانش فردی به گرداب استغنای کاذب سقوط کند.
متن این عرضه عقیده از نظمی دقیق و سیر منطقی شگرفی برخوردار بود که تمامی ساحتهای توحید، نبوت، امامت، معاد و احکام عملی را در بر میگرفت. حضرت عبدالعظیم(ع) در ساحت توحید با تأکید بر نفی تشبیه و ابطال تجسیم، تصویری ناب از ذات اقدس الهی ارائه داد و در بحث نبوت و امامت، سلسله ولایت حقه را به روشنی تبیین کرد تا هیچ زاویهای برای انحراف غلات و افراطگرایان باقی نماند.
بافت جمعیتی و مذهبی ری در آن دوره بسیار متنوع و پیچیده بود و در کنار اکثریت حنفی و شافعی، هستههای اصیل اما پراکندهای از شیعیان نیز در مناطقی نظیر ساربانان سکونت داشتند. حضور شخصیتی والا و پرنفوذ همچون حضرت عبدالعظیم(ع) در این محیط، ظرفیتی شگرف برای انسجامبخشی به شیعیانِ در اقلیت پدید آورد و آنان را از وضعیت انزوا به یک جامعه منسجم و خودآگاه تبدیل کرد.
ری به عنوان واسطهای امن و راهبردی میان پایگاه کهن و ریشهدار تشیع یعنی شهر قم و مناطق کوهستانی و در حال تحول طبرستان عمل میکرد. پیوند قم که مرکز علمی محدثان بزرگ بود با مناطقی از شمال ایران که بستری مساعد برای خیزش علویان داشت، نیازمند یک کانون هدایتگر بود که حضرت عبدالعظیم(ع) با حضور خویش در ری، این حلقه مفقوده ارتباطی را به شایستگی کامل کرد.
استقرار ایشان نقش بسیار مهمی در پویایی و تقویت شبکه وکالت ایفا کرد. حضرت عبدالعظیم(ع) به عنوان معتمد ویژه امام هادی (ع)، مرجعیتی مورد وثوق برای حل مناقشات، دریافت وجوهات(به نمایندگی از طرف امام جهت حل مسائل شرعی) و آموزش دین، پاسخ به استفتائات فقهی و ابلاغ پیامهای محرمانه امامت به شمار میرفت؛ به گونهای که مؤمنان بدون نیاز به سفرهای پرخطر به سامرا، نیازهای دینی و تکالیف مذهبی خود را سامان میدادند.
سرداب خانه یکی از شیعیان ری در کوی ساربانان به اتاق عملیاتی علمی و معنوی بدل شد که در آن، فارغ از چشم جاسوسان حکومتی، جلسات آموزش حدیث و پرورش شاگردان جریان داشت. حضرت عبدالعظیم(ع) از همین سنگر مخفی، نسلی از راویان و مبلغان را تربیت کرد که پس از او جریان فکری تشیع را در سرزمینهای مرکزی ایران بسط دادند و از هویت مذهبی جامعه دفاع کردند.
برکت حضور و در نهایت تدفین پیکر مطهر ایشان در خاک ری، این شهر را برای همیشه از یک پایگاه عبوری و تجاری صرف، به یکی از مقدسترین و پایدارترین مراکز تشیع در جهان اسلام تبدیل ساخت. تداوم این میراث در قرنهای پسین، ری را به دژ استواری از فرهنگ اهلبیت(ع) مبدل کرد و الهامبخش حرکتهای علمی و تمدنی فراوانی در تاریخ تشیع ایران شد.
تأیید صریح و شادمانه امام هادی(ع) بر این گزارهها و مهر تصدیق نهادن بر آن به عنوان دین پذیرفته حق نزد پروردگار، به این گفتوگو اعتبار ابدی بخشید. این اقدام نه یک آزمون فردی برای اطمینان خاطر راوی، بلکه اقدامی آگاهانه برای تدوین یک سند معتبر کلامی بود تا شیعیان در غیاب دسترسی آسان به امام، متنی متقن برای سنجش درستی ایمان و باورهای خویش در دست داشته باشند.
یکی از مهمترین دلالتهای معرفتی این رخداد، قاعدهسازی برای شیوه زیست ایمانی و ترویج سنت بازنگری در باورها است. حضرت عبدالعظیم(ع) نشان داد که ایمان نباید بر پایه توهمات و قضاوتهای شخصی راکد بماند، بلکه باید پیوسته با خطکش امامت و نصوص قطعی تطبیق داده شود؛ این درس بزرگ تا امروز سرلوحه دانشمندان و حقیقتجویان مکتب تشیع در مواجهه با شبهات جدید باقی مانده است.
در نهایت، حدیث مشهور عرض دین به یک مانیفست کامل و منشور اعتقادی جامع برای تشیع تبدیل شد که راه را بر رخنه افکار بدعتآمیز بست. این اقدام هوشمندانه توانست منظومه فکری امامیه را از دستاندازی جریانهای التقاطی حفظ کرده و خط اعتدال شیعی را بر محور عقلانیت و وحی معصومانه برای قرنهای متمادی بیمه و تثبیت کند.
شرایط سیاسی و امنیتی دوران خلفای عباسی به ویژه متوکل چه اقتضائاتی را بر فعالیتهای اهلبیت(ع) تحمیل میکرد و مهاجرت حضرت عبدالعظیم(ع) به ری بر اساس چه مأموریت یا ضرورت راهبردی صورت پذیرفت؟
دوران خلافت متوکل عباسی نقطه اوج کینهتوزی، خشونت سازمانیافته و اعمال استبداد بر خاندان پیامبر(ص) و شیعیان بود. متوکل با سیاستهای سختگیرانه، محاصره اقتصادی علویان، تخریب نمادهای هویتی از جمله بارگاه سیدالشهدا(ع) و اشراف اطلاعاتی بر تحرکات جامعه، کوشید تا هرگونه امکان تنفس و حیات اجتماعی را از جریان تشیع سلب کند و پیوندهای ایمانی میان امت و امامت را از میان ببرد.
انتقال اجباری امام هادی (ع) از مدینه به سامرا و استقرار ایشان در منطقهای کاملاً نظامی موسوم به عسکر، عملاً امام را در وضعیت حصر خانگی قرار داد. دستگاه خلافت به دنبال آن بود که ارتباط کانون هدایت با پایگاههای مردمی را قطع کند و با گماردن جاسوسان در پیرامون امام، هر نوع رفتوآمد یاران خاص را زیر نظر بگیرد و سرکوب نماید.
در چنین شرایط خفقانآوری، سادات حسنی و حسینی و چهرههای طراز اول حوزه فقاهت در معرض سوءظن شدید، حبسهای طولانیمدت و خطر حذف فیزیکی قرار داشتند. حضرت عبدالعظیم(ع) به دلیل شرافت نسبی، نفوذ اجتماعی و پیوند نزدیک با امام هادی(ع)، یکی از چهرههای خطرآفرین در محاسبات امنیتی عباسیان به شمار میرفت و تحت پیگرد جدی دستگاه خلافت قرار داشت. ایشان این چهره خطرآفرین را به چهره با نفوذ وشناخته شده بین شیعه تبدیل کردند.
مهاجرت ایشان به مناطق دورتر تصمیمی دفعی یا صرفاً تلاشی فردی برای نجات جان نبود، بلکه عقب نشینی را به برنامهای مدبرانه واثر گذار برای خروج از شرایط و گذار از بحران حصر قرار دادند. حفظ سرمایههای فکری و نمادهای هدایت جامعه شیعه در آن برهه از تاریخ، مهمترین ضرورت راهبردی بود؛ چرا که شهادت نابههنگام یا زندانی شدن این نخبگان، خلأیی جبرانناپذیر در شبکه رهبری تشیع پدید میآورد.
علاوه بر جنبه ایمنی، مهاجرت حضرت عبدالعظیم(ع) را باید در چارچوب یک مأموریت پنهان و هدایتشده از سوی ولایت ارزیابی کرد. حرکت به سمت سرزمینهای شرقی و مرکز ایران این امکان را فراهم میساخت که ارتباط با کانونهای جمعیتی وفادار برقرار بماند و احکام دین و پیام امامت به مناطقی منتقل شود که سلطه مستقیم دربار عباسی در آن نسبت به بغداد و سامرا نفوذ کمتری داشت.
زیست مخفیانه و پوشش ناشناس حضرت عبدالعظیم(ع) در طول مسیر و پس از استقرار، الگویی عینی از اصل قرآنی جهاد در تقیه را به نمایش گذاشت. این شیوه رفتار نشان داد که پیروان اهلبیت(ع) در دورههای استبداد مطلق باید توانایی هماهنگسازی فعالیتهای تبلیغی خود با سختترین پروتکلهای امنیتی را داشته باشند تا پویایی تفکر شیعی حفظ شده و ساختار مکتب دستخوش فروپاشی نگردد.
انتخاب منطقه «ری» به عنوان پایگاه هجرت و استقرار ایشان، چه تأثیری در گسترش شبکه وکالت، ساماندهی جریان تشیع در مناطق مرکزی ایران و پیوند پایگاههای شیعی در آن دوران داشت؟
شهر باستانی ری در سده سوم هجری از موقعیت جغرافیایی، تجاری و تمدنی ممتازی برخوردار بود و در قلب شبکه راههای مواصلاتی ایران و مسیر تاریخی جاده ابریشم قرار داشت. این پیوند جغرافیایی، ری را به چهارراهی مهم بدل کرده بود که خراسان، طبرستان، قم، جبال و عراق را به یکدیگر متصل میکرد و بستری مناسب برای تبادل جریانهای فکری و مذهبی فراهم میساخت.
منبع: خبرگزرای مهر



