به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از دو سال قبل و با مرگ مشکوک پسر جوانی در یکی از بیمارستانهای تهران آغاز شد. بررسیهای اولیه نشان داد این جوان مورد ضرب و جرح قرار گرفته و در حالی که حال مساعدی نداشته به بیمارستان منتقل شده، اما تلاش پزشکان برای نجات جانش مؤثر واقع نشده است. پدر بابک در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «از چند سال قبل پسرم به دام اعتیاد افتاده بود.
چند باری او را به کمپ فرستاده بودم، اما بعد از ترخیص دوباره سراغ مواد میرفت تا اینکه روز حادثه با یکی از مراکز ترک اعتیاد در اطراف تهران تماس گرفتم و از آنها خواستم پسرم را به کمپ ببرند. وقتی آمدند، بابک خیلی مقاومت کرد، اما در نهایت او را بردند. هنوز چند ساعتی نگذشته بود که از بیمارستان با من تماس گرفتند و متوجه شدم پسرم فوت کرده است.»با اظهارات پدر مقتول، سه نفر از افرادی که بابک را به بیمارستان منتقل کرده بودند، بازداشت شدند. در ادامه مأموران با حضور در کمپ ترک اعتیاد پس از تحقیقات، سه نفر دیگر از جمله مدیر کمپ را نیز دستگیر کردند.
با تکمیل تحقیقات، برای چهار متهم پرونده به اتهام مشارکت در قتل و برای دو نفر به اتهام معاونت در قتل و برای هر شش متهم به اتهام آدمربایی کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی به پرونده در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران، اولیای دم بابک برای قاتلان پسرشان درخواست قصاص کردند و گفتند: «ارتباط ما و پسرمان خوب بود و برای اینکه اعتیادش را ترک کند، او را به کمپ فرستادیم که در آنجا جانش را گرفتند.» سپس دو متهم به معاونت در قتل در جایگاه دفاع قرار گرفتند.
یکی از آنها گفت: «مسئولان کمپ به ما دستور دادند تا بابک را برای ترک به کمپ بیاوریم. او مقاومت میکرد که با او درگیر شدیم، اما ضربه مرگباری به او نزدم.»متهم دیگر نیز با رد اتهامش گفت: «پیش از این در این کمپ ترک کرده بودم. آن روز با ماشین به آنجا رفتم تا به دوستانم سر بزنم که مدیر کمپ از من خواست بابک را به بیمارستان برسانم. چون بابک بدحال بود، قبول کردم و همراه یک نفر دیگر او را به بیمارستان رساندیم که در آنجا فوت کرد.
حتی آنجا منتظر ماندم تا پدرش آمد.» یکی دیگر از متهمان که به اتهام سرقت در زندان شهر دیگری به سر میبرد، از طریق ویدئوکنفرانس از خود دفاع کرد و گفت: «برای ترک در کمپ بودم و آن روز فهمیدم جلوی در درگیری رخ داده که به آنجا رفتم. بابک حالش بد بود و گفتم او را به بیمارستان ببرید. من نقشی در مرگ او نداشتم.» وقتی نوبت به مدیر کمپ رسید، او نیز منکر نقش داشتن در این ماجرا شد. رئیس دادگاه سپس از دو متهم به مشارکت در قتل خواست از خود دفاع کنند. یکی از آنها گفت: «من در جریان ماجرا نبودم و فقط بابک را همراه یکی دیگر از متهمان به بیمارستان رساندم.
در ابتدا به مأمور بیمارستان گفتم او در خانه حالش بد شده تا کمپ را پلمب نکنند، اما ۱۰ دقیقه بعد نظرم تغییر کرد و واقعیت را گفتم. به خاطر همین تناقض حالا متهم به قتل شدهام.» آخرین متهم نیز منکر قتل شد و اظهار داشت: «وقتی رفتیم بابک را از خانهاش بیاوریم، به من حمله ور شد و با چاقو زخمیام کرد. مدیر کمپ گفت او را به آنجا ببریم. حتی پدر بابک در خانهشان زخم مرا بست. به خاطر وضعیتم، حال خودم را نمیفهمیدم. یک ساعت بعد دیدم سر و صورت بابک خونی است.
او را به بیمارستان بردند، اما من به خاطر اینکه حالم خوب نبود، نرفتم.» در ادامه جلسه، وکلای متهمان به دفاع از موکلان خود پرداختند و اتهام آدمربایی را رد کردند. یکی از وکلا گفت: «خانواده بابک درخواست انتقال فرزندشان به کمپ را داشتند و آدمربایی در کار نبوده است.» پس از رسیدگی به پرونده، قضات دادگاه عمل متهمان را قتل شبهعمد تشخیص دادند و آنها را به پرداخت دیه و حبس محکوم کردند. متهمان دیه را پرداخت و رضایت اولیای دم را جلب کردند.
به این ترتیب، متهم اصلی پرونده که به ۱۰ سال حبس محکوم شده بود، به رأی اعتراض کرد و پرونده برای رسیدگی نهایی به دیوان عالی کشور ارسال شد. قضات دیوان عالی کشور حکم را نقض و پرونده را برای رسیدگی دوباره به دادگاه بازگرداندند. براساس نظر قضات، میزان مجازات با جرم ارتکابی همخوانی نداشت. به این ترتیب، متهم دیروز برای دومین بار در دادگاه حاضر و خواستار آزادی خود شد. قضات پس از شنیدن دفاعیاتش برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
منبع: جام جم آنلاین



