رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیفرهاب سامانه تحلیل اخبار5 دقیقه مطالعه

پایان تلخ رابطه اینستاگرامی؛ آیا زن جوان در قتل شوهرش گناهکار است؟

زنی که در پی دوستی اینستاگرامی با مردی باعث قتل شوهرش شده است درخواست اعاده دادرسی کرد. به گزارش اعتمادآنلاین، یکی از روز‌های ابتدایی سال 99، شهروندانی که با خودرو از کنار آجرپزخانه‌های حاشیه پایتخت عبور می‌کردند، متوجه شدند جسد مردی کنار جاده افتاده است…

پایان تلخ رابطه اینستاگرامی؛ آیا زن جوان در قتل شوهرش گناهکار است؟

زنی که در پی دوستی اینستاگرامی با مردی باعث قتل شوهرش شده است درخواست اعاده دادرسی کرد. به گزارش اعتمادآنلاین، یکی از روز‌های ابتدایی سال 99، شهروندانی که با خودرو از کنار آجرپزخانه‌های حاشیه پایتخت عبور می‌کردند، متوجه شدند جسد مردی کنار جاده افتاده است. آنها پلیس را باخبر کردند و با حضور ماموران در محل، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد. از ظاهر جنازه مشخص بود او قربانی کینه عمیقی شده و به قتل رسیده است؛ چرا‌که ضرباتی متعدد و کاری بر بدن او وارد شده بود.

در‌حالی‌که ماموران دنبال کشف هویت مقتول بودند، یک کارت شناسایی نزدیک جسد پیدا کردند و سراغ خانواده این فرد رفتند. در این مرحله مشخص شد جسد متعلق به مردی به نام میثم است که به‌عنوان پیک‌موتوری کار می‌کرد. همسر میثم گفت: جسد متعلق به شوهر من است. همسرم روز‌ها در پیک‌موتوری کار می‌کرد و شب‌ها هم در یک خوابگاه دخترانه نگهبان بود و خیلی کم به خانه می‌آمد. من دیروز (روز حادثه) با او چند بار تماس گرفتم، اما جواب نداد. فکر می‌کردم گرفتار است که جواب نداده است. شوهرم با یک مرد قرار داشت، ولی نمی‌دانم این قرار برای چه بود.

ماموران در بررسی زندگی شخصی میثم و همسرش مینا، متوجه شدند آنها رابطه سردی با هم داشتند و میثم به همین دلیل خیلی کم به خانه می‌رفت. همچنین متوجه شدند مینا از مدتی قبل با مردی به‌ نام شهرام ارتباط برقرار کرده و با او تماس تلفنی داشته است. پلیس سراغ مردی رفت که با مینا رابطه داشت. این مرد بعد از بازجویی‌های فنی، به قتل اعتراف کرد و گفت: من و مینا نقشه قتل را طراحی کردیم. او به من گفت شوهرش را دوست ندارد و قرار شد با شوهرش تماس بگیرد و به او بگوید باید بسته‌ای را از منطقه آجرپزی به جایی ببرد، من هم در آنجا کمین کنم و میثم را بکشم.

وقتی مینا با شوهرش تماس نگرفت، خودم این کار را کردم و وقتی او را به منطقه آجرپزی کشاندم، به اتفاق یکی از دوستانم او را کشتیم. در گام بعدی تحقیقات، زن جوان تحت بازجویی قرار گرفت. او گفت: حرف‌های شهرام درست نیست، البته من با او رابطه داشتم، اما در قتل شوهرم نقشی نداشتم. این زن گفت: من در یک گروه بازاریابی هرمی فعالیت می‌کردم و هرچه بیشتر مشتری جذب می‌کردم، درآمد بیشتری به دست می‌آوردم. در صفحه اینستاگرامم بازاریابی می‌کردم و این‌طور بود که با شهرام آشنا شدم. بعد از مدتی چت‌ کردن شهرام به من ابراز علاقه کرد و بعد هم ارتباط ما به هم نزدیک‌تر شد.

چون من بیشتر روز‌ها در خانه تنها بودم، به‌راحتی می‌توانستم با شهرام در ارتباط باشم تا اینکه شهرام متوجه شد من شوهر دارم. او به من گفت برایم اهمیتی ندارد که شوهر داری و من می‌خواهم با تو ازدواج کنم. روز حادثه هم او خودش با شوهر من تماس گرفت و قرار گذاشت و من از نیت او خبر نداشتم. پلیس همچنین امید دیگر متهم پرونده را که با شهرام در این قتل همدستی کرده بود بازداشت کرد. سپس هر سه متهم در دادسرا حاضر شدند.

شهرام، متهم ردیف اول، گفت: مینا به من نگفته بود شوهر دارد، به همین خاطر هم من به او دل بستم و حتی او را به خانواده‌ام معرفی کردم و همه در جریان رابطه ما بودند؛ چون من در این رابطه جدی بودم. وقتی مینا دید همه‌چیز جدی شده، به من گفت متاهل است. از همان موقع بود که همه‌چیز خراب شد. نقشه قتل را هم مینا طراحی کرد. او به من گفت شوهرش اعتیاد دارد و او را خیلی اذیت می‌کند. با اینکه من هم به گل اعتیاد داشتم، اما به مینا گفته بودم هر طوری شده است مواد را کنار می‌گذارم و هر کاری بتوانم برای زندگی‌ام می‌کنم.

وقتی مینا به من گفت شوهر دارد، باز هم نتوانستم او را ترک کنم. به من پیشنهاد داد شوهرش را بکشیم تا بتوانیم با هم ازدواج کنیم و من هم قبول کردم. موضوع را به دوستم امید گفتم و با هم به محل قتل رفتیم. مینا گفت با شوهرش تماس بگیریم و بگوییم بسته‌ای را باید از آجرپزخانه به جایی ببرد و من هم قبول کردم. بعد هم وقتی همدیگر را دیدیم، میثم را با ضربات چاقو به قتل رساندم. ابتدا قصد داشتم میثم را وادار کنم مینا را طلاق دهد، اما درگیری بین ما بالا گرفت و قتل اتفاق افتاد.

متهم ادامه داد: وقتی با میثم روبه‌رو شدم، به‌دروغ به او گفتم مامور پلیس هستم و با مینا نسبت دارم و از او خواستم که مینا را طلاق بدهد تا اتفاق بدی بین ما نیفتد. میثم عصبانی شد و با هم درگیر شدیم و قتل رخ داد. من و امید هر دو گل مصرف کرده بودیم و به همین علت هم دست به قتل زدیم و به خاطر کاری که کردیم پشیمان هستیم. وقتی مینا در مقام آخرین دفاع قرار گرفت، گفت: من گفته‌های شهرام را قبول ندارم، البته می‌پذیرم با او در فضای مجازی ارتباط داشتم، اما اینکه نقشه قتل را طراحی کردم دروغ است. من این کار را نکردم و شهرام دروغ می‌گوید.

امید نیز اتهام را قبول کرد و گفت: من برای کمک به شهرام قبول کردم همراه او بروم، البته شهرام به من نگفته بود قصد قتل دارد. فکر می‌کردم مساله گوشمالی‌ دادن است. در‌ نهایت پرونده با صدور کیفرخواست برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و متهمان در شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفتند. اولیای دم در جلسه رسیدگی درخواست قصاص کردند. سپس متهم ردیف اول در جایگاه حاضر شد. او گفت: من به خاطر مینا این کار را کردم. او به من گفت با شوهرش رابطه خوبی ندارد و شرایط را فراهم کرد که قتل اتفاق بیفتد. من هم میثم را کشتم.

وقتی نوبت به متهم ردیف دوم رسید، او گفت: من در این قتل نقشی نداشتم و اصلاً نمی‌دانم چرا این کار را کرد. ما ارتباطی با هم نداشتیم. قضات متهم ردیف اول را به قصاص و متهم ردیف دوم را به 10 سال حبس محکوم کردند. رأی صادره در دیوان عالی کشور تایید و استیذان هم برای اجرای حکم انجام شد. اما متهم ردیف دوم درخواست اعاده دادرسی کرد. این درخواست دو بار رد شد اما بار سوم پذیرفته شد. به این ترتیب یک بار دیگر پرونده در خصوص متهم ردیف دوم بررسی می‌شود.

منبع: اعتماد آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار