رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیفرهاب سامانه تحلیل اخبار7 دقیقه مطالعه

توسعه بی‌سقف در شهرهای کم‌آب

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، شرق: آب از طالقان، کرج، لار و دشت‌های پیرامونی به تهران می‌رسد، اما مسئله آب تهران حل نشده است. اصفهان با زاینده‌رود کم‌آب و فرونشست روبه‌رو است و بخشی از صنایع و سکونتگاه‌ها در پهنه‌هایی توسعه یافته‌اند که منابع آب آنها دیگر توان…

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: آب از طالقان، کرج، لار و دشت‌های پیرامونی به تهران می‌رسد، اما مسئله آب تهران حل نشده است. اصفهان با زاینده‌رود کم‌آب و فرونشست روبه‌رو است و بخشی از صنایع و سکونتگاه‌ها در پهنه‌هایی توسعه یافته‌اند که منابع آب آنها دیگر توان بارگذاری بیشتر ندارد. با این حال، هنوز معلوم نیست یک شهر تا چه جمعیتی اجازه توسعه دارد. در سومین نشست «شهر و آب» این پرسش مطرح شد که چرا آب هنوز نتوانسته مرز ساخت‌وساز و جمعیت‌پذیری شهرها را تعیین کند؟

در طرح‌های شهری برای ارتفاع ساختمان، تراکم، کاربری زمین و عرض خیابان عدد وجود دارد، اما برای یکی از اصلی‌ترین محدودیت‌های شهر عدد روشنی نداریم؛ یک شهر با منابع آب و ظرفیت طبیعی خود تا کجا می‌تواند بزرگ شود؟ عباس آخوندی این خلأ را نبود «سقف اکولوژیک» نامید. داودرضا عرب، استاد دانشگاه، از فرونشست، صنایع مستقر در دشت‌های کم‌آب و شهری گفت که سطح نفوذپذیرش را زیر آسفالت برده است.

سعید سادات‌نیا، شهرساز، تجربه اصفهان و شوشتر را مقابل این الگو گذاشت و رامین ساعدموچشی، مدیرکل دفتر طرح‌ریزی شهری و طرح‌های توسعه و عمران وزارت راه و شهرسازی، خبر داد که در مطالعات جدید تهران و البرز قرار است توان آبی منطقه با تعهدات جمعیتی طرح‌های شهری مقایسه شود.در ابتدای جلسه، عباس آخوندی بحث را از تهران شروع کرد؛ شهری که منابع داخل محدوده‌اش برای تأمین آب آن کافی نیست و آب از چند حوزه دیگر به آن منتقل می‌شود. او گفت: «از حوزه‌های پیرامونی آب به تهران منتقل می‌شود، اما تهران همچنان با مسئله آب مواجه است».

او ادامه داد: «وقتی طرح جامع یک شهر تصویب می‌شود، آیا مسئله آب واقعا در تعیین جمعیت و توسعه آن نقش دارد؟ آب در فرایند بررسی و تصویب طرح‌های جامع کجای داستان قرار دارد؟». برای آخوندی مسئله این نیست که امروز تهران از کجا آب بیاورد؛ پرسش این است که آیا اصولا نقطه‌ای وجود دارد که در آن به توسعه شهر گفته شود «دیگر کافی است». او گفت: «هیچ‌کس به صراحت نمی‌گوید آب بی‌نهایت داریم، اما وقتی هیچ محدودیتی برای توسعه شهر در نظر گرفته نمی‌شود و در نهایت گفته می‌شود آب را از حوزه‌های دیگر منتقل می‌کنیم، معنای عملی آن همین است».

او راه‌حل را تعیین «سقف اکولوژیک» برای شهرها دانست؛ عدد و معیاری که براساس آب، خاک، اقلیم و توان طبیعی سرزمین مشخص کند هر شهر تا چه اندازه امکان بارگذاری دارد. به گفته او در طرح‌های جامع برای بسیاری از موضوعات ضابطه وجود دارد، اما هنوز محدودیت منابع طبیعی نتوانسته همان قدرتی را پیدا کند که ضابطه تراکم یا کاربری زمین دارد.

این بحث برای تهران اهمیت بیشتری دارد. آخوندی جمعیت مجموعه شهری تهران را حدود ۱۶ تا ۱۷ میلیون نفر اعلام کرد و گفت در حالی که این مجموعه برای آب به طالقان، کرج، لار و منابع دیگر وابسته شده، همچنان نشانه روشنی از توقف یا حتی کندشدن افزایش جمعیت‌پذیری دیده نمی‌شود.

او به تصمیم‌هایی اشاره کرد که با عناوین مختلف ظرفیت ساختمانی شهر را افزایش می‌دهند و حتی از طرح‌هایی گفت که قرار است از توسعه ساختمانی برای تأمین هزینه بازسازی مناطق آسیب‌دیده از جنگ استفاده کنند. پرسش او این بود: «اگر یک شهر از نظر زیستی ظرفیت ندارد، آیا باید برای تأمین مالی دوباره امکان بارگذاری بیشتر در آن ایجاد کنیم؟».

داودرضا عرب بحث را به پشت مرزهای تهران برد. او گفت زمانی آب یکی از مهم‌ترین معیارهای انتخاب محل شهر و اندازه آن بود اما این رابطه به تدریج از بین رفت: «شهرها بدون توجه به اینکه واقعا آب داریم یا نداریم، گسترش پیدا کردند». پیامد این تغییر فقط افزایش مصرف نیست. شهر با ساخت‌وساز چرخه آب را هم تغییر داده است. زمین طبیعی که باران را جذب می‌کرد، با آسفالت و ساختمان پوشیده شده و به جای نفوذ آب در خاک رواناب بیشتری تولید می‌شود. شهر بعد برای عبور همین رواناب کانال می‌سازد در حالی که هم‌زمان سهم کمتری از آب به سفره زیرزمینی می‌رسد.

عرب گفت افزایش تعداد چاه‌ها در کنار کاهش آبدهی آنها علامت برداشت بیش از توان سفره‌های زیرزمینی است. هرچه سطح آب پایین‌تر می‌رود، در بسیاری از مناطق کیفیت نیز کاهش می‌یابد و شوری بیشتر می‌شود. مرحله بعدی فرونشست است. او تأکید کرد: «فرونشست فقط مسئله زمین کشاورزی نیست». راه، راه‌آهن، فرودگاه، خطوط لوله و تأسیسات شهری نیز با پایین‌رفتن زمین در معرض خطر قرار می‌گیرند. بیرون‌زدگی لوله چاه‌ها و ترک جاده‌ها در برخی دشت‌ها نشانه‌ای از همین اتفاق است. در این میان مکان‌یابی صنعت نیز بخشی از مسئله است.

عرب به استقرار بخشی از صنایع و شهرک‌های صنعتی در دشت‌های ممنوعه یا مناطق دارای محدودیت آب اشاره کرد. به گفته او ممکن است مصرف یک نیروگاه یا کارخانه در مقیاس کل کشور چندان بزرگ به نظر نرسد اما همان مصرف در یک دشت کم‌آب می‌تواند اثر تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

فضای سبز شهری هم از این قاعده جدا نیست. عرب تصویری از خبری مربوط به سال ۱۳۸۷ درباره افزایش ۶۰ درصدی سرانه فضای سبز تهران نشان داد و پرسید: «آب این افزایش فضای سبز از کجا باید تأمین شود؟». او از یک تحقیق دانشگاهی نیز گفت که با تغییر نوع پوشش گیاهی توانسته بود مصرف آب فضای سبز را حدود ۳۵ درصد کاهش دهد. از نگاه او در شهری کم‌آب نمی‌توان فقط مساحت فضای سبز را بالا برد و درباره نوع گیاه و میزان نیاز آبی آن سکوت کرد.

تغییر اقلیم معادله را سخت‌تر کرده است. عرب گفت گرم‌ترشدن هوا فقط به معنای کم‌شدن بارش نیست. تبخیر بیشتر می‌شود، ذخیره برف تغییر می‌کند و فاصله بارندگی‌ها افزایش می‌یابد. هم‌زمان ممکن است بارش‌های کوتاه شدیدتر شوند. به تعبیر او «سیل و خشک‌سالی دو روی یک سکه‌اند»؛ شهری که ماه‌ها درگیر کمبود آب است، ممکن است چند ساعت بعد از یک بارش شدید با سیلاب روبه‌رو شود.

سعید سادات‌نیا برای نشان‌دادن الگوی متفاوت توسعه به اصفهان برگشت. او از شهری گفت که مادی‌ها در آن فقط جوی آب نبودند. باغ‌ها، زمین‌های کشاورزی، محله‌ها و بخش مهمی از ساختار شهر به این شبکه وابسته بود. سادات‌نیا گفت: «اصفهان اساسا با آب شکل گرفته است». تقسیم آب هم سازوکار مشخص داشت. سهم بهره‌برداران با ابزارهای سنجش و زیر نظر میراب تعیین می‌شد. او گفت: «آب در این سرزمین تا حد قطره حساب می‌شده است». به گفته او حتی توسعه بزرگ اصفهان در دوره صفوی بدون توجه به آب اتفاق نیفتاد.

میدان نقش جهان میان مادی‌ها قرار گرفت و چهارباغ، باغ‌های هزارجریب و بخش‌های تازه شهر در ارتباط با شبکه آب شکل گرفتند. شوشتر نیز نمونه دیگری بود که در آن آب علاوه بر کشاورزی و مصرف روزانه نیروی آسیاب‌ها را تأمین می‌کرد و شهر خود را با رودخانه و گرمای خوزستان سازگار کرده بود. سادات‌نیا نتیجه این تجربه را در یک جمله خلاصه کرد: «راز ماندگاری ایران همین سازگاری با طبیعت بوده است». اما نظام طرح جامع در چند دهه گذشته بر منطق دیگری بنا شده است. رامین ساعدموچشی توضیح داد که در الگوی سنتی ابتدا جمعیت آینده براساس روند گذشته پیش‌بینی می‌شود.

بعد برای آن جمعیت مسکن، خدمات و زمین محاسبه می‌شود و در پایان نقشه کاربری اراضی شکل می‌گیرد.

او گفت: «در این نوع نگاه زمین و آب و منابع زیستی در خدمت انسان‌اند و همزیستی و همراهی با طبیعت جای چندانی ندارد». ساعدموچشی از تلاشی برای تغییر این روند خبر داد. در چارچوب جدید طرح‌های جامع سه موضوع مشارکت مردم، مسئله‌محوری و توجه به شرایط هر شهر پررنگ‌تر شده است. به این معنا که اگر مشکل اصلی یک شهر آب است، دیگر نمی‌توان آب را فقط یکی از ده‌ها فصل مطالعاتی دانست. حدود ۶۴ شهر بالای ۵۰ هزار نفر اکنون با این چارچوب در حال مطالعه‌اند. او اصفهان را مثال زد؛ شهری که طرح جامع آن پس از ۳۷ سال در حال بازنگری است.

به گفته ساعدموچشی در یکی از جلسات بررسی این طرح بخش مهمی از بحث به این اختصاص داشت که زاینده‌رود چند روز در سال باید جریان داشته باشد نه اینکه فقط تراکم یا کاربری یک زمین چه باشد.

وزارت راه و شهرسازی همچنین اطلاعات آب قابل برنامه‌ریزی شهرها در افق ۱۰ تا ۱۵ ساله را از وزارت نیرو گرفته و در اختیار مشاوران قرار داده است. درباره تهران و البرز نیز مطالعات جداگانه‌ای در حال انجام است.

ساعدموچشی گفت: «در مطالعات مجموعه شهری تهران و البرز تلاش کرده‌ایم مدلی برای ارزیابی توان یا تراز آبی تهیه کنیم و ببینیم بر اساس ظرفیت آب این مجموعه چه میزان جمعیت می‌تواند داشته باشد». یک طرف این محاسبه توان آبی منطقه است و طرف دیگر تعهدات جمعیتی طرح‌هایی که طی سال‌های گذشته تصویب شده‌اند. فاصله میان این دو می‌تواند بخشی از مسئله آینده تهران را نشان دهد. به گفته ساعدموچشی راه‌حل فقط متوقف‌کردن ورود جمعیت نیست. جابه‌جایی صنایع، اصلاح فعالیت‌ها، کاهش مصرف و افزایش بهره‌وری نیز باید در این محاسبات وارد شود. او در عین حال گفت هنوز بر سر تعریف دقیق ظرفیت برد و تراز اکولوژیک توافق کاملی میان متخصصان وجود ندارد.

منبع: شبکه شرق

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار