رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریفرهاب سامانه تحلیل اخبار7 دقیقه مطالعه

ارزیابی آثار رسانه‌ای تنها با میزان مخاطب ممکن نیست

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نقش رسانه در فرهنگ گفت: اگر یک سریال تلویزیونی بیننده زیادی داشته باشد، صرف این میزان مخاطب به معنای موفقیت فرهنگی آن سریال نیست.

ارزیابی آثار رسانه‌ای تنها با میزان مخاطب ممکن نیست

حجت‌الاسلام حسن یوسف‌زاده، استاد حوزه و دانشگاه، در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، به تبیین مفهوم فرهنگ و مؤلفه‌های آن پرداخت و گفت: برای شناخت دیپلماسی فرهنگی ابتدا باید درک روشنی از مفهوم فرهنگ داشته باشیم. وی با اشاره به برخی تعاریف عمومی از فرهنگ اظهار داشت: گاهی فرهنگ را هر چیزی می‌دانند که بشر در آن تغییری ایجاد کرده و آن را در مقابل طبیعت قرار می‌دهند، اما این تعریف در تلقی عمومی و آکادمیک از فرهنگ، تعریف کاملاً قابل قبولی نیست؛

زیرا در این صورت تقریباً همه چیز فرهنگی خواهد شد و محدود کردن حوزه فرهنگ برای مطالعه دشوار می‌شود. استاد حوزه و دانشگاه افزود: در تعبیر سنتی، فرهنگ را معمولاً مجموعه‌ای از دستاوردهای معنوی می‌دانیم که باورها، ارزش‌ها، هنجارها، نمادها و آداب و رسوم را دربرمی‌گیرد. بنابراین، وقتی از فرهنگ سخن می‌گوییم، باید این عرصه‌ها را مورد توجه قرار دهیم.

ارتباط باورها، ارزش‌ها و رفتارها حجت‌الاسلام یوسف‌زاده با بیان اینکه باورها در شکل‌گیری ارزش‌ها و رفتارها نقش دارند، تصریح کرد: باور وقتی از طریق ارزش‌ها، گرایش‌ها و منش به رفتار می‌رسد، از مسیر علم و دانش نیز عبور خواهد کرد. بنابراین، باور، ارزش، گرایش، هنجار، کنش، آداب و رسوم و نمادها، همگی ذیل واژه فرهنگ به معنای عام کلمه قرار می‌گیرند. وی ادامه داد: دانش در عرض این مؤلفه‌ها نیست، بلکه در طول آنها قرار دارد و محصولات علمی مانند کتاب، مقاله و نشریات نیز بخشی از این فرآیند هستند.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به مفهوم «هست‌ها» اشاره کرد و گفت: هست‌ها مجموعه چیزهایی هستند که ما به وجود آنها اعتقاد داریم و آنها را می‌شناسیم؛ مانند دنیا، قیامت، بهشت، جهنم و ملائکه. برخی از این هست‌ها در عالم غیب قرار دارند و با چشم دیده نمی‌شوند، اما در نظام اعتقادی انسان وجود دارند. وی افزود: از رابطه میان هست‌ها، ارزش‌ها به وجود می‌آیند. برای نمونه، اگر خدا، بهشت و جهنم را به عنوان واقعیت باور کنیم، از این باورها بایدها و نبایدهایی شکل می‌گیرد؛

بنابراین، اگر بهشت وجود دارد، باید برای رسیدن به آن تلاش کرد و اگر جهنم وجود دارد، باید از آن اجتناب کرد. نسبت عقل و دین در تعیین بایدها و نبایدها حجت‌الاسلام یوسف‌زاده با اشاره به بحث «بایدها و نبایدها» در فلسفه اخلاق اظهار داشت: در فلسفه اخلاق، بحث جدی این است که آیا بایدها اعتباری هستند یا واقعی و ضرورت آنها چگونه تبیین می‌شود. در این زمینه، آیت‌الله مصباح از نظریه‌پردازان جدی این عرصه است که مباحث فراوانی را در این زمینه مطرح کرده است.

وی با اشاره به نسبت عقل و دین خاطرنشان کرد: عقل می‌تواند بسیاری از کلیات را درک کند، اما در چگونگی عمل و جزئیات، دین به انسان کمک می‌کند. برای مثال، اصل اینکه خدا را باید عبادت کرد ممکن است با عقل فهمیده شود، اما اینکه چگونه عبادت کنیم، دین به ما آموزش می‌دهد. استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: اگر عقل به تنهایی برای هدایت انسان کافی بود، نیازی به پیامبر بیرونی وجود نداشت. انسان یک پیامبر درونی یعنی عقل دارد و پیامبران نیز پیامبران بیرونی هستند که راهنمایی و هدایت را به انسان ارائه می‌کنند.

وی افزود: برای مثال، دین به انسان می‌آموزد که به پدر و مادر احترام بگذارد، صدای خود را بر سر آنها بلند نکند و در برابر آنها چگونه رفتار کند. بنابراین، ابتدا رابطه هست‌ها با یکدیگر سنجیده می‌شود و سپس به بایدها و نبایدها می‌رسیم. هنجار؛ الگوی رفتاری متناسب با شرایط حجت‌الاسلام یوسف‌زاده در ادامه با تعریف هنجار گفت: هنجار یعنی الگوی رفتاری. اخلاق نیز الگوهای رفتاری را برای انسان مشخص می‌کند. برای مثال، احترام به پدر و مادر، حضور در کلاس و نحوه رفتار با استاد می‌تواند در قالب الگوهای رفتاری و هنجارها مورد بررسی قرار گیرد.

وی تأکید کرد: هنجار الزاماً یک رفتار کاملاً ثابت و غیرقابل تغییر نیست، بلکه ممکن است شکل اجرای یک الگوی رفتاری متناسب با شرایط تغییر کند. اصل رفتار حفظ می‌شود، اما نحوه اجرای آن می‌تواند متناسب با شرایط متفاوت باشد. نمادها؛ از طبیعت تا قراردادهای اجتماعی این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به جایگاه نمادها در فرهنگ اظهار داشت: نمادها نیز بخش مهمی از فرهنگ هستند. برخی نمادها برگرفته از واقعیت و طبیعت هستند و برخی دیگر کاملاً قراردادی‌اند. وی افزود: علائم راهنمایی و رانندگی نمونه‌ای از نمادهای قراردادی هستند.

رنگ‌های مختلف و نشانه‌های مختلف در این نظام، معناهای مشخصی دارند که در جامعه برای آنها قرارداد ایجاد شده است. حجت‌الاسلام یوسف‌زاده خاطرنشان کرد: برخی نمادها نیز از طبیعت الگوبرداری شده‌اند. برای مثال، در صنعت هواپیماسازی، برادران رایت از پرندگان و نحوه پرواز آنها الگوبرداری کردند. بنابراین، نشانه‌ها و نمادها می‌توانند هم از واقعیت و طبیعت گرفته شوند و هم به صورت قراردادی شکل بگیرند. کنش؛ رفتار معنادار انسان وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مفهوم «کنش» گفت: کنش همان رفتار است، اما با یک تفاوت مهم؛ کنش، رفتار معنادار است.

کنش رفتاری است که نیت و هدف دارد و به همین دلیل در مفهوم کنش، تفاوت انسان و حیوان نیز مطرح می‌شود. حجت‌الاسلام یوسف‌زاده ادامه داد: حیوان بر اساس غریزه عمل می‌کند، اما انسان بر اساس معنا و هدف عمل می‌کند. بنابراین، رفتاری که با نیت و معنای خاص انجام شود، کنش نامیده می‌شود؛ در حالی که یک واکنش غیرارادی لزوماً کنش معنادار نیست.

ضرورت تمایز میان موضوعات واقعی و احساسی این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر ضرورت تفکیک موضوعات واقعی از موضوعات احساسی تصریح کرد: یکی از مسائلی که دانشجویان علوم انسانی و به‌خصوص رشته‌هایی مانند فرهنگ و ارتباطات، مدیریت فرهنگی و جامعه‌شناسی باید به آن توجه کنند، تمایز میان موضوعات واقعی و احساسی است. وی افزود: در موضوعات واقعی باید به خبره و کارشناس مراجعه کرد و داده‌ها را به صورت روشمند به دست آورد، اما در موضوعات احساسی، ممکن است مراجعه به احساس و تجربه افراد موضوعیت داشته باشد.

حجت‌الاسلام یوسف‌زاده خاطرنشان کرد: گاهی تصور ما از واقعیت با خود واقعیت تفاوت دارد. ممکن است بر اساس تجربه‌های اطراف خود تصور کنیم یک پدیده بسیار گسترده است، اما وقتی آمار و داده‌های واقعی را بررسی می‌کنیم، نتیجه متفاوت باشد. وی ادامه داد: تفاوت یک دانشجوی علوم انسانی با فردی که مطالعات آکادمیک نداشته، در همین تمایز گذاشتن میان موضوعات واقعی و احساسی مشخص می‌شود. عالم کسی است که بر اساس واقعیت پاسخ می‌دهد و داده را به صورت روشمند به دست می‌آورد، در حالی که ممکن است فرد غیرمتخصص بر اساس احساس و برداشت شخصی پاسخ دهد.

ارزیابی آثار رسانه‌ای تنها با میزان مخاطب ممکن نیست استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با اشاره به نقش رسانه در فرهنگ گفت: اگر یک سریال تلویزیونی مثلاً ۸۰ درصد بیننده داشته باشد، صرف این میزان مخاطب به معنای موفقیت فرهنگی آن سریال نیست. وی افزود: برای ارزیابی موفقیت فرهنگی یک اثر باید دید این سریال چه پیامدهایی در جامعه داشته است؛ آیا توسعه فرهنگی اتفاق افتاده، آیا خلاقیت‌های بیشتری ایجاد شده، آیا خانواده‌گرایی افزایش یافته و آیا ارزش‌های فرهنگی تقویت شده‌اند یا خیر.

حجت‌الاسلام یوسف‌زاده تصریح کرد: رسانه ممکن است اعلام کند که یک سریال ۸۰ درصد بیننده داشته است، اما میزان بیننده فقط یک شاخص است و لزوماً به معنای موفقیت فرهنگی نیست. گاهی یک اثر ممکن است مخاطب زیادی داشته باشد، اما پیامدهای فرهنگی آن نیازمند بررسی کارشناسی باشد. وی با بیان اینکه باید میان موفقیت رسانه‌ای و پیامد فرهنگی تفکیک قائل شد، اظهار داشت: هر کسی که بتواند این دو موضوع را از یکدیگر تفکیک کند، می‌تواند پاسخ دقیق‌تر و علمی‌تری ارائه دهد.

زندگی مدرن و کاهش فرصت تأمل حجت‌الاسلام یوسف‌زاده همچنین با اشاره به ویژگی‌های زندگی مدرن گفت: یکی از مسائل زندگی مدرن، افزایش سرعت زندگی است. در زندگی شهری، سرعت افزایش پیدا کرده و فرصت تفکر و تعامل عمیق کاهش می‌یابد. وی افزود: یکی از راه‌هایی که انسان برای سرگرمی و پر کردن این زمان پیدا کرده، استفاده از رسانه‌هاست. تلویزیون، سینما، رادیو و رسانه‌های جدید، بخشی از این فرآیند هستند. این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: سینما در ابتدا یک فناوری بود و یکی از کارکردهای مهم آن سرگرمی است. رادیو و تلویزیون نیز علاوه بر کارکردهای دیگر، کارکرد سرگرمی دارند.

امروز نیز رسانه‌هایی مانند اینستاگرام علاوه بر ارتباط، کارکرد سرگرم‌کننده دارند. وی ادامه داد: رسانه‌های مدرن تا حد زیادی برای سرگرمی مورد استفاده قرار می‌گیرند، اما اگر انسان دائماً درگیر این رسانه‌ها باشد، فرصت تفکر و تعامل عمیق کاهش پیدا می‌کند. حجت‌الاسلام یوسف‌زاده در پایان با اشاره به ارتباط این مباحث با دیپلماسی فرهنگی گفت: دیپلماسی فرهنگی قرار است با همه این حوزه‌ها سروکار داشته باشد؛ یعنی باورها، ارزش‌ها، هنجارها و نمادها.

بنابراین، در بررسی فرهنگ باید به این عناصر و ارتباط آنها با یکدیگر توجه کنیم و میان احساس و واقعیت، همچنین میان برداشت شخصی و داده مستند، تفاوت بگذاریم.

منبع: رسانیوز

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار