به گزارش جام جم آنلاین؛ جنگ، تنها در میدان نظامی رخ نمیدهد و همزمان با تحولات میدانی، روایتهای مختلفی نیز درباره چرایی جنگ، طرفهای درگیر و پیامدهای آن شکل میگیرد. در چنین شرایطی، رسانههای خارجی و شبکههای اجتماعی به یکی از مهمترین میدانهای رقابت روایتها تبدیل میشوند و تصویری که از ایران به مخاطبان خارج از کشور ارائه میشود، میتواند بر برداشت افکار عمومی از تحولات اثر بگذارد. باخبر شدیم مهدی ابراهیمی، نماینده رسمی رسانه ملی در فرانسه، برای چند روزی به ایران آمده است.
این فرصت را غنیمت دانستیم تا درباره تجربه فعالیت رسانهای در فرانسه و شرایط روایت رسانهای از ایران در خارج از کشور با او گفتوگو کنیم. در ادامه، مشروح این گفتوگو را میخوانید.
با توجه به تجربهای که دارید از تصویر ایران در رسانههای فرانسه برایمان بگویید. یک سال و حدود ۱۰ ماهی است که به عنوان خبرنگار و مسئول خبری دفتر صدا و سیما در پاریس حضور دارم، تقریباً روزی نبوده که رسانههای فرانسه علیه ایران مطلبی پخش نکنند. مرتب مهمان، کارشناس و گزارش علیه ایران پخش میشود. حتی گزارش یا مطلبی که نه به طرفداری از ایران، بلکه صرفاً علیه ایران نباشد، کمتر میبینید. البته احتمال دارد دلیلش این باشد که رسانه قوی در زبان فرانسه نداریم، به همین ترتیب تأثیرگذاری بسیار کمتر هم خواهیم داشت.
زبان فرانسه در ایران به اندازه انگلیسی گسترده نیست، اما باید توجه داشت که دهها میلیون نفر در کشورهای مختلف به این زبان صحبت میکنند و اگر در این حوزه سرمایهگذاری کنیم، میتوانیم بخشی از افکار عمومی شکلگرفته علیه ایران را خنثی کنیم و به مسیر درست هدایت کنیم.
این تصویر نادرستی که در رسانههای فرانسه وجود دارد، تا چه اندازه ناشی از نحوه پوشش اخبار ایران در رسانههای فرانسه است؟ اخبار نادرست درباره ایران همیشه وجود داشته و معمولاً بخشی از آن با واقعیت منطبق نیست یا دستکم بخش کوچکی از واقعیت است که بزرگنمایی میشود. این مسئله بهویژه در کشوری مثل فرانسه اهمیت دارد؛ کشوری که در جنگ ۱۲ روزه وارد جنگ با ایران شد و برای دفاع از رژیم صهیونیستی ناو شارل دوگل را به منطقه اعزام کرد تا موشکها و پهپادهای ایرانی را هدف قرار دهد.
با توجه به سابقهای که فرانسه از پس از انقلاب تا امروز داشته، هیچوقت نمیتوان گفت این کشور در قبال ایران صداقت داشته است. در مدتی که من اینجا هستم، یک بار خبر درست درباره ایران در رسانههای این کشور ندیدم؛ از BFMTV و LCI گرفته تا CNews، فرانس انفو، RFI، لوفیگارو، لوموند و رسانههای چپ و راست، تلویزیون، رادیو و رسانههای مکتوب. هیچوقت نمیآیند از ایران حمایت کنند، اما انتظار این است که دستکم خبر منصفانهای درباره ایران منتشر کنند. بنابراین همیشه باید با دید یک خبر دروغ یا بزرگنماییشده به این اخبار نگاه کرد و نمیشود به آنها اعتماد کرد.
هر خبری باید ارزیابی و بررسی شود و اگر جایی قابل استفاده بود، مثلاً برای شناخت دیدگاه آنها درباره ما، میتوان از آن استفاده کرد. آنچه که قطعی است این است که اخبار در فرانسه همیشه نیاز به راستیآزمایی دارد.
به نظر شما ریشه این نگاه منفی را باید در چه چیزی جستوجو کرد؟ بعد از انقلاب اسلامی و فروپاشی رژیم شاه، وابستگان و مخالفان جمهوری اسلامی که به خارج از کشور رفتند، بخشی از آنها در فرانسه ساکن شدند و بسیاری از آنها وارد رسانههای فرانسه شدند. بخش مهمی از اطلاعاتی که رسانهها درباره ایران دریافت میکنند، از همین افراد است؛ افرادی که سلطنتطلب، منافق یا به طور کلی مخالف حکومت ایران هستند.
بنابراین حتی اگر رسانهای را فرض کنیم که مقداری بیطرفی داشته باشد، وقتی اطلاعاتش را از افرادی دریافت میکند که سالها در فرانسه بودهاند و کار رسانهای کردهاند، خواهناخواه قضاوتش درباره ایران بر اساس همان اطلاعات شکل میگیرد و افکار عمومی را نیز به همان سمت هدایت میکند.
در چنین شرایطی، خبرنگار رسانه ملی برای رساندن روایت دیگری از ایران با چه وضعیتی روبهروست؟ بهخصوص از نظر دسترسی به مسئولان و نشستهای رسمی فرانسه؟ همانطور که گفتم من خبرنگار رسمی صداوسیما در فرانسه هستم و با کارت رسمی به این کشور آمدهام. در این مدت، بارها با بخشهای مختلف دولت فرانسه، از جمله وزارت خارجه و بخش سخنگوی وزارت خارجه تماس گرفتهام و خواستهام در جلسات، برنامهها و دیدارها به عنوان خبرنگار شرکت کنم. تا به حال هر بار تماسهای تلفنی را به ایمیل ارجاع دادند و من هم بارها ایمیل زدم، اما پاسخی نگرفتم.
حتی در بعضی برنامههایی که حالت نمایشگاهی داشت، کارتم را به رسمیت نمیشناختند. از دوستان در وزارت خارجه و سفارت ایران هم خواستم این مسئله را پیگیری کنند و برخورد متقابل صورت بگیرد؛ یعنی خبرنگاری که برای رسانه فرانسه در ایران کار میکند هم اجازه حضور در جلسات را نداشته باشد تا فرانسه ملزم شود به خبرنگار ایران اجازه دهد در جلسات شرکت کند و از وزیر خارجه یا سخنگوی وزارت خارجه سؤال بپرسد، اما تا الان پاسخی نگرفتم. فعالیت بنده جز پوشش فعالیت طرف فرانسوی در برنامههای رسمی و برخی نمایشگاهها، فراتر نرفته است.
مقامهای فرانسوی نیز معمولاً با رسانه ما مصاحبه نمیکنند. حتی مقامهایی که قبلاً مسئولیت داشتهاند یا مواضعی مخالف جنگ دارند، به دلیل نگرانی از اینکه ارتباط با جمهوری اسلامی برایشان هزینه سیاسی ایجاد کند، حاضر به مصاحبه نمیشوند. این ترس و نگرانی در کشوری که مدعی آزادی بیان است، جای سؤال دارد؛ اینکه فردی بخواهد با یک رسانه مصاحبه کند، اما بترسد متهم به ارتباط با جمهوری اسلامی شود و علیه او هجمه ایجاد شود.
بخش بزرگی از فعالیت رسانهای در بستر نت انجام میشود. این محدودیتها در فضای مجازی هم خودش را نشان داده؟ همچنان تاکید دارم که من خبرنگار تلویزیون جمهوری اسلامی هستم و با مجوز رسمی در فرانسه فعالیت میکنم و کارت دارم، اما در بستری فعالیت میکنم که حتی خود فرانسویها هم گاهی نسبت به شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، گوگل و فیسبوک اعتراض دارند. از طرف دیگر، غرب تا جایی که بتواند تلاش میکند مانع فعالیت رسانههای رسمی ایران مانند صداوسیما شود. برای خود من چند بار پیش آمده که حساب یا ایمیلی که در آن عبارت IRIB وجود داشته، بسته شده است؛
در حالی که هیچ فعالیت غیرقانونی نداشتهام و صرفاً پیامهای عادی دریافت و ارسال شده است. با این تفاصیل به این نتیجه میرسیم که صرفاً به دلیل وجود عبارت IRIB در عنوان یا نشانی حساب، فعالیتم محدود شده. بنابراین اگر رسانهای باشید که دیدگاهی متفاوت با آنچه آنها میپسندند داشته باشد، با محدودیت مواجه میشوید. به همین دلیل کانالهایی که الان در تلگرام، یوتیوب و اینستاگرام دارم، به شکلی نیست که بهراحتی مشخص شود نماینده یا صدای رسانه ملی هستند.
اگر بفهمند یک کانال متعلق به رسانه ملی است، افرادی که اینجا فعال هستند و حامی رژیم صهیونیستی هستند، پیگیری میکنند که آن کانال بسته شود. بنابراین باید با ظرافت کار کرد تا جلوی فعالیت رسانهای گرفته نشود.
اینطور متوجه شدم که حتی معرفی شما با عنوان رسمی، خبرنگار و رسانهای که برای آن کار میکنید هم میتواند برای فعالیت رسانهای شما مشکل ایجاد کند؟ بله همین طور است. به طور مثال در استفاده از لوگوی رسانه ملی هم دچار مشکلیم. وقتی میخواهیم گزارش یا مصاحبه بگیریم، معمولاً خبرنگار لوگو را در دست میگیرد تا مخاطب بداند این مصاحبه محصول صداوسیماست. اما در سالهای اخیر و بهویژه پس از جنگ، برخی سلطنتطلبها و حامیان حمله به ایران، نسبت به خبرنگاری که مشخص شود وابسته به رسانه ملی است، رفتار خشونتآمیزی دارند.
اگر شما پرچم ایران داشته باشید یا متوجه شوند خبرنگار رسانه ملی هستید، ممکن است به شما حمله شود. این اتفاق بارها افتاده و باید با در نظر گرفتن این شرایط فعالیت کنیم.
با وجود شرایط گفته شده، آیا همچنان با محدودیت دیگری هم در فعالیت رسانهای مواجهیم؟ ببینید، تسلط به زبان، الفبای دیپلماسی رسانهای است، اما ما در مواجهه با رسانههای فرانسویزبان با یک خلأ استراتژیک روبرو هستیم. در حالی که برای زبانهای انگلیسی و عربی، ظرفیت نسبتاً مطلوبی از کارشناسانِ مسلط به فن بیان و استدلال داریم که میتوانند در برابرِ چالشهای مجریان، پاسخهای قانعکننده بدهند، در جبهه زبان فرانسه با فقر نیروی انسانی متخصص مواجهیم.
بدتر اینکه، حتی در موارد معدودی که برای حضور در رسانههای فرانسویزبان برنامهریزی شده، همکاریها پایینتر از سطح انتظار بوده و نتوانسته تأثیرگذاری لازم را ایجاد کند. واقعیت میدانی این است که بخش عمدهای از چهرههای فرانسویزبان که به رسانهها دعوت میشوند، در جبهه مخالف قرار دارند؛ در مقابل، افرادی هم که با دیدگاههای جمهوری اسلامی همسو هستند، یا اساساً به این زبان تسلط ندارند و یا دانش زبانیشان در سطحی نیست که بتواند از پسِ پاسخگویی به سؤالات تند و تیز مجریان برآید.
این شکاف عمیق، زنگ خطری است که ضرورت تربیت و شناسایی نیروی زبده در این حوزه را بیش از پیش نمایان میکند؛ پروژهای که نباید بیش از این به تأخیر بیفتد.
به نظر میآید برای جبران ا ین خلأ نیاز است نهادهای ایرانی فعال در کشورهای دیگر در جهت همافزایی فعالیت کنند. ما نهادها و دستگاههای مختلفی داریم که در حوزه بینالملل فعالیت میکنند؛ از صداوسیما و معاونت برونمرزی گرفته تا شبکههای رادیویی و تلویزیونی به زبانهای مختلف، پرستیوی، بخش فرانسویزبان سحر، وزارت خارجه، سفارتخانهها، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، رایزنیهای فرهنگی، جامعهالمصطفی و نهادهای دیگر. این دستگاهها جلساتی برگزار میکنند تا همافزایی داشته باشند، اما هنوز من در عمل چنین اتفاقی را ندیدهام.
در فرانسه هیچوقت ارتباط و همکاری رسانهای سفارت با ما منسجم نبوده است. نه اطلاعاتی به من داده شده و نه وقتی اطلاعاتی میخواستم، همکاری مستمری وجود داشت. ممکن است سفارت برای حضور سفیر در یک برنامه رسانهای هماهنگی کند یا اخبار روزانه رسانههای فرانسه را ترجمه و برای تهران ارسال کند، اما این کافی نیست. اینکه در حدود دو سالی که اینجا هستم، هنوز دقیقاً ندانم این مجموعهها چه کاری انجام میدهند، خودش نشان میدهد چقدر با هم مرتبط هستیم.
در حالی که صداوسیما نیاز دارد از رسانههای مختلف فرانسوی باخبر باشد، خبرها و واکنشهای آنها را در اختیار داشته باشد و گاهی به تهران ارسال کند. ممکن است بخش دیپلماسی رسانهای سفارت هم همین کار را انجام دهد و در نتیجه دوبارهکاری شکل بگیرد. ما معمولاً از همدیگر خبر نداریم و هماهنگ نیستیم و حاضر نیستیم کنار هم بنشینیم و به هم کمک کنیم. در حالی که شبکه مقابل از این ظرفیت استفاده میکند و کمتر به سمت دوبارهکاری میرود. این ضعفی است که من دیدهام و باید برطرف شود.
در این میان، با توجه به تجربهای که از فعالیت رسانهای در فرانسه دارید، عملکرد رسانهای نهادهای ایرانی در این کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟ سفارتخانهها طبق دستوری که از تهران دریافت میکنند، حسابهایی در شبکههای اجتماعی مانند ایکس و تلگرام دارند، اما اینکه چه میزان مخاطب دارند و چه میزان مخاطب باید داشته باشند، به نظرم باید ارزیابی شود. مثلاً در کشوری مانند فرانسه که جمعیت زیادی دارد و دهها میلیون فرانسویزبان نیز در کشورهای مختلف زندگی میکنند، باید بررسی شود چه تعداد از این افراد کانالهای ما را میبینند و آیا به اندازه کافی مؤثر بودهایم یا نه.
حتی مسئله سادهای مانند جستوجوی «سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاریس» در گوگل قابل ارزیابی است. باید ببینیم صفحه سفارت به زبان فرانسه در چه جایگاهی قرار میگیرد و آیا مخاطب میتواند بهراحتی آن را پیدا کند یا نه. وزارت خارجه و صداوسیما تشکیلات رسانهای دارند و باید ارزیابی کنیم چقدر موفق بودهایم، اشکال کار کجاست و چه چیزی باید اصلاح شود.
اگر بخواهیم از سطح ارزیابی و آسیبشناسی عبور کنیم، برای تقویت ارتباط رسانهای ایران با فرانسه چه باید کرد؟ به نظرم صداوسیما، رایزنی فرهنگی یا سفارت میتوانند در این زمینه فعال باشند؛ البته به شرطی که این ارتباط غیرمستقیم باشد. خیلی از کارها را مستقیم نمیشود انجام داد، چون وقتی دستگاه رسمی آن کشور متوجه شود شما با سفارت ایران یا نهادهای ایرانی ارتباط دارید، ممکن است مشکلاتی ایجاد شود. باید با رسانههای دوست و منصف، جلسات مرتب، تبادل، مکاتبه و دعوت داشته باشید.
اگر این کار انجام شود، خیلی از سوءتفاهمها و سوءبرداشتها ممکن است برطرف شود و بهتدریج راهی برای حضور رسانه رسمی ایران در رسانههای آنها باز شود. من چنین ارتباط مستمری را از سوی سفارت ندیدهام. گاهی افرادی دعوت میشوند که مرتب علیه جمهوری اسلامی مطلب مینویسند و با آنها مصاحبه میشود، اما رسانههایی که میتوان با آنها گفتوگو کرد و به نوعی اثرگذاری داشت، کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
در کنار رسانههای رسمی، آیا ظرفیتهایی در میان فعالان فضای مجازی فرانسه وجود دارد که بتوان از آنها استفاده کرد؟ ما در فضای مجازی رسانههای نیمهرسمی و افرادی داریم که در یوتیوب، تیکتاک، اینستاگرام و تلگرام فعالیت میکنند، اما مخاطبانشان معمولاً محدود است. در عین حال جوانان فعالی داریم که مورد حمایت قرار نمیگیرند و گاهی حتی از سوی دستگاه های رسمی یا دولتی طرد میشوند. من فردی را میشناسم که حدود ۵۰۰ هزار دنبالکننده در تیکتاک دارد و بعضی ویدئوهایش در تیکتاک و اینستاگرام ۷۰ میلیون بار یا بیشتر دیده شده و برخی دیگر نیز دو یا سه میلیون بازدید داشتهاند.
همین فرد، با وجود چنین ظرفیتی، از سوی سفارت طرد شده است. من به مسئولان جمهوری اسلامی میگویم این فرد حتی اگر کارمند جمهوری اسلامی نباشد و از دولت حقوق نگیرد، به دلیل داشتن صدها هزار و گاهی میلیونها مخاطب به زبان فرانسه، شایسته تقدیر است. هدف رسانه برونمرزی این است که افکار عمومی غرب را بر اساس واقعیتها و سیاستهای جمهوری اسلامی شکل دهد و چنین افرادی میتوانند در این مسیر کمک کنند و تأثیرگذار باشند.
اگر این افراد را شناسایی کنیم و وزارت خارجه وظیفه خود را در حمایت از آنها درست انجام دهد، میتوانیم بخشی از افکار عمومی را که معاند نیست و اگر واقعیتها را بداند، تغییر نظر خواهد داد، با خود همراه کنیم.
شما از امکان تغییر نگاه بخشی از افکار عمومی فرانسه صحبت میکنید. با توجه به شرایط امروز، این امکان را چقدر جدی میدانید؟ من به شخصه دیدهام وقتی با افراد به صورت چهرهبهچهره صحبت میکنید، متوجه میشوید خیلی از آنها اگر واقعیتها را بدانند، نگاهشان تغییر میکند. بهویژه اینکه امروز جامعه غرب، از جمله فرانسه، با مشکلات بسیاری مواجه است. جنگ غزه، جنگی که رژیم صهیونیستی و ترامپ با ایران شروع کردند و همچنین اتفاقات اقتصادی و سیاسی جهان باعث شده بخشی از افکار عمومی بیشتر فکر کنند و بعضی از آنها روشنتر شوند. در این شرایط به نظرم میشود کارهای خوبی انجام داد و باید این فرصت را مغتنم شمرد.
منبع: جام جم آنلاین



