در روزهای گذشته، تصویری از من و هوراد، پسر چهارماههام، در حالی که در یک جلسه رسمی و هنگام سخنرانی در آغوشم بود، بسیار دیده و بازنشر شد.
به گزارش حیات به نقل از ایرنا، رسانههای مختلف درباره آن نوشتند؛ بعضی با نگاه مثبت، بعضی با تعجب و بعضی هم با نقد. در شبکههای اجتماعی نیز واکنشهای متفاوتی شکل گرفت. از همه کسانی که این تصویر را دیدند، دربارهاش نوشتند، بازنشرش کردند یا حتی نقدش کردند، ممنونم.
اما فکر میکنم حالا وقت آن است که از خودِ تصویر عبور کنیم.
یک سؤال ساده: چرا دیدن یک مادر در یک موقعیت حرفهای، در حالی که نوزادش را در آغوش دارد، هنوز آنقدر متفاوت است که تبدیل به خبر شود؟
شاید پاسخ این باشد که ما هنوز محیطهای اجتماعی و حرفهایمان را عمدتاً بر اساس الگویی طراحی کردهایم که در آن، «مادر بودن» باید پشت درِ محل کار، جلسه، دانشگاه، سخنرانی و فعالیت اجتماعی بماند.
من آن روز هوراد را با خودم بردم، چون در این مقطع از زندگیام، مادر یک نوزاد چهارماههام و در عین حال یک انسان شاغل، یک مددکار اجتماعی و یک فعال اجتماعی هستم.
نمیخواهم این تصویر تبدیل شود به یک «استثنای شخصی». اتفاقاً برعکس. آرزوی من این است که روزی چنین تصویری آنقدر عادی باشد که دیگر کسی برایش تیتر نزند.
قرار نیست همه مادران، کودکانشان را به همه جلسات و محیطهای کاری ببرند. مسئله این نیست.
مسئله این است که مادر حق انتخاب داشته باشد.
اگر مادری میتواند و میخواهد در یک موقعیت حرفهای فرزندش را همراه داشته باشد، ساختار نباید اولین پاسخ خود را با «نمیشود» آغاز کند.
اگر مادری نیاز دارد ساعتی برای شیردهی یا مراقبت از فرزندش از محل کار خارج شود، این نباید به معنای کاهش ارزش حرفهای او باشد.
اگر مادری بعد از تولد فرزندش میخواهد همچنان در عرصه اجتماعی و حرفهای حضور داشته باشد، نباید برای اثبات تعهدش مجبور شود «مادری کردن» خود را پنهان کند.
و اگر واقعاً درباره فرزندآوری، حمایت از خانواده و سرمایه اجتماعی خانواده صحبت میکنیم، باید از شعار فراتر برویم و هزینههای واقعی مادر شدن در زندگی اجتماعی و حرفهای را کاهش دهیم.
محیط کار دوستدار خانواده، انعطاف در زمان و مکان کار، امکان دسترسی به مراقبت از کودک، حمایت واقعی از مادران شاغل و تغییر نگاه فرهنگی به مادری، بخشی از این مسیر است.
اگر از جامعه فرزندآوری طلب میشود، باید «اقتصاد_مراقبت» و «زیرساخت های مراقبت از کودک» بخش مهمی از سیاستگذاری عمومی باشد.
این تصویر متعلق به من و هوراد است؛ اما مطالبهای که میتواند از دل آن بیرون بیاید، متعلق به من نیست. متعلق به همه مادرانی است که نمیخواهند برای مادر بودن، از جامعه حذف شوند؛ و نمیخواهند برای حضور اجتماعی و حرفهای، از مادر بودن خود فاصله بگیرند.
مادر نباید بین «مادر بودن» و «حضور داشتن» یکی را انتخاب کند.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای اینکه از مادران بخواهیم خودشان را با ساختارها تطبیق دهند، ساختارها را برای زندگی واقعی مادران آماده کنیم.
منبع: حیات



