رفتن به محتوای اصلی
انرژیفرهاب سامانه تحلیل اخبار5 دقیقه مطالعه

نفت، فوتبال و لهجه‌های ناهمگون؛ نقدی بر سریال تاریخی شبکه سه

«دیوار دفاعی» قرار بود روایتگر مقاومت کارگران جنوب در ماجرای ملی شدن نفت باشد، اما آنچه روی آنتن رفته، بیشتر از یک درام تاریخی منسجم، مجموعه‌ای از ایده‌های پراکنده، بازی‌های تصنعی، لهجه‌های نامتناسب و موقعیت‌هایی است که گاه ناخواسته به کمدی نزدیک می‌شوند.

نفت، فوتبال و لهجه‌های ناهمگون؛ نقدی بر سریال تاریخی شبکه سه

سریال «دیوار دفاعی» به تهیه کنندگی مسعود ده نمکی و کارگردانی احمد کاوری و مهدی فتحی و نویسندگی حمزه صالحی و کریم خودسیانی که از شبکه سه سیما پخش می‌شود، قرار است به یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، یعنی ملی شدن صنعت نفت، بپردازد. ایده محوری آن نیز روایت این رویداد از زاویه کارگران پالایشگاه‌های جنوب کشور است؛ ایده‌ای که به خودی خود ارزشمند و متفاوت است، زیرا به جای تمرکز بر چهره‌های سیاسی مشهور، سراغ مردم عادی می‌رود.

با این حال آنچه در عمل روی آنتن رفته است، بیشتر از آنکه یک درام تاریخی منسجم باشد مجموعه‌ای از ایده‌های نیمه‌تمام و اجرای ناهمگون است. از همان ابتدا نام «دیوار دفاعی» بیش از آنکه یادآور یک سریال سیاسی – تاریخی باشد تداعی‌کننده یک اثر ورزشی به ویژه فوتبال است. این انتخاب عنوان انتظارات مخاطب را به سمتی می‌برد که با محتوای سریال هم‌خوانی کامل ندارد و حتی پیش از شروع، نوعی دوگانگی در ذهن بیننده ایجاد می‌کند. تیتراژ ابتدایی نیز با موسیقی تلفیقی غربی و جنوبی و استفاده از انیمیشن، لحنی نزدیک به سریال‌های کمدی دارد و در انتقال روایت کوتاه مورد نظر موفق نیست.

در همان صحنه ابتدایی، تصاویری از مصدق، آیت‌الله کاشانی و نواب صفوی نشان داده می‌شود. دو چهره نخست برای مخاطب علاقه‌مند به تاریخ ملی شدن نفت آشناست، اما شهید نواب صفوی با وجود نقش پررنگ و خدماتش در این حرکت ملی، یکی از نقاط مغفول تاریخ معاصر ایران است. انتظار می‌رفت سریال به این خلأ بپردازد، اما تا اینجای کار چنین اتفاقی رخ نداده است. همانگونه که رهبر شهید درباره وجوه و ابعاد ناشناخته شهید نواب صفوی و یارانش فرموده‌اند: «… این‌ها مردمانی بودند که «انّهم فتیه ءامنوا بربّهم».

واقعاً جوانانی بودند که به خدا ایمان آوردند و از روی اخلاص، در راه حاکمیت معارف و احکام نورانی اسلام تلاش کردند و در مقابل ظلم و فساد ایستادند…اصلا قضیه این‌ها چنین بود که در جهت اسلامی شدن جامعه، مبارزه ضدّ استبدادی و ضدّ سلطنتی خودشان را آغاز کردند و متأسفانه در وسط کار، همه‌شان از بین رفتند. البته برای خود آن‌ها خوب شد؛ چون به شهادت رسیدند و به مقام عالی شهادت دست یافتند؛

اما برای جامعه خسارتی بود…» این غیبت، برای سریالی که مدعی پرداخت به ملی شدن نفت است، یک ضعف جدی محسوب می‌شود و فرصتی را از دست داده است تا یکی از حلقه‌های کمتر دیده شده این رویداد تاریخی را به تصویر بکشد. سکانس افتتاحیه با یک مونولوگ طولانی آغاز می‌شود که به جای نشان دادن، همه چیز را می‌گوید. این شیوه، از جذابیت درام می‌کاهد؛ در حالی که می‌توانست هدف و زمینه داستان را در خلال روایت و به تدریج آشکار کند. دیالوگ‌ها نیز خارج از قاعده روزگار و تصنعی‌اند و به دل مخاطب نمی‌نشینند.

ته‌مایه‌های کمدی که برای نگه داشتن بیننده به کار رفته، نه تنها کمکی نکرده، بلکه لحن تاریخی سریال را مخدوش کرده است. فیلمنامه در داستان و دیالوگ ایرادات اساسی دارد و نتوانسته میان رویداد تاریخی، شخصیت‌ها و موقعیت‌های دراماتیک پیوندی منسجم ایجاد کند. کارگردانی نیز ضعیف است و نتوانسته از بازیگران به خوبی استفاده کند. بازی‌ها بسیار تصنعی و در حد تلویزیون ملی ایران نیستند؛ حتی از ضعیف‌ترین آثار منتشرشده در شبکه نمایش خانگی نیز سطح نازل‌تری دارند. شخصیت‌ها عمق لازم را ندارند و باورپذیری آن‌ها پایین است.

این ضعف اجرا، در کنار فیلمنامه نه چندان جذاب، باعث شده سریال نتواند مخاطب را با خود همراه کند. یکی از آشکارترین ضعف‌های سریال، نحوه حضور شخصیت‌های انگلیسی است. آن‌ها به بدترین شکل ممکن صحبت می‌کنند؛ برخی فارسی را با لهجه‌ای نامفهوم بیان می‌کنند و ناگهان در میانه گفت‌وگو یک جمله کوتاه انگلیسی می‌گویند و سپس ادامه را به فارسی سخن می‌گویند. این ناهماهنگی نه تنها باعث مضحک شدن صحنه‌ها می‌شود، بلکه بیننده را سردرگم می‌کند.

در برخی سکانس‌ها، انگلیسی‌ها از ضرب‌المثل‌های فارسی استفاده می‌کنند، در حالی که در سکانس‌های دیگر چنان رفتار می‌کنند که گویی با زبان فارسی بیگانه‌اند. این‌ عدم انسجام زبانی، واقع‌نمایی اثر را به شدت کاهش داده و حتی به کمدی ناخواسته دامن زده است. کاش سازندگان با کمی خلاقیت، به جای این آشفتگی، راهی برای نمایش تفاوت زبانی و فرهنگی پیدا می‌کردند تا هم باورپذیری حفظ شود و هم فضای درام تقویت شود. حضور فوتبال و پیوند آن با جنوب کشور، بیشتر یک موضوع حاشیه‌ای است تا اصلی. سریال نتوانسته ارتباط منطقی میان مبارزه سیاسی-اقتصادی برای ملی شدن نفت و فوتبال ایجاد کند.

آن حالت هجومی ایران برای پس گرفتن نفت نمایش داده نمی‌شود؛ برعکس، ایران در نقطه ضعف قرار دارد. این تصویر با روح داستان، یعنی مقاومت و استقلال، در تناقض است، مگر اینکه در قسمت‌های آینده اصلاح شود. فوتبال می‌توانست استعاره‌ای از بازی قدرت و رقابت باشد، اما در حد تزئینی باقی مانده است. اگر قرار است فوتبال و کارگران جنوب محور سریال باشند، باید منطق دراماتیک و تاریخی مستحکم‌تری برای آن‌ها طراحی شود. در غیر این صورت، «دیوار دفاعی» بیشتر از آنکه از نفت دفاع کند، از جذب مخاطب عقب می‌ماند.

در مجموع، «دیوار دفاعی» فرصتی برای روایت متفاوت ملی شدن نفت از دید کارگران جنوب و با پیوندی خلاقانه با فوتبال داشت، اما ضعف کارگردانی، فیلمنامه، دیالوگ، زبان و بسته‌بندی بصری، آن را به اثری ناهمگون تبدیل کرده است. با این حال، اگر در قسمت‌های آینده به نقش شهید نواب صفوی، انسجام زبانی شخصیت‌های انگلیسی و نمایش موقعیت هجومی ایران در برابر استعمار نفت پرداخته شود، می‌توان امیدوار بود که این فرصت سوخته تا حدی جبران شود. در غیر این صورت، سریال در دیوار بلند انتظارات تاریخی و دراماتیک، خود را مدفون خواهد دید. انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری میزان

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار