اقتصادیفرهاب سامانه تحلیل اخبار6 دقیقه مطالعه

صلاله؛ میزی در سایه تنگه هرمز

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، قرار است امروز، شهر ساحلی صلاله در عمان میزبان نشستی باشد که اهمیت آن، بیش از آنکه به تشریفات یک دیدار دیپلماتیک مربوط باشد، به جغرافیای بحران خاورمیانه بازمی‌گردد؛ جایی که ایران و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، در یکی از…

صلاله؛ میزی در سایه تنگه هرمز

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

قرار است امروز، شهر ساحلی صلاله در عمان میزبان نشستی باشد که اهمیت آن، بیش از آنکه به تشریفات یک دیدار دیپلماتیک مربوط باشد، به جغرافیای بحران خاورمیانه بازمی‌گردد؛ جایی که ایران و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، در یکی از حساس‌ترین مقاطع امنیتی منطقه، قرار است پشت یک میز بنشینند.

اگر این نشست در سطح پیش‌بینی‌شده برگزار شود «احتمال حضور همه کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس در حال کم‌رنگ‌شدن است» و نخستین گردهمایی رسمی و مستقیم وزیران خارجه ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از زمان آغاز درگیری‌های نظامی اخیر در منطقه خواهد بود. همین ویژگی، صلاله را از یک نشست معمول دیپلماتیک فراتر می‌برد. موضوع اصلی فقط گفت‌وگو درباره روابط تهران و پایتخت‌های عربی نیست؛ مسئله، آینده امنیت خلیج فارس، وضعیت تنگه هرمز و نسبت کشورهای منطقه با قدرت‌های فرامنطقه‌ای است.

در ظاهر، همه‌چیز به یک مسئله مشخص بازمی‌گردد و آن اینکه چگونه می‌توان رفت‌وآمد دریایی و تجارت انرژی را در یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان دوباره به وضعیت باثبات بازگرداند؟ اما در لایه زیرین، پرسش دشوارتری وجود دارد، چه کسی قرار است امنیت این منطقه را تأمین کند و این امنیت بر اساس چه ترتیبی شکل خواهد گرفت؟ ایران پاسخ خود را پیشاپیش روشن کرده است.

سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در گفت‌وگو با العربی الجدید تأکید کرده که جزئیات توافق ایران و عمان و نقشه‌های مرتبط با مسیر جدید در اختیار کشورهای شرکت‌کننده قرار خواهد گرفت. اما در همان حال، یک خط قرمز را نیز مشخص کرده است، «توافق با عمان به معنای بازگشایی تنگه هرمز نیست». از نگاه تهران، بازگشایی تنگه منوط به بازگشت آمریکا به تعهدات خود در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد است. این گزاره، در واقع کلید فهم موضع ایران در صلاله است. تهران نمی‌خواهد موضوع هرمز را صرفا یک پرونده فنی درباره کشتیرانی تلقی کند. برای ایران، امنیت دریانوردی از مسئله بزرگ‌تری جدا نیست؛

مسئله‌ای که در آن تحریم، محاصره دریایی، فشار اقتصادی و حضور نظامی آمریکا در منطقه در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز با توصیف نشست صلاله به عنوان «تحولی مهم» در مسیر ایجاد اعتماد و همکاری میان کشورهای منطقه، تأکید کرده است که جمهوری اسلامی ایران خود را متعهد به تلاش برای تأمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز می‌داند؛ اما تا زمانی که اقدامات تجاوزکارانه و مداخلات غیرقانونی آمریکا، از جمله محاصره دریایی و جنگ اقتصادی، ادامه داشته باشد، نمی‌توان امنیت کشتیرانی را تضمین کرد.

اما مسئله اینجاست که طرف دیگر این معادله، کشورهای عربی خلیج فارس هستند؛ کشورهایی که خود در میانه این بحران، نه صرفا ناظر، بلکه ذی‌نفع مستقیم هرگونه توافق درباره هرمز هستند.

کشورهای عربی؛ میان نگرانی امنیتی و ضرورت اقتصادی

کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در وضعیت ساده‌ای قرار ندارند. از یک سو، نگرانی‌های امنیتی آنها نسبت به ایران، پس از حملات موشکی و پهپادی، جدی‌تر از گذشته شده است؛ از سوی دیگر همین کشورها بیش از هر زمان دیگری به ثبات خلیج فارس نیاز دارند. اقتصاد این کشورها، به‌ویژه در حوزه انرژی، با امنیت آبراه‌های منطقه پیوند خورده است. تنگه هرمز برای آنها فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛ شاهراهی است که بخش مهمی از صادرات نفت و گاز از آن عبور می‌کند. بنابراین هر اختلال طولانی‌مدت در این مسیر، مستقیم بر درآمدهای ارزی، بودجه‌های دولتی و پروژه‌های توسعه‌ای آنها اثر می‌گذارد.

اینجاست که منافع امنیتی و اقتصادی کشورهای عربی با یکدیگر تلاقی می‌کنند. آنها از یک سو نمی‌خواهند ایران در موقعیتی قرار گیرد که بتواند تنگه هرمز را به یک اهرم دائمی برای فشار سیاسی تبدیل کند؛ از سوی دیگر، ادامه بحران نیز برای آنها هزینه‌زاست. این وضعیت، شاید مهم‌ترین دلیل تمایل کشورهای شورای همکاری به گفت‌وگو با تهران باشد. مسئله را می‌توان ساده‌تر هم دید؛ همسایگان ایران نمی‌توانند جغرافیای خود را تغییر دهند. ایران همان همسایه‌ای است که در شمال خلیج فارس قرار دارد و تنگه هرمز نیز در مجاورت مستقیم آن است.

بنابراین حتی اگر اختلافات سیاسی و امنیتی عمیق باشند، حذف ایران از معادله امنیت منطقه ممکن نیست. به همین دلیل، صلاله می‌تواند نخستین تلاش جدی برای تبدیل یک واقعیت جغرافیایی به یک ترتیبات سیاسی باشد.

موضع تهران در این نشست را می‌توان بر سه محور خلاصه کرد. نخست، تأکید بر نقش کشورهای منطقه در تأمین امنیت منطقه؛ دوم، پیونددادن امنیت دریانوردی با رفع فشارهای آمریکا؛ و سوم، جلوگیری از تبدیل مسئله هرمز به پرونده‌ای صرفا امنیتی و بین‌المللی که در آن کشورهای منطقه نقش فرعی پیدا کنند.

عراقچی نیز تأکید کرده که ایران معتقد است مسئولیت تأمین امنیت و ثبات منطقه صرفا بر عهده کشورهای منطقه است. این جمله در ظاهر یک موضع آشناست، اما در شرایط کنونی معنای متفاوتی دارد. اگر کشورهای منطقه بتوانند درباره امنیت خلیج فارس با یکدیگر گفت‌وگو کنند، در واقع بخشی از نقش سنتی بازیگران خارجی در معادلات امنیتی منطقه زیر سؤال می‌رود. اما اینجا یک مانع بزرگ وجود دارد، زیرا ایران و کشورهای عربی درباره تعریف «امنیت» الزاما هم‌نظر نیستند. برای تهران، خروج یا کاهش مداخله آمریکا بخشی از امنیت منطقه است؛

برای بسیاری از کشورهای شورای همکاری، حضور آمریکا دست‌کم در مقطع کنونی یکی از عناصر بازدارندگی در برابر تهدیدهای امنیتی تلقی می‌شود. بنابراین صلاله قرار نیست اختلافات بنیادی را یک‌شبه حل کند. اهمیت آن بیشتر در این است که آیا می‌تواند یک زبان مشترک برای مدیریت این اختلافات ایجاد کند یا نه.

یک توافق موقت؛ نه پایان بحران

یکی از مهم‌ترین واقعیت‌هایی که نباید در ارزیابی نشست نادیده گرفته شود، موقتی‌بودن هرگونه توافق احتمالی درباره هرمز است. حتی اگر ایران و کشورهای عربی بر سر مسیرهای امن دریانوردی یا ترتیباتی برای کاهش تنش توافق کنند، مسئله اصلی همچنان پابرجاست، اختلاف ایران و آمریکا. تا زمانی که میان تهران و واشینگتن درباره تحریم‌ها، محاصره دریایی، جنگ اقتصادی و سایر اختلافات یک چارچوب قابل قبول پیدا نشود، توافق منطقه‌ای درباره هرمز در بهترین حالت می‌تواند یک راه‌حل موقت برای یک بحران بزرگ‌تر باشد. از این منظر، کشورهای شورای همکاری نیز با یک انتخاب دشوار روبه‌رو هستند.

آنها می‌توانند تلاش کنند ایران را در یک چارچوب منطقه‌ای وارد کنند و از این طریق، نقش مستقیمی در مدیریت بحران داشته باشند؛ یا همچنان امنیت خود را عمدتا به سازوکارهای بازدارندگی خارجی متکی کنند. نشست صلاله، دست‌کم در سطح سیاسی، گزینه نخست را آزمایش می‌کند. در نهایت، اهمیت صلاله نه در تعداد وزیرانی است که دور یک میز خواهند نشست و نه در ادبیات دیپلماتیک بیانیه پایانی؛ آزمون واقعی، پس از پایان نشست آغاز می‌شود.

اگر تهران و پایتخت‌های عربی بتوانند میان دو نگرانی متفاوت ــ نگرانی ایران درباره فشار و مداخله خارجی و نگرانی کشورهای عربی درباره امنیت و تداوم صادرات انرژی ــ نقطه مشترکی پیدا کنند، صلاله می‌تواند آغاز یک مسیر تازه باشد. اما تداوم سایه جنگ بر ایران و نقش آمریکا و تحریم‌های اقتصادی چیزی نیست که کشورهای عربی بتوانند آن را مدیریت کنند یا به توافقی با ایران برسند که قابل اجرا باشد. صلاله شاید نتواند بحران اصلی را رفع کند اما می‌تواند نخستین جایی باشد که ایران و کشورهای عربی، پس از ماه‌ها تقابل و بحران، درباره آن با صدای بلند گفت‌وگو می‌کنند.

منبع: شبکه شرق

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار