نخستین نکتهای که وزیر امور خارجه کشورمان باید امروز به همتایان عرب خود یادآوری کند این است که آنها خوششانساند که کنترل تنگه هرمز در دست ایران است. اگر این تنگه در اختیار ترامپ بود، کشورهای عربی باید هزینه سنگینی برای این وابستگی میپرداختند، خریدهای تسلیحاتی اجباری، امتیازات تحقیرآمیز سیاسی و نااطمینانی دائمی. واشینگتن برای هر بشکه نفت یک قرارداد نظامی و برای هر بحران یک امتیاز سیاسی مطالبه میکرد و عملاً خون اقتصادهای عربی را در شیشه میکرد. ایران، اما چنین نگاهی به امنیت منطقه ندارد. دکترین ایران شفاف است: امنیت یا برای همه است یا برای هیچکس.
صادرات نفت، توسعه و رفاه نیز از همین قاعده پیروی میکند. نشست امروز وزیران خارجه کشورهای حوزه خلیج فارس با تیم دیپلماسی ایران به ریاست سیدعباس عراقچی، نتیجه همین واقعیت است. دولتهای عربی به ایران اعتماد کامل ندارند، تهران نیز دلیلی برای اعتماد به آنها ندارد. اما همه به یک نتیجه واحد رسیدهاند: حذف ایران از معادلات منطقه ناممکن است. پایتختهای عربی دیگر نمیخواهند خط مقدم جنگهای امریکا باشند. آنها فهمیدهاند چتر امنیتی واشینگتن در لحظه بحران، سرابی بیش نیست. امریکا هزینه تنش را به منطقه تحمیل میکند، اما مسئولیتی در قبال مهار تبعات آن نمیپذیرد.
برای دولتهای عربی، ثبات اقتصادی اهمیت حیاتی دارد. برجهای شیشهای، بنادر تجاری، مراکز مالی و پروژههای بلندپروازانه توسعه با صدای انفجار سازگار نیستند. به همین دلیل، همسایگان جنوبی بهجای تشدید تقابل با تهران، ناچار به مدیریت ریسک شدهاند. این تغییر موضع، از سر علاقه نیست، حاصل پذیرش ناگزیر قدرت ایران است. با این حال، هرگونه بحث درباره آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز بدون توجه به تحولات بابالمندب، ابتر و ناقص خواهد بود. تا زمانی که محاصره یمن ادامه داشته باشد و حقوق انصارالله نادیده گرفته شود، تنش در دریای سرخ مهار نمیشود.
البته ایران نه وکیلوصی یمنیهاست و نه به جای آنها تعهد میدهد، اما تهران ضامن آرامشی نخواهد بود که در آن رنج و حقوق مردم یمن نادیده گرفته شود. در واقع هر راهحل پایدار، از مسیر گفتوگوی مستقیم و برابر با صنعا میگذرد. اکنون نوبت دیپلماسی ایران است با کنار گذاشتن امریکا در میز مذاکره با اعراب، دستاوردهای میدانی را به نتیجه سیاسی و اقتصادی تبدیل کند.
منبع: جوان آنلاین



