یکی از این تحولات که در جنگهای اخیر نمود بیشتری یافت، تقویت روایت جامع از جبهه مقاومت است که تمرکز بر ظرفیتهای اجتماعی و فرهنگی و جریانسازی ۳۶۰ درجه شکل گرفته است. سند تحول در این میان این مسأله را یکی از مصادیق آن را شکلگیری رسانههای همافزا در جبهه بزرگ مقاومت میداند. رسانههای همسو با فرهنگ مقاومت فقط کارشان خواندن خبر و گزارش اتفاقات روزمره نیست. این رسانهها دقیقا همان رزمندگان و فرماندهان خط مقدم جنگ نرم عمل هستند که بار اصلی جهاد تبیین را بر دوش دارند.
رسانههای آزادیخواه در سوریه، عراق، لبنان و غزه نمینشینند تا خبری رخ دهد و آن را پوشش دهند؛ بلکه خودشان جریانساز هستند. آنها فقط رویدادها را نقل نمیکنند؛ چون به بازیگری تأثیرگذار در اتفاقات غرب آسیا تبدیل شدهاند. این رسانهها که سالهاست برای شکستن انحصار روایت تحمیلی کشورهای غربی در تکاپو هستند، تنها یک هدف دارند؛ نابودی اسرائیل! امروز که رسانههای محور مقاومت به جایی رسیدهاند که کارشناسان غربی بر تأثیرگذاری آنها باور دارند، نمیتوان از این دستاورد بدون حمایت و پشتیبانی ایران صحبت کرد.
بیتردید رسانه ملی بهعنوان رسانهای فراگیر در ایران در رأس این مسئولیت مهم قرار گرفت و در چند سال گذشته با توسعه رسانههای فرامرزی با پلتفرمهای چندزبانه این امکان را فراهم کرد تا صدای رسانههای محور مقاومت نهفقط در منطقه خود بلکه به سراسر جهان برسد، به انتقال تجربیات فنی و رسانهای به متحدان خود در منطقه یاری رساند که منجر به ظهور شبکه رسانهای پراکنده از نظر جغرافیایی، اما همگرا در چشمانداز و جهتگیری شد.
بیتردید اگر رسانهها چه در غزه یا دیگر محورها و جبهههای مقاومت در این سطح عمل نمیکردند، مقاومت در حوزه نظامی نیز این تأثیر گسترده را برجای نمیگذاشت. صدای بلند رسانه ملی در سراسر جهان این دستاورد بزرگ رسانهای که امروز به آن افتخار میکنیم از عملیات بزرگ طوفانالاقصی کلید خورد. صداوسیما به پوشش لحظهبهلحظه آن پرداخت. با صدای بلند رسانه ملی بود که توجه دنیا به غزه و جنایتهای اسرائیل جلب شد. پیش از این چه در سرزمینهای اشغالی فلسطین و چه در دیگر کشورهای حوزه مقاومت هر اتفاقی میافتاد صدا از صدا در نمیآمد.
اخبار بهشدت کنترل میشد و مجریان اتوکشیده تلویزیون رژیم صهیونیستی از مهربانی نظامیان با کودکان فلسطینی گزارش میدادند و سران کشورهای غربی هم بهبه و چهچه میکردند. این روند بعد از طوفانالاقصی زیرورو شد، دوربینها در دستان رزمندگان قرار گرفت؛ رزمندگانی که دیگر میدانستند هر جنایتی را میتوانند با رساندن صدای خود به ایران از طریق رسانه ملی این کشور به گوش جهانیان برسانند. کار رسانههای محور مقاومت فقط انتشار جنایتهای وحشیانه اسرائیلی نبود؛ بلکه آنها در دنیای جدید رسانهای گسترده ایجاد شده توانستند فرهنگ مقاومت را گسترش دهند.
این فرصت فراهم شد تا جوانانی که تاکنون تحتتأثیر رسانههای غربی بودند، با فرهنگ مقاومت آشنا شوند و برای حفاظت از خانه خود بند پوتینهایشان را سفت ببندند. رسانههای جبهه مقاومت وقتی دست در دست یکدیگر گرفتند، توانستند ذهن و افکار عمومی مردم را به شکلی درست و هدفمند روشن کنند. بین مردم همبستگی و همدلی ایجاد کردند و نشان دادند که چرا ایستادگی و مقاومت تنها راه حفظ امنیت و بازدارندگی کشور در برابر دشمنان است.
در این میان رسانه ملی نهتنها با حمایت رسانههای آزادیخواه، نخ تسبیحی شد تا رسانههای حوزه مقاومت را در کنار یکدیگر قرار دهد، بلکه با برنامهسازی و موضوع قرار دادن دشمنی اسرائیل این نقش را پررنگتر کرد. نتیجه این همافزایی را در روزهای بسیار حساس بهخوبی دیدیم. رشد و قدرتگرفتن رسانههای محور مقاومت در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان بهخوبی به چشم آمد.
دوربینهای رسانههای جبهه مقاومت پاسخهای موشکی ایران در عملیاتهای وعده صادق و دیگر عملیاتها را برای انتشار به رسانه ملی رساندند و این صداوسیما بود که به دنیا نشان داد ایران قدرتمندتر از آن است که تصور میکنند. این دوربینهای مقاومت بود که بسیاری از اصابت موشکها و قدرت ایران را به دنیا نشان دادند اتفاقی که تا پیش از این هرگز رخ نمیداد و هر اتفاقی که شیاطین اسرائیلی نمیخواستند، همانجا دفن میشد و به فراموشی میرفت. نمود دیگر این همافزایی رسانه ملی ایران با رسانههای فعال در جبهه مقاومت را میتوان در همصدایی مردم در میادین مشاهده کرد.
مردمی که با فریاد خود نشان میدادند بند نخست تفاهمنامه چقدر برایشان اهمیت دارد. مردمی که میدانستند ناآرامی و جنگ در یکی از جبهههای حوزه مقاومت یعنی تهاجم به همه این کشورها! این تفاهم میان مردم ما در میادین و دیگر ملتهایی که در برابر استکبار جهانی قد راست کردند، در صداوسیما شکل گرفت. شعار هدفمند ساخته شده غربی، نه غزه نه لبنان جایش را به شعار هم غزه هم لبنان، جانم فدای ایران داد. این رسانههای محور مقاومت بودند که صدای میادین و خیابانهای ایران را از رسانه ملی به غزه و لبنان رساند تا آن مردم زجرکشیده و مظلوم بدانند تنها نیستند.
پوشش جامع و ۳۶۰ درجه صداوسیما برای اینکه اخبار و حقیقت جبهه مقاومت را تمام و کمال به خانه مردم بیاورد، شیوه برنامهسازی و خبررسانی خود را کاملا متحول کرد و یک الگوی همهجانبه یا اصطلاحا ۳۶۰ درجه راه انداخت. این پوشش رسانهای در سه سطح عملیاتی و موازی طراحی و اجرا شد. خبرنگاران صداوسیما کولهپشتی و دوربین خود را برداشتند و مستقیما به خطوط مقدم نبرد در لبنان و مرزهای فلسطین اعزام شدند تا زیر باران موشک و گلوله، گزارشهای زنده، نفسگیر و بدون واسطه از میدان مبارزه مخابره کنند.
همزمان در دل غزه، کرانه باختری، مناطق بمبارانشده جنوب لبنان، یمن و عراق، تلویزیون ما از شبکه خبرنگاران بومی و محلی استفاده کرد تا صدای واقعی مردم، وضعیت بیمارستانها، آوارگی خانوادهها و استواری بینظیر زنان و کودکان در دل فاجعه با تمام وجود ثبت شود. در این میان، تحلیل و هدایت راهبردی از استودیوهای تهران، بهویژه در برنامههایی، چون قرارگاه جنگ و بخشهای ویژه خبری، کارشناسان ارشد سیاسی، نظامی و رسانهای پشت میزها نشستند تا تکتک ادعاها و دروغهای جنگ روانی دشمن را کالبدشکافی کنند و ابعاد مختلف قضایا را برای بینندگان کاملا روشن سازند.
همافزایی راهبردی و پیوند با رسانههای همسو در دنیا این توانمندی رسانهای برآمده از یک ساختار سازمانیافته است؛ بهطوری که بخش مهمی از این فعالیتهای همافزا در جبهه مقاومت، با همکاری و هماهنگی دقیق میان معاونت سیاسی و شبکه خبر از یک سو و معاونت برونمرزی رسانه ملی از سوی دیگر شکل گرفته است. صداوسیما با ایجاد این پل ارتباطی محکم میان بخشهای داخلی و برونمرزی، توانست با شبکههای تلویزیونی و رسانههای آزاداندیش و همسو در سراسر جهان از شبکههای شناختهشده منطقه یک اتحاد رسانهای ایجاد کند.
تلویزیون با تبادل فیلمها، تصاویر و اخبار دست اول با این رسانهها، اجازه نداد که شبکههای صهیونیستی و غربی دنیا با روایتهای دروغین مردم را فریب دهند. برای مثال، تصاویری که شبکههای برونمرزی رسانهملی مثل العالم و پرس تیوی از جنایات صهیونیستها ضبط میکردند، توسط این رسانههای بینالمللی بازنشر داده میشد و میلیونها بیننده در سراسر جهان حقیقت را میدیدند. از سوی دیگر، گزارشهای برجسته خبرنگاران المیادین و المسیره نیز بهطور مستقیم و زنده روی آنتن شبکههای داخلی ما میآمد تا مخاطب ایرانی در جریان دقیقترین جزئیات شجاعت رزمندگان یمنی و لبنانی قرار گیرد.
بهعنوان مثال شنبه شب معاون رئیس هیات رسانهای جنبش انصارالله روی خط برنامه به وقت ایران آمد تا تحولات اخیر یمن را بازگو کند. این فعالیتها و همپوشانی تلویزیون ایران با رسانههای جبهه مقاومت هر روز پررنگتر میشود. علاوه بر حوزه خبر، در حوزه فیلم و سریال هم این همکاری شکل گرفت، مثل تولید سریال مشترک حبیب که با همکاری هنرمندان ایرانی و سوری و در دل شهرهای سوریه ساخته شد و روایتی واقعی از نبرد مشترک با تروریستهای داعش و دوستی عمیق دو ملت را به تصویر کشید.
روایتها از درون میدان و با نگاه محلی یک نمونه بسیار برجسته و موفق از برنامهسازی عمیق فرهنگی و تاریخی در تلویزیون، برنامه تخصصی شامات در شبکه خبر بود. این برنامه به خواندن اخبار کوتاه و روزمره بسنده نکرد، بلکه با دعوت از صاحبنظران و مرور نقشهها و اسناد، تاریخچه کهن سرزمین شامات، بافت مذهبی و قومیتی سوریه و لبنان و دلایل شکلگیری فرهنگ مقاومت در این جغرافیا را بازگو کرد تا مخاطب بفهمد پشتپرده این درگیریها چه ریشههای هویتی و تمدنی نهفته است؛
رویکردی که در کنار پخش پیوسته و ویژهبرنامه به افق فلسطین و سپس با نام قرارگاه، ابعاد پنهان تحولات منطقه را به بهترین شکل برای جامعه باز کرد. در کنار این نگاه عمیق، تلویزیون از طریق گزارشهای زنده و اثرگذار عظیمزاده از قلب لبنان، توانست حضور پررنگ خبرنگاران لبنانی و یمنی را در برنامههای مختلف فراهم کند تا روایتها از درون میدان و با نگاه محلی رنگوبویی واقعیتر و عمیقتر پیدا کند. در کنار این نگاه عمیق تاریخی، تلویزیون دل را به دریا زد و ارتباطهای زنده و مستمر تصویری با بیروت و بهخصوص منطقه ضاحیه جنوبی برقرار کرد.
در شبها و روزهایی که ساختمانهای مسکونی ضاحیه زیر بمبارانهای سهمگین جنگندهها با خاک یکسان میشد، دوربینهای صداوسیما در میان گردوغبار ایستادند و شجاعت خبرنگاران و فریادهای لبیک یا نصرالله مردم را همان لحظه به دنیا نشان دادند. این تصاویر زنده و میخکوبکننده، تمام ادعاهای ارتش صهیونیستی مبنی بر تسلیم شدن مردم را باطل کرد، دروغهای رسانههای معاند را در نطفه خفه ساخت و نشان داد که چگونه پیوند میان میدان جهاد، تحلیل آگاهانه و شجاعت رسانهای میتواند تابلویی تمامعیار از عظمت و حقانیت جبهه مقاومت را پیش چشم جهانیان به نمایش بگذارد.
منبع: جام جم آنلاین



