باشگاه خبرنگاران جوان؛ دلآرا ودودی – نمایش «ایرلندی» به کارگردانی صدرا عیسیپور این روزها با فضایی تاریک، سورئال و پرتنش روی صحنه است؛ فضایی که بازیگران را با موقعیتهایی متفاوت از تجربههای روزمره مواجه میکند. آیدا فهیمی، بازیگر نقش «مگ»، درباره تجربه حضور در این نمایش، ویژگیهای این شخصیت، دشواریهای اجرای نقش و تأثیر آن بر ذهن و احساساتش با ما گفتوگو کرده است. فهیمی درباره نخستین مواجهه خود با شخصیت مگ میگوید: «شخصیت مگ برای من، شخصیتی آسان و گذرایی نبود. فضای تاریک و سورئال نمایش، فاصله زیادی با دنیای واقعی من داشت.
با این حال، این دوری، همزمان هم سخت بود و هم وابستهکننده. انگار بدم نمیآمد که رفتارهای مگ در درونم نهادینه شود.» او یکی از ویژگیهای متفاوت نمایش را وارونگی رابطه مادر و فرزند میداند و توضیح میدهد: «در این نمایش، جای مادر و فرزند عوض شده است؛ این مورین است که شقاوتهای مادرانه را تحمل میکند و در نهایت، نمایش با شکنجه و قتل به پایان میرسد. این دوری و غریبگی نقش، همان چیزی است که برای من جذابیت ایجاد کرد.» به گفته فهیمی، اجرای این نقش علاوه بر جنبههای روانی، از نظر فیزیکی و میزانسن نیز دشواریهای خاص خود را داشته است.
او سبک کارگردانی صدرا عیسیپور را متکی بر جزئیات و ریتم دقیق میداند و میگوید: «این سبک بازی، هم برای بازیگر و هم برای تماشاگر چالشبرانگیز است؛ فضایی پر از تنش و عاری از هرگونه محبت که باید از ابتدا تا انتها حفظ میشد. هماهنگی حرکات بدنی با موسیقی، ضربآهنگ دیالوگها و غلیان ناگهانی احساسات در پسِ شخصیتی سرد، انرژی بسیاری از ما میگرفت.» فهیمی ادامه میدهد: «اما رفتهرفته، همه با این فضا عجین شدیم؛
تا جایی که تخلیه این میزان از کینه و تنش روی صحنه، حال خودمان را هم خوب میکرد.» یکی از چالشهای این بازیگر، حفظ مرز میان روابط واقعی بازیگران و مناسبات شخصیتها روی صحنه بوده است. او در اینباره میگوید: «بیشترین تنش من روی صحنه با کاراکتر مورین بود. ارتباط نزدیک ما در پشت صحنه، کار را حین تمرینات سختتر میکرد. اما همه ما میدانستیم که روی صحنه، جایی برای محبت نیست و باید تمام تمرکزمان را بر ایجاد این فضای تاریک و متشنج بگذاریم.
فکر میکنم موفق شدیم این مرز را به خوبی حفظ کنیم.» نقش مگ اما تنها به زمان اجرا محدود نمانده و به گفته فهیمی، تأثیر آن بر روحیه او بیش از چیزی بوده که انتظار داشته است: «اصلاً فکر نمیکردم یک شخصیت جدید تا این حد حال روحیام را به هم بریزد. مگ گذشته و مرگ زیبایی نداشت و این حس دلسوزی عجیبی را در من ایجاد میکرد.
برای مخاطب، مگ شخصیتی منفور است، اما برای من بسیار شیرین و عجیب بود.» او درباره ماندگاری این شخصیت در ذهن خود نیز میگوید: «میدانم که رفتارهای مگ تا سالها در من باقی میماند و حتی اگر نماند، خودم آنها را حفظ میکنم، چون دوستشان دارم.» فهیمی معتقد است مضمون «ایرلندی» محدود به زمان و موقعیت داستان نیست و مخاطب میتواند در بخشهایی از آن، تجربههای شخصی خود را بازشناسی کند. او میگوید: ««ایرلندی» مختص این دوره نیست. همه ما ممکن است در دورهای از زندگی، گرفتار چنین شخصیتهایی شویم یا خود به یکی از آنها تبدیل شویم.
تماشاگرانی که با این نمایش همزادپنداری میکنند و با خود میگویند “گاهی باید بزنیم زیر همه چیز و خودمان را نجات دهیم”، برای من بسیار ارزشمند هستند. همه باید حواسشان را جمع کنند که مبادا گرفتار یک زندگی ایرلندی شوند.» او در بخش دیگری از صحبتهایش به طراحی لباس مگ و نقش آن در شکلگیری شخصیت اشاره میکند: «طراحی لباس مگ بسیار فکر شده و با جزئیات بود. تحمل آن لباس ضخیم و حجیم در تابستان، با وجود تحرک زیاد، بسیار دشوار بود؛
اما همین ضخامت باعث میشد ضربات ناشی از زمینخوردنها را بگیرد و به نوعی، بخشی از هویت مگ شد.» فهیمی درباره واکنشهایی که نسبت به این طراحی لباس وجود داشته نیز میگوید: «قضاوتهایی بابت لباس از سوی برخی از افراد شده بود که با محتوای کار و فرم اصلی پوشش همخوانی نداشت. با این حال خوشحالم که نمایش ما درخشان پیش رفت و هیچ مانعی نتوانست جلوی اجرا را بگیرد.»
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان



