طبق گفته مقامات وزارت نفت، کسری روزانه بنزین بین ۱۴ تا ۲۰ میلیون لیتر است؛ مصرف حدود ۱۳۵ میلیون لیتر در روز در مقابل تولید نزدیک به ۱۲۱ میلیون لیتر. طبق برآورد کارشناسان افزایش نرخ جدید تنها حدود ۲ میلیون لیتر از مصرف را کاهش میدهد؛ عددی که در برابر شکاف تولید و مصرف، تاثیر محدودی دارد. مشکل اصلی فراتر از قیمت سوخت است. خودروهای داخلی با کیفیت پایین و قیمت بالا، رانندهها را به سمت مصرف بیشتر بنزین سوق میدهد. در عین حال، واردات خودروهای باکیفیت و کممصرف به دلیل انحصار بازار و موانع ساختاری با محدودیت مواجه است.
این انحصار نهتنها قیمت خودرو را بالا نگه داشته، بلکه انگیزهای برای بهبود بهرهوری سوخت در تولید داخل ایجاد نکرده است.محدودیت واردات خودروهای برقی و هیبریدی هم حلقه دیگری از این زنجیره است. در شرایطی که جهان به سمت الکتریکیشدن حرکت میکند، بازار ایران همچنان درگیر خودروهای پرمصرف و فرسوده است. نتیجه این وضعیت فشار بیشتر به پالایشگاهها و افزایش واردات بنزین است که در شرایط فعلی نشدنی است و نهایتا منجر به تداوم ناترازی میشود. با این احوال به نظر میرسد که دولت، نرخ سوم بنزین را برای تامین بخشی از مخارج و جبران کسری بودجه افزایش داده است.
اما این سیاست در عمل بار مالی را از دوش دولت به دوش مردم منتقل میکند، بدون اینکه انگیزهای برای اصلاح ساختار صنعت خودرو یا رفع انحصار ایجاد کند. به عبارت دیگر، بنزین گران میشود، اما خودروی ارزان و باکیفیت در دسترس مردم قرار نمیگیرد. نکته دیگر این است که در شرایطی که تورم و فشار معیشتی بالاست، هر تصمیمی که مستقیما بر هزینه خانوارها اثر بگذارد، حساسیتبرانگیز است. خلاصه که بحران بنزین در کشور اساسا در دل بحران خودرو، انحصار و عدم سرمایهگذاری در پالایش و فناوری است.
تا وقتیکه بازار خودرو رقابتی، واردات آزاد و مشوقی برای خودروهای کممصرف و برقی ایجاد نشود، هر افزایش قیمتی تنها صورتمسئله را برای چند روز پاک میکند. گرانی بنزین شاید بخشی از کسری بودجه دولت را جبران کند، اما بحران خودرو و کیفیت پایین آن و ناترازی بنزین را حل نمیکند.
منبع: آوش



