آزادسازی یمن از طرف یک جنبش کاملا حامی فلسطین، سناریویی کابوسوار برای پروژه صهیونیستی در منطقه است، زیرا تضمین میکند که آرمان قدس اشغالی زنده بماند و قدرت جدیدی برای دفاع از آن ایجاد شود. برای صهیونیستها، آنچه که آنها به دنبال آن هستند، مانند تولد یک ایران جدید در جهان عرب است. به گزارش المیادین، مدتها دولت صنعا دستکم گرفته شده بود که عربستان و امارات وظیفه مقابله با آن را بر عهده داشتند؛
در سال ۲۰۲۲، این پویایی شروع به تغییر کرد، زیرا نیروهای مسلح یمن قابلیتهای موشکی و پهپادی پیشرفتهای را نشان دادند که اهداف حیاتی را در عربستان لرزاند و حتی تا امارات نیز رسید. بنبست حمله مارب در سال ۲۰۲۱ نیز ممکن است برای فریب اتحاد آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه مفید بوده باشد، که بهوضوح نتوانستند نیروهای مسلح را در صنعا جدی بگیرند؛ با این حال، ریاض در اوایل سال ۲۰۲۲ آنها را جدی گرفت، همانطور که ابوظبی نیز چنین کرد و از این رو تصمیم گرفتند با آتشبس موقت با میانجیگری سازمان ملل موافقت کنند.
از آن زمان، دولت یمن به دولتی در جهان تبدیل شده است که مستقیما به ارتش خود دستور داده است تا برای حمایت از مردم غزه، به سمت رژیم صهیونیستی آتش بگشاید؛ از همان آغاز نسلکشی، نیروهای مسلح یمن پیش از اعمال محاصره در دریای سرخ، شروع به شلیک موشک به سمت اراضی اشغالی کردند. اگر این اقدامها از سوی هر کشوری انجام میشد، قابلتوجه میبود، چه برسد به کشوری که خود ۴۰۰ هزار کشته متحمل شده و از محاصره غیرقانونی و غیرانسانی رنج برده است؛
هیچ چیز مادی وجود نداشت که دولت یمن از حمایت ملموس و بیپرده خود از مقاومت فلسطین در نوار غزه به دنبال به دست آوردن آن باشد و همین امر باعث شد که این حمایت در نظر اتحاد آمریکا و رژیم صهیونیستی غیرقابل پیشبینیتر شود. از آنجا که صنعا بسیار دستکم گرفته شده بود، صهیونیستها و آمریکاییها اساسا در داخل یمن کور ماندند و اطلاعات لازم برای وارد کردن ضربهای جدی به ارتش یمن را نداشتند؛ در عوض، رژیم صهیونیستی کار قابل پیشبینی را انجام داد؛
اهداف غیرنظامی را بمباران کرد و سپس از متحدان آمریکایی خود خواست تا سه عملیات نظامی جداگانه را در تلاش برای شکستن محاصرهای که در حمایت از غزه ایجاد شده بود، آغاز کنند.
بیشتر بخوانید: تحکیم تسلط صنعا بر گلوگاه انرژی جهان؛ پیامدهای استراتژیک سقوط مواضع متجاوزان سعودی در سواحل غربی یمن تغییر شطرنج ژئوپلیتیک در بابالمندب؛ پیامدهای استراتژیک سقوط سواحل غربی یمن
یمن ملتی است که اگر کاملا از نیروهای نیابتی عربستان و امارات آزاد شود، بدون شک سیاست خارجی خود را به مخالفت با موجودیت صهیونیستی و حمایت از مقاومت فلسطین اختصاص خواهد داد؛ این بهتنهایی تهدیدی بزرگ برای رژیم صهیونیستی است. با این حال، این به معنای دیگری نیز خواهد بود؛ این تنها کشور عربی خواهد بود که دارای یک دولت مستقل است که با آمریکا متحد نیست؛ به عبارت دیگر، بهعنوان نمونهای برای کل منطقه عمل خواهد کرد.
برای ریاض، دمشق، قاهره و فراتر از آن، این یک مشکل بزرگ است، زیرا به محض اینکه نمونهای ارائه شود، مردم خودشان میتوانند شروع به ایده گرفتن در مورد آینده خود کنند. یمن که میتواند به منابع خود دسترسی پیدا کند، بدون محاصره زندگی کند و بر تنگه بابالمندب نفوذ داشته باشد، میتواند به یک قدرت بزرگ تبدیل شود؛ این یک دستاورد بزرگ برای مقاومت منطقهای در برابر امپریالیسم آمریکا و یک ضرر استراتژیک عظیم برای رژیم صهیونیستی است.
بخشی از دلیلی که اکثر رسانههای عربزبان، به همراه تمام رسانههای غربی، دولت یمن را با عنوان ادعایی «شورشیان» خطاب میکنند، دقیقا به همین دلیل است. آنها امیدوارند این جنبش را بهعنوان گروهی شورشی جلوه دهند؛ این کار هم برای مشروعیتزدایی از نیروهای مسلح یمن و دولت مستقر در پایتخت این کشور و هم برای فروش یک روایت فرقهای دروغین انجام میشود. اما با تاسف برای بلوک متحد آمریکا-رژیم صهیونیستی، تلاشهای آنها برای پنهان کردن افکار عمومی، بینتیجه مانده است؛ نسلکشی غزه، جایگاه همه را آشکار کرد و اکنون حقیقت برای همه آشکار است. انتهای پیام/
منبع: خبرگزاری میزان



