فرهنگی هنریفرهاب سامانه تحلیل اخبار6 دقیقه مطالعه

یک روز با عشایر سرگچینه؛ جایی که نوای نی با صدای مطالبه درهم آمیخت

یاسوج- جاده خاکی سرگچینه بویراحمد که پشت سر گذاشته شد، نوای نی از دل سیاه‌چادرها برخاست؛ روایتی از فرهنگی زنده که کنار موسیقی و مهمانی، هنوز آب، راه و امکانات می‌خواهد.

یک روز با عشایر سرگچینه؛ جایی که نوای نی با صدای مطالبه درهم آمیخت

یاسوج- جاده خاکی سرگچینه بویراحمد که پشت سر گذاشته شد، نوای نی از دل سیاه‌چادرها برخاست؛ روایتی از فرهنگی زنده که کنار موسیقی و مهمانی، هنوز آب، راه و امکانات می‌خواهد.

خبرگزاری مهر، گروه استانها: جاده آسفالت که تمام می‌شود، روایت دیگری از زندگی آغاز می‌شود، جاده‌ای خاکی و پرپیچ‌وخم که میان باغ‌های سیب و مزارع لوبیا پیش می‌رود و هرچه بیشتر طی می‌شود، سیاه‌چادرها بیشتر خودنمایی می‌کنند، اینجا سرگچینه است، جایی که زندگی عشایری هنوز با گله، دوغ، آتش، کوچ و البته فهرستی از مطالبات قدیمی گره خورده است.

مسیرمان را به سمت منطقه عشایری سرگچینه آغاز کردیم؛ حدود ۳۰ کیلومتر از مسیر را طی کردیم تا کم‌کم نشانه‌های زندگی عشایری در برابر چشم‌ها ظاهر شود.

ابتدا جاده همان جاده‌های آشنای روستایی بود، اما آرام‌آرام مسیر تغییر کرد، آسفالت جای خود را به خاک داد و وارد جاده‌ای شدیم که دیگر خبری از مسیر هموار و بی‌دردسر نبود، ایل‌راهی پرپیچ‌وخم که میان طبیعت زاگرس کشیده شده بود، کمی جلوتر، نخستین سیاه‌چادرها از دور پیدا شدند.

اینجا خبری از سکوت و بی‌تحرکی نبود، هر کس مشغول کاری بود، یکی دنبال بزغاله‌ها می‌گشت، دیگری مشغول آماده کردن سیاه‌چادر بود، گروهی به گله‌داری و دوشیدن بز و گوسفند مشغول بودند و گوشه‌ای دیگر، آتشی روشن شده بود تا شام آماده شود.

در کنار اینها، مرغداری‌های کوچک و فعالیت‌های مختلف معیشتی نیز بخشی از زندگی روزمره عشایر را شکل داده بود، هر سیاه‌چادر، انگار یک خانه بود با ده‌ها کار که باید همزمان در آن انجام می‌شد.

هر کس کاری داشت؛ زندگی در حرکت بود

هرچه بیشتر در منطقه پیش رفتیم، پراکندگی سیاه‌چادرها بیشتر به چشم می‌آمد، اما این پراکندگی به معنای فاصله گرفتن آدم‌ها از یکدیگر نبود،زیرا جریان زندگی را نشان می داد.

صدای دام‌ها، رفت‌وآمد اعضای خانواده، آماده‌سازی غذا، دوشیدن شیر و کارهای روزمره، تصویری متفاوت از زندگی را پیش چشم می‌گذاشت، زندگی‌ای که برخلاف ظاهر ساده‌اش، برای ادامه یافتن نیازمند تلاش مداوم بود.

کمی بعد به سیاه‌چادر مشی علی رسیدیم، جایی که اکرم خانم، نام یکی از زنان عشایری، در انتظار گروهی بود که آمده بودند یک روز را با عشایر سپری کنند، اما این یک روز قرار نبود فقط تماشای زندگی عشایری باشد، قرار بود پای صحبت‌های مردمانی بنشینیم که در کنار تمام زیبایی‌های این سبک زندگی، مشکلات و مطالباتی هم دارند.

اکرم خانم؛ روایت یک زندگی در انتظار آب

اکرم خانم در گفت و گو با خبرنگار مهر از زندگی‌اش می‌گوید، از مشکلاتی که برایش شاید سال‌ها است تکراری شده اما هنوز حل نشده است.

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های او آب است، مسئله‌ای ساده در ظاهر، اما حیاتی برای خانواده‌ای که باید زندگی، دام و معیشت خود را در منطقه‌ای عشایری اداره کند.

او از ایل‌راه هم می‌گوید؛ مسیری که برای عبور و مرور عشایر اهمیت حیاتی دارد، اما زیرسازی مناسبی ندارد و با کوچک‌ترین بارندگی، شرایط آن دشوار می‌شود.

مطالبه دیگر، صفحات خورشیدی است، وعده‌ای که به گفته او از سوی امور عشایر مطرح شده اما هنوز به نتیجه نرسیده است.

برای خانواده‌ای که دسترسی محدودی به زیرساخت‌های برق دارد، صفحه خورشیدی فقط یک وسیله رفاهی نیست، بخشی از امکان ادامه زندگی در منطقه است.

در میان صحبت‌های اکرم خانم، یک نکته بیشتر از همه به چشم می‌آید، عشایر با وجود تمام سختی‌ها همچنان مشغول زندگی‌اند، اما بخشی از نیازهای اولیه آنان هنوز در فهرست وعده‌ها باقی مانده است.

زیر سقف بهون؛ فرهنگ، مهمان برنامه است

در ادامه رئیس حوزه هنری کهگیلویه و بویراحمد به مباحث مربوط به فرهنگ عشایری و اقدامات حوزه هنری در این رابطه پرداخت.

شریف اسلامی در حاشیه این برنامه در گفت و گو با خبرنگار مهر می گوید: در فرهنگ و هویت عشایری، مسائل و مشکلات زندگی عشایر و آنچه برای حفظ این میراث فرهنگی می‌توان انجام داد رسانه ها می توانند کمک کار باشند.

وی با اشاره به اینکه فرهنگ عشایری صرفاً یک خاطره یا نوستالژی نیست، اظهار کرد: زندگی عشایری یک بستر هویت‌ساز و ریشه فرهنگی جامعه است و همان‌طور که یک درخت برای ایستادن به ریشه‌های محکم نیاز دارد، جامعه نیز باید ریشه‌های هویتی خود را حفظ کند.

وی افزود: امروز شاهد نوعی گسست نسلی میان نسل گذشته و نسل جدید هستیم و به همین دلیل نیاز است دوباره به فرهنگ عشایری توجه کنیم.

رئیس حوزه هنری کهگیلویه و بویراحمد با بیان اینکه فرهنگ عشایری طی سال‌ها و نسل‌ها شکل گرفته است، تصریح کرد: در این فرهنگ مجموعه‌ای از قواعد، عرف‌ها، ارزش‌ها و شیوه‌های زندگی وجود دارد که از نسل‌های گذشته منتقل شده است.

وی، مهمان‌نوازی، همدلی، تعاون، شجاعت و دلاوری را از جمله ارزش‌های این فرهنگ دانست و گفت: این ارزش‌ها ممکن است با تغییر نسل و تغییر سبک زندگی شکل متفاوتی پیدا کنند، اما باید حفظ و تقویت شوند.

بازآفرینی هویت، نه بازگشت به سیاه‌چادر

اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به رویکرد حوزه هنری در قبال فرهنگ عشایری اشاره کرد و گفت: حوزه هنری به دنبال بازآفرینی فرهنگ و هویت عشایری است.

وی تأکید کرد: بازآفرینی هویت عشایری به معنای بازآفرینی روش زندگی عشایری نیست، بلکه منظور بازآفرینی «منش زندگی عشایری» است.

به گفته رئیس حوزه هنری استان، ممکن است فردی دیگر در سیاه‌چادر زندگی نکند و در شهر ساکن باشد، اما بتواند روح حاکم بر فرهنگ عشایری، یعنی همدلی، تعاون، مهمان‌نوازی و مسئولیت‌پذیری را با خود به زندگی شهری ببرد.

این نگاه، فرهنگ عشایری را از یک تصویر صرفاً تاریخی خارج می‌کند و آن را به موضوعی مرتبط با زندگی امروز تبدیل می‌کند.

روایت پژوهشگر از ایل و کوچ

پژوهشگر عشایر کهگیلویه و بویراحمد هم ادامه برنامه به بخشی از آنچه را در کتاب‌ها و پژوهش‌هایش درباره زندگی عشایری ثبت کرده را بازگو کرد.

سید محمود موسوی‌پور در حاشیه این برنامه در گفت و گو با خبرنگار مهر از ساختار ایل، طایفه، تیره، تش و خانواده گفت؛ از نظامی که در گذشته روابط اجتماعی عشایر را سامان می‌داد.

او توضیح داد که کوچ عشایر تنها جابه‌جایی فصلی نبود، بلکه مجموعه‌ای از عوامل جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی در شکل‌گیری آن نقش داشت.

این پژوهشگر عشایر استان از سرحد تا گرمسیر، مسیر کوچ بخشی از زندگی بود و ایل در حرکت، نظم و قواعد خاص خود را داشت را روایت کرد.

از «شیره» تا «کاسه بهره»؛ اقتصاد بر پایه اعتماد

موسوی‌پور از «شیره» گفت: شیوه‌ای سنتی برای همکاری در فرآوری شیر که نمونه‌ای از اقتصاد مبتنی بر اعتماد در جامعه عشایری بود.

وی می افزاید: خانواده‌ها شیر تولیدی خود را در قالب یک نظام مشخص با یکدیگر به اشتراک می‌گذاشتند و میزان مشارکت هر خانواده ثبت و در پایان دوره محاسبه می‌شد.

پژوهشگر عشایر کهگیلویه و بویراحمد تاکید می کند: اما این همکاری فقط اقتصادی نبود زیرا در فرهنگ عشایری، اگر خانواده‌ای غذای مناسبی مانند برنج، گوشت یا مرغ داشت، سهمی از آن را برای خانواده نیازمند می‌فرستاد.

وی یادآور شد: کاسه بهره، فقط یک کاسه غذا نبود، نشانه‌ای از این بود که کسی در جامعه نباید در سختی تنها بماند.

موسوی پور تصریح کرد: اگر بیماری در خانواده‌ای رخ می‌داد، دیگران برای کمک می‌آمدند و در مراسم عروسی و عزا نیز بخش بزرگی از امور با همکاری جمعی انجام می‌شد.

فرهنگی که دادگاهش، ریش‌سفید بود

یکی دیگر از بخش‌های روایت این پژ

منبع: خبرگزرای مهر

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار