به گزارش جام جم آنلاین از میان این آثار، شاید یکی از مشهورترین چهرههای رباخوار در تاریخ ادبیات را باید در «جنایت و مکافات» فئودور داستایفسکی جستوجو کرد.
رباخواری که مرگش آغاز یک جنایت شد آلیونا ایوانونا پیرزنی است که در سنپترزبورگ از طریق گرو گرفتن وسایل مردم به آنها پول قرض میدهد. مشتریانش عمدتاً انسانهایی هستند که به دلیل فقر و نیاز مالی راه دیگری ندارند. در توصیف شرایط وامهای او، از سودهای بسیار سنگین سخن گفته میشود؛ بهگونهای که حتی تأخیر کوتاه در پرداخت میتواند به از دست رفتن گروی فرد منجر شود. داستایفسکی اما رباخواری را تنها یک شغل نشان نمیدهد. آلیونا در ذهن راسکولنیکف به نمادی از انسانی تبدیل میشود که از درماندگی دیگران سود میبرد.
همین نگاه، زمینه یکی از تکاندهندهترین جنایتهای تاریخ ادبیات را فراهم میکند. راسکولنیکف پیش از قتل، تلاش میکند جنایت خود را با یک استدلال فلسفی توجیه کند؛ اما آنچه در ادامه اتفاق میافتد، نشان میدهد حذف یک «شر» ادعایی، نهتنها جهان را بهتر نمیکند، بلکه قاتل را وارد جهنم روانی تازهای میکند. رمان داستایفسکی به جای محکوم کردن مستقیم رباخواری، نفرتی را که یک رباخوار ایجاد می کند و زندگی دیگران را از میان میبرد؛ به نمایش میگذارد.
قراردادی که میتوانست به قیمت جان تمام شود اگر آلیونا ایوانونا یکی از مشهورترین رباخواران رمان باشد، شایلاک بدون تردید یکی از شناختهشدهترین وامدهندگان تاریخ ادبیات و تئاتر است. در «تاجر ونیزی» ویلیام شکسپیر، آنتونیو برای کمک به دوستش باسانیو از شایلاک، وامدهنده یهودی، پول قرض میکند. شرط قرارداد عجیب و هولناک است: اگر بدهی در موعد مقرر پرداخت نشود، شایلاک حق دارد بخشی از گوشت بدن آنتونیو را مطالبه کند. وقتی آنتونیو قادر به پرداخت بدهی نیست، قرارداد از یک معامله مالی به تهدیدی برای جان انسان تبدیل میشود و داستان به دادگاه کشیده میشود.
شایلاک البته شخصیتی ساده و تکبعدی نیست. نمایشنامه در کنار تصویر او بهعنوان وامدهندهای انتقامجو، تبعیض و تحقیرهایی را هم که علیه او وجود دارد نشان میدهد. همین مسئله باعث شده تفسیرهای جدیدتر، شخصیت شایلاک را بسیار پیچیدهتر از یک «رباخوار شرور» بدانند.
وقتی ربا از پول به خشونت میرسد اگر داستایفسکی و شکسپیر ربا را در قالب ادبیات و اخلاق بررسی میکنند، سینما میتواند پیامدهای آن را به شکلی عینیتر به تصویر بکشد. یکی از نمونههای شاخص، فیلم «پیتا» ساخته کیم کیدوک است؛ فیلمی محصول کره جنوبی در سال ۲۰۱۲ که داستان مردی را روایت میکند که برای نزولخواران کار میکند و با بدهکارانی که توان پرداخت ندارند، بهشدت خشن برخورد میکند.
در اینجا دیگر با یک قرارداد روی کاغذ طرف نیستیم. بدهی به ابزار تهدید و خشونت تبدیل شده است. شخصیت اصلی، بدهکارانی را که نمیتوانند پول را پس بدهند، تحت فشار قرار میدهد و فیلم بهتدریج هزینه انسانی چنین رابطهای را آشکار میکند. «پیتا» در جشنواره ونیز سال ۲۰۱۲ جایزه شیر طلایی را نیز دریافت کرد.
در همین زمینه بخوانید: مکانیسم مالی نزول شیطان مردم را گیج میکند
یک فیلم ۱۱۰ ساله درباره قربانیان وامهای سنگین شاید جالب باشد که سینما بیش از یک قرن پیش هم سراغ همین مسئله رفته بود. فیلم صامت «The Usurer's Grip» در سال ۱۹۱۲ ساخته شد؛ داستان مرد خانوادهای که گرفتار یک وامدهنده استثماری میشود و بدهی، خانوادهاش را تا مرز فروپاشی پیش میبرد. این فیلم در چارچوب کارزار بنیاد راسل سیج علیه وامدهندگان استثماری ساخته شد و هدف آن نشان دادن خطر وامهای غیرمنصفانه و معرفی راههای جایگزین برای تأمین مالی بود.
جالب اینجاست که مسئلهای که فیلم بیش از یک قرن پیش مطرح میکرد، همچنان برای مخاطب امروز آشناست: وقتی فردی به دلیل نیاز مالی به وامی با شرایط سنگین تن میدهد و بدهی به جای حل مشکل، خود به مشکل اصلی زندگی تبدیل میشود.
هنر درباره چه چیزی هشدار میدهد؟ کنار هم گذاشتن این آثار نشان میدهد تصویر ربا در هنر فقط تصویر یک فرد طماع نیست. در «جنایت و مکافات»، رباخوار در دل جامعهای فقیر و گرفتار دیده میشود و مسئله بدهی با فقر، تحقیر و بحران اخلاقی گره میخورد. در «تاجر ونیزی»، بدهی به قراردادی تبدیل میشود که میتواند سرنوشت و حتی جان انسان را تهدید کند. در «پیتا»، رابطه طلبکار و بدهکار به خشونت عریان میرسد. و در «The Usurer's Grip»، مسئله از زاویهای اجتماعیتر دیده میشود: خانوادهای که یک وام نامناسب میتواند آن را تا مرز فروپاشی ببرد.
شاید به همین دلیل است که ربا و نزولخواری بارها به سوژه ادبیات و سینما تبدیل شدهاند؛ چون پشت یک معامله مالی، مسئلهای بسیار انسانیتر قرار دارد: انسانی که در تنگنای نیاز، چیزی را قرض میگیرد و ممکن است در نهایت بیش از پول، آرامش، آزادی و حتی زندگی خود را از دست بدهد.
منبع: جام جم آنلاین



