فرهنگی هنریفرهاب سامانه تحلیل اخبار4 دقیقه مطالعه

طالقانی؛ اندیشمندی همراه با نهضت امام

شیرخانی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد قم، در یادداشتی به مناسبت سالروز درگذشت آیت‌الله طالقانی، ضمن بررسی سوابق مبارزاتی و اندیشه سیاسی وی، به تبیین نسبت او با امام خمینی(ره)، خاستگاه لقب «پدر» و نگاه پدرانه‌اش به نیروهای انقلابی پرداخت.

طالقانی؛ اندیشمندی همراه با نهضت امام

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، علی شیرخانی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد قم به مناسبت سالروز درگذشت آیت الله طالقانی درباره این شخصیت بزرگ نوشت: آقای طالقانی فعالیت خود را از دهه ۲۰ آغاز کرد. ایشان از طریق انجمن اسلامی دانشگاه، طرح مباحث اسلامی را شروع کرد. این مسیر ادامه یافت و به مسجد هدایت و برخی مراکز دیگر رسید. در دهه ۴۰ که نهضت امام آغاز شد، او نیز در نهضت حضور داشت و دستگیر شد.

تلاقی با اندیشه امام و پذیرش رهبری ایشان اگر شاکله اندیشه او را بررسی کنیم، ایشان در مسیر دینی گام برمی‌داشت. از سوی دیگر، امام خمینی نیز از سال ۴۱ و با طرح بحث انجمن‌ها، و همچنین دیگر مراجع مانند آقای خویی با بیانیه‌های تند، مباحث را در همین مسیر دینی پیش می‌بردند. اینجا نقطه تلاقی امام و آقای طالقانی است. هر دو تحصیل‌کرده حوزه و از شاگردان مرحوم شیخ عبدالکریم حائری یزدی بودند.

ممکن است در برخی تاکتیک‌ها و جزئیات، نظرها متفاوت بوده باشد؛ اما آقای طالقانی به این باور رسیده بود که رهبری انقلاب با امام است. همه، از جمله او، رهبری امام را پذیرفته بودند. آقای طالقانی از سوی امام به امامت جمعه تهران منصوب شد. علما اهل اجتهادند و اختلاف نظر میان آنان طبیعی است.

لقب «پدر» در دهه ۴۰ برای واکاوی عنوان «پدر» درباره آقای طالقانی باید به دهه ۴۰ بازگشت. امام در سال ۱۳۴۳ نخست به ترکیه و سپس به نجف تبعید شد. مبارزانی که در خط امام بودند، پراکنده شدند. مرحوم مصباح مجله‌ای به نام انتقام منتشر می‌کرد؛ همه کارهای آن را خودش انجام می‌داد و بسیار تند بود. او در سال ۴۴ کار را کنار گذاشت.

سال ۴۴ آغاز کار سازمان مجاهدین خلق است. آقای طالقانی در تهران بود و هسته اصلی آن‌ها نیز در تهران قرار داشت. او چهره‌ای موجه بود؛ آن‌ها به مسجد او می‌رفتند و از این عنوان استفاده می‌کردند که ایشان برای ما پدر است. این عنوان از همان زمان آغاز شد و پس از انقلاب نیز ادامه یافت.

نگاه پدرانه و مرزهای دینی آقای طالقانی جاذبه زیادی داشت. او معتقد بود کسانی که در جامعه ما مسلمان‌اند، حتی اگر خطا داشته باشند، می‌توان با نگاهی پدرانه خطاهایشان را تصحیح کرد؛ تا زمانی که امکان تصحیح وجود دارد. در خطبه‌ای از نماز جمعه ایشان گفته بود که اگر کسی از دین و آموزه‌های اسلام فاصله بگیرد و صریحاً بگوید اسلام را قبول ندارم، طبیعی است که من نمی‌توانم آن را بپذیرم.

پس از انقلاب نیز که مجاهدین آزاد شدند، گفت این‌ها جوان‌هایی هستند که دغدغه دارند؛ تا آنجا که ممکن است باید جذب شوند. آقای طالقانی آموزه‌های دینی را کنار نمی‌گذاشت. جاذبه او زیاد بود، اما برخی می‌خواهند بگویند او تساهل زیادی داشت. این نادرست است؛ او به دین تعصب داشت.

اندیشه سیاسی طالقانی آقای طالقانی مباحث اندیشه خود را ابتدا در کتاب «اسلام و مالکیت» تا حدی بیان کرد. سپس کتابی را که از خود او نبود، با مقدمه، حاشیه و شرح منتشر کرد. این کتاب از علامه نائینی است؛ «تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله» که در سال ۱۲۸۸ در دوره استبداد صغیر نوشته شده بود. پس از رضاخان، این کتاب به فراموشی رفت. سال ۳۲ کودتا رخ داد.

آقای طالقانی هم با مصدق و هم با کاشانی ارتباط داشت. دو سال پس از کودتا، او تنبیه‌الامه را منتشر کرد؛ کتابی که در آن زمان بهترین اثر در فقه سیاسی، اجتماعی و… بود. این کار جرأت زیادی می‌خواست. او در آن کتاب اندیشه سیاسی خود را بیان کرد. در آنجا سلطنت تملیکیه و ولایتیه مطرح می‌شود. آقای طالقانی تقریباً مانند نائینی بحث می‌کند. نائینی می‌گوید اصل سلطنت برای امام معصوم است؛ اما در دوره غیبت نمی‌توان آن را رها کرد. حالا که نمی‌توان رها کرد، چه باید کرد؟ اینجا بحث می‌شود آیا عالمان دینی باید حکومت را به دست بگیرند.او می‌گوید اگر بگیرند، فبها و نعمه؛ بسیار مطلوب است.

آقای طالقانی نیز همین را شرح می‌دهد. اگر نشد چه؟ آیا باید نظام اجتماعی رها شود؟ اینجا بحث می‌شود که آیا می‌توان حکومت عرفی را از لحاظ دینی توجیه و تبیین کرد یا نه. آقای طالقانی در حاشیه، بحث نواب در دوره غیبت را مطرح می‌کند و درباره شیوه، چرایی و چگونگی آن مطالبی دارد.

زمانی که آیت‌الله بروجردی رحلت کرد، آقای طالقانی مقاله‌ای با عنوان «تمرکز و عدم تمرکز در مرجعیت» نوشت. او می‌پرسد آیا مانند آقای بروجردی باید مرجعیت را به یک نفر سپرد یا خیر. با منطق خود، بحث شورا و مانند آن را پیش می‌کشد و می‌گوید می‌توان علمای اسلامی را دور هم جمع کرد، گفت‌وگو و استدلال کنند و سپس نظر اجتهادی را به جامعه ارائه داد.

همین شیوه را در جامعه نیز مطرح می‌کرد. در آثار او مخالفت با ولایت فقیه دیده نمی‌شود؛ نه آن را ذکر کرده و نه بر آن حاشیه زده است. پس از انقلاب نیز امام را به عنوان رهبر پذیرفته بود. در کلیت، آقای طالقانی یک اندیشمند دینی است.

منبع: رسانیوز

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار