رفتن به محتوای اصلی
اقتصادیفرهاب سامانه تحلیل اخبار6 دقیقه مطالعه

چرا روسیه تورم را کنترل کرد و ما نه؟

مقایسه عملکرد اقتصادی تهران و مسکو در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که برخلاف تصور عموم، عامل اصلی تورم در ایران نه فشارهای خارجی، بلکه ضعف ساختاری در تولید و مدیریت پولی است.

چرا روسیه تورم را کنترل کرد و ما نه؟

برای اینکه این موضوع را بررسی کرده و به دلایل آن بپردازیم لازم است دو اقتصاد در معرض تهدید تحریم را مقایسه نماییم چرا در ایران تورم بالاست ولی در کشورهایی نظیر روسیه که شرایط ما را دارند این مشکل برجسته نیست نظر به اینکه هر دو کشور با محدودیت‌های بین‌المللی (تحریم‌ها) و چالش‌های اقتصادی روبرو هستند ولی تفاوت فاحش در نرخ تورم نشان می‌دهد که شاید اصل تحریم تعیین کننده نیست و باید دلایل دیگری مانند مدیریت بر اقتصاد عامل آن باشد با یک بررسی دقیق و البته اجمالی تفاوتها را میتوان دسته بندی کرد۱.

تفاوت در ساختار تولید و وابستگی به وارداتروسیه یک اقتصاد بسیار خودکفا در بخش‌های استراتژیک است. آن‌ها در صنایع نظامی، هوافضا، انرژی و حتی بسیاری از صنایع پایه، وابستگی بسیار کمی به واردات دارند. وقتی نرخ ارز در روسیه نوسان می‌کند، چون نیاز به واردات کالا یا مواد اولیه کم است، قیمت کالاهای داخلی بلافاصله بالا نمی‌رود.در مقابل، اقتصاد ایران به شدت به واردات وابسته است (نه فقط کالاهای مصرفی، بلکه مواد اولیه صنعتی و قطعات).

هر بار که نرخ ارز در بازار آزاد بالا می‌رود، زنجیره تولید در ایران دچار شوک می‌شود و تولیدکننده بلافاصله هزینه ارزی خود را به قیمت محصول اضافه می‌کند. این یعنی تورم در ایران مستقیماً با نوسان ارز گره خورده است.۲. مدیریت نقدینگی و سیاست‌های پولیبانک مرکزی روسیه یکی از سخت‌گیرترین سیاست‌های پولی را دنبال می‌کند. آن‌ها برای کنترل تورم، نرخ بهره را بسیار بالا می‌برند و با کنترل شدید حجم پول در گردش، از رشد بی‌رویه نقدینگی جلوگیری می‌کنند.در ایران، برای جبران کسری بودجه دولت، معمولاً از طریق افزایش حجم نقدینگی (چاپ پول یا استقراض از بانک مرکزی) اقدام می‌شود.

این حجم عظیم پول در گردش که با رشد تولید همخوانی ندارد، عامل اصلی فشار تورمی در ایران است.۳. صادرات کالا و جریان ارز (تنوع درآمدی)روسیه یکی از بزرگترین صادرکنندگان انرژی (گاز و نفت) و همچنین محصولات کشاورزی (گندم) در جهان است.

حتی با وجود محدودیت‌ها، بدلیل وابستگی بخش عمده ای از کشورها به محصولات استراتژیک روسیه جریان مداوم ارز به این کشور ثبات نرخ ارز را حفظ می‌کند.اگرچه ایران هم صادرکننده نفت است، اما به دلیل محدودیت‌های شدید بانکی و حمل‌ونقل، فشارهای شدیدنظام سلطه بر ایران و وجود واسطه های متعدد و تراستی ها، دریافت و مدیریت درآمدهای ارزی بسیار دشوارتر و پرریسک‌تر است. این عدم قطعیت در درآمد ارزی، باعث بی‌ثباتی در بازار ارز ایران می‌شود.۴.

ساختار بازار و رقابتبازار روسیه در بسیاری از بخش‌ها با ساختارهای بزرگ و دولتی مدیریت می‌شود که کنترل قیمت‌ها را آسان‌تر می‌کند دولت هنوز بر اقتصاد روسیه مسلط است و مانع از حضور بخشهای خصوصی میشود بازار ایران دارای بخش‌های بسیار بزرگ و غیررسمی (مانند بازار خودرو، مسکن و طلا) است که با نرخ ارز و نقدینگی حرکت می‌کنند. این بخش‌ها در خودشان ابرتورم ایجاد میکنند یعنی هر بار که پولی به اقتصاد تزریق می‌شود، این بخش‌ها قیمت‌ها را به شدت بالا می‌برند.۵.

انتظارات تورمی و اعتماد به پول ملیکه شاید مرحله خطرناکی باشد و با روحیات مردم بازی میشود با وجود جنگ، اعتماد عمومی به پایداری پول روبل به دلیل ذخایر ارزی و قدرت تولیدی روسیه، در سطح نسبتاً بالاتری قرار دارد.در ایران، انتظارات تورمی بسیار بالاست. یعنی مردم از قبل می‌دانند قیمت‌ها بالا می‌رود، پس برای حفظ ارزش پول خود، سریعاً آن را به دلار یا طلا تبدیل می‌کنند.

این رفتارِ خودِ مردم، فشار را بر بازار ارز و تورم بیشتر می‌کند (چرخه باطل).چه راهی وجود دارد که بتوان این چرخه را تغییر داد و کلا چرا تورم در نوع اقتصادها متفاوت است که برای پاسخ به آن میتوان به اقتصادهای تولید محور و مصرف محور توجه کرد تفاوت تورم در اقتصادهای تولیدمحور و مصرف‌محور چگونه است و آثار مترتب بر آنها چیست این موضوع که روشن است که تورم در واقع یعنی «بی‌ارزش شدن پول در برابر کالاها» که برای همه ما ملموس است تصور کنید در یک کشور، بیش از آنچه تولید میکنند، مصرف می‌شود و در کشوری دیگر بیش از آنچه مصرف میکنند تولید می‌شود تفاوت این دو در نحوه ایجاد، شدت و مدیریت تورم بسیار چشمگیر استبخش بعدی بررسی ما به این سمت است که چه اتفاقی برای اقتصاد کشورها رخ میدهد که علیرغم فشارهای خارجی میتوانند به حیات خود ادامه داده و کمتر مورد تعذیب قرار گیرند که میتوان به نوع نگاه آنها به مصرف و تولید اشاره کرد و مسیر تصمیم گیری را برای سیاست گذار تعیین میکند ۱.

اقتصاد مصرف‌محور در این نوع اقتصاد، تقاضا برای خرید کالاها بسیار بالاست و معمولاً تولیدات داخلی نمی‌تواند پاسخگوی این تقاضا باشد و یا اینکه کیفیت کالای داخلی قدرت رقابت با خارجی ها ندارد و به همین دلیل تقاضا برای واردات بیشتر است تورم در اینجا از سمت تقاضااست. یعنی مردم و دولت می‌خواهند کالای زیادی بخرند، اما کالای مورد دلخواه کم است پس قیمت‌ها بالا می‌رود.-وابستگی به واردات چون تولید داخلی ضعیف است، کشور مجبور است کالاهای مورد نیاز را از خارج وارد کند. این یعنی هر بار که نرخ ارز بالا می‌رود، قیمت همه چیز در داخل کشور بالا می‌رود.

در این اقتصاد، تورم بسیار سریع و ناگهانی است. مردم با دیدن کمبود کالا یا افزایش قیمت، به خرید انباشتی (خرید همه چیز برای ذخیره کردن) روی می‌آورند که خود باعث افزایش بیشتر تقاضا و گرانی بیشتر می‌شود. بسیاری از کشورهای در حال توسعه که ساختار تولیدی ضعیفی دارند، در این دسته قرار می‌گیرند.۲. اقتصاد تولیدمحور در این اقتصاد، تمرکز اصلی بر افزایش ظرفیت تولید، صادرات و خودکفایی است.تورم در اینجا عمدتاً از سمت هزینه است. یعنی اگر قیمت‌ها بالا برود، معمولاً به دلیل افزایش هزینه مواد اولیه یا دستمزدها است، نه به دلیل اینکه مردم بیش از حد خرید می‌کنند.

چون کالا در بازار زیاد است (عرضه بالا)، تولیدکنندگان مجبورند برای رقابت، قیمت‌ها را پایین نگه دارند. این یعنی حتی اگر تورم هم وجود داشته باشد، به دلیل وجود کالای کافی، قیمت‌ها به شدت جهش نمی‌کنند به تعبیری کنترل قیمت وجود دارد چون این کشورها کالای زیادی تولید و صادر می‌کنند، همیشه جریان ارز به داخل کشور وجود دارد. این باعث می‌شود نرخ ارز ثابت بماند و تورم ناشی از ارز جلوه نمیکند و به تعبیری سیاست پایداری ارزی اعمال میشود که کشورهای توسعه یافته از این مزیت برخوردارنددر کشور ما یک وضعیت تضاد قرار دارد.

از یک طرف ما در بخش‌های بسیاری (مثل کشاورزی یا صنایع پایه) تلاش برای تولید می‌کنیم، اما از طرف دیگر، به دلیل ساختار مصرف محوری وابستگی زیادی به واردات و نوسانات ارزی داریم. این باعث شده که ایران نتواند از مزایای یک اقتصاد تولیدمحور (قیمت‌های پایدار) بهره‌مند شود و بیشتر با چالش‌های اقتصاد مصرف‌محور (تورم ناشی از کمبود و نوسان ارز) روبرو باشد.و تنها یک راه برای برون رفت از این وضعیت متصور است که نرخ تولید پایین بیاید کالا بوفور و با کیفیت تولید شود و با این اقدام ذائقه مردم به سمت کالای داخلی تغییر نماید.

قطعا با این شیوه میتوان به سقف تولید با فراوانی بیشتر رسید و به تبع آن حداقل بازارهای کشورهای همسایه که حدودا ١٥ کشور میباشند و بیش از ٥٥٠٠ کیلومتر مرز زمینی و ٢٧٠٠ کیلومتر مرز دریایی دارد که ١٦ استان کشور مستقیما میتوانند با کشورهای همسایه مرتبط شوند که مجموعا بالغ بر ٦٥٠ میلیون نفر جمعیت در خود جایی داده اند که اگر اقتصاد ایران بر مبنای تولید شکل بگیرد و مراودات خارجی بی نقصی داشته باشیم میتوانیم به راحتی در مقابل هر تهدیدی استقامت کنیم و رفاه ملی خود را نیز فراهم نماییم این عزم در مردم ایران به شکل جدی وجود دارد و لازم است متولیان امر نیز همت کنند اقتصاد کشور را با مدیریتی زیبا به دنیا معرفی نمایند.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار